پس مقصود از جاودانگی اسلام در ناحیه معارف و گوهر دین, استمرار حقانیت اسلام و عدم امکان نسخ
نسخه ها
نسخ
آن به وسیله ادیان میباشد؛ اما در حوزه شریعت, مقصود جاودانگی مسجد النبی کوهسنگی مشهد کلیات شریعت (مبانی و اصول کلی فقه) هست نه به صورت موجبه تمامی که شامل تمامی احکام شریعت باشد.
این ادراک از جاودانگی شریعت را بزرگانی از فقها و اصولیین مانند شیخ انصاری (فرائدالاصول: 457), آخوند خراسانی(ج2: 342), متفحص نائینی(1368: 515) و امام خمینی (1385: 29)بیان نمودهاند, چنان که روحانی انصاری در تفسیر حدیث «حلال محمد حلال الی یوم القیامة» مینویسد:
«ان الظاهر سوقه لبیان استمرار احکام محمد(ص) نوعاً من قبل الله جل ذکره الی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یوم القیامة فی مقابل نسخها به این پایان لا بیان استمرار احکامه الشخصیة» (فرائدالاصول: 457).
ادله جاودانگی شریعت
برای اثبات جاوادنگی احکام شریعت میتوان به دلیل تحت اشاره کرد: رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
1ـ حقیقیه بودن گزارههای شرعی
منطقیون قضایا و جملات را به سه قسم تحت تقسیم میکنند:
مورد خارجیه: مسئلهای میباشد که گزینه آن در فقیه خارج در یکی فرصتها تحقق داشته و حکم نیز بر آن حمل میگردد؛ مثلاً دانشجوها کالج دانشجوها درسخوان و مؤمن میباشند.
موضوع ذهنیه: قضیهای می باشد که مورد آن نه در فقیه خارج بلکه فقط در ذهن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد تحقق داراست؛ مانند اجتماع نقیضین محال هست. سیمرغ پرندهای کبیرالجثه میباشد.
مورد حقیقیه: موردای هست که حکم و محمول آن به طبیعت و نفس الامر آیتم تعلق گرفته است با قطع حیث از این که آیتم در پیشین, حالا یا در بعدی تحقق خواهد یافت. صدق و صحت این نوع قضیه نه با تحقق خارجی یا خیالی موضوع بلکه با نفس الامر معنی پیدا میکند, مثلاً مربع چهار ضلع داراست. آدم حیوان ناطق است. حکم این دو مسئله به نفس فرمان مربع و انسان تعلق گرفته هست و دربرگیرنده همه نوع مربعها و انسانهای قبل, حال و آتی می شود. با این توضیح روشن میگردد که قوانین و مقررات که در قوه و منزلت قانونگذاری وضع و تصویب می شود, از نوع قضایای حقیقیه است. این نکته مورد واقعه حقوقدانان میباشد.
نکته دیگر اینکه: بعضی مقصود از موضوع حقیقیه در شریعت را مورد کلیه تمجید میکنند, به گونهای موضوع آن, نه موضوعات خاص و خارجی بلکه مقدّرالوجود هست.
در هر دو صورت (محاسبه قضیه به طبیعت یا مقدرالوجود) معین میگردد احکام و مقرراتی که در کتاب و سنت از سوی معبود و فرستاده(ص) به عنوان حکم شریعت احوال و تقنین گردیدهاست شامل همه مسلمانها اعم از عصر حضور و غیبت می باشد, مثلاً موضوع «لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ میباشدَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً» (آل عمران (3): 97) یک نوع قانونگذاری از نوع موضوع حقیقیه است که وجوب حج را برای همگی مستطیعان ثابت میکند. مبنی بر این, اصل و محور در قضایا و احکام دینی جاودانگی آن میباشد, مگر این که برهان و قرینهای خلاف آن ثابت شده باشد. دلیل مورد اشاره را جمعی از اصولیین متذکر شدهاند؛ (نائینی, فوائدالاصول: 172).
2ـ اطلاق مقامی
اطلاق دو عهدوپیمان لفظی و مقامی تقسیم میگردد. در اطلاق لفظی هنگام تردید در شمول لفظ واحد بر همه مصادیق آن به اطلاق لفظ آن تمسک میشود, مثلاً درحالتی که گفته خواهد شد: دانشجویان میتوانند در اردو شرکت کنند, هنگام شک در شمول یا عدم شمول آن بر ترم اولیها به اطلاق آن تمسک میشود.
ولی اطلاق مقامی در جایی می باشد که قانونگذار در مقام احوال قانون و تعلیم حکمی باشد, مثلاً شرط نمایندگی برای پارلمان را پنج شرط معلوم کند. یا قانونی را از تصویب گذرانده و برای آن اجل و هنگامی را معلوم نکرده است. در این جا به اطلاق مقامی استناد میشود و وجود شرط دیگر نفی و اجل و وقت قانون مزبور غیر موقت و دایمی فرض میشود.
مقررات شریعت نیز بر چنین مبنایی استوار است. ازآنجا که شارع مقدس ضوابط شرع خود را به همان انسانها خطاب کرده و برای آن مجال و وقت خاصی را نظر ننموده هست, با استناد به اطلاق مقامی, دائمیت و جاودانگی آن استظهار و اثبات می شود. چنانکه صاحب کفایة مینویسد:
«فالحکیم گران قدر و تعالی ینشأ علی وفق الحکمة والمصلحة طلب شیء قانونا من الموجود و المعدوم حین الخطاب لیصیر فعلیا آنگاه ما وجد الشرایط و فقد الموانع بلا حاجة الی انشاءپایان»؛ (آخوند خراسانی, ج1: 355).
برخی از اندیشمندان اسلامی برای جاودانگی احکام شریعت به قاعده «اشتراک تکلیف» تمسک میکنند, که آن در حقیقت به دو عامل گذشته برمیخواهد شد, زیرا لازمه حقیقیه بودن پاراگرافهای فقاهتی و اطلاق مقامی, اشتراک مسلمانها نسلهای آجل با نسل اولیه و مخاطبان شفاهی وحی آسمانی میباشد, یا مبنای آن برهان خاص می باشد که اشاره گردد؛ (حسینی, 1418: 26 و فاضل لنکرانی, 1416: 295).
3ـ آیات
برخی از آیه ها به دلالت نص یا ظاهر بر جاودانگی آیین مقدس اسلام دلالت میکند:
1ـ 3ـ «إنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ إِنّا لَهُ لَحَافِظُونَ»؛ (حجر (15):9).
این آیه شریفه بر مراقبت و بقای قرآن به صورت مطلق از طرف معبود و تضمین عدم تحریف آن دلالت میکند. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه مینویسد:
« فالآیة تدل علی کون کتاب الله محفوظا من التحریف بجمیع اقسامه من جهة کونه ذکر الله سبحانه فهود ذکر حی خالد»؛ (طباطبایی , ج12: 97)
علامه از عنوان وصف «لحافظون», صیانت قرآن در بعدی را به کارگیری میکند؛ (طباطبایی, همان,ج7: 97), زیرا در ادبیات عرب صفت (اسم فاعل) برای دلالت در درحال حاضر و آتی به کار میرود.
روشن می باشد با اثبات جاودانگی قرآن, سرمدیت اصل شریعت و احکام عملی آن نیز ثابت می شود.
2ـ 3ـ «أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا القُرآنُ لِاُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ»؛ (انعام (6): 19)
این آیه رسالت پیامبر(ص) را انذار مطلق بشرهایی که سخن الهی به آنان میرسد, ذکر میکند.
علامه طباطبایی در پایین آن مینویسد:
« یدل علی عموم رسالته(ص) بالقرآن لکل من سمعه منه او سمعه من غیره الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, همان, ج7: 39؛ العناوین: 26)
3ـ 3ـ « وَ إِنَّه لَکِتابٌ عَزِیزٌ لاَ یَأتِیهِ البَاطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لاَ مِن خَلفِهِ تَنزِیلٌ مِن حَکِیمٍ حَمِیدٍ»؛ (فصلت (41): 42).
این آیه صراحت دارد که هیچگونه بطلان و نسخی دامنگیر قرآن نخواهد بود. علامه طباطبایی در این باره مینویسد:
فالمراد بقوله «من فی مابین یدیه و لا من خلفه» زمان الحال و الاستقبال ای مجال النزول و ما بعده الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, ج17: 397)
4ـ3ـ «فَأَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیِفاً فِطرَة اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لاَ تَبْدیِلَ لِخَلْقِ اللهِ ذَلِکَ الدِّینُ القَیِّمُ».
این آیه به طور صریح دین را ـ که خواسته اسلام می باشد ـ یک نوع فطرت و خلقت الهی تعریف و تمجید میکند که با آفرینش انسان در هم آمیخته و چنان با آن عجین شده است که قابل تبدیل و انفکاک نیست. آیه شریفه نه تنها بر جاودانگی اسلام دلالت میکند, که در موضع تبیین و تفسیر مبنای علمی آن نیز میباشد؛ (طباطبایی, همان, ج1: 63).
5ـ3ـ «هُوَ الَّذِی أََرسَلَ رَسُولُهُ بِالهُدَی وَ دِینِ الحقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهُ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ»؛ (توبه (9): 33؛ فتح (48): 28).
این آیه به عینه در سوره فتح و صف تکرار شده و فقط زیر آن (و لو کره المشرکون) به «کفی بالله شهیدا» تغییر یافته است.
این دو آیه شریفه نه صرفا بر جاودانگی اسلام بلکه بر غلبه آن بر آحاد ادیان دلالت میکند که مبطل نظریه پلورالیزم شرعی هست. روایات مختلفی نیز در تعبیر و تفسیر آیه وارد شده است؛ (مجلسی, 1403ق, ج24: 236؛ ج16: 347 و ج52 :340).
6ـ 3ـ «و ما ارسلناک الا کافة للناس.»؛ (سبأ (34): 28).
این آیه به صورت پرنور مخاطبان فرستاده اکرم(ص) را نه معاصران یا بشرهای چند سده سپس بلکه کلیه مردم تعریفوتمجید میکند.
تذکرات
الف. با تأمل در نشانهها دلالتکننده بر جاودانگی, روشن می گردد که این آیهها در مقام تأکید بر جاودانگی آیین اسلام و همچنین قرآن مجید است و دلالت خاصی بر شریعت اسلام ندارد, ولی اطلاق و عموم جاودانگی اصل قرآن و اسلام, بر جاودانگی شریعت به دلالت تک تک بر جزء (دلالت تضمنی) نیز دلالت میکند, زیرا که بخشی از قرآن و اسلام را شریعت و احکام تشکیل داده می باشد (بنا به لحاظ مشهور حدود پانصد آیه درباره احکام وارد شده میباشد) که با فرض جاودانگی قرآن آیهها احکام آن نیز جاودان خواهد بود.
ب. آیه ها آیتم اشاره تنها بر جاودانگی قرآن کریم و مهربان دلالت میکند, ولی جاودانگی سنت و بهخصوص شریعت, از این آیات استظهار نمیشود, بلکه برای اثبات جاودانگی سنت علاوه بر خود سنت ـ که تفصیل آن میاید ـ میقدرت به آیاتی تمسک کرد که به تقلید و اطاعت از پیامبر(ص) فرمان میکند, مانند:
«وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُم عَنهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللهَ إٍنَّ اللهَ شَدِیدُ العِقَابِ»؛ (حشر(59): 7).
آفریدگار درین آیه به صراحت به اطاعت از اوامر و غربت از نواهی نبی امر میکند که دربرگیرنده تکالیف دینی نیز میشود که روایاتی نیز بر این فرمان دلالت میکند؛ (کلینی, 1365, ج1, 1365: 265؛ مجلسی, 1403, ج17: 7 و ج25: 331). بعضا از صحابه, تابعین و پیروان آنها مانند ابن مسعود, حکم بن عمیر و شافعی این رأی را برگزیدهاند؛ (قرطبی, 1414, ج18: 17؛ طباطبایی, ج3: 159).
« أَنزَلنَا إِلَیکَ الذَّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ»؛ (نحل (16): 44).
این آیه شأن تبیین قرآن که شامل بیان جزئیات احکام میگردد را به عهده پیامبر(ص) واگذار نموده است. برای مثالً اصل نماز در قرآن هست البته جزئیات آن از قبیل چگونگی و تعداد رکعات آن را باید نبی(ص) تبیین فرماید.
پس مقصود از جاودانگی اسلام در ناحیه معارف و گوهر دین, استمرار حقانیت اسلام و عدم امکان نسخ
نسخه ها
نسخ
آن به وسیله ادیان میباشد؛ اما در حوزه شریعت, مقصود جاودانگی مسجد النبی کوهسنگی مشهد کلیات شریعت (مبانی و اصول کلی فقه) هست نه به صورت موجبه تمامی که شامل تمامی احکام شریعت باشد.
این ادراک از جاودانگی شریعت را بزرگانی از فقها و اصولیین مانند شیخ انصاری (فرائدالاصول: 457), آخوند خراسانی(ج2: 342), متفحص نائینی(1368: 515) و امام خمینی (1385: 29)بیان نمودهاند, چنان که روحانی انصاری در تفسیر حدیث «حلال محمد حلال الی یوم القیامة» مینویسد:
«ان الظاهر سوقه لبیان استمرار احکام محمد(ص) نوعاً من قبل الله جل ذکره الی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یوم القیامة فی مقابل نسخها به این پایان لا بیان استمرار احکامه الشخصیة» (فرائدالاصول: 457).
ادله جاودانگی شریعت
برای اثبات جاوادنگی احکام شریعت میتوان به دلیل تحت اشاره کرد: رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
1ـ حقیقیه بودن گزارههای شرعی
منطقیون قضایا و جملات را به سه قسم تحت تقسیم میکنند:
مورد خارجیه: مسئلهای میباشد که گزینه آن در فقیه خارج در یکی فرصتها تحقق داشته و حکم نیز بر آن حمل میگردد؛ مثلاً دانشجوها کالج دانشجوها درسخوان و مؤمن میباشند.
موضوع ذهنیه: قضیهای می باشد که مورد آن نه در فقیه خارج بلکه فقط در ذهن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد تحقق داراست؛ مانند اجتماع نقیضین محال هست. سیمرغ پرندهای کبیرالجثه میباشد.
مورد حقیقیه: موردای هست که حکم و محمول آن به طبیعت و نفس الامر آیتم تعلق گرفته است با قطع حیث از این که آیتم در پیشین, حالا یا در بعدی تحقق خواهد یافت. صدق و صحت این نوع قضیه نه با تحقق خارجی یا خیالی موضوع بلکه با نفس الامر معنی پیدا میکند, مثلاً مربع چهار ضلع داراست. آدم حیوان ناطق است. حکم این دو مسئله به نفس فرمان مربع و انسان تعلق گرفته هست و دربرگیرنده همه نوع مربعها و انسانهای قبل, حال و آتی می شود. با این توضیح روشن میگردد که قوانین و مقررات که در قوه و منزلت قانونگذاری وضع و تصویب می شود, از نوع قضایای حقیقیه است. این نکته مورد واقعه حقوقدانان میباشد.
نکته دیگر اینکه: بعضی مقصود از موضوع حقیقیه در شریعت را مورد کلیه تمجید میکنند, به گونهای موضوع آن, نه موضوعات خاص و خارجی بلکه مقدّرالوجود هست.
در هر دو صورت (محاسبه قضیه به طبیعت یا مقدرالوجود) معین میگردد احکام و مقرراتی که در کتاب و سنت از سوی معبود و فرستاده(ص) به عنوان حکم شریعت احوال و تقنین گردیدهاست شامل همه مسلمانها اعم از عصر حضور و غیبت می باشد, مثلاً موضوع «لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ میباشدَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً» (آل عمران (3): 97) یک نوع قانونگذاری از نوع موضوع حقیقیه است که وجوب حج را برای همگی مستطیعان ثابت میکند. مبنی بر این, اصل و محور در قضایا و احکام دینی جاودانگی آن میباشد, مگر این که برهان و قرینهای خلاف آن ثابت شده باشد. دلیل مورد اشاره را جمعی از اصولیین متذکر شدهاند؛ (نائینی, فوائدالاصول: 172).
2ـ اطلاق مقامی
اطلاق دو عهدوپیمان لفظی و مقامی تقسیم میگردد. در اطلاق لفظی هنگام تردید در شمول لفظ واحد بر همه مصادیق آن به اطلاق لفظ آن تمسک میشود, مثلاً درحالتی که گفته خواهد شد: دانشجویان میتوانند در اردو شرکت کنند, هنگام شک در شمول یا عدم شمول آن بر ترم اولیها به اطلاق آن تمسک میشود.
ولی اطلاق مقامی در جایی می باشد که قانونگذار در مقام احوال قانون و تعلیم حکمی باشد, مثلاً شرط نمایندگی برای پارلمان را پنج شرط معلوم کند. یا قانونی را از تصویب گذرانده و برای آن اجل و هنگامی را معلوم نکرده است. در این جا به اطلاق مقامی استناد میشود و وجود شرط دیگر نفی و اجل و وقت قانون مزبور غیر موقت و دایمی فرض میشود.
مقررات شریعت نیز بر چنین مبنایی استوار است. ازآنجا که شارع مقدس ضوابط شرع خود را به همان انسانها خطاب کرده و برای آن مجال و وقت خاصی را نظر ننموده هست, با استناد به اطلاق مقامی, دائمیت و جاودانگی آن استظهار و اثبات می شود. چنانکه صاحب کفایة مینویسد:
«فالحکیم گران قدر و تعالی ینشأ علی وفق الحکمة والمصلحة طلب شیء قانونا من الموجود و المعدوم حین الخطاب لیصیر فعلیا آنگاه ما وجد الشرایط و فقد الموانع بلا حاجة الی انشاءپایان»؛ (آخوند خراسانی, ج1: 355).
برخی از اندیشمندان اسلامی برای جاودانگی احکام شریعت به قاعده «اشتراک تکلیف» تمسک میکنند, که آن در حقیقت به دو عامل گذشته برمیخواهد شد, زیرا لازمه حقیقیه بودن پاراگرافهای فقاهتی و اطلاق مقامی, اشتراک مسلمانها نسلهای آجل با نسل اولیه و مخاطبان شفاهی وحی آسمانی میباشد, یا مبنای آن برهان خاص می باشد که اشاره گردد؛ (حسینی, 1418: 26 و فاضل لنکرانی, 1416: 295).
3ـ آیات
برخی از آیه ها به دلالت نص یا ظاهر بر جاودانگی آیین مقدس اسلام دلالت میکند:
1ـ 3ـ «إنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ إِنّا لَهُ لَحَافِظُونَ»؛ (حجر (15):9).
این آیه شریفه بر مراقبت و بقای قرآن به صورت مطلق از طرف معبود و تضمین عدم تحریف آن دلالت میکند. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه مینویسد:
« فالآیة تدل علی کون کتاب الله محفوظا من التحریف بجمیع اقسامه من جهة کونه ذکر الله سبحانه فهود ذکر حی خالد»؛ (طباطبایی , ج12: 97)
علامه از عنوان وصف «لحافظون», صیانت قرآن در بعدی را به کارگیری میکند؛ (طباطبایی, همان,ج7: 97), زیرا در ادبیات عرب صفت (اسم فاعل) برای دلالت در درحال حاضر و آتی به کار میرود.
روشن می باشد با اثبات جاودانگی قرآن, سرمدیت اصل شریعت و احکام عملی آن نیز ثابت می شود.
2ـ 3ـ «أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا القُرآنُ لِاُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ»؛ (انعام (6): 19)
این آیه رسالت پیامبر(ص) را انذار مطلق بشرهایی که سخن الهی به آنان میرسد, ذکر میکند.
علامه طباطبایی در پایین آن مینویسد:
« یدل علی عموم رسالته(ص) بالقرآن لکل من سمعه منه او سمعه من غیره الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, همان, ج7: 39؛ العناوین: 26)
3ـ 3ـ « وَ إِنَّه لَکِتابٌ عَزِیزٌ لاَ یَأتِیهِ البَاطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لاَ مِن خَلفِهِ تَنزِیلٌ مِن حَکِیمٍ حَمِیدٍ»؛ (فصلت (41): 42).
این آیه صراحت دارد که هیچگونه بطلان و نسخی دامنگیر قرآن نخواهد بود. علامه طباطبایی در این باره مینویسد:
فالمراد بقوله «من فی مابین یدیه و لا من خلفه» زمان الحال و الاستقبال ای مجال النزول و ما بعده الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, ج17: 397)
4ـ3ـ «فَأَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیِفاً فِطرَة اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لاَ تَبْدیِلَ لِخَلْقِ اللهِ ذَلِکَ الدِّینُ القَیِّمُ».
این آیه به طور صریح دین را ـ که خواسته اسلام می باشد ـ یک نوع فطرت و خلقت الهی تعریف و تمجید میکند که با آفرینش انسان در هم آمیخته و چنان با آن عجین شده است که قابل تبدیل و انفکاک نیست. آیه شریفه نه تنها بر جاودانگی اسلام دلالت میکند, که در موضع تبیین و تفسیر مبنای علمی آن نیز میباشد؛ (طباطبایی, همان, ج1: 63).
5ـ3ـ «هُوَ الَّذِی أََرسَلَ رَسُولُهُ بِالهُدَی وَ دِینِ الحقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهُ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ»؛ (توبه (9): 33؛ فتح (48): 28).
این آیه به عینه در سوره فتح و صف تکرار شده و فقط زیر آن (و لو کره المشرکون) به «کفی بالله شهیدا» تغییر یافته است.
این دو آیه شریفه نه صرفا بر جاودانگی اسلام بلکه بر غلبه آن بر آحاد ادیان دلالت میکند که مبطل نظریه پلورالیزم شرعی هست. روایات مختلفی نیز در تعبیر و تفسیر آیه وارد شده است؛ (مجلسی, 1403ق, ج24: 236؛ ج16: 347 و ج52 :340).
6ـ 3ـ «و ما ارسلناک الا کافة للناس.»؛ (سبأ (34): 28).
این آیه به صورت پرنور مخاطبان فرستاده اکرم(ص) را نه معاصران یا بشرهای چند سده سپس بلکه کلیه مردم تعریفوتمجید میکند.
تذکرات
الف. با تأمل در نشانهها دلالتکننده بر جاودانگی, روشن می گردد که این آیهها در مقام تأکید بر جاودانگی آیین اسلام و همچنین قرآن مجید است و دلالت خاصی بر شریعت اسلام ندارد, ولی اطلاق و عموم جاودانگی اصل قرآن و اسلام, بر جاودانگی شریعت به دلالت تک تک بر جزء (دلالت تضمنی) نیز دلالت میکند, زیرا که بخشی از قرآن و اسلام را شریعت و احکام تشکیل داده می باشد (بنا به لحاظ مشهور حدود پانصد آیه درباره احکام وارد شده میباشد) که با فرض جاودانگی قرآن آیهها احکام آن نیز جاودان خواهد بود.
ب. آیه ها آیتم اشاره تنها بر جاودانگی قرآن کریم و مهربان دلالت میکند, ولی جاودانگی سنت و بهخصوص شریعت, از این آیات استظهار نمیشود, بلکه برای اثبات جاودانگی سنت علاوه بر خود سنت ـ که تفصیل آن میاید ـ میقدرت به آیاتی تمسک کرد که به تقلید و اطاعت از پیامبر(ص) فرمان میکند, مانند:
«وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُم عَنهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللهَ إٍنَّ اللهَ شَدِیدُ العِقَابِ»؛ (حشر(59): 7).
آفریدگار درین آیه به صراحت به اطاعت از اوامر و غربت از نواهی نبی امر میکند که دربرگیرنده تکالیف دینی نیز میشود که روایاتی نیز بر این فرمان دلالت میکند؛ (کلینی, 1365, ج1, 1365: 265؛ مجلسی, 1403, ج17: 7 و ج25: 331). بعضا از صحابه, تابعین و پیروان آنها مانند ابن مسعود, حکم بن عمیر و شافعی این رأی را برگزیدهاند؛ (قرطبی, 1414, ج18: 17؛ طباطبایی, ج3: 159).
« أَنزَلنَا إِلَیکَ الذَّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ»؛ (نحل (16): 44).
این آیه شأن تبیین قرآن که شامل بیان جزئیات احکام میگردد را به عهده پیامبر(ص) واگذار نموده است. برای مثالً اصل نماز در قرآن هست البته جزئیات آن از قبیل چگونگی و تعداد رکعات آن را باید نبی(ص) تبیین فرماید.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی