فرمود: «هر که به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش و آپ دیت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد قیامت کافر گردد طاقت فرسا در گمراهى افتاده میباشد».[8] و این حکمت دربرگیرنده دو دانش بهامند میباشد: یک کدام از دانش به مبدأ و دیگری دانش به معاد؛ و زیر دانش به مبدأ، آشنایی آفریدگار و آشنایی صفات و افعال و اثر ها وی نوشته شده میباشد؛ چنانکه آشنایی نفس و قیام و تدبیر از نبوات پایین گروه دانش به معاد میباشد».[9]
دراین عقیده تصدیق پروردگار و پیامبران به معناى یک تصدیق منطقى مطرح میباشد که به یک حقیقت خارجى مربوط می گردد و بخشى از معرفت به فقیه هستى میباشد و معنی کار به وظیفه و تکلیف، سوا مضمون ایمان میباشد.
ولی از دید عرفا ایمان خیر دانش میباشد و خیر کار و خیر شهید شدن دادن، بلکه جوهر ایمان عبارت میباشد از: اقبال آوردن به آفریدگار و اعراض نمودن از تمامی اغیار: «ایمان آن میباشد که تورا سوى خداى عزّ و جلّ گرداند و به خداى گرد آرد؛ حق واحد میباشد و مؤمن کسی میباشد که به وحدت رسیده میباشد؛ و کسی که که با شی ها هماهنگ میباشد هوا و هوس اورا از وحدت به در برده و مبتلا تفرقه شدهاست و هر که که هوا و هوس اوئ را از معبود غیر وابسته نماید و دنبال و شهوات بگردد حق را از دست داده میباشد».[10]
متکلمان مسیحى نیز بیشتر نگرش عرفانى را در تعریف و تمجید ایمان پیش گرفتهاند:
ایان باربور مینویسد:
«تیلیخ» گفته میباشد که آیین همواره با مسائل مرتبط با «دلبستگى آخرین» راز و شغل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست که سه خصیصه دارااست:
دلبستگى آخرین داشتن؛ یعنى تعهد بیمحابا، بیعت و سرسپردگى. این مورد، مسئله مرگ و زندگى میباشد، چه پاى معناى زندگانى میان میباشد و آدم معاشاش را در گروى این میگذارد که یا این که این قول را بهرمز موفقیت، یا این که جان را بر رمز این فعالیت بگذارد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
دلبستگى آخرین یک بها بزرگ پدید می آورد که بقیه بهاها بر وفق و طبق آن تهیه میشود.
اینکه دلبستگى آخرین در دل خویش یک نگرش مشمول و جامع، و جهت یافتگى زندگى، نهان دارااست؛ به دلیل آنکه به تمامی ناحیههاى زندگى و همگی هستى آدم مربوط میگردد.[11]
او در جاى دیگر از قسم «ریچارد سن» مینگارد: مسجد النبی کوهسنگی مشهد
«براى پى بردن به منظور کتاب مقدس یا این که الهیات اهل کتاب از کلمه و واژه ایمان می بایست بهاین نکته پى موفقیت که خواسته از آن القای یک ادراک یا این که یک تامل به طرزاى که از معرفت برهانى کمتر باشد، وجود ندارد. موضوع، قضیه اطمینان کردن میباشد، خیر ثابت کردن».[12]
این عقیده علاوه بر اینکه قصد داراست ایمان را امرى بالاتر از دانش و معرفت و ادله بداند، می خواهد این نکته را پرنور سازد که ایمان امرى متناقض با عقل وجود ندارد و عملى کورکورانه محسوب نمی گردد.
«در بسیارى از آیهها و لغات "عهد و پیمان نو"، ایمان را نقطه مقابل بیم و اضطراب می یابیم. ایمان عبارت میباشد از: جهت یافتگى یا این که اهتداى عزم و بیشتر اطمینان پسین در یک فرد میباشد تا متقاعد شدن به صحت و صدق یک زمینه. پشت گرمی یا این که وثوق واکنشى میباشد که از "وثوق پذیرى" معبود و آمرزگارى و لطف وی انگیخته میگردد، و در عین اکنون کار انسانى وثوق کردن نیز می باشد. چه در پشت گرمی به خدا میباشد که بشر از حول و قوه خود دست می شوید. روى آوردن به معبود نیازمند روى برتاختن از هر آن چیزى میباشد که بیشتراز آن محل وثوق و پشت گرمی بوده میباشد. ایمان نیازمند ایمانورزى، تکیه، بیعت، و اطاعت میباشد».[13]
ایمانگرایىFideism))[14]
ایمانگرایى را در فارسى متساوی کلمه و واژه «فیدئیسم» (Fideism) به فعالیت میبرند. این واژه و کلمه در قبال «عقلگرایى» به معناى کلامیاش جایدارد. در بینش ایمانگرایانه حقایق دینى مبتنى بر ایمان میباشد و از خط مش خردورزى و دلیل نمیاقتدار به حقایق دست یافت. سوابق تاریخى این مدعی طولانى میباشد و به مجال «پولس» قدیس می رسد، البته بروز جدى و پرنفوذ این جریان از قرن نوزدهم تا مجال حاضر هست که بویژه در غرب و در مسیحیت مشهود است.
ایمانگرایى به دو صورت عمده افراطى و میانروی تقسیم میگردد:
ایمانگرایى افراطى یا این که خردستیز (ضد عقل):
«شستوف» یکى از ایمانگرایان افراطى، گفته میباشد: «رد کلیه معیارهاى عقلى بخشى از ایمان راستین میباشد». وى اعتقاد دارد اینکه آدم به فرض نمونه بتواند مطابق آموزههاى دینى و فارغ از هیچ برهان عقلى ایمان بیاورد که (2+2=5)، اینگونه ایمان و باورى مثالاى از ایمان راستین میباشد».[15]
از طریقه «کى یرکگور» و بقیه ایمانگرایان افراطى، ماهیت حقایق دینى با هر نوع ثابت عقلانى ناسازگار میباشد، و حقایق دینى صرفا مطابق ایمان گزینه تایید و پشت گرمی قرار می گیرند. اصول دینى خیر صرفا «فراعقل»، بلکه «ضد عقل» میباشند.[16]
ایمانگرایى اعتدالى، یا این که خردگریز، یا این که غیر عقلى:
اینسیرتکامل ایمانگرایى در باطن سنت مسیحى «اگوسینى» بوجود آمد. دراین نگرش خلال تأکید بر حق اولویت ایمان بر عقل، عقل و دلیل هم، براى جستوجو از حقایق دینى و نیز براى تبیین و ادراک این حقایق میتواند تا اندازهاى نقشآفرین باشد.[17]
ایمانگرایى در فکر اسلامى
هر یکسری که قضیهها و لزومهاى وجود ایمانگرایى افراطى در فکر اسلامى - آنچنانکه در غرب و مسیحیت بوجود آمد - نیست، ولی در عین اکنون مثالهایى از اثرها متفکران اسلامى بیتشابه به ایمانگرایى غربى وجود ندارد. مثلا؛ گرایشات قشریگرى و اخباریگرى و جمودگرا به سبکى ایمانگرایانه عامل و ادلهورزى و تاخیر محورى را در آئین کنار مینهد.
نیز گفتار برخى از عرفاى اسلامى، مانند «محى الدین عربى» در فتوحات مکیه نمادهایى از ایمانگرایى افراطى داراست. به نظریه وى هرگاه کسى بر مبناى ژرف اندیشی ایمان آورد، به واقع ایمان نیاورده میباشد؛ چون ایمان راستین آن میباشد که مستند به وحى باشد، در حالی کهاین ایمان مستند به عقل میباشد.[18]
«امام محمد غزالى» را میاقتدار در شمار ایمانگرایان اعتدالى محسوب کرد. وى بر آن میباشد که صحبت مدرّس(معلم) نمیتواند ایمان بیافریند. به نظریه وى ایمان آنسیرتکامل وجود ندارد که با فکر و عملکرد عقلى به چنگ آید. ایمان نوعى فروغ روشنگر میباشد که معبود تحت عنوان موهبتى مجانی و از راز لطف در چنگ بندگان قرار میدهد.
«مولوى» نیز رغبت صرف به عقل و توکل بر دلیل را زیرا خط مش رفتن با پاى چوبین میداند و عقل را فروتر از عشق و علاقه و ایمان مینهد. از نگرش وى، ایمان بر آمده از مفاهیم و براهین، هر دم در شروع فروپاشى میباشد.[19]
به لحاظ میرسد یکى از علل میل ایمانگرایى چه در مسیحیت و چه در اسلام زیادهروى عقلگرایان و گرفتار کردن گوهر ایمان در پیچوتابهاى مسائل فلسفى و برهان بوده میباشد.
هم اینگونه در مسیحیت ناتوانى فلسفه وی در ثابت دعاوى متافیزیکى این فرآیند را تشدید نموده است. در واقع بسیارى از متفکران مسیحى با ایمان اعتدالی منظوراند گوهر آئین و ایمان را از سیطره مشاجرههاى سرد و بیروح عقلانى و کلامى نجات دهند
فرمود: «هر که به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش و آپ دیت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد قیامت کافر گردد طاقت فرسا در گمراهى افتاده میباشد».[8] و این حکمت دربرگیرنده دو دانش بهامند میباشد: یک کدام از دانش به مبدأ و دیگری دانش به معاد؛ و زیر دانش به مبدأ، آشنایی آفریدگار و آشنایی صفات و افعال و اثر ها وی نوشته شده میباشد؛ چنانکه آشنایی نفس و قیام و تدبیر از نبوات پایین گروه دانش به معاد میباشد».[9]
دراین عقیده تصدیق پروردگار و پیامبران به معناى یک تصدیق منطقى مطرح میباشد که به یک حقیقت خارجى مربوط می گردد و بخشى از معرفت به فقیه هستى میباشد و معنی کار به وظیفه و تکلیف، سوا مضمون ایمان میباشد.
ولی از دید عرفا ایمان خیر دانش میباشد و خیر کار و خیر شهید شدن دادن، بلکه جوهر ایمان عبارت میباشد از: اقبال آوردن به آفریدگار و اعراض نمودن از تمامی اغیار: «ایمان آن میباشد که تورا سوى خداى عزّ و جلّ گرداند و به خداى گرد آرد؛ حق واحد میباشد و مؤمن کسی میباشد که به وحدت رسیده میباشد؛ و کسی که که با شی ها هماهنگ میباشد هوا و هوس اورا از وحدت به در برده و مبتلا تفرقه شدهاست و هر که که هوا و هوس اوئ را از معبود غیر وابسته نماید و دنبال و شهوات بگردد حق را از دست داده میباشد».[10]
متکلمان مسیحى نیز بیشتر نگرش عرفانى را در تعریف و تمجید ایمان پیش گرفتهاند:
ایان باربور مینویسد:
«تیلیخ» گفته میباشد که آیین همواره با مسائل مرتبط با «دلبستگى آخرین» راز و شغل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست که سه خصیصه دارااست:
دلبستگى آخرین داشتن؛ یعنى تعهد بیمحابا، بیعت و سرسپردگى. این مورد، مسئله مرگ و زندگى میباشد، چه پاى معناى زندگانى میان میباشد و آدم معاشاش را در گروى این میگذارد که یا این که این قول را بهرمز موفقیت، یا این که جان را بر رمز این فعالیت بگذارد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
دلبستگى آخرین یک بها بزرگ پدید می آورد که بقیه بهاها بر وفق و طبق آن تهیه میشود.
اینکه دلبستگى آخرین در دل خویش یک نگرش مشمول و جامع، و جهت یافتگى زندگى، نهان دارااست؛ به دلیل آنکه به تمامی ناحیههاى زندگى و همگی هستى آدم مربوط میگردد.[11]
او در جاى دیگر از قسم «ریچارد سن» مینگارد: مسجد النبی کوهسنگی مشهد
«براى پى بردن به منظور کتاب مقدس یا این که الهیات اهل کتاب از کلمه و واژه ایمان می بایست بهاین نکته پى موفقیت که خواسته از آن القای یک ادراک یا این که یک تامل به طرزاى که از معرفت برهانى کمتر باشد، وجود ندارد. موضوع، قضیه اطمینان کردن میباشد، خیر ثابت کردن».[12]
این عقیده علاوه بر اینکه قصد داراست ایمان را امرى بالاتر از دانش و معرفت و ادله بداند، می خواهد این نکته را پرنور سازد که ایمان امرى متناقض با عقل وجود ندارد و عملى کورکورانه محسوب نمی گردد.
«در بسیارى از آیهها و لغات "عهد و پیمان نو"، ایمان را نقطه مقابل بیم و اضطراب می یابیم. ایمان عبارت میباشد از: جهت یافتگى یا این که اهتداى عزم و بیشتر اطمینان پسین در یک فرد میباشد تا متقاعد شدن به صحت و صدق یک زمینه. پشت گرمی یا این که وثوق واکنشى میباشد که از "وثوق پذیرى" معبود و آمرزگارى و لطف وی انگیخته میگردد، و در عین اکنون کار انسانى وثوق کردن نیز می باشد. چه در پشت گرمی به خدا میباشد که بشر از حول و قوه خود دست می شوید. روى آوردن به معبود نیازمند روى برتاختن از هر آن چیزى میباشد که بیشتراز آن محل وثوق و پشت گرمی بوده میباشد. ایمان نیازمند ایمانورزى، تکیه، بیعت، و اطاعت میباشد».[13]
ایمانگرایىFideism))[14]
ایمانگرایى را در فارسى متساوی کلمه و واژه «فیدئیسم» (Fideism) به فعالیت میبرند. این واژه و کلمه در قبال «عقلگرایى» به معناى کلامیاش جایدارد. در بینش ایمانگرایانه حقایق دینى مبتنى بر ایمان میباشد و از خط مش خردورزى و دلیل نمیاقتدار به حقایق دست یافت. سوابق تاریخى این مدعی طولانى میباشد و به مجال «پولس» قدیس می رسد، البته بروز جدى و پرنفوذ این جریان از قرن نوزدهم تا مجال حاضر هست که بویژه در غرب و در مسیحیت مشهود است.
ایمانگرایى به دو صورت عمده افراطى و میانروی تقسیم میگردد:
ایمانگرایى افراطى یا این که خردستیز (ضد عقل):
«شستوف» یکى از ایمانگرایان افراطى، گفته میباشد: «رد کلیه معیارهاى عقلى بخشى از ایمان راستین میباشد». وى اعتقاد دارد اینکه آدم به فرض نمونه بتواند مطابق آموزههاى دینى و فارغ از هیچ برهان عقلى ایمان بیاورد که (2+2=5)، اینگونه ایمان و باورى مثالاى از ایمان راستین میباشد».[15]
از طریقه «کى یرکگور» و بقیه ایمانگرایان افراطى، ماهیت حقایق دینى با هر نوع ثابت عقلانى ناسازگار میباشد، و حقایق دینى صرفا مطابق ایمان گزینه تایید و پشت گرمی قرار می گیرند. اصول دینى خیر صرفا «فراعقل»، بلکه «ضد عقل» میباشند.[16]
ایمانگرایى اعتدالى، یا این که خردگریز، یا این که غیر عقلى:
اینسیرتکامل ایمانگرایى در باطن سنت مسیحى «اگوسینى» بوجود آمد. دراین نگرش خلال تأکید بر حق اولویت ایمان بر عقل، عقل و دلیل هم، براى جستوجو از حقایق دینى و نیز براى تبیین و ادراک این حقایق میتواند تا اندازهاى نقشآفرین باشد.[17]
ایمانگرایى در فکر اسلامى
هر یکسری که قضیهها و لزومهاى وجود ایمانگرایى افراطى در فکر اسلامى - آنچنانکه در غرب و مسیحیت بوجود آمد - نیست، ولی در عین اکنون مثالهایى از اثرها متفکران اسلامى بیتشابه به ایمانگرایى غربى وجود ندارد. مثلا؛ گرایشات قشریگرى و اخباریگرى و جمودگرا به سبکى ایمانگرایانه عامل و ادلهورزى و تاخیر محورى را در آئین کنار مینهد.
نیز گفتار برخى از عرفاى اسلامى، مانند «محى الدین عربى» در فتوحات مکیه نمادهایى از ایمانگرایى افراطى داراست. به نظریه وى هرگاه کسى بر مبناى ژرف اندیشی ایمان آورد، به واقع ایمان نیاورده میباشد؛ چون ایمان راستین آن میباشد که مستند به وحى باشد، در حالی کهاین ایمان مستند به عقل میباشد.[18]
«امام محمد غزالى» را میاقتدار در شمار ایمانگرایان اعتدالى محسوب کرد. وى بر آن میباشد که صحبت مدرّس(معلم) نمیتواند ایمان بیافریند. به نظریه وى ایمان آنسیرتکامل وجود ندارد که با فکر و عملکرد عقلى به چنگ آید. ایمان نوعى فروغ روشنگر میباشد که معبود تحت عنوان موهبتى مجانی و از راز لطف در چنگ بندگان قرار میدهد.
«مولوى» نیز رغبت صرف به عقل و توکل بر دلیل را زیرا خط مش رفتن با پاى چوبین میداند و عقل را فروتر از عشق و علاقه و ایمان مینهد. از نگرش وى، ایمان بر آمده از مفاهیم و براهین، هر دم در شروع فروپاشى میباشد.[19]
به لحاظ میرسد یکى از علل میل ایمانگرایى چه در مسیحیت و چه در اسلام زیادهروى عقلگرایان و گرفتار کردن گوهر ایمان در پیچوتابهاى مسائل فلسفى و برهان بوده میباشد.
هم اینگونه در مسیحیت ناتوانى فلسفه وی در ثابت دعاوى متافیزیکى این فرآیند را تشدید نموده است. در واقع بسیارى از متفکران مسیحى با ایمان اعتدالی منظوراند گوهر آئین و ایمان را از سیطره مشاجرههاى سرد و بیروح عقلانى و کلامى نجات دهند

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی