اسماعیلیان در اصفهان
اسماعیلیان دقت خویش را به نواحی مجاورتخیس به پایگاهّ سلجوقیان در اصفهان نیز معطوف کرده بودند. درین حیطه، رهبری اسماعیلیه با احمد، فرزند عبدالملک بن عطّاش، بود و او با تصاحب قلعه فرمان روا دز/ دژ در ۴۹۴، برد مهمی در حومه اصفهان حصول کرد، بهطوریکه حدود سی هزار نفر را در منطقه اصفهان به کیش اسماعیلی مسجد النبی کوهسنگی مشهد درآورد.[۱۶]
حسن صباح از آغاز و به نیکی میدانست که بعد از ملکشاه دیگر پادشاه قدرتمندی وجود ندارد که ما یحتاج باشد او را با سپاهی تعالی براندازد. اقتدار سیاسی و نظامی سلجوقیان عمدتاً بین امیران اکثری تقسیم گردیده بود که هر مورد از آنها حیطهای را به اقطاع در چنگ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[۱۷]
بدین ترتیب، حسن صباح کوشید تا حیطه به حیطه، از روش قلعههای نفوذناپذیر بسیار بر سلجوقیان غلبه نماید. فرماندهان این قلعهها دستورهای کلی خویش را از الموت میگرفتند اما در محل خویش، آزادی کار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[مستلزم منبع]
اسماعیلیان نزاری و مُستَعلوی
در به عبارتی هم اکنون که قیام اسماعیلیان کشور ایران به رهبری حسن صباح توسعه و گسترش مییافت، مستنصر بالله (خلیفه فاطمی و امام اسماعیلی) در سال ۴۸۷ هجری قمری در قاهره درگذشت و جنگ بر سرجانشینی وی اسماعیلیه را به دو شاخه نزاریه و مستعلویه تقسیم شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[مستلزم منبع]
حسن صباح پشتیبان نزار
یک سری سالی بود که حسن صباح سیاست انقلابی مستقلی اتخاذ کرده و رهبری اسماعیلیان مملکتهای سلجوقی را نیز برعهده گرفته بود. او در امر جانشینی مستنصر بالله، از دعوی و حقوق و دستمزد نزار امان کرد. نزار ولیعهد مستنصر بود اما وزیر کارکشته فاطمی، افضل، اورا از دستمزد جانشینی محروم کرده بود. نزار در ۴۸۸ به قتل رسید.[۱۸]
حسن صباح فورا مناسبات خویش را با دولت فاطمی و دستگاه مرکزی دعوت اسماعیلیه در قاهره که در حال حاضر در سرویس دعوت مستعلوی درآمده بود، جدا کرد و براین اساس، مستعلی را که بر تخت فاطمی نشانده گردیده بود، تحت عنوان جانشین مستنصر بالله در امامت نشناخت. با این تصمیم، حسن صباح دعوت جدا نزاریه را نهاد بنیان البته در حیات خودش هیچگاه اسم جانشین نزار را در امامت افشا نساخت. از این به آنگاه، اسماعیلیان کشورایران با اسم نزاریه نیز آوازه پیدا کردند.[مستلزم منبع]
صباح، نماینده امام غائب
درین مجال، اسماعیلیان نزاری، امامی در دسترس نداشتند و مانند زمان قبل از فاطمی، توشه دیگر عصر سَخیس (عصر غایب بودن امامشان) را تجارب میکردند. در اینگونه وضعی، حجت نماینده تامالاختیار امام بود.
نزاریان درین زمان سَخیس، حسن صباح را بهتیتر حجت امام غایبشان پذیرفتند. حسن نیز، که ظهور قریبالوقوع امام را پیشگویی می کرد، خویش را حجت وی میدانست.[۱۹]
تا حدود هفتاد سال بعداز مرگ نزار، روی سکههایی که در الموت ضرب می شد، اسم وی حک می گردید و به ذریه او، فارغ از آنکه اسمی از آنان بیان خواهد شد، دعا و درود نبی میشد.[۲۰]
خصوصیتهای اسماعیلیه نزاری
یاددادن آموزههای اسماعیلی
خارج از جماعت اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران، با استارت عملهای انقلابی حسن صباح، این شم بهوجود آمده بود که اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران دعوت جدیدی در قیاس با دعوت قدیم اسماعیلیان عصر فاطمی استارت کردهاند. اکنون آنکه در دعوت نو عقاید جدیدای تبلیغ نمی شد، بلکه آن در اصلً مبین نظریهای قدیمی بود که میان اسماعیلیه نیز سوابقای زمان بر داشت، یعنی یاددادن یا این که یادگرفتن موثق از روش معلمی راستگو، که در آن فرصت بهشکل نوای عرضه می شد.[مستلزم منبع]
این نظریه به حسن صباح که متکلمی دانشمند و به سنّتهای فلسفی نیز مطلع بود، منسوب شده میباشد. وی این عقیده را بهشکل جدّی در رسالهای کلامی، به فارسی، به اسم چهار فصل (فصول اربعه) از تازه اعلام کرد. این رساله باقی نمانده میباشد، ولی مورخان اهل ایران آن را چشم و تفصیل کردهاند.[۲۱]
سیاست ترور
اتخاذ سیاست ترور افراد اساسیِ نظامی و سیاسی مذهبی نیز واکنشی به متمرکز نبودن توان سلجوقیان بود. حسن صباح دراین دستور به روشی متوسل گردیده بود که تا قبل از اینً و در به عبارتی مجال نیز دستههای متفاوت، برای مثال غُلات و خوارج و خویش سلجوقیان، بهشغل گرفته بودند، البته این سیاست بهسیرتکاملای اغراقآمیز به اسماعیلیه کشور ایران و شام انتساب پیدا کرد و بههمین برهان، هر قتل مهمی که در زمان الموت در کشورهای مرکزی دنیای اسلام صورت میبخشید، به فداییان اسماعیلی نسبت داده میشد.[۲۲]
اسماعیلیان در اصفهان
اسماعیلیان دقت خویش را به نواحی مجاورتخیس به پایگاهّ سلجوقیان در اصفهان نیز معطوف کرده بودند. درین حیطه، رهبری اسماعیلیه با احمد، فرزند عبدالملک بن عطّاش، بود و او با تصاحب قلعه فرمان روا دز/ دژ در ۴۹۴، برد مهمی در حومه اصفهان حصول کرد، بهطوریکه حدود سی هزار نفر را در منطقه اصفهان به کیش اسماعیلی مسجد النبی کوهسنگی مشهد درآورد.[۱۶]
حسن صباح از آغاز و به نیکی میدانست که بعد از ملکشاه دیگر پادشاه قدرتمندی وجود ندارد که ما یحتاج باشد او را با سپاهی تعالی براندازد. اقتدار سیاسی و نظامی سلجوقیان عمدتاً بین امیران اکثری تقسیم گردیده بود که هر مورد از آنها حیطهای را به اقطاع در چنگ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[۱۷]
بدین ترتیب، حسن صباح کوشید تا حیطه به حیطه، از روش قلعههای نفوذناپذیر بسیار بر سلجوقیان غلبه نماید. فرماندهان این قلعهها دستورهای کلی خویش را از الموت میگرفتند اما در محل خویش، آزادی کار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[مستلزم منبع]
اسماعیلیان نزاری و مُستَعلوی
در به عبارتی هم اکنون که قیام اسماعیلیان کشور ایران به رهبری حسن صباح توسعه و گسترش مییافت، مستنصر بالله (خلیفه فاطمی و امام اسماعیلی) در سال ۴۸۷ هجری قمری در قاهره درگذشت و جنگ بر سرجانشینی وی اسماعیلیه را به دو شاخه نزاریه و مستعلویه تقسیم شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[مستلزم منبع]
حسن صباح پشتیبان نزار
یک سری سالی بود که حسن صباح سیاست انقلابی مستقلی اتخاذ کرده و رهبری اسماعیلیان مملکتهای سلجوقی را نیز برعهده گرفته بود. او در امر جانشینی مستنصر بالله، از دعوی و حقوق و دستمزد نزار امان کرد. نزار ولیعهد مستنصر بود اما وزیر کارکشته فاطمی، افضل، اورا از دستمزد جانشینی محروم کرده بود. نزار در ۴۸۸ به قتل رسید.[۱۸]
حسن صباح فورا مناسبات خویش را با دولت فاطمی و دستگاه مرکزی دعوت اسماعیلیه در قاهره که در حال حاضر در سرویس دعوت مستعلوی درآمده بود، جدا کرد و براین اساس، مستعلی را که بر تخت فاطمی نشانده گردیده بود، تحت عنوان جانشین مستنصر بالله در امامت نشناخت. با این تصمیم، حسن صباح دعوت جدا نزاریه را نهاد بنیان البته در حیات خودش هیچگاه اسم جانشین نزار را در امامت افشا نساخت. از این به آنگاه، اسماعیلیان کشورایران با اسم نزاریه نیز آوازه پیدا کردند.[مستلزم منبع]
صباح، نماینده امام غائب
درین مجال، اسماعیلیان نزاری، امامی در دسترس نداشتند و مانند زمان قبل از فاطمی، توشه دیگر عصر سَخیس (عصر غایب بودن امامشان) را تجارب میکردند. در اینگونه وضعی، حجت نماینده تامالاختیار امام بود.
نزاریان درین زمان سَخیس، حسن صباح را بهتیتر حجت امام غایبشان پذیرفتند. حسن نیز، که ظهور قریبالوقوع امام را پیشگویی می کرد، خویش را حجت وی میدانست.[۱۹]
تا حدود هفتاد سال بعداز مرگ نزار، روی سکههایی که در الموت ضرب می شد، اسم وی حک می گردید و به ذریه او، فارغ از آنکه اسمی از آنان بیان خواهد شد، دعا و درود نبی میشد.[۲۰]
خصوصیتهای اسماعیلیه نزاری
یاددادن آموزههای اسماعیلی
خارج از جماعت اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران، با استارت عملهای انقلابی حسن صباح، این شم بهوجود آمده بود که اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران دعوت جدیدی در قیاس با دعوت قدیم اسماعیلیان عصر فاطمی استارت کردهاند. اکنون آنکه در دعوت نو عقاید جدیدای تبلیغ نمی شد، بلکه آن در اصلً مبین نظریهای قدیمی بود که میان اسماعیلیه نیز سوابقای زمان بر داشت، یعنی یاددادن یا این که یادگرفتن موثق از روش معلمی راستگو، که در آن فرصت بهشکل نوای عرضه می شد.[مستلزم منبع]
این نظریه به حسن صباح که متکلمی دانشمند و به سنّتهای فلسفی نیز مطلع بود، منسوب شده میباشد. وی این عقیده را بهشکل جدّی در رسالهای کلامی، به فارسی، به اسم چهار فصل (فصول اربعه) از تازه اعلام کرد. این رساله باقی نمانده میباشد، ولی مورخان اهل ایران آن را چشم و تفصیل کردهاند.[۲۱]
سیاست ترور
اتخاذ سیاست ترور افراد اساسیِ نظامی و سیاسی مذهبی نیز واکنشی به متمرکز نبودن توان سلجوقیان بود. حسن صباح دراین دستور به روشی متوسل گردیده بود که تا قبل از اینً و در به عبارتی مجال نیز دستههای متفاوت، برای مثال غُلات و خوارج و خویش سلجوقیان، بهشغل گرفته بودند، البته این سیاست بهسیرتکاملای اغراقآمیز به اسماعیلیه کشور ایران و شام انتساب پیدا کرد و بههمین برهان، هر قتل مهمی که در زمان الموت در کشورهای مرکزی دنیای اسلام صورت میبخشید، به فداییان اسماعیلی نسبت داده میشد.[۲۲]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی