حوزه علمیه حله
حوزه علمیه حِلِّه از ناحیههای علمیه شیعه میباشد. این حوزه از قرن ششم در حله سازه گذارده شد و از میانه قرن ششم تا قرن هشتم از معتبرترین منطقههای علمیه شیعه بود. ابنادریس، ابننما، متفحص حلی، علامه حلی، فخرالمحققین از علمای حوزه مسجد النبی کوهسنگی مشهد حله بودند.
احیای روح تفحص و نقد به وسیله ابنادریس حلی، تیمبندی روایات به اعتبار مدرک به وسیله سید بن طاووس و آنگاه علامه حلی، ارائه مدل نوین در تدوین و درس دادن فقه و نوگرایی دربارهیبندی موضوعات آن بوسیله پژوهشگر حلی از خصوصیتها و دستاوردهای این حوزه در آن بعد از ظهر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.
حوزه علمیه حلّه به انگیزه زد خوردهای مکرری که در زمان ملوک الطوایفی بعد از سقوط ایلخانان بر راز تصرف حله رویداد، رفته رفته رونق خویش را از دست بخشید و حوزه علمیه نجف رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد جانشین آن شد.
تاریخچه
مرکزیت منطقههای علمیه
حوزه علمیه عصرٔ مرجعیت
حوزه علمیه قم قرن سوم و چهارم
حوزه علمیه بغداد قرن چهارم و پنجم
حوزه علمیه نجف قرن پنجم و ششم
حوزه علمیه حله قرن هفتم تا نهم
حوزه علمیه نجف قرن دهم
حوزه علمیه اصفهان قرن یازدهم و دوازدهم
حوزه علمیه نجف سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم
حوزه علمیه قم چهاردهم و پانزدهم
منطقههای علمیه کشورایران • ناحیههای علمیه عراق شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد • ناحیههای علمیه لبنان
تأسیس حوزه
تأسیس حوزه علمی شیعی در حلّه نباید از حدود سال ۵۰۰، مجال کامل شدن تشکیل داد شهر حلّه، چندان دیرتر باشد. بر طبق آرمهایی میقدرت پیش بینی زد که نسبتاًً دو یا این که سه دهه بعداز بنای شهر، ناحیههای علمی شیعی نیز در آنجا برپا بوده میباشد. این آیه ها از پژوهش زندگینامه شماری از عالمان شیعه حلّه در قرن ششم به دست آمده میباشد که برای مثال وی میقدرت بهاین بزرگان اشاره داشت:
عربی بن مسافر حلی (متوفی بعداز ۵۸۰): به نوشته ذهبی، [۱] بخش اعظمی از شیعه ها از بخش ها گوشه و کنار برای تعلم نزد وی میرفتند.
ابوعبداللّه حسین بن هبة اللّه بن رُطبه سواری: دانشمند و مولف شیعی (متوفی ۵۷۹) در حلّه به درس دادن اشتغال داشته میباشد.[۲]
ابوعبداللّه محمدبن ادریس، دارای شهرت به ابنادریس حلّی (متوفی ۵۹۸): به گفته ذهبی، [۳] در عصر خود دربین علمای شیعه مانند نداشت و یاران و شاگردان متعددی از درس وی فایده میگرفتند.
نیمۀ دوم قرن ششم
گزارشی هم از محمدبن جعفر مشهدی، مشهوربه ابنمشهدی (متوفی ۶۰۵)، [۴] در اختیار میباشد که هم به صراحت، فرصت تشکیل جلسات درسی حوزه علمیه حلّه را تا دهه ششم قرن ششم به عقب می برد و هم محلّ مشخص و معلوم درس دادن را بیان مینماید. به گفته ابنمشهدی، [۵] که خویش نیز دراین رینگهای درسی کمپانی داشته میباشد، مجالس درس دادن حدیث در منزل ابوالبقاء هبةاللّه بن نما در شهر حلّه در ۵۶۹ و نیز مجلس شبیه دیگری در منزل عربی بن مسافر عبادی در ۵۷۳ در حلّه دایر بوده میباشد.[۶]
حملۀ مغولان
حوزه علمیه حلّه برخلاف مرکزها علمی بخش اعظمی از شهرها که در قرن هفتم درپی هجوم ویرانگر مغول در گیر رکود و حتی فنا شدند، بعداز سقوط عباسیان رونق گرفت.
تدبیر بزرگان
به نوشته وصّاف الحضره، [۷] بعداز غلبه هولاکو بر بغداد (۶۵۶)، سدیدالدین یوسف بن مطهر، بابا علامه حلّی (متوفی ۷۲۶)، و مجدالدین محمدبن حسن بن طاووس حلّی و شمس الدین محمدبن العز به نمایندگی از عموم حلّه با مکتوبی به درگاه هولاکو رفتند و خلال اعلام فرمانبرداری به او گفتند که خبر موفقیت مغولان را از روش خبرها اجداد خود، امامان معصوم شیعه به ویژه امیرمؤمنان علیهالسلام، شنیدهاند. هولاکو نیز آنها را تعالی داشته و تکلّه و علاءالدین عجمی را به شحنگی آنجا ارسال کرد.
در فیض این آگاهی علمای حلّه و ادب و امنیت متعاقب آن، این شهر پناهگاه و مجمع علما به ویژه علمای امامی شد؛ چندانکه به نوشته افندی اصفهانی[۸] در زمان علامه حلّی، ۴۴۰ مجتهد و فقید در حلّه میزیستند. به این ترتیب، حوزه علمیه حلّه که سالها قبل از حمله مغول اساسگذاری گردیده بود، پس از فتح بغداد و جانبداری طومار دریافت کردن عموم شهر از ایلخان مغول، اساسیترین حوزه علمی شیعه شد.
حضور خواجه نصیر در حوزه
دیدار خواجه نصیرالدین طوسی، در منزلت صدراعظم هولاکو، از این حوزه علمی و حضور احترام آمیز وی در مجلس درس متفحص حلّی، که به یک سوال و جواب شرعی و مکاتبه علمی این دو با یکدیگر و نیز سوال از آتی علمی این حوزه انجامید، علامت رده دارای اعتبار این حوزه میباشد.[۹]
خصوصیتها و دستاوردهای حوزه حلّه
حیات علمی حوزه حلّه و رونق آن، به ویژه در قرن ششم تا هشتم، با تحقیق عواملی زیرا کثرت طلاب و مدرّسان و مشاهیر علمی این حوزه و اعتبار مدرّسان و علم آموختگان و کتابهای مهمی که به ویژه در حوزه فقه و اصول تألیف کرده بودند و نیز از روش قدمهایی که در پیشبرد علمهای اسلامی برداشته گردیده بود مشخص و معلوم میگردد. مهمترین خصوصیتها و دستاوردهای حوزه حلّه ـ ولی با حیث به تاریخی و زمانمند بودن آنهاـ عبارتاند از:
احیای روح رسیدگی
نحوه دینی روضه خوان طوسی، که به ویژه در کتاب المبسوط اورده شده میباشد، به انگیزه شخصیت و سیادت علمی روحانی و طرز اعتدالی وی، تا یک قرن روش مسلط در میان فقیهان امامی بوده و فقیهانِ بعد از وی تا مدتها شارح و ناقل آرا و فتاوی وی بودند و درصدد انتقاد آرای وی برنمی آمدند.[۱۰] این سنّت زمان بر تقلیداز روضه خوان طوسی، دارای شهرت به روضه خوان الطائفه، را ابنادریس حلی، یک کدام از بلندمرتبهترین علمای حوزه علمیه حلّه، درهم ناکامی. وی با تألیف کتاب دینی بدیع خویش، السرائر، منش عیب گیری اسلاف را پیش گرفت و رخوت قاضی بر فقه امامی را با طرز اجتهادی خود از بین موفقیت.
نقش ابنادریس در احیای روح بازرسی و نقد
آوازه ابنادریس حلی بیشتر به سبب ساز انتقادهای مصرح وی از روضه خوان طوسی میباشد. مخالفت ابنادریس با حجیت خبر واحد از موردها صریخ مخالفت وی با روضه خوان طوسی بود. در واقع پافشاری وی بر آزاداندیشی و بایستگی خروج از تاسی از بزرگان و اهتمام در عیب گیری آرای فقهای تعالی مایههای گسترش و تکامل علم فقه را آماده کرد.[۱۱] از اینرو احیای روح رسیدگی و نقد از آرای فقاهتی بزرگان یکیاز کارکردهای بسیار مثبت حوزه علمی حلّه به شمار میرود.
اعتبار گواهی و تدوین کتاب ها رجالی
در حوزه حلّه، دانش حدیث و رجال نیز وارد مرحله جدیدی شد. بدور شدن از بعد از ظهر حضور و وقوع رویدادهایی مانند از میان رفتن کتابخانههای اصلی شیعه ها در بغداد و نیز پراکندگیهای شیعهها در شهرهای گوناگون و گاه مسافرت آنها به نقاط دوردست موجب ناکارآمدی روشها و قرائنی شد که محدّثان متقدم در قبل برای تشخیص احادیث صحیح از اشتباه به فعالیت میگرفتند.
حوزه علمیه حله
حوزه علمیه حِلِّه از ناحیههای علمیه شیعه میباشد. این حوزه از قرن ششم در حله سازه گذارده شد و از میانه قرن ششم تا قرن هشتم از معتبرترین منطقههای علمیه شیعه بود. ابنادریس، ابننما، متفحص حلی، علامه حلی، فخرالمحققین از علمای حوزه مسجد النبی کوهسنگی مشهد حله بودند.
احیای روح تفحص و نقد به وسیله ابنادریس حلی، تیمبندی روایات به اعتبار مدرک به وسیله سید بن طاووس و آنگاه علامه حلی، ارائه مدل نوین در تدوین و درس دادن فقه و نوگرایی دربارهیبندی موضوعات آن بوسیله پژوهشگر حلی از خصوصیتها و دستاوردهای این حوزه در آن بعد از ظهر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.
حوزه علمیه حلّه به انگیزه زد خوردهای مکرری که در زمان ملوک الطوایفی بعد از سقوط ایلخانان بر راز تصرف حله رویداد، رفته رفته رونق خویش را از دست بخشید و حوزه علمیه نجف رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد جانشین آن شد.
تاریخچه
مرکزیت منطقههای علمیه
حوزه علمیه عصرٔ مرجعیت
حوزه علمیه قم قرن سوم و چهارم
حوزه علمیه بغداد قرن چهارم و پنجم
حوزه علمیه نجف قرن پنجم و ششم
حوزه علمیه حله قرن هفتم تا نهم
حوزه علمیه نجف قرن دهم
حوزه علمیه اصفهان قرن یازدهم و دوازدهم
حوزه علمیه نجف سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم
حوزه علمیه قم چهاردهم و پانزدهم
منطقههای علمیه کشورایران • ناحیههای علمیه عراق شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد • ناحیههای علمیه لبنان
تأسیس حوزه
تأسیس حوزه علمی شیعی در حلّه نباید از حدود سال ۵۰۰، مجال کامل شدن تشکیل داد شهر حلّه، چندان دیرتر باشد. بر طبق آرمهایی میقدرت پیش بینی زد که نسبتاًً دو یا این که سه دهه بعداز بنای شهر، ناحیههای علمی شیعی نیز در آنجا برپا بوده میباشد. این آیه ها از پژوهش زندگینامه شماری از عالمان شیعه حلّه در قرن ششم به دست آمده میباشد که برای مثال وی میقدرت بهاین بزرگان اشاره داشت:
عربی بن مسافر حلی (متوفی بعداز ۵۸۰): به نوشته ذهبی، [۱] بخش اعظمی از شیعه ها از بخش ها گوشه و کنار برای تعلم نزد وی میرفتند.
ابوعبداللّه حسین بن هبة اللّه بن رُطبه سواری: دانشمند و مولف شیعی (متوفی ۵۷۹) در حلّه به درس دادن اشتغال داشته میباشد.[۲]
ابوعبداللّه محمدبن ادریس، دارای شهرت به ابنادریس حلّی (متوفی ۵۹۸): به گفته ذهبی، [۳] در عصر خود دربین علمای شیعه مانند نداشت و یاران و شاگردان متعددی از درس وی فایده میگرفتند.
نیمۀ دوم قرن ششم
گزارشی هم از محمدبن جعفر مشهدی، مشهوربه ابنمشهدی (متوفی ۶۰۵)، [۴] در اختیار میباشد که هم به صراحت، فرصت تشکیل جلسات درسی حوزه علمیه حلّه را تا دهه ششم قرن ششم به عقب می برد و هم محلّ مشخص و معلوم درس دادن را بیان مینماید. به گفته ابنمشهدی، [۵] که خویش نیز دراین رینگهای درسی کمپانی داشته میباشد، مجالس درس دادن حدیث در منزل ابوالبقاء هبةاللّه بن نما در شهر حلّه در ۵۶۹ و نیز مجلس شبیه دیگری در منزل عربی بن مسافر عبادی در ۵۷۳ در حلّه دایر بوده میباشد.[۶]
حملۀ مغولان
حوزه علمیه حلّه برخلاف مرکزها علمی بخش اعظمی از شهرها که در قرن هفتم درپی هجوم ویرانگر مغول در گیر رکود و حتی فنا شدند، بعداز سقوط عباسیان رونق گرفت.
تدبیر بزرگان
به نوشته وصّاف الحضره، [۷] بعداز غلبه هولاکو بر بغداد (۶۵۶)، سدیدالدین یوسف بن مطهر، بابا علامه حلّی (متوفی ۷۲۶)، و مجدالدین محمدبن حسن بن طاووس حلّی و شمس الدین محمدبن العز به نمایندگی از عموم حلّه با مکتوبی به درگاه هولاکو رفتند و خلال اعلام فرمانبرداری به او گفتند که خبر موفقیت مغولان را از روش خبرها اجداد خود، امامان معصوم شیعه به ویژه امیرمؤمنان علیهالسلام، شنیدهاند. هولاکو نیز آنها را تعالی داشته و تکلّه و علاءالدین عجمی را به شحنگی آنجا ارسال کرد.
در فیض این آگاهی علمای حلّه و ادب و امنیت متعاقب آن، این شهر پناهگاه و مجمع علما به ویژه علمای امامی شد؛ چندانکه به نوشته افندی اصفهانی[۸] در زمان علامه حلّی، ۴۴۰ مجتهد و فقید در حلّه میزیستند. به این ترتیب، حوزه علمیه حلّه که سالها قبل از حمله مغول اساسگذاری گردیده بود، پس از فتح بغداد و جانبداری طومار دریافت کردن عموم شهر از ایلخان مغول، اساسیترین حوزه علمی شیعه شد.
حضور خواجه نصیر در حوزه
دیدار خواجه نصیرالدین طوسی، در منزلت صدراعظم هولاکو، از این حوزه علمی و حضور احترام آمیز وی در مجلس درس متفحص حلّی، که به یک سوال و جواب شرعی و مکاتبه علمی این دو با یکدیگر و نیز سوال از آتی علمی این حوزه انجامید، علامت رده دارای اعتبار این حوزه میباشد.[۹]
خصوصیتها و دستاوردهای حوزه حلّه
حیات علمی حوزه حلّه و رونق آن، به ویژه در قرن ششم تا هشتم، با تحقیق عواملی زیرا کثرت طلاب و مدرّسان و مشاهیر علمی این حوزه و اعتبار مدرّسان و علم آموختگان و کتابهای مهمی که به ویژه در حوزه فقه و اصول تألیف کرده بودند و نیز از روش قدمهایی که در پیشبرد علمهای اسلامی برداشته گردیده بود مشخص و معلوم میگردد. مهمترین خصوصیتها و دستاوردهای حوزه حلّه ـ ولی با حیث به تاریخی و زمانمند بودن آنهاـ عبارتاند از:
احیای روح رسیدگی
نحوه دینی روضه خوان طوسی، که به ویژه در کتاب المبسوط اورده شده میباشد، به انگیزه شخصیت و سیادت علمی روحانی و طرز اعتدالی وی، تا یک قرن روش مسلط در میان فقیهان امامی بوده و فقیهانِ بعد از وی تا مدتها شارح و ناقل آرا و فتاوی وی بودند و درصدد انتقاد آرای وی برنمی آمدند.[۱۰] این سنّت زمان بر تقلیداز روضه خوان طوسی، دارای شهرت به روضه خوان الطائفه، را ابنادریس حلی، یک کدام از بلندمرتبهترین علمای حوزه علمیه حلّه، درهم ناکامی. وی با تألیف کتاب دینی بدیع خویش، السرائر، منش عیب گیری اسلاف را پیش گرفت و رخوت قاضی بر فقه امامی را با طرز اجتهادی خود از بین موفقیت.
نقش ابنادریس در احیای روح بازرسی و نقد
آوازه ابنادریس حلی بیشتر به سبب ساز انتقادهای مصرح وی از روضه خوان طوسی میباشد. مخالفت ابنادریس با حجیت خبر واحد از موردها صریخ مخالفت وی با روضه خوان طوسی بود. در واقع پافشاری وی بر آزاداندیشی و بایستگی خروج از تاسی از بزرگان و اهتمام در عیب گیری آرای فقهای تعالی مایههای گسترش و تکامل علم فقه را آماده کرد.[۱۱] از اینرو احیای روح رسیدگی و نقد از آرای فقاهتی بزرگان یکیاز کارکردهای بسیار مثبت حوزه علمی حلّه به شمار میرود.
اعتبار گواهی و تدوین کتاب ها رجالی
در حوزه حلّه، دانش حدیث و رجال نیز وارد مرحله جدیدی شد. بدور شدن از بعد از ظهر حضور و وقوع رویدادهایی مانند از میان رفتن کتابخانههای اصلی شیعه ها در بغداد و نیز پراکندگیهای شیعهها در شهرهای گوناگون و گاه مسافرت آنها به نقاط دوردست موجب ناکارآمدی روشها و قرائنی شد که محدّثان متقدم در قبل برای تشخیص احادیث صحیح از اشتباه به فعالیت میگرفتند.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد چه امکاناتی دارد؟