عقاید و ایفا فقهی مجاهدین
بهگفته بعضی پژوهشگران، اکثر اعضای مجاهدین از خانوادههای مذهبی بودند[۵۷] و تمامی آنها شیعه[۵۸] بودند. بهلحاظ جعفریان، بهرغم لحاظ بعضا، مجاهدین مارکسیست که سعی مینمایند سازمان را از آغاز دارنده رغبت مذهبی کمرنگ معرفی نمایند، مذهب فی مابین مجاهدان اول برجسته بود و آنها بر اسلام تأکید فراوان داشتند؛[۵۹] ولی ضعف فقهی و شرعی نسل دوم و سوم مجاهدین موجب بازاندیشی تدریجی در نگاه شرعی سازمان و نهایتاً تغییرو تحول ایدئولوژی آنها به مارکسیسم مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۶۰]
بهگزارش بعضا منابع، با جداشدن مجاهدین مارکسیست از سازمان، مجاهدین مسلمان پایین سیطره بینشهای ایدئولوژیک سران نو آن، بهخصوص مسعود رجوی، به عقاید نظری و عملی مجاهدین نخستین مجاورت شدند،[۶۱] البته عقاید و مناسک فقهی نوای حول شخصیت رجوی و همسرش مریم رجوی به نظام فقاهتی آن ها اضافه شوید؛[۶۲] برای مثال، بیان شده که در طول استقرار سازمان در عراق، در مراسم احیاء و در هنگام قرآن به راز دریافت کردن پس از اسم ائمه(ع) اسم مسعود و مریم هم، بهتیتر اولیاء الهی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برده میشدهاست.[۶۳]
بهگزارش یکیاز مجاهدین، سران سازمان اصول پنجگانه آیین را قبول داشت؛ ولی در عقایدی زیرا طهارت پیامبران(ع) و ائمه(ع) شک داشتند.[۶۴] همینطور، راجع به غایب بودن امام مجال(ع) بی سر و صدا میکردند.[۶۵] بهگزارش یکیاز دیگر از مجاهدین، آن ها مشرک را کسی میدانستند که بند شیوه خداوند و شیوه تکامل گردیده باشد، خیر هر کس به آفریدگار اعتقادی ندارد.[۶۶] آنها بهکمونیستها بهتیتر مبارزان انقلابی احترام میگذاشتند و حاضر به همیاری با آنها بودند؛ زیرا آنها را مشرک و از دید دینی نجس نمیدانستند، بلکه مبارزانی میدانستند در رویه عموم که علیه اَمْلبریزْیالِیسْم (تجلی بند منش تکامل) جنگ میکردند.[۶۷] مجاهدین سرمایهداران را، علیرغم ادعای مسلمانی، مسلمان نمیدانستند؛ چون آن ها را سدکنندگان را معبود و رویه تکامل تلقی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکردند.[۶۸]
درباره انجام مذهبی، بهگزارش بعضا منابع، مجاهدین به تبعیت در فقه سنتی اعتقادی نداشتند و مرجع آنها در این باره سازمان بود.[۶۹] نتایج این بینش، به کناره رفتن فقه در سازمان دانسته شدهاست.[۷۰] مجاهدین قواعد فقاهتی را رعایت میکردند، ولی این رعایت گاه با قواعد فقهی سرازیر در فقه سنتی شیعه مختلف بود؛ تفاوتی که در خصوص برخی مسائل شرعی، مانند زناشویی، به شرعی خاص میانجامید که پس از انقلاب در پوسته امری زیرا جدایی همگانی[۷۱] رفلکس یافت.[۷۲] مثال دیگر دراین مورد، وصلت رجوی با مریم رجوی در خرداد ماه ۱۳۶۴ش دانسته شدهاست: این وصلت بعداز جدایی تشکیلاتی مریم رجوی از همسر سابقش و سوای نگهداشتن گردآوری فقاهتی اعمال شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۷۳]
منابع مطالعاتی و اثر ها منتشرشده
بهگزارش بعضا منابع، سازمان کار مطالعاتی را از شهریور ۱۳۴۴ش با مطالعاتی در مسئلههای مذهب، تاریخ و تئوریهای انقلاب استارت کرد.[۷۴] بهگفته جعفریان، مجاهدین، بهاستدلال ناکافیپی بردن تعبیر قانونی روحانیان شیعه از آیین، با الهام از مهدی تاجر، به تدوین ایدئولوژی شرعی و سیاسی خویش پرداختند.[۷۵] منابع مطالعاتی سازمان مشتمل بر قرآن، نهجالبلاغه، بعضا کتابهای تاجر و سید محمود طالقانی، تاریخ انقلابهای عدهای در کشور ایران و دنیا و کتابهای مارکسیستی گزارش گردیدهاست.[۷۶]
جعفریان از عدم یقین آنها به بقیه متن ها تفسیری و تحقیقی شیعه، مانند اثر ها سید محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری، خبر داده میباشد.[۷۷] آورده شده که درضمن این مطالعات، کارایی سران سازمان این بود که قرآن و نهجالبلاغه را از دیدگاهی مارکسیستی تعبیروتفسیر نمایند و خوانشی نوین از مفاهیم اسلامی ارائه دهند؛[۷۸] خوانشی که در عین منطبق با دانش جنگ (مارکسیسم) نوعی تشیع انقلابی را ارائه نماید.[۷۹] دراین نوع خوانش از تشیع، تأثیر علی شریعتی، متفکر انقلابی شیعه، بر مجاهدین پررنگ تلقی شدهاست.[۸۰]
اثر ها ايدئولوژیک و سیاسی
اثر ها منتشرشده سازمان مجاهدین خلق و خوی اثراتی دانسته گردیده که در آنان عمدتاً نگرشهای مارکسیستی با عقاید اسلامی برای ارائه راهبردی مبارزاتی آمیخته شدهاست.[۸۱] به عنوان مثال این اثر ها به موراد ذیل اشاره و درباره آنها توضیحاتی داده شدهاست:
متدولوژی آشنایی: اول تاثیر مجاهدین که بهگفته آن ها کوششی میباشد برای تبیین «طریق و روال عکس العمل درست و علمی [مارکسیستی] با پدیدهها و هماهنگی و تطابق آن با مشی عکس العمل قرآن».[۸۲] این کتاب در سال ۱۳۵۱ش بهدست امام خمینی رسید و وی آن را کتابی مارکسیستی با قالبای اسلامی برشمرد.[۸۳]
خط مش انبیاء خط مش آدم: نوشته حنیفنژاد که بر پایه ی تئوری تاجر در کتاب رویه طیگردیده مندرج با این تفاوت که صورتی مارکسیستی پیدا نموده است.[۸۴] دراین کتاب روشهای نزاع عیناً از اثر ها مائو نقل گردیده است.[۸۵]
سیمای یک مسلمان: یا این که امام حسین(ع) یا این که راه و روش امام حسین(ع)[۸۶] که در آن نظام توحیدی متبوع رسول(ص) نوعی نظام توحیدی بیطبقه در راستای صلاح عامه دانسته گردیدهاست.[۸۷] درین کتاب بیان شده که ائمه شیعه(ع)، بهویژه امام حسین(ع)، علیه زمینداران و سرمایهداران استثمارگر و خلفای غاصب قیام کردهاند.[۸۸] بهلحاظ مجاهدین، این وظیفه همگی مسلمانها بود که پیکار را تا برقراری جامعه بیطبقه و هلاکت هرگونه ظلم، بهویژه امپریالیسم، سرمایهداری و روحانیان محافظهعمل، ادامه دهند.[۸۹]
پیشگفتار مطالعات مارکسیستی: نوشته سعید محسن، جزوهای آموزشی برای ثابت گریزناپذیربودن یاددادن مارکسیسم برای نزاع، برشمردن جنبههای اصولی و مثبت آن و اینکه سوای یاد دادن آن فهم عمیق ایدئولوژی اسلامی و مفاهیم قرآن میسر نخواهد بود.[۹۰] این کتاب بعداز انقلاب اسلامی دستمایه کتابت کتاب دینامیزم قرآن بوسیله رجوی شد که شالوده آن تطبق آیهها سفت و متشابه قرآن با گفت و گو روبنا و زیربنا در عالمنگری مارکسیستی بود.[۹۱] جعفریان تغییرو تحول اسم این کتاب را شگفت و نمودی از حیث مجاهدین به مارکسیسم و اسلام میداند.[۹۲]
کتابچه درفش: در اواخر دهه هفتاد خورشیدی بوسیله رجوی بهتیتر قانون اساسی کشور حیات یک مجاهد تدوین شد.[۹۳] اجرای قانون ها این کتابچه معاش را بر مجاهدین طاقت فرساخیس میکرد؛ به نحوی که یک سری نفر بر تاثیر مشقت آن ها خودسوزی کردند.[۹۴]
عقاید و ایفا فقهی مجاهدین
بهگفته بعضی پژوهشگران، اکثر اعضای مجاهدین از خانوادههای مذهبی بودند[۵۷] و تمامی آنها شیعه[۵۸] بودند. بهلحاظ جعفریان، بهرغم لحاظ بعضا، مجاهدین مارکسیست که سعی مینمایند سازمان را از آغاز دارنده رغبت مذهبی کمرنگ معرفی نمایند، مذهب فی مابین مجاهدان اول برجسته بود و آنها بر اسلام تأکید فراوان داشتند؛[۵۹] ولی ضعف فقهی و شرعی نسل دوم و سوم مجاهدین موجب بازاندیشی تدریجی در نگاه شرعی سازمان و نهایتاً تغییرو تحول ایدئولوژی آنها به مارکسیسم مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۶۰]
بهگزارش بعضا منابع، با جداشدن مجاهدین مارکسیست از سازمان، مجاهدین مسلمان پایین سیطره بینشهای ایدئولوژیک سران نو آن، بهخصوص مسعود رجوی، به عقاید نظری و عملی مجاهدین نخستین مجاورت شدند،[۶۱] البته عقاید و مناسک فقهی نوای حول شخصیت رجوی و همسرش مریم رجوی به نظام فقاهتی آن ها اضافه شوید؛[۶۲] برای مثال، بیان شده که در طول استقرار سازمان در عراق، در مراسم احیاء و در هنگام قرآن به راز دریافت کردن پس از اسم ائمه(ع) اسم مسعود و مریم هم، بهتیتر اولیاء الهی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برده میشدهاست.[۶۳]
بهگزارش یکیاز مجاهدین، سران سازمان اصول پنجگانه آیین را قبول داشت؛ ولی در عقایدی زیرا طهارت پیامبران(ع) و ائمه(ع) شک داشتند.[۶۴] همینطور، راجع به غایب بودن امام مجال(ع) بی سر و صدا میکردند.[۶۵] بهگزارش یکیاز دیگر از مجاهدین، آن ها مشرک را کسی میدانستند که بند شیوه خداوند و شیوه تکامل گردیده باشد، خیر هر کس به آفریدگار اعتقادی ندارد.[۶۶] آنها بهکمونیستها بهتیتر مبارزان انقلابی احترام میگذاشتند و حاضر به همیاری با آنها بودند؛ زیرا آنها را مشرک و از دید دینی نجس نمیدانستند، بلکه مبارزانی میدانستند در رویه عموم که علیه اَمْلبریزْیالِیسْم (تجلی بند منش تکامل) جنگ میکردند.[۶۷] مجاهدین سرمایهداران را، علیرغم ادعای مسلمانی، مسلمان نمیدانستند؛ چون آن ها را سدکنندگان را معبود و رویه تکامل تلقی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکردند.[۶۸]
درباره انجام مذهبی، بهگزارش بعضا منابع، مجاهدین به تبعیت در فقه سنتی اعتقادی نداشتند و مرجع آنها در این باره سازمان بود.[۶۹] نتایج این بینش، به کناره رفتن فقه در سازمان دانسته شدهاست.[۷۰] مجاهدین قواعد فقاهتی را رعایت میکردند، ولی این رعایت گاه با قواعد فقهی سرازیر در فقه سنتی شیعه مختلف بود؛ تفاوتی که در خصوص برخی مسائل شرعی، مانند زناشویی، به شرعی خاص میانجامید که پس از انقلاب در پوسته امری زیرا جدایی همگانی[۷۱] رفلکس یافت.[۷۲] مثال دیگر دراین مورد، وصلت رجوی با مریم رجوی در خرداد ماه ۱۳۶۴ش دانسته شدهاست: این وصلت بعداز جدایی تشکیلاتی مریم رجوی از همسر سابقش و سوای نگهداشتن گردآوری فقاهتی اعمال شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۷۳]
منابع مطالعاتی و اثر ها منتشرشده
بهگزارش بعضا منابع، سازمان کار مطالعاتی را از شهریور ۱۳۴۴ش با مطالعاتی در مسئلههای مذهب، تاریخ و تئوریهای انقلاب استارت کرد.[۷۴] بهگفته جعفریان، مجاهدین، بهاستدلال ناکافیپی بردن تعبیر قانونی روحانیان شیعه از آیین، با الهام از مهدی تاجر، به تدوین ایدئولوژی شرعی و سیاسی خویش پرداختند.[۷۵] منابع مطالعاتی سازمان مشتمل بر قرآن، نهجالبلاغه، بعضا کتابهای تاجر و سید محمود طالقانی، تاریخ انقلابهای عدهای در کشور ایران و دنیا و کتابهای مارکسیستی گزارش گردیدهاست.[۷۶]
جعفریان از عدم یقین آنها به بقیه متن ها تفسیری و تحقیقی شیعه، مانند اثر ها سید محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری، خبر داده میباشد.[۷۷] آورده شده که درضمن این مطالعات، کارایی سران سازمان این بود که قرآن و نهجالبلاغه را از دیدگاهی مارکسیستی تعبیروتفسیر نمایند و خوانشی نوین از مفاهیم اسلامی ارائه دهند؛[۷۸] خوانشی که در عین منطبق با دانش جنگ (مارکسیسم) نوعی تشیع انقلابی را ارائه نماید.[۷۹] دراین نوع خوانش از تشیع، تأثیر علی شریعتی، متفکر انقلابی شیعه، بر مجاهدین پررنگ تلقی شدهاست.[۸۰]
اثر ها ايدئولوژیک و سیاسی
اثر ها منتشرشده سازمان مجاهدین خلق و خوی اثراتی دانسته گردیده که در آنان عمدتاً نگرشهای مارکسیستی با عقاید اسلامی برای ارائه راهبردی مبارزاتی آمیخته شدهاست.[۸۱] به عنوان مثال این اثر ها به موراد ذیل اشاره و درباره آنها توضیحاتی داده شدهاست:
متدولوژی آشنایی: اول تاثیر مجاهدین که بهگفته آن ها کوششی میباشد برای تبیین «طریق و روال عکس العمل درست و علمی [مارکسیستی] با پدیدهها و هماهنگی و تطابق آن با مشی عکس العمل قرآن».[۸۲] این کتاب در سال ۱۳۵۱ش بهدست امام خمینی رسید و وی آن را کتابی مارکسیستی با قالبای اسلامی برشمرد.[۸۳]
خط مش انبیاء خط مش آدم: نوشته حنیفنژاد که بر پایه ی تئوری تاجر در کتاب رویه طیگردیده مندرج با این تفاوت که صورتی مارکسیستی پیدا نموده است.[۸۴] دراین کتاب روشهای نزاع عیناً از اثر ها مائو نقل گردیده است.[۸۵]
سیمای یک مسلمان: یا این که امام حسین(ع) یا این که راه و روش امام حسین(ع)[۸۶] که در آن نظام توحیدی متبوع رسول(ص) نوعی نظام توحیدی بیطبقه در راستای صلاح عامه دانسته گردیدهاست.[۸۷] درین کتاب بیان شده که ائمه شیعه(ع)، بهویژه امام حسین(ع)، علیه زمینداران و سرمایهداران استثمارگر و خلفای غاصب قیام کردهاند.[۸۸] بهلحاظ مجاهدین، این وظیفه همگی مسلمانها بود که پیکار را تا برقراری جامعه بیطبقه و هلاکت هرگونه ظلم، بهویژه امپریالیسم، سرمایهداری و روحانیان محافظهعمل، ادامه دهند.[۸۹]
پیشگفتار مطالعات مارکسیستی: نوشته سعید محسن، جزوهای آموزشی برای ثابت گریزناپذیربودن یاددادن مارکسیسم برای نزاع، برشمردن جنبههای اصولی و مثبت آن و اینکه سوای یاد دادن آن فهم عمیق ایدئولوژی اسلامی و مفاهیم قرآن میسر نخواهد بود.[۹۰] این کتاب بعداز انقلاب اسلامی دستمایه کتابت کتاب دینامیزم قرآن بوسیله رجوی شد که شالوده آن تطبق آیهها سفت و متشابه قرآن با گفت و گو روبنا و زیربنا در عالمنگری مارکسیستی بود.[۹۱] جعفریان تغییرو تحول اسم این کتاب را شگفت و نمودی از حیث مجاهدین به مارکسیسم و اسلام میداند.[۹۲]
کتابچه درفش: در اواخر دهه هفتاد خورشیدی بوسیله رجوی بهتیتر قانون اساسی کشور حیات یک مجاهد تدوین شد.[۹۳] اجرای قانون ها این کتابچه معاش را بر مجاهدین طاقت فرساخیس میکرد؛ به نحوی که یک سری نفر بر تاثیر مشقت آن ها خودسوزی کردند.[۹۴]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی