loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 20
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 9:23


اما مولف حافظه گردیده این حیث را نسبت به آیین اسلام بعداز ذکر مذهبها بودا و مسیحیت و یهود ذکر می‏دارااست که در آن مذهبها، مسأله‏ای به اسم سیاست مطرح نبوده میباشد. گرچه حیث وی به «تز» فعلی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد این مذهبها می‏باشد، لیکن می بایست از نگرش فلسفه فقهی، کلیه ادیان الهی را که به عنوان «نظام» بر آدم نازل گشته میباشد، سیاسی شمرد و هرگونه انحراف از این مسیر، عقب افتاده جسمی موقعیت اتفاق افتاده میباشد که از ماهیت شرایع آسمانی بدور می‏باشد.
جامعه مدنی به معنی دیرینه خویش
جامعه مدنی از دو واژه و کلمه «جامعه» و «مدنی» ادغام یافته میباشد. جامعه، معنای: گردآمدن و پیرامون هم معاش کردن را می‏دهد. و مَدَنی از ریشه «مدینه» به معنای «شهر» گرفته شد‌ه‌است. لذا «جامعه مَدَنی» معاش گروهی و شهر نشینی را تداعی می‏نماید. در مقابل، کلمه و واژه «بَدَاو» زندگانی ابتدایی آدم را خاطر آور می‏گردد که منزل به دوش بوده، همواره در وضعیت نقل و جابجایی، و تعیین جاهای عالی به رمز می‏بردند، و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد هنوز به شهر نشینی و منزل و کاشانه آماده ساختن خو نگرفته بودند، و تا به امروز نیز بر معاش قبایلی که منزل به دوش میباشند هم اطلاق می‏خواهد شد.
واژه و کلمه «تمدّن» نیز از همین ریشه (مدینه) میباشد، که معنای میل به شهرنشینی را اعمال می‏نماید. اما این گردهم داخل شدن و شهرنشینی، فرایندهایی دارااست که شاخصه‏های «تمدّن» به شمار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‏فرآیند، و همواره در درحال حاضر بسط و توسعه می‏باشند، و معاش را از موقعیت ویّلیه که بی آلایش زیستی میباشد، به شرایط غامض درآورده، وبر حسب مرور مجال، غامض‏خیس نیز می‏سازند.
در فرهنگ وتمدن لغت عرب، به مکان واژه و کلمه «تمدّن» واژه «حضارت» در مقابل واژه «بداوت» به فعالیت می‏رود. حضارت از ریشه «حضر» به معنای حضور در شهر و بداوت از «بدو» به معنای معاش ابتدایی میباشد.
اما «تمدّن» یا این که «حضارت» نیازمند آداب و رسومی میباشد که باید شهروندان رعایت نمایند، و هر چه بیشتر و عالی پایبند ضوابط و قوانین گزینه توافق باشند ارتقای سطح تمدّن نیز به ترازو این وابستگیها و پایبند بودن‏ها بستگی داراست. بشر ذاتا در باطن خویش این حس را دارااست که می بایست گردهم آیند، و برای مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفع نیازهای خود از محصول‏های یکدیگر فایده‏مند شوند، اما بهای آن را نیز که به عبارتی منفعت‏مند ساختن بقیه افراد میباشد بپردازند. از این‏رو، گفته‏اند: «الإنسان مَدَنی بالطبع»؛ آدم ذاتا به گردهم وارد شدن و ساکن شدن در یک جا، میل دارااست.
آدم، بایستگی تشکیل معاش مشترک را بر پایه ی تعاون عمومی دریافته، و دانسته میباشد که نمی‏تواند بتنهایی نیازهای خویش را برآورد؛ از این رو، کوشیده میباشد خویش را از معاش ابتدایی (بدوی) رهانیده، به معاش اجتماعی «مدنی» روی آورد.
به‌این سان معاش «امروزی» (متمدّن یا این که متحضّر) به معنای حیات اجتماعی سازمان یافته میباشد، در مقابل معاش فاقد سازماندهی امروزی، و اطلاق «جامعه مدنی» بر این‏سیرتکامل معاش در مقابل «جامعه بدوی» میباشد که اینگونه سازماندهی پرورش یافته را ندارد، خیر در مقابل «توحّش» که فاقد هر سیرتکامل مدنیّت میباشد ؛ چون جامعه بدوی نیز دارنده ضوابط و ضوابطی میباشد، که گاه بشدّت رعایت می‏شود و لذا نمی‏قدرت بر آن اسم توحّش بنیان، بلکه بعضی آداب و رسومی بر جامعه ها بدوی قاضی میباشد که شهرنشینان از آنان محرومند.
فعلا به تفاسیری گشوده می‏گردیم که برای «جامعه مدنی» مطرح گردیده است، تا ببینیم کدام یک سوابق بیشتری داشته، و کدامین تعبیروتفسیر جنبه نوظهوری دارااست و تا کجا با مبانی اسلامی سازگار میباشد.
«جامعه مدنی» کلاً، از چهار نگرش آیتم تعریف‌و‌تمجید قرار گرفته میباشد:
1 ـ جامعه مدنی از بینش جامعه شناختی عام: بر این محور، جامعه مدنی، معاش اجتماعی و منتسب به «مدینه» (به معنای شهر) می‏باشد. و به عبارتی معنای شهر نشینی و گردهم وارد شدن را می‏رساند، که بشر با حس بایستگی آن، معاش مشترک و تعاونی خویش را شروع نمود،4 و پیوسته در سعی میباشد تا بالاترین فایده را با کمترین سرمایه به دست آورد، و همواره در خوب ساختن وسائل رفاه معیشت خویش می‏کوشد.
اما اینگونه جلسه و تشکیل معاش مشترک، در شرایطی‌که روشن بختی آدم را تأمین می‏نماید و به تندرست به شیوه خویش ادامه می‏دهد، که سازماندهی بی نقص داده گردیده باشد و مبتنی بر محبّت و مهر متقابل و اصول حکمت شالوده‏ریزی گردیده، قوانین مستحکم بر آن حکم کننده باشد. این مقررات با مقررات قاضی بر جامعه ها بدوی فرق اصلی داراست؛ به عنوان مثال آن که در اجرای ضابطه نسبت به متخلّفان در دولت ها بدوی، دست مدیریت بستگان گشوده میباشد، البته در جامعه مدنی امروزی، صرفا مقررات حکم کننده میباشد خیر رابطه ها.
2 ـ جامعه مدنی از نگرش فلسفه، که بـر تعقّل و انـدیشه و حـکمت پایدار میباشد.
تشکیل دهندگان اینگونه جامعه‏ای، می‏دانند چرا و بر کدام مبنا اینگونه جامعه‏ای را سامان می‏دهند، و در اصلً روح تفاهم و تسالم و همیاری بر آن جامعه حکم کننده میباشد. مراد از مدینه فاضله که افلاطون و ارسطو و فارابی از آن حرف گفته‏اند، اینگونه جامعه‏ای میباشد که بر پایه ی حکمت و دوراندیشی و کوچک اندیشی محور‏گذاری شد‌ه‌است. بشر دوستی، همدردی، روح تسامح و تساهل، احترام به دستمزد یکدیگر، سپری شد و احیانا ایثار، از ویژگیهای این جامعه به شمار می‏فرایند و در فلسفه در نصیب «حکمت عملی»، از آن گفت و گو می‏خواهد شد. درین جامعه، مقصود، پرورش و تکامل نوع انسانی میباشد، تا اشخاص هر چه خوب معاش نمایند، به نحو اَحسن به حقوق و دستمزد حقّه و طبیعی خویش دست یابند، و از مواهب طبیعت که معبود در مشت آدم گذاشته، به سیرتکامل سزاوار و بایسته سود‏مند گردند؛ برای مثال: از استعدادهای مختلف که در بنیان اشخاص به امانت گذارده گردیده، همه به سیرتکامل مساوی و عادلانه سود ببرند. لذا در اینگونه جامعه‏ای می بایست بخل و حسد و دَغَل و ظلم و تجاوز و چپاول، که مایه حرمان نصیب عظیمی از پیکر جامعه می‏خواهد شد، ریشه‏کن گردد، و مکان خویش را به محبّت و سپری شد و ایثار و فداکاری و نوعدوستی بدهد.
در اینگونه جامعه‏ای، آدم به جهت بشر بودن گزینه احترام قرار می‏گیرد، و هیچ گاه دست اندرکاران محیطی و موقعیت زیستی، که موجب تفاوتهای صورت و اندام و رنگ و غیره می‏باشد، یا این که گرایشهای خاصّ که سبب ساز نظریه‏ها و باورهای مختلف می‏شود، یا این که نسب یا این که حسب، باعث تبعیض از برخورداری از دستمزد انسانی و منفعت مندی از مواهب طبیعی و الهی، و نیز به کارگیری از فراورده‏های پندار‏های بشری میباشد، نمی‏شود. تمامی انسانها در یک صف قرار دارندو همگی اخوی و برابرند ؛ هر تعدادی صورت و رفتار و حالت محیطی آن‌ها گوناگون باشد .
قرآن کریم ومهربان به همین واقعیت اشاره داراست آن جا که گوید:
«یا این که أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ».5
درین آیه، «النّاس» (همگی عموم) آیتم خطاب قرار گرفته‏اند. هر انسانی از استارت آفرینش تا نقطه نهایی عالم، و در پهنای گیتی، استفاده کننده به‌این خطاب می‏باشد.
کلیه انسانها ـ فارغ از استثناـ از یک والدین آفریده گردیده‏اند؛ پس تمامی اخوی و برابرند، و هیچ کس و هیچ گروهی، از هر نژاد و قومیّت، بر دیگری برتری ندارد.
امّا این که به طور گروهها و با استعدادهای متفاوت صورت گرفته‏اند، می بایست موجب نزدیکتر شدن به یکدیگر گردد، تا از مواهب و فراورده‏های فکری و تجربه علمی یکدیگر سود‏مند گردند. و این اعطا کرد و ستدها بیشتر مایه شناخت و آشنایی همدیگر خواهد شد. پس انسانها بایستی با هم دوست باشند؛ گرچه در ملیّتها و حالت متفاوت صورت گرفته‏اند. و همین دوستیها و آشناییها منجر کبیر شدن دامنه علم ها و معارف بشری و گسترش آن می‏خواهد شد.
به‌این سان هر انسانی می بایست این تعهّد را در خویش شم نماید که در مقابل فایده‏مند شدن از مواهب و دستاوردهای بقیه افراد خویش نیز منفعت بدهد، و گرنه «کَلِّ » برجامعه و وجودی تحمیلی خواهد بود، خیر یک عضو فعّال .
لذا در نقطه نهایی آیه گوشزد می‏سازد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ»؛ گرامیترین اشخاص نزد پروردگار اشخاصی‏اند که حس تعهّد در آن‌ها عمیقتر باشد، چون «تقوی» از ریشه «وقایه» به معنای «تحفّظ» و «تعهّد» میباشد.
اصولا از نگرش قرآن کریم و مهربان، آدم آفریده گردیده‌است تا آباد کننده زمین باشد:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها». (هود /61)
شمارا از زمین آفرید، و به آباد ساختن آن گماشت.
این آباد ساختن زمین، سوای روح همزیستی و مسالمت‏آمیز، و نوعدوستی و ایثار و فداکاری و عملکرد وکوشش و همیاری، میسّر وجود ندارد .
و همین میباشد معنای «خلافت» در زمین6 و مسخَّر بودن کائنات برای انسان7 و پذیرا شدن ودیعت وودایع الهی8 تا شامل «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»شود.9 سپس خدا در آفرینش وی، به خویش شادباش گوید.10
3 ـ سومی تعریف‌و‌تمجید جامعه مدنی، در ارتباط با معنا حقوقی آن میباشد. از مهم‌ترین شاخصه‏های جامعه مدنی، نهادینه شدن ضابطه در جامعه میباشد، به‌این معنا که ضابطه بر رابطه ها شخصی و اجتماعی حکم دهنده باشد. نهادینه شدن ضابطه در جامعه، یک فرمان ضروری به شمار می‏رود، و اساساً جامعه سوای حکومت ضابطه، موجب درهم ریختگی اوضاع و احوال و داد و فریاد در جامعه میباشد. جامعه بر شالوده‏های ضابطه پایدار میباشد، و با متزلزل شدن محور‏ها، جامعه از هم فرو می‏ریزد. حتی جامعه بدوی، سوای ضابطهِ منحصربه‌فرد خویش، نمی‏تواند پایدار بماند و از هم می‏پاشد.
آنچه جامعه مدنی را از جامعه بدوی، درین ارتباط جداگانه می‏سازد، جنبه شمولی حکومت ضابطه میباشد. در جامعه مدنی تمامی اشخاص در قبال ضابطه یکسانند، البته در دولت ها بدوی یا این که جامعه ها تکامل نیافته کم و زیاد، تبعیض در حکومت ضابطه مشاهده می‏خواهد شد. لذا شاخصه جامعه مدنی تکامل یافته، به عبارتی تساوی در قبال ضابطه، و اجرای عدل و داد اجتماعی در همه سطح ها میباشد. اسلام نیز از روز ابتدا، بر تساوی در اجرای ضابطه، تاکید داشته میباشد.


اما مولف حافظه گردیده این حیث را نسبت به آیین اسلام بعداز ذکر مذهبها بودا و مسیحیت و یهود ذکر می‏دارااست که در آن مذهبها، مسأله‏ای به اسم سیاست مطرح نبوده میباشد. گرچه حیث وی به «تز» فعلی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد این مذهبها می‏باشد، لیکن می بایست از نگرش فلسفه فقهی، کلیه ادیان الهی را که به عنوان «نظام» بر آدم نازل گشته میباشد، سیاسی شمرد و هرگونه انحراف از این مسیر، عقب افتاده جسمی موقعیت اتفاق افتاده میباشد که از ماهیت شرایع آسمانی بدور می‏باشد.
جامعه مدنی به معنی دیرینه خویش
جامعه مدنی از دو واژه و کلمه «جامعه» و «مدنی» ادغام یافته میباشد. جامعه، معنای: گردآمدن و پیرامون هم معاش کردن را می‏دهد. و مَدَنی از ریشه «مدینه» به معنای «شهر» گرفته شد‌ه‌است. لذا «جامعه مَدَنی» معاش گروهی و شهر نشینی را تداعی می‏نماید. در مقابل، کلمه و واژه «بَدَاو» زندگانی ابتدایی آدم را خاطر آور می‏گردد که منزل به دوش بوده، همواره در وضعیت نقل و جابجایی، و تعیین جاهای عالی به رمز می‏بردند، و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد هنوز به شهر نشینی و منزل و کاشانه آماده ساختن خو نگرفته بودند، و تا به امروز نیز بر معاش قبایلی که منزل به دوش میباشند هم اطلاق می‏خواهد شد.
واژه و کلمه «تمدّن» نیز از همین ریشه (مدینه) میباشد، که معنای میل به شهرنشینی را اعمال می‏نماید. اما این گردهم داخل شدن و شهرنشینی، فرایندهایی دارااست که شاخصه‏های «تمدّن» به شمار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‏فرآیند، و همواره در درحال حاضر بسط و توسعه می‏باشند، و معاش را از موقعیت ویّلیه که بی آلایش زیستی میباشد، به شرایط غامض درآورده، وبر حسب مرور مجال، غامض‏خیس نیز می‏سازند.
در فرهنگ وتمدن لغت عرب، به مکان واژه و کلمه «تمدّن» واژه «حضارت» در مقابل واژه «بداوت» به فعالیت می‏رود. حضارت از ریشه «حضر» به معنای حضور در شهر و بداوت از «بدو» به معنای معاش ابتدایی میباشد.
اما «تمدّن» یا این که «حضارت» نیازمند آداب و رسومی میباشد که باید شهروندان رعایت نمایند، و هر چه بیشتر و عالی پایبند ضوابط و قوانین گزینه توافق باشند ارتقای سطح تمدّن نیز به ترازو این وابستگیها و پایبند بودن‏ها بستگی داراست. بشر ذاتا در باطن خویش این حس را دارااست که می بایست گردهم آیند، و برای مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفع نیازهای خود از محصول‏های یکدیگر فایده‏مند شوند، اما بهای آن را نیز که به عبارتی منفعت‏مند ساختن بقیه افراد میباشد بپردازند. از این‏رو، گفته‏اند: «الإنسان مَدَنی بالطبع»؛ آدم ذاتا به گردهم وارد شدن و ساکن شدن در یک جا، میل دارااست.
آدم، بایستگی تشکیل معاش مشترک را بر پایه ی تعاون عمومی دریافته، و دانسته میباشد که نمی‏تواند بتنهایی نیازهای خویش را برآورد؛ از این رو، کوشیده میباشد خویش را از معاش ابتدایی (بدوی) رهانیده، به معاش اجتماعی «مدنی» روی آورد.
به‌این سان معاش «امروزی» (متمدّن یا این که متحضّر) به معنای حیات اجتماعی سازمان یافته میباشد، در مقابل معاش فاقد سازماندهی امروزی، و اطلاق «جامعه مدنی» بر این‏سیرتکامل معاش در مقابل «جامعه بدوی» میباشد که اینگونه سازماندهی پرورش یافته را ندارد، خیر در مقابل «توحّش» که فاقد هر سیرتکامل مدنیّت میباشد ؛ چون جامعه بدوی نیز دارنده ضوابط و ضوابطی میباشد، که گاه بشدّت رعایت می‏شود و لذا نمی‏قدرت بر آن اسم توحّش بنیان، بلکه بعضی آداب و رسومی بر جامعه ها بدوی قاضی میباشد که شهرنشینان از آنان محرومند.
فعلا به تفاسیری گشوده می‏گردیم که برای «جامعه مدنی» مطرح گردیده است، تا ببینیم کدام یک سوابق بیشتری داشته، و کدامین تعبیروتفسیر جنبه نوظهوری دارااست و تا کجا با مبانی اسلامی سازگار میباشد.
«جامعه مدنی» کلاً، از چهار نگرش آیتم تعریف‌و‌تمجید قرار گرفته میباشد:
1 ـ جامعه مدنی از بینش جامعه شناختی عام: بر این محور، جامعه مدنی، معاش اجتماعی و منتسب به «مدینه» (به معنای شهر) می‏باشد. و به عبارتی معنای شهر نشینی و گردهم وارد شدن را می‏رساند، که بشر با حس بایستگی آن، معاش مشترک و تعاونی خویش را شروع نمود،4 و پیوسته در سعی میباشد تا بالاترین فایده را با کمترین سرمایه به دست آورد، و همواره در خوب ساختن وسائل رفاه معیشت خویش می‏کوشد.
اما اینگونه جلسه و تشکیل معاش مشترک، در شرایطی‌که روشن بختی آدم را تأمین می‏نماید و به تندرست به شیوه خویش ادامه می‏دهد، که سازماندهی بی نقص داده گردیده باشد و مبتنی بر محبّت و مهر متقابل و اصول حکمت شالوده‏ریزی گردیده، قوانین مستحکم بر آن حکم کننده باشد. این مقررات با مقررات قاضی بر جامعه ها بدوی فرق اصلی داراست؛ به عنوان مثال آن که در اجرای ضابطه نسبت به متخلّفان در دولت ها بدوی، دست مدیریت بستگان گشوده میباشد، البته در جامعه مدنی امروزی، صرفا مقررات حکم کننده میباشد خیر رابطه ها.
2 ـ جامعه مدنی از نگرش فلسفه، که بـر تعقّل و انـدیشه و حـکمت پایدار میباشد.
تشکیل دهندگان اینگونه جامعه‏ای، می‏دانند چرا و بر کدام مبنا اینگونه جامعه‏ای را سامان می‏دهند، و در اصلً روح تفاهم و تسالم و همیاری بر آن جامعه حکم کننده میباشد. مراد از مدینه فاضله که افلاطون و ارسطو و فارابی از آن حرف گفته‏اند، اینگونه جامعه‏ای میباشد که بر پایه ی حکمت و دوراندیشی و کوچک اندیشی محور‏گذاری شد‌ه‌است. بشر دوستی، همدردی، روح تسامح و تساهل، احترام به دستمزد یکدیگر، سپری شد و احیانا ایثار، از ویژگیهای این جامعه به شمار می‏فرایند و در فلسفه در نصیب «حکمت عملی»، از آن گفت و گو می‏خواهد شد. درین جامعه، مقصود، پرورش و تکامل نوع انسانی میباشد، تا اشخاص هر چه خوب معاش نمایند، به نحو اَحسن به حقوق و دستمزد حقّه و طبیعی خویش دست یابند، و از مواهب طبیعت که معبود در مشت آدم گذاشته، به سیرتکامل سزاوار و بایسته سود‏مند گردند؛ برای مثال: از استعدادهای مختلف که در بنیان اشخاص به امانت گذارده گردیده، همه به سیرتکامل مساوی و عادلانه سود ببرند. لذا در اینگونه جامعه‏ای می بایست بخل و حسد و دَغَل و ظلم و تجاوز و چپاول، که مایه حرمان نصیب عظیمی از پیکر جامعه می‏خواهد شد، ریشه‏کن گردد، و مکان خویش را به محبّت و سپری شد و ایثار و فداکاری و نوعدوستی بدهد.
در اینگونه جامعه‏ای، آدم به جهت بشر بودن گزینه احترام قرار می‏گیرد، و هیچ گاه دست اندرکاران محیطی و موقعیت زیستی، که موجب تفاوتهای صورت و اندام و رنگ و غیره می‏باشد، یا این که گرایشهای خاصّ که سبب ساز نظریه‏ها و باورهای مختلف می‏شود، یا این که نسب یا این که حسب، باعث تبعیض از برخورداری از دستمزد انسانی و منفعت مندی از مواهب طبیعی و الهی، و نیز به کارگیری از فراورده‏های پندار‏های بشری میباشد، نمی‏شود. تمامی انسانها در یک صف قرار دارندو همگی اخوی و برابرند ؛ هر تعدادی صورت و رفتار و حالت محیطی آن‌ها گوناگون باشد .
قرآن کریم ومهربان به همین واقعیت اشاره داراست آن جا که گوید:
«یا این که أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ».5
درین آیه، «النّاس» (همگی عموم) آیتم خطاب قرار گرفته‏اند. هر انسانی از استارت آفرینش تا نقطه نهایی عالم، و در پهنای گیتی، استفاده کننده به‌این خطاب می‏باشد.
کلیه انسانها ـ فارغ از استثناـ از یک والدین آفریده گردیده‏اند؛ پس تمامی اخوی و برابرند، و هیچ کس و هیچ گروهی، از هر نژاد و قومیّت، بر دیگری برتری ندارد.
امّا این که به طور گروهها و با استعدادهای متفاوت صورت گرفته‏اند، می بایست موجب نزدیکتر شدن به یکدیگر گردد، تا از مواهب و فراورده‏های فکری و تجربه علمی یکدیگر سود‏مند گردند. و این اعطا کرد و ستدها بیشتر مایه شناخت و آشنایی همدیگر خواهد شد. پس انسانها بایستی با هم دوست باشند؛ گرچه در ملیّتها و حالت متفاوت صورت گرفته‏اند. و همین دوستیها و آشناییها منجر کبیر شدن دامنه علم ها و معارف بشری و گسترش آن می‏خواهد شد.
به‌این سان هر انسانی می بایست این تعهّد را در خویش شم نماید که در مقابل فایده‏مند شدن از مواهب و دستاوردهای بقیه افراد خویش نیز منفعت بدهد، و گرنه «کَلِّ » برجامعه و وجودی تحمیلی خواهد بود، خیر یک عضو فعّال .
لذا در نقطه نهایی آیه گوشزد می‏سازد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ»؛ گرامیترین اشخاص نزد پروردگار اشخاصی‏اند که حس تعهّد در آن‌ها عمیقتر باشد، چون «تقوی» از ریشه «وقایه» به معنای «تحفّظ» و «تعهّد» میباشد.
اصولا از نگرش قرآن کریم و مهربان، آدم آفریده گردیده‌است تا آباد کننده زمین باشد:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها». (هود /61)
شمارا از زمین آفرید، و به آباد ساختن آن گماشت.
این آباد ساختن زمین، سوای روح همزیستی و مسالمت‏آمیز، و نوعدوستی و ایثار و فداکاری و عملکرد وکوشش و همیاری، میسّر وجود ندارد .
و همین میباشد معنای «خلافت» در زمین6 و مسخَّر بودن کائنات برای انسان7 و پذیرا شدن ودیعت وودایع الهی8 تا شامل «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»شود.9 سپس خدا در آفرینش وی، به خویش شادباش گوید.10
3 ـ سومی تعریف‌و‌تمجید جامعه مدنی، در ارتباط با معنا حقوقی آن میباشد. از مهم‌ترین شاخصه‏های جامعه مدنی، نهادینه شدن ضابطه در جامعه میباشد، به‌این معنا که ضابطه بر رابطه ها شخصی و اجتماعی حکم دهنده باشد. نهادینه شدن ضابطه در جامعه، یک فرمان ضروری به شمار می‏رود، و اساساً جامعه سوای حکومت ضابطه، موجب درهم ریختگی اوضاع و احوال و داد و فریاد در جامعه میباشد. جامعه بر شالوده‏های ضابطه پایدار میباشد، و با متزلزل شدن محور‏ها، جامعه از هم فرو می‏ریزد. حتی جامعه بدوی، سوای ضابطهِ منحصربه‌فرد خویش، نمی‏تواند پایدار بماند و از هم می‏پاشد.
آنچه جامعه مدنی را از جامعه بدوی، درین ارتباط جداگانه می‏سازد، جنبه شمولی حکومت ضابطه میباشد. در جامعه مدنی تمامی اشخاص در قبال ضابطه یکسانند، البته در دولت ها بدوی یا این که جامعه ها تکامل نیافته کم و زیاد، تبعیض در حکومت ضابطه مشاهده می‏خواهد شد. لذا شاخصه جامعه مدنی تکامل یافته، به عبارتی تساوی در قبال ضابطه، و اجرای عدل و داد اجتماعی در همه سطح ها میباشد. اسلام نیز از روز ابتدا، بر تساوی در اجرای ضابطه، تاکید داشته میباشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 51

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 511
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه