معتزله و شیعه:اولیه رابطهها
معتزله سیاسی و کلامی نخست قربت چندانی با شیعهها نداشتند ولی در زمانهای آینده تمایلات شیعی در میان معتزلیان فزونی یافت. معتزله نخست درباب داوری درباره کمپانی کنندگان در نزاع جمل و معارضان امام علی(ع) بی صدا میکردند ولی در زمانهای متاخر بیشتر معتزلیان معارضان امام علی(ع) در مبارزههای آن حضرت را گم راه و گناهفعالیت میدانستند و بر حقانیت امام علی(ع) تصریح مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکردند.[۱۰]
درباره موضع واصل بن عطا درباره کمپانی کنندگان در پیکار جمل از قدیم مباحثی مطرح بوده میباشد. بنابر بعضا منابع واصل خویش از داوری درین باب جلوگیری می کرد و بنابر بعضا گزارشها وی هیچ یک از طرفهای مشغول در مبارزه جمل را محق نمیدانست. از سوی دیگر گزارشهایی از شاگردی واصل نزد ابو هاشم فرزند محمد بن حنفیه فرزند امام علی(ع) و نیز گزارشهایی درباره رابطه وی با علویان و قربت وی با زیدیان وجود دارااست. بنابر این گزارشها در حالی که امام راستگو در برخی مبانی با واصل مخالفت می کرد زیدیه جانب اورا داشتند. این رابطه ها به صورت کلی آرم می دهد که واصل بهپندار تشیع قربتهایی داشته و با مجموعههای شیعی و علوی رابطه داشته میباشد.[۱۱] هر یکسری عمرو بن عبید رهبر معتزلیان بعداز واصل با زیدیه ملازمت نکرد٬ معتزله بعد از او به زیدیه مجاورت بودند و در قیامهای زیدی با آنها ملازمت و همراهی کردند چنان که معتزله بصره با قیام ابراهیم بن عبدالله بن حسن ملازمت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۱۲]
بنابر بعضی گزارشها واصل بن عطا بنیانگذار اعتزال از شاگردان ابو هاشم فرزند محمد بن حنفیه و از این نحوه به صورت غیر بی واسطه از درنگ امام علی(ع) سود کرده بود.[۱۳] از سوی دیگر بعضا از بزرگان متعزلی مانند نظام(ح۱۶۰-۲۳۱ق)از شاگردان هشام بن حکم بود و پارهای از پندارهای کلامی خویش را از وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد فراگرفت.[۱۴]
قربت معتزله و شیعه در بغداد
آدم بن معتمر اولیه معتزلی بود که از بصره به بغداد آمد و با مخالفت با برخی از عقاید معتزلیان بغداد٬ شاخهای تازه از اعتزال را در بغداد تشکیل داد. وی به علویان مجاورت بود و از آن پس معتزله بغداد تمایلات شیعی بیشتری یافتند بهاین مفهوم که امام علی را بر عثمان و گاه بر بقیه خلفا برتری میدادند.[۱۵] معتزله بغداد با شیعه ها رابطه بیشتری داشتند و این دو مجموعه دراین شهر به یکدیگر مجاورت بودند. پیرو همین رابطه بود که مورد تفضیل امام علی(ع) بر عثمان یا این که بقیه خلفا از مسایل مطرح نزد معتزلیان شد و اکثری از معتزلیان بغداد بر سیرتکاملای از تفضیل امام علی رای دادند و برخی از آن ها مانند ابو جعفر اسکافی(م۲۴۰ق) بر این تفضیل سماجت داشتند و به تعبیروتفسیر برخی از منابع «عَلَاوُّ الرَّای» بودند.[۱۶] با این هم اکنون می بایست در حیث داشت که بعضی از معتزلیان بخصوص معتزله بصره به شدت عثمانی مذهب بودند چنان که جاحظ فقید معتزلی دارای اسم و رسم، کتابی با تیتر العثمانیه نگاشت و در آن به برتری خلفا بر علی(ع) رای بخشید. ابو جعفر اسکافی بر کتاب جاحظ نقضی نوشت و این علامت می دهد که قضیه فضیلت امام علی که ریشه در تامل تشیع داشت به چه شکل به موضوعی مهم نزد معتزلیان تبدیل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده بود.
قرار به دست آوردن شیعه و معتزله در قبال اهل حدیث که اساسا با عقلگرایی و دانش حرف به شدت مخالف بودند، به اتحاد و قربت شیعه و معتزله، مخصوصا در عصرهایی که خلفای عباسی از اهل حدیث مدد میکردند، کمک رساند. از همین رو لینک معتزله و شیعه در زمانه دوم خلافت عباسی که با پناه خلفا از جریان حدیثگرایی هم پا بود بیشتر شد و در زمانه سلطه حاکمان شیعه مذهب آل بویه به نقطع ی عطف خویش رسید.[۱۷]
قرن چهارم٬ حکومت آل بویه: رویش رابطه معتزله و شیعه
زمانه حکومت آل بویه٬ روزگار رویش رابطه و شیعهها و معتزلیان در بغداد بود. درین روزگار مدرسه علمای شیعه در بغداد در رویکردهای عقلگرایانه بسیار در حدود معتزله بودند. هر دو مجموعه شیعه و معتزله به حکومت آل بویه مجاورت بودند و گزینه مدد بویهیان قرار داشتند. آل بویه از یک سو شیعه مذهب بودند و از سوی دیگر در کارها فقاهتی اهل مدارا بودند. با رمز شغل وارد شدن آل بویه٬ معتزله که پیشتر ذیل فشار جریانهای حدیث گرا با پشتیبانی حنابله بودند٬ آزادی بیشتری یافتند٬ مجالس بلندمرتبه درسی تشکیل دادند و به مناصب بلند رتبه حکومتی به عنوان مثال قضاوت رسیدند.[۱۸] دراین زمانه علمای شیعه و معتزلی رابطه استادی و شاگردی وسیعای نیز داشتند. برای مثال روضه خوان اثر گذار و سید مرتضی استادانی معتزلی مذهب داشتند.[۱۹]
بنابر شواهد تاریخی درین زمان گروهی از علمای معتزلی مذهب بودند که گرایشات شیعی داشتند به نحوی که در منابع تاریخی و فرقه شناختی از آن ها با تعابیری مانند «شیعه معتزلی»حافظه شدهاست. برای مثال این اشخاص در قرن چهارم قمری میاقتدار به ابوالقاسم تنوخی(۴۴۷ق.) حسین بن حسن بندار انماطی، محمد بن وشاح الزینبی اسم موفقیت.[۲۰] یکیاز مشهورترین این رخها صاحب و مالک بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ق) میباشد که اورا آرم اتحاد اعتزال و تشیع تعریف کردهاند.[۲۱] بعضا گزارشها اورا شیعه یا این که زیدی مذهب دانستهاند. اشعاری در مدح امامان شیعه به وی منسوب میباشد. با این درحال حاضر شواهدی بر امامی نبودن او نیز وجود داراست٬ چنان که روحانی موثر کتابی نوشته بود در رد عقاید مالک بن عباد راجعبه امامت. به هر اکنون در منابع تاریخی درباره اینکه وی شیعه میباشد یا این که سنی معتزلی اختلاف لحاظ بخش اعظمی وجود دارااست و همین زمینه نماد این میباشد که عقاید وی به هر دو مجموعه مجاورت بوده میباشد. از سایر مثالهای پر اسم و رسم قربت تامل شیعی و معتزلی قوم نوبختیان و تفکرهای منسوب به آنها میباشد. دارای شهرت میباشد نوبختیان از شیعیانی بودند که در پارهای از درنگها به معتزله مجاورت بودند به گونه ای که بعدا روحانی موثر بدین پندارها نقد کرد.[۲۲] هرچند مبتنی بر بعضا بازرسیها آنچه در پندار نوبختیان در حدود عقاید معتزله بوده میباشد قبل از آنها نیز نزد شیعهها سوابق داشته میباشد. از سوی دیگر برخی از عقاید روحانی موثر نیز به معتزلیان مجاورت میباشد[۲۳] و درباره اثر پذیری روحانی اثرگذار از آنها به رغم وجود اختلاف نظریات میان وی و معتزله٬ بازرسیهایی انجام یافته میباشد.[۲۴]
معتزله و شیعه:اولیه رابطهها
معتزله سیاسی و کلامی نخست قربت چندانی با شیعهها نداشتند ولی در زمانهای آینده تمایلات شیعی در میان معتزلیان فزونی یافت. معتزله نخست درباب داوری درباره کمپانی کنندگان در نزاع جمل و معارضان امام علی(ع) بی صدا میکردند ولی در زمانهای متاخر بیشتر معتزلیان معارضان امام علی(ع) در مبارزههای آن حضرت را گم راه و گناهفعالیت میدانستند و بر حقانیت امام علی(ع) تصریح مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکردند.[۱۰]
درباره موضع واصل بن عطا درباره کمپانی کنندگان در پیکار جمل از قدیم مباحثی مطرح بوده میباشد. بنابر بعضا منابع واصل خویش از داوری درین باب جلوگیری می کرد و بنابر بعضا گزارشها وی هیچ یک از طرفهای مشغول در مبارزه جمل را محق نمیدانست. از سوی دیگر گزارشهایی از شاگردی واصل نزد ابو هاشم فرزند محمد بن حنفیه فرزند امام علی(ع) و نیز گزارشهایی درباره رابطه وی با علویان و قربت وی با زیدیان وجود دارااست. بنابر این گزارشها در حالی که امام راستگو در برخی مبانی با واصل مخالفت می کرد زیدیه جانب اورا داشتند. این رابطه ها به صورت کلی آرم می دهد که واصل بهپندار تشیع قربتهایی داشته و با مجموعههای شیعی و علوی رابطه داشته میباشد.[۱۱] هر یکسری عمرو بن عبید رهبر معتزلیان بعداز واصل با زیدیه ملازمت نکرد٬ معتزله بعد از او به زیدیه مجاورت بودند و در قیامهای زیدی با آنها ملازمت و همراهی کردند چنان که معتزله بصره با قیام ابراهیم بن عبدالله بن حسن ملازمت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۱۲]
بنابر بعضی گزارشها واصل بن عطا بنیانگذار اعتزال از شاگردان ابو هاشم فرزند محمد بن حنفیه و از این نحوه به صورت غیر بی واسطه از درنگ امام علی(ع) سود کرده بود.[۱۳] از سوی دیگر بعضا از بزرگان متعزلی مانند نظام(ح۱۶۰-۲۳۱ق)از شاگردان هشام بن حکم بود و پارهای از پندارهای کلامی خویش را از وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد فراگرفت.[۱۴]
قربت معتزله و شیعه در بغداد
آدم بن معتمر اولیه معتزلی بود که از بصره به بغداد آمد و با مخالفت با برخی از عقاید معتزلیان بغداد٬ شاخهای تازه از اعتزال را در بغداد تشکیل داد. وی به علویان مجاورت بود و از آن پس معتزله بغداد تمایلات شیعی بیشتری یافتند بهاین مفهوم که امام علی را بر عثمان و گاه بر بقیه خلفا برتری میدادند.[۱۵] معتزله بغداد با شیعه ها رابطه بیشتری داشتند و این دو مجموعه دراین شهر به یکدیگر مجاورت بودند. پیرو همین رابطه بود که مورد تفضیل امام علی(ع) بر عثمان یا این که بقیه خلفا از مسایل مطرح نزد معتزلیان شد و اکثری از معتزلیان بغداد بر سیرتکاملای از تفضیل امام علی رای دادند و برخی از آن ها مانند ابو جعفر اسکافی(م۲۴۰ق) بر این تفضیل سماجت داشتند و به تعبیروتفسیر برخی از منابع «عَلَاوُّ الرَّای» بودند.[۱۶] با این هم اکنون می بایست در حیث داشت که بعضی از معتزلیان بخصوص معتزله بصره به شدت عثمانی مذهب بودند چنان که جاحظ فقید معتزلی دارای اسم و رسم، کتابی با تیتر العثمانیه نگاشت و در آن به برتری خلفا بر علی(ع) رای بخشید. ابو جعفر اسکافی بر کتاب جاحظ نقضی نوشت و این علامت می دهد که قضیه فضیلت امام علی که ریشه در تامل تشیع داشت به چه شکل به موضوعی مهم نزد معتزلیان تبدیل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده بود.
قرار به دست آوردن شیعه و معتزله در قبال اهل حدیث که اساسا با عقلگرایی و دانش حرف به شدت مخالف بودند، به اتحاد و قربت شیعه و معتزله، مخصوصا در عصرهایی که خلفای عباسی از اهل حدیث مدد میکردند، کمک رساند. از همین رو لینک معتزله و شیعه در زمانه دوم خلافت عباسی که با پناه خلفا از جریان حدیثگرایی هم پا بود بیشتر شد و در زمانه سلطه حاکمان شیعه مذهب آل بویه به نقطع ی عطف خویش رسید.[۱۷]
قرن چهارم٬ حکومت آل بویه: رویش رابطه معتزله و شیعه
زمانه حکومت آل بویه٬ روزگار رویش رابطه و شیعهها و معتزلیان در بغداد بود. درین روزگار مدرسه علمای شیعه در بغداد در رویکردهای عقلگرایانه بسیار در حدود معتزله بودند. هر دو مجموعه شیعه و معتزله به حکومت آل بویه مجاورت بودند و گزینه مدد بویهیان قرار داشتند. آل بویه از یک سو شیعه مذهب بودند و از سوی دیگر در کارها فقاهتی اهل مدارا بودند. با رمز شغل وارد شدن آل بویه٬ معتزله که پیشتر ذیل فشار جریانهای حدیث گرا با پشتیبانی حنابله بودند٬ آزادی بیشتری یافتند٬ مجالس بلندمرتبه درسی تشکیل دادند و به مناصب بلند رتبه حکومتی به عنوان مثال قضاوت رسیدند.[۱۸] دراین زمانه علمای شیعه و معتزلی رابطه استادی و شاگردی وسیعای نیز داشتند. برای مثال روضه خوان اثر گذار و سید مرتضی استادانی معتزلی مذهب داشتند.[۱۹]
بنابر شواهد تاریخی درین زمان گروهی از علمای معتزلی مذهب بودند که گرایشات شیعی داشتند به نحوی که در منابع تاریخی و فرقه شناختی از آن ها با تعابیری مانند «شیعه معتزلی»حافظه شدهاست. برای مثال این اشخاص در قرن چهارم قمری میاقتدار به ابوالقاسم تنوخی(۴۴۷ق.) حسین بن حسن بندار انماطی، محمد بن وشاح الزینبی اسم موفقیت.[۲۰] یکیاز مشهورترین این رخها صاحب و مالک بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ق) میباشد که اورا آرم اتحاد اعتزال و تشیع تعریف کردهاند.[۲۱] بعضا گزارشها اورا شیعه یا این که زیدی مذهب دانستهاند. اشعاری در مدح امامان شیعه به وی منسوب میباشد. با این درحال حاضر شواهدی بر امامی نبودن او نیز وجود داراست٬ چنان که روحانی موثر کتابی نوشته بود در رد عقاید مالک بن عباد راجعبه امامت. به هر اکنون در منابع تاریخی درباره اینکه وی شیعه میباشد یا این که سنی معتزلی اختلاف لحاظ بخش اعظمی وجود دارااست و همین زمینه نماد این میباشد که عقاید وی به هر دو مجموعه مجاورت بوده میباشد. از سایر مثالهای پر اسم و رسم قربت تامل شیعی و معتزلی قوم نوبختیان و تفکرهای منسوب به آنها میباشد. دارای شهرت میباشد نوبختیان از شیعیانی بودند که در پارهای از درنگها به معتزله مجاورت بودند به گونه ای که بعدا روحانی موثر بدین پندارها نقد کرد.[۲۲] هرچند مبتنی بر بعضا بازرسیها آنچه در پندار نوبختیان در حدود عقاید معتزله بوده میباشد قبل از آنها نیز نزد شیعهها سوابق داشته میباشد. از سوی دیگر برخی از عقاید روحانی موثر نیز به معتزلیان مجاورت میباشد[۲۳] و درباره اثر پذیری روحانی اثرگذار از آنها به رغم وجود اختلاف نظریات میان وی و معتزله٬ بازرسیهایی انجام یافته میباشد.[۲۴]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی