اما مولف حافظه گردیده این حیث را نسبت به آیین اسلام بعداز ذکر مذهبها بودا و مسیحیت و یهود ذکر میدارااست که در آن مذهبها، مسألهای به اسم سیاست مطرح نبوده میباشد. گرچه حیث وی به «تز» فعلی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد این مذهبها میباشد، لیکن می بایست از نگرش فلسفه فقهی، کلیه ادیان الهی را که به عنوان «نظام» بر آدم نازل گشته میباشد، سیاسی شمرد و هرگونه انحراف از این مسیر، عقب افتاده جسمی موقعیت اتفاق افتاده میباشد که از ماهیت شرایع آسمانی بدور میباشد.
جامعه مدنی به معنی دیرینه خویش
جامعه مدنی از دو واژه و کلمه «جامعه» و «مدنی» ادغام یافته میباشد. جامعه، معنای: گردآمدن و پیرامون هم معاش کردن را میدهد. و مَدَنی از ریشه «مدینه» به معنای «شهر» گرفته شدهاست. لذا «جامعه مَدَنی» معاش گروهی و شهر نشینی را تداعی مینماید. در مقابل، کلمه و واژه «بَدَاو» زندگانی ابتدایی آدم را خاطر آور میگردد که منزل به دوش بوده، همواره در وضعیت نقل و جابجایی، و تعیین جاهای عالی به رمز میبردند، و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد هنوز به شهر نشینی و منزل و کاشانه آماده ساختن خو نگرفته بودند، و تا به امروز نیز بر معاش قبایلی که منزل به دوش میباشند هم اطلاق میخواهد شد.
واژه و کلمه «تمدّن» نیز از همین ریشه (مدینه) میباشد، که معنای میل به شهرنشینی را اعمال مینماید. اما این گردهم داخل شدن و شهرنشینی، فرایندهایی دارااست که شاخصههای «تمدّن» به شمار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میفرآیند، و همواره در درحال حاضر بسط و توسعه میباشند، و معاش را از موقعیت ویّلیه که بی آلایش زیستی میباشد، به شرایط غامض درآورده، وبر حسب مرور مجال، غامضخیس نیز میسازند.
در فرهنگ وتمدن لغت عرب، به مکان واژه و کلمه «تمدّن» واژه «حضارت» در مقابل واژه «بداوت» به فعالیت میرود. حضارت از ریشه «حضر» به معنای حضور در شهر و بداوت از «بدو» به معنای معاش ابتدایی میباشد.
اما «تمدّن» یا این که «حضارت» نیازمند آداب و رسومی میباشد که باید شهروندان رعایت نمایند، و هر چه بیشتر و عالی پایبند ضوابط و قوانین گزینه توافق باشند ارتقای سطح تمدّن نیز به ترازو این وابستگیها و پایبند بودنها بستگی داراست. بشر ذاتا در باطن خویش این حس را دارااست که می بایست گردهم آیند، و برای مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفع نیازهای خود از محصولهای یکدیگر فایدهمند شوند، اما بهای آن را نیز که به عبارتی منفعتمند ساختن بقیه افراد میباشد بپردازند. از اینرو، گفتهاند: «الإنسان مَدَنی بالطبع»؛ آدم ذاتا به گردهم وارد شدن و ساکن شدن در یک جا، میل دارااست.
آدم، بایستگی تشکیل معاش مشترک را بر پایه ی تعاون عمومی دریافته، و دانسته میباشد که نمیتواند بتنهایی نیازهای خویش را برآورد؛ از این رو، کوشیده میباشد خویش را از معاش ابتدایی (بدوی) رهانیده، به معاش اجتماعی «مدنی» روی آورد.
بهاین سان معاش «امروزی» (متمدّن یا این که متحضّر) به معنای حیات اجتماعی سازمان یافته میباشد، در مقابل معاش فاقد سازماندهی امروزی، و اطلاق «جامعه مدنی» بر اینسیرتکامل معاش در مقابل «جامعه بدوی» میباشد که اینگونه سازماندهی پرورش یافته را ندارد، خیر در مقابل «توحّش» که فاقد هر سیرتکامل مدنیّت میباشد ؛ چون جامعه بدوی نیز دارنده ضوابط و ضوابطی میباشد، که گاه بشدّت رعایت میشود و لذا نمیقدرت بر آن اسم توحّش بنیان، بلکه بعضی آداب و رسومی بر جامعه ها بدوی قاضی میباشد که شهرنشینان از آنان محرومند.
فعلا به تفاسیری گشوده میگردیم که برای «جامعه مدنی» مطرح گردیده است، تا ببینیم کدام یک سوابق بیشتری داشته، و کدامین تعبیروتفسیر جنبه نوظهوری دارااست و تا کجا با مبانی اسلامی سازگار میباشد.
«جامعه مدنی» کلاً، از چهار نگرش آیتم تعریفوتمجید قرار گرفته میباشد:
1 ـ جامعه مدنی از بینش جامعه شناختی عام: بر این محور، جامعه مدنی، معاش اجتماعی و منتسب به «مدینه» (به معنای شهر) میباشد. و به عبارتی معنای شهر نشینی و گردهم وارد شدن را میرساند، که بشر با حس بایستگی آن، معاش مشترک و تعاونی خویش را شروع نمود،4 و پیوسته در سعی میباشد تا بالاترین فایده را با کمترین سرمایه به دست آورد، و همواره در خوب ساختن وسائل رفاه معیشت خویش میکوشد.
اما اینگونه جلسه و تشکیل معاش مشترک، در شرایطیکه روشن بختی آدم را تأمین مینماید و به تندرست به شیوه خویش ادامه میدهد، که سازماندهی بی نقص داده گردیده باشد و مبتنی بر محبّت و مهر متقابل و اصول حکمت شالودهریزی گردیده، قوانین مستحکم بر آن حکم کننده باشد. این مقررات با مقررات قاضی بر جامعه ها بدوی فرق اصلی داراست؛ به عنوان مثال آن که در اجرای ضابطه نسبت به متخلّفان در دولت ها بدوی، دست مدیریت بستگان گشوده میباشد، البته در جامعه مدنی امروزی، صرفا مقررات حکم کننده میباشد خیر رابطه ها.
2 ـ جامعه مدنی از نگرش فلسفه، که بـر تعقّل و انـدیشه و حـکمت پایدار میباشد.
تشکیل دهندگان اینگونه جامعهای، میدانند چرا و بر کدام مبنا اینگونه جامعهای را سامان میدهند، و در اصلً روح تفاهم و تسالم و همیاری بر آن جامعه حکم کننده میباشد. مراد از مدینه فاضله که افلاطون و ارسطو و فارابی از آن حرف گفتهاند، اینگونه جامعهای میباشد که بر پایه ی حکمت و دوراندیشی و کوچک اندیشی محورگذاری شدهاست. بشر دوستی، همدردی، روح تسامح و تساهل، احترام به دستمزد یکدیگر، سپری شد و احیانا ایثار، از ویژگیهای این جامعه به شمار میفرایند و در فلسفه در نصیب «حکمت عملی»، از آن گفت و گو میخواهد شد. درین جامعه، مقصود، پرورش و تکامل نوع انسانی میباشد، تا اشخاص هر چه خوب معاش نمایند، به نحو اَحسن به حقوق و دستمزد حقّه و طبیعی خویش دست یابند، و از مواهب طبیعت که معبود در مشت آدم گذاشته، به سیرتکامل سزاوار و بایسته سودمند گردند؛ برای مثال: از استعدادهای مختلف که در بنیان اشخاص به امانت گذارده گردیده، همه به سیرتکامل مساوی و عادلانه سود ببرند. لذا در اینگونه جامعهای می بایست بخل و حسد و دَغَل و ظلم و تجاوز و چپاول، که مایه حرمان نصیب عظیمی از پیکر جامعه میخواهد شد، ریشهکن گردد، و مکان خویش را به محبّت و سپری شد و ایثار و فداکاری و نوعدوستی بدهد.
در اینگونه جامعهای، آدم به جهت بشر بودن گزینه احترام قرار میگیرد، و هیچ گاه دست اندرکاران محیطی و موقعیت زیستی، که موجب تفاوتهای صورت و اندام و رنگ و غیره میباشد، یا این که گرایشهای خاصّ که سبب ساز نظریهها و باورهای مختلف میشود، یا این که نسب یا این که حسب، باعث تبعیض از برخورداری از دستمزد انسانی و منفعت مندی از مواهب طبیعی و الهی، و نیز به کارگیری از فراوردههای پندارهای بشری میباشد، نمیشود. تمامی انسانها در یک صف قرار دارندو همگی اخوی و برابرند ؛ هر تعدادی صورت و رفتار و حالت محیطی آنها گوناگون باشد .
قرآن کریم ومهربان به همین واقعیت اشاره داراست آن جا که گوید:
«یا این که أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ».5
درین آیه، «النّاس» (همگی عموم) آیتم خطاب قرار گرفتهاند. هر انسانی از استارت آفرینش تا نقطه نهایی عالم، و در پهنای گیتی، استفاده کننده بهاین خطاب میباشد.
کلیه انسانها ـ فارغ از استثناـ از یک والدین آفریده گردیدهاند؛ پس تمامی اخوی و برابرند، و هیچ کس و هیچ گروهی، از هر نژاد و قومیّت، بر دیگری برتری ندارد.
امّا این که به طور گروهها و با استعدادهای متفاوت صورت گرفتهاند، می بایست موجب نزدیکتر شدن به یکدیگر گردد، تا از مواهب و فراوردههای فکری و تجربه علمی یکدیگر سودمند گردند. و این اعطا کرد و ستدها بیشتر مایه شناخت و آشنایی همدیگر خواهد شد. پس انسانها بایستی با هم دوست باشند؛ گرچه در ملیّتها و حالت متفاوت صورت گرفتهاند. و همین دوستیها و آشناییها منجر کبیر شدن دامنه علم ها و معارف بشری و گسترش آن میخواهد شد.
بهاین سان هر انسانی می بایست این تعهّد را در خویش شم نماید که در مقابل فایدهمند شدن از مواهب و دستاوردهای بقیه افراد خویش نیز منفعت بدهد، و گرنه «کَلِّ » برجامعه و وجودی تحمیلی خواهد بود، خیر یک عضو فعّال .
لذا در نقطه نهایی آیه گوشزد میسازد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ»؛ گرامیترین اشخاص نزد پروردگار اشخاصیاند که حس تعهّد در آنها عمیقتر باشد، چون «تقوی» از ریشه «وقایه» به معنای «تحفّظ» و «تعهّد» میباشد.
اصولا از نگرش قرآن کریم و مهربان، آدم آفریده گردیدهاست تا آباد کننده زمین باشد:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها». (هود /61)
شمارا از زمین آفرید، و به آباد ساختن آن گماشت.
این آباد ساختن زمین، سوای روح همزیستی و مسالمتآمیز، و نوعدوستی و ایثار و فداکاری و عملکرد وکوشش و همیاری، میسّر وجود ندارد .
و همین میباشد معنای «خلافت» در زمین6 و مسخَّر بودن کائنات برای انسان7 و پذیرا شدن ودیعت وودایع الهی8 تا شامل «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»شود.9 سپس خدا در آفرینش وی، به خویش شادباش گوید.10
3 ـ سومی تعریفوتمجید جامعه مدنی، در ارتباط با معنا حقوقی آن میباشد. از مهمترین شاخصههای جامعه مدنی، نهادینه شدن ضابطه در جامعه میباشد، بهاین معنا که ضابطه بر رابطه ها شخصی و اجتماعی حکم دهنده باشد. نهادینه شدن ضابطه در جامعه، یک فرمان ضروری به شمار میرود، و اساساً جامعه سوای حکومت ضابطه، موجب درهم ریختگی اوضاع و احوال و داد و فریاد در جامعه میباشد. جامعه بر شالودههای ضابطه پایدار میباشد، و با متزلزل شدن محورها، جامعه از هم فرو میریزد. حتی جامعه بدوی، سوای ضابطهِ منحصربهفرد خویش، نمیتواند پایدار بماند و از هم میپاشد.
آنچه جامعه مدنی را از جامعه بدوی، درین ارتباط جداگانه میسازد، جنبه شمولی حکومت ضابطه میباشد. در جامعه مدنی تمامی اشخاص در قبال ضابطه یکسانند، البته در دولت ها بدوی یا این که جامعه ها تکامل نیافته کم و زیاد، تبعیض در حکومت ضابطه مشاهده میخواهد شد. لذا شاخصه جامعه مدنی تکامل یافته، به عبارتی تساوی در قبال ضابطه، و اجرای عدل و داد اجتماعی در همه سطح ها میباشد. اسلام نیز از روز ابتدا، بر تساوی در اجرای ضابطه، تاکید داشته میباشد.
اما مولف حافظه گردیده این حیث را نسبت به آیین اسلام بعداز ذکر مذهبها بودا و مسیحیت و یهود ذکر میدارااست که در آن مذهبها، مسألهای به اسم سیاست مطرح نبوده میباشد. گرچه حیث وی به «تز» فعلی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد این مذهبها میباشد، لیکن می بایست از نگرش فلسفه فقهی، کلیه ادیان الهی را که به عنوان «نظام» بر آدم نازل گشته میباشد، سیاسی شمرد و هرگونه انحراف از این مسیر، عقب افتاده جسمی موقعیت اتفاق افتاده میباشد که از ماهیت شرایع آسمانی بدور میباشد.
جامعه مدنی به معنی دیرینه خویش
جامعه مدنی از دو واژه و کلمه «جامعه» و «مدنی» ادغام یافته میباشد. جامعه، معنای: گردآمدن و پیرامون هم معاش کردن را میدهد. و مَدَنی از ریشه «مدینه» به معنای «شهر» گرفته شدهاست. لذا «جامعه مَدَنی» معاش گروهی و شهر نشینی را تداعی مینماید. در مقابل، کلمه و واژه «بَدَاو» زندگانی ابتدایی آدم را خاطر آور میگردد که منزل به دوش بوده، همواره در وضعیت نقل و جابجایی، و تعیین جاهای عالی به رمز میبردند، و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد هنوز به شهر نشینی و منزل و کاشانه آماده ساختن خو نگرفته بودند، و تا به امروز نیز بر معاش قبایلی که منزل به دوش میباشند هم اطلاق میخواهد شد.
واژه و کلمه «تمدّن» نیز از همین ریشه (مدینه) میباشد، که معنای میل به شهرنشینی را اعمال مینماید. اما این گردهم داخل شدن و شهرنشینی، فرایندهایی دارااست که شاخصههای «تمدّن» به شمار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میفرآیند، و همواره در درحال حاضر بسط و توسعه میباشند، و معاش را از موقعیت ویّلیه که بی آلایش زیستی میباشد، به شرایط غامض درآورده، وبر حسب مرور مجال، غامضخیس نیز میسازند.
در فرهنگ وتمدن لغت عرب، به مکان واژه و کلمه «تمدّن» واژه «حضارت» در مقابل واژه «بداوت» به فعالیت میرود. حضارت از ریشه «حضر» به معنای حضور در شهر و بداوت از «بدو» به معنای معاش ابتدایی میباشد.
اما «تمدّن» یا این که «حضارت» نیازمند آداب و رسومی میباشد که باید شهروندان رعایت نمایند، و هر چه بیشتر و عالی پایبند ضوابط و قوانین گزینه توافق باشند ارتقای سطح تمدّن نیز به ترازو این وابستگیها و پایبند بودنها بستگی داراست. بشر ذاتا در باطن خویش این حس را دارااست که می بایست گردهم آیند، و برای مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفع نیازهای خود از محصولهای یکدیگر فایدهمند شوند، اما بهای آن را نیز که به عبارتی منفعتمند ساختن بقیه افراد میباشد بپردازند. از اینرو، گفتهاند: «الإنسان مَدَنی بالطبع»؛ آدم ذاتا به گردهم وارد شدن و ساکن شدن در یک جا، میل دارااست.
آدم، بایستگی تشکیل معاش مشترک را بر پایه ی تعاون عمومی دریافته، و دانسته میباشد که نمیتواند بتنهایی نیازهای خویش را برآورد؛ از این رو، کوشیده میباشد خویش را از معاش ابتدایی (بدوی) رهانیده، به معاش اجتماعی «مدنی» روی آورد.
بهاین سان معاش «امروزی» (متمدّن یا این که متحضّر) به معنای حیات اجتماعی سازمان یافته میباشد، در مقابل معاش فاقد سازماندهی امروزی، و اطلاق «جامعه مدنی» بر اینسیرتکامل معاش در مقابل «جامعه بدوی» میباشد که اینگونه سازماندهی پرورش یافته را ندارد، خیر در مقابل «توحّش» که فاقد هر سیرتکامل مدنیّت میباشد ؛ چون جامعه بدوی نیز دارنده ضوابط و ضوابطی میباشد، که گاه بشدّت رعایت میشود و لذا نمیقدرت بر آن اسم توحّش بنیان، بلکه بعضی آداب و رسومی بر جامعه ها بدوی قاضی میباشد که شهرنشینان از آنان محرومند.
فعلا به تفاسیری گشوده میگردیم که برای «جامعه مدنی» مطرح گردیده است، تا ببینیم کدام یک سوابق بیشتری داشته، و کدامین تعبیروتفسیر جنبه نوظهوری دارااست و تا کجا با مبانی اسلامی سازگار میباشد.
«جامعه مدنی» کلاً، از چهار نگرش آیتم تعریفوتمجید قرار گرفته میباشد:
1 ـ جامعه مدنی از بینش جامعه شناختی عام: بر این محور، جامعه مدنی، معاش اجتماعی و منتسب به «مدینه» (به معنای شهر) میباشد. و به عبارتی معنای شهر نشینی و گردهم وارد شدن را میرساند، که بشر با حس بایستگی آن، معاش مشترک و تعاونی خویش را شروع نمود،4 و پیوسته در سعی میباشد تا بالاترین فایده را با کمترین سرمایه به دست آورد، و همواره در خوب ساختن وسائل رفاه معیشت خویش میکوشد.
اما اینگونه جلسه و تشکیل معاش مشترک، در شرایطیکه روشن بختی آدم را تأمین مینماید و به تندرست به شیوه خویش ادامه میدهد، که سازماندهی بی نقص داده گردیده باشد و مبتنی بر محبّت و مهر متقابل و اصول حکمت شالودهریزی گردیده، قوانین مستحکم بر آن حکم کننده باشد. این مقررات با مقررات قاضی بر جامعه ها بدوی فرق اصلی داراست؛ به عنوان مثال آن که در اجرای ضابطه نسبت به متخلّفان در دولت ها بدوی، دست مدیریت بستگان گشوده میباشد، البته در جامعه مدنی امروزی، صرفا مقررات حکم کننده میباشد خیر رابطه ها.
2 ـ جامعه مدنی از نگرش فلسفه، که بـر تعقّل و انـدیشه و حـکمت پایدار میباشد.
تشکیل دهندگان اینگونه جامعهای، میدانند چرا و بر کدام مبنا اینگونه جامعهای را سامان میدهند، و در اصلً روح تفاهم و تسالم و همیاری بر آن جامعه حکم کننده میباشد. مراد از مدینه فاضله که افلاطون و ارسطو و فارابی از آن حرف گفتهاند، اینگونه جامعهای میباشد که بر پایه ی حکمت و دوراندیشی و کوچک اندیشی محورگذاری شدهاست. بشر دوستی، همدردی، روح تسامح و تساهل، احترام به دستمزد یکدیگر، سپری شد و احیانا ایثار، از ویژگیهای این جامعه به شمار میفرایند و در فلسفه در نصیب «حکمت عملی»، از آن گفت و گو میخواهد شد. درین جامعه، مقصود، پرورش و تکامل نوع انسانی میباشد، تا اشخاص هر چه خوب معاش نمایند، به نحو اَحسن به حقوق و دستمزد حقّه و طبیعی خویش دست یابند، و از مواهب طبیعت که معبود در مشت آدم گذاشته، به سیرتکامل سزاوار و بایسته سودمند گردند؛ برای مثال: از استعدادهای مختلف که در بنیان اشخاص به امانت گذارده گردیده، همه به سیرتکامل مساوی و عادلانه سود ببرند. لذا در اینگونه جامعهای می بایست بخل و حسد و دَغَل و ظلم و تجاوز و چپاول، که مایه حرمان نصیب عظیمی از پیکر جامعه میخواهد شد، ریشهکن گردد، و مکان خویش را به محبّت و سپری شد و ایثار و فداکاری و نوعدوستی بدهد.
در اینگونه جامعهای، آدم به جهت بشر بودن گزینه احترام قرار میگیرد، و هیچ گاه دست اندرکاران محیطی و موقعیت زیستی، که موجب تفاوتهای صورت و اندام و رنگ و غیره میباشد، یا این که گرایشهای خاصّ که سبب ساز نظریهها و باورهای مختلف میشود، یا این که نسب یا این که حسب، باعث تبعیض از برخورداری از دستمزد انسانی و منفعت مندی از مواهب طبیعی و الهی، و نیز به کارگیری از فراوردههای پندارهای بشری میباشد، نمیشود. تمامی انسانها در یک صف قرار دارندو همگی اخوی و برابرند ؛ هر تعدادی صورت و رفتار و حالت محیطی آنها گوناگون باشد .
قرآن کریم ومهربان به همین واقعیت اشاره داراست آن جا که گوید:
«یا این که أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ».5
درین آیه، «النّاس» (همگی عموم) آیتم خطاب قرار گرفتهاند. هر انسانی از استارت آفرینش تا نقطه نهایی عالم، و در پهنای گیتی، استفاده کننده بهاین خطاب میباشد.
کلیه انسانها ـ فارغ از استثناـ از یک والدین آفریده گردیدهاند؛ پس تمامی اخوی و برابرند، و هیچ کس و هیچ گروهی، از هر نژاد و قومیّت، بر دیگری برتری ندارد.
امّا این که به طور گروهها و با استعدادهای متفاوت صورت گرفتهاند، می بایست موجب نزدیکتر شدن به یکدیگر گردد، تا از مواهب و فراوردههای فکری و تجربه علمی یکدیگر سودمند گردند. و این اعطا کرد و ستدها بیشتر مایه شناخت و آشنایی همدیگر خواهد شد. پس انسانها بایستی با هم دوست باشند؛ گرچه در ملیّتها و حالت متفاوت صورت گرفتهاند. و همین دوستیها و آشناییها منجر کبیر شدن دامنه علم ها و معارف بشری و گسترش آن میخواهد شد.
بهاین سان هر انسانی می بایست این تعهّد را در خویش شم نماید که در مقابل فایدهمند شدن از مواهب و دستاوردهای بقیه افراد خویش نیز منفعت بدهد، و گرنه «کَلِّ » برجامعه و وجودی تحمیلی خواهد بود، خیر یک عضو فعّال .
لذا در نقطه نهایی آیه گوشزد میسازد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ»؛ گرامیترین اشخاص نزد پروردگار اشخاصیاند که حس تعهّد در آنها عمیقتر باشد، چون «تقوی» از ریشه «وقایه» به معنای «تحفّظ» و «تعهّد» میباشد.
اصولا از نگرش قرآن کریم و مهربان، آدم آفریده گردیدهاست تا آباد کننده زمین باشد:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها». (هود /61)
شمارا از زمین آفرید، و به آباد ساختن آن گماشت.
این آباد ساختن زمین، سوای روح همزیستی و مسالمتآمیز، و نوعدوستی و ایثار و فداکاری و عملکرد وکوشش و همیاری، میسّر وجود ندارد .
و همین میباشد معنای «خلافت» در زمین6 و مسخَّر بودن کائنات برای انسان7 و پذیرا شدن ودیعت وودایع الهی8 تا شامل «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»شود.9 سپس خدا در آفرینش وی، به خویش شادباش گوید.10
3 ـ سومی تعریفوتمجید جامعه مدنی، در ارتباط با معنا حقوقی آن میباشد. از مهمترین شاخصههای جامعه مدنی، نهادینه شدن ضابطه در جامعه میباشد، بهاین معنا که ضابطه بر رابطه ها شخصی و اجتماعی حکم دهنده باشد. نهادینه شدن ضابطه در جامعه، یک فرمان ضروری به شمار میرود، و اساساً جامعه سوای حکومت ضابطه، موجب درهم ریختگی اوضاع و احوال و داد و فریاد در جامعه میباشد. جامعه بر شالودههای ضابطه پایدار میباشد، و با متزلزل شدن محورها، جامعه از هم فرو میریزد. حتی جامعه بدوی، سوای ضابطهِ منحصربهفرد خویش، نمیتواند پایدار بماند و از هم میپاشد.
آنچه جامعه مدنی را از جامعه بدوی، درین ارتباط جداگانه میسازد، جنبه شمولی حکومت ضابطه میباشد. در جامعه مدنی تمامی اشخاص در قبال ضابطه یکسانند، البته در دولت ها بدوی یا این که جامعه ها تکامل نیافته کم و زیاد، تبعیض در حکومت ضابطه مشاهده میخواهد شد. لذا شاخصه جامعه مدنی تکامل یافته، به عبارتی تساوی در قبال ضابطه، و اجرای عدل و داد اجتماعی در همه سطح ها میباشد. اسلام نیز از روز ابتدا، بر تساوی در اجرای ضابطه، تاکید داشته میباشد.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی