کشتار امویان
بنیعباس بخش اعظمی از بنیامیه را کشتند.[۴۷] بعد از بیعت اهل کوفه با سفّاح، وی به حسن بن قحطبه امر کرد به شهر قاسط برود و یزید بن قدمت بن هبیره (قاضی اموی عراق) را به قتل برساند.[۴۸] بعد از مدتی سفّاح برادرش، منصور را برای فرماندهی سپاه ابنقحطبه، روانه قاسط کرد.[۴۹] آنها خلاف حفاظتطومارای که به ابنهبیره داده بودند، وی و یارانش را مسجد النبی کوهسنگی مشهد کشتند.[۵۰]
عبدالله بن علی، عموی سفاح، که به امر او به نزاع با مروان بن محمد رفته بود، با یارانش سپاه مروان را باخت بخشید و تا مصر تعقیبش کردند.[۵۱] آنها بعد از دست یافتن به مروان، اورا کشتند و سرش را برای ابوالعباس آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرستادند.[۵۲]
سفاح به عموی خویش عبدالله بن علی در شام، طومارای نوشت و فرمان کشتار کلیه بنیامیه را صادر کرد.[۵۳] بر پایه ی گزارش ابناثیر تاریخنگار اهل تسنن، عبدالله بن علی در دمشق قبر همگی خلفای اموی (جز قدمت بن عبدالعزیز[۵۴]) را شکافت و میان آنان فقط جسد هشام بن عبدالملک را تندرست یافت که آن را نیز سوزانید و خاکسترش را بر باد بخشید.[۵۵] همینطور سازه به گفته وی، عبدالله بن علی کلیه بنیامیه را (جز شیرخواران و اشخاصی که به اندلس گریخته بودند) قتل عام کرد.[۵۶] از این رو در بعضا از منابع به عبدالله بن علی نیز سفّاح (خونریز) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نقل شده میباشد.[۵۷]
سلیمان بن علی و داود بن علی، عموهای دیگر سفاح نیز گروهی از بنیامیه را در بصره[۵۸] و گروهی را در حجاز به فرمان ابوالعباس قتل عام کردند.[۵۹] گزارشهایی وجود دارااست که هزاران نفر از اهل موصل نیز که از بیعت با سفاح پرهیز کرده بودند، به دست اخوی سفاح، یحیی بن محمد کشته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدند.[۶۰]
سرکوب کودتاها
کشتارهایی که از سوی بنیعباس اعمال گرفت، موجب اعتراض بعضا از علاقه مندان بنیامیه شد و مورد کودتا آنان را در شام و عراق و حجاز آماده آورد، ولی تمامی این کودتاها در طی سفاح، به دست عباسیان سرکوب شوید.[۶۱]
شرایط شیعهها
در زمان سفاح، علویان از وقار نسبی منتفع بودند.[۶۲] با این حالا یکسری ماه بعد از استارت خلافت سفاح، سلیمان بن کثیر به گمان همیاری با علویان گردن زده شد[۶۳] و آن گاه تکان سهم دار بن روضه خوان (۱۳۳ق) در بخارا با قتل او سرکوب شوید. تنی چند از مورخان، سهم دار و ماهیت قیام اورا شیعی دانستهاند.[۶۴]
بعضا از دانشمندان با استناد به داستانهایی، احتمال دادهاند که سفاح بهاین جهت که امام درستگو(ع) را برای مدتی پایین لحاظ داشته باشد، اورا به عراق فرا خوانده[۶۵] و امام درستگو(ع) به دلیل تقیه کردن از سفاح، او را با تیتر امام کاربر قرار میداده میباشد.[۶۶] به گفته محمدباقر مجلسی از محدثان شیعه، امام درستگو(ع) در جریان یک کدام از دیدارهایش با سفاح، برای اولینتوشه محل دفن امام علی(ع) را آشکار تشکیل داد.[۶۷]
مرگ
مبتنی بر گزارش طبری، ابوالعباس سفاح در ذیالحجة سال ۱۳۶ق[۶۸] بعداز چهار سال و هشت ماه خلافت[۶۹] بر تاثیر آبله[۷۰] (یا این که تب[۷۱]) در انبار جان بخشید و در قصر خویش به خاک ودیعت شد.[۷۲] بر طبق خبر ابناثیر، تاریخنگار اهل تسنن، سفاح اندکی پیش از مرگ، برادرش منصور عباسی را جانشین خویش و اخوی زادهاش عیسی بن موسی را جانشین منصور کرد.[۷۳]
پانویس
ابنالجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۸۹.
دواداری، کنز الدرر، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۸.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۴۹؛ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳۲، ص۲۷۸.
زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۱۱۶.
الصابئ، رسوم دار الخلافة، ۱۹۸۶م، ص۱۲۹؛ قلقشندی، مآثر الاناقة، ۱۴۲۷ق، ص۸۴.
کشتار امویان
بنیعباس بخش اعظمی از بنیامیه را کشتند.[۴۷] بعد از بیعت اهل کوفه با سفّاح، وی به حسن بن قحطبه امر کرد به شهر قاسط برود و یزید بن قدمت بن هبیره (قاضی اموی عراق) را به قتل برساند.[۴۸] بعد از مدتی سفّاح برادرش، منصور را برای فرماندهی سپاه ابنقحطبه، روانه قاسط کرد.[۴۹] آنها خلاف حفاظتطومارای که به ابنهبیره داده بودند، وی و یارانش را مسجد النبی کوهسنگی مشهد کشتند.[۵۰]
عبدالله بن علی، عموی سفاح، که به امر او به نزاع با مروان بن محمد رفته بود، با یارانش سپاه مروان را باخت بخشید و تا مصر تعقیبش کردند.[۵۱] آنها بعد از دست یافتن به مروان، اورا کشتند و سرش را برای ابوالعباس آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرستادند.[۵۲]
سفاح به عموی خویش عبدالله بن علی در شام، طومارای نوشت و فرمان کشتار کلیه بنیامیه را صادر کرد.[۵۳] بر پایه ی گزارش ابناثیر تاریخنگار اهل تسنن، عبدالله بن علی در دمشق قبر همگی خلفای اموی (جز قدمت بن عبدالعزیز[۵۴]) را شکافت و میان آنان فقط جسد هشام بن عبدالملک را تندرست یافت که آن را نیز سوزانید و خاکسترش را بر باد بخشید.[۵۵] همینطور سازه به گفته وی، عبدالله بن علی کلیه بنیامیه را (جز شیرخواران و اشخاصی که به اندلس گریخته بودند) قتل عام کرد.[۵۶] از این رو در بعضا از منابع به عبدالله بن علی نیز سفّاح (خونریز) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نقل شده میباشد.[۵۷]
سلیمان بن علی و داود بن علی، عموهای دیگر سفاح نیز گروهی از بنیامیه را در بصره[۵۸] و گروهی را در حجاز به فرمان ابوالعباس قتل عام کردند.[۵۹] گزارشهایی وجود دارااست که هزاران نفر از اهل موصل نیز که از بیعت با سفاح پرهیز کرده بودند، به دست اخوی سفاح، یحیی بن محمد کشته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدند.[۶۰]
سرکوب کودتاها
کشتارهایی که از سوی بنیعباس اعمال گرفت، موجب اعتراض بعضا از علاقه مندان بنیامیه شد و مورد کودتا آنان را در شام و عراق و حجاز آماده آورد، ولی تمامی این کودتاها در طی سفاح، به دست عباسیان سرکوب شوید.[۶۱]
شرایط شیعهها
در زمان سفاح، علویان از وقار نسبی منتفع بودند.[۶۲] با این حالا یکسری ماه بعد از استارت خلافت سفاح، سلیمان بن کثیر به گمان همیاری با علویان گردن زده شد[۶۳] و آن گاه تکان سهم دار بن روضه خوان (۱۳۳ق) در بخارا با قتل او سرکوب شوید. تنی چند از مورخان، سهم دار و ماهیت قیام اورا شیعی دانستهاند.[۶۴]
بعضا از دانشمندان با استناد به داستانهایی، احتمال دادهاند که سفاح بهاین جهت که امام درستگو(ع) را برای مدتی پایین لحاظ داشته باشد، اورا به عراق فرا خوانده[۶۵] و امام درستگو(ع) به دلیل تقیه کردن از سفاح، او را با تیتر امام کاربر قرار میداده میباشد.[۶۶] به گفته محمدباقر مجلسی از محدثان شیعه، امام درستگو(ع) در جریان یک کدام از دیدارهایش با سفاح، برای اولینتوشه محل دفن امام علی(ع) را آشکار تشکیل داد.[۶۷]
مرگ
مبتنی بر گزارش طبری، ابوالعباس سفاح در ذیالحجة سال ۱۳۶ق[۶۸] بعداز چهار سال و هشت ماه خلافت[۶۹] بر تاثیر آبله[۷۰] (یا این که تب[۷۱]) در انبار جان بخشید و در قصر خویش به خاک ودیعت شد.[۷۲] بر طبق خبر ابناثیر، تاریخنگار اهل تسنن، سفاح اندکی پیش از مرگ، برادرش منصور عباسی را جانشین خویش و اخوی زادهاش عیسی بن موسی را جانشین منصور کرد.[۷۳]
پانویس
ابنالجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۸۹.
دواداری، کنز الدرر، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۸.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۴۹؛ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳۲، ص۲۷۸.
زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۱۱۶.
الصابئ، رسوم دار الخلافة، ۱۹۸۶م، ص۱۲۹؛ قلقشندی، مآثر الاناقة، ۱۴۲۷ق، ص۸۴.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی