شاگردان
وی در نجف، در عرفان و کردار و تهذیب نفس، شاگردان زیادی رشد بخشید.[۲۲] معمولاً جلسات درس او سری و خصوصی برگزار می شد.[۲۳] وی در مکتب هندی، حجرهای داشت و شاگردانش درین حجره نزد وی مسجد النبی کوهسنگی مشهد میآمدند.[۲۴]
برخی از علما و فقها و مراجع پیروی از شاگردان مدرسه اخلاقی حکم دهنده بودهاند، برخی از مهمترین شاگردان وی عبارتند از: سید محمدحسین طباطبائی که از قبیله حکم دهنده بود. وی آغاز به حکم دهنده آوازه داشت البته به احترام استادش، ترجیح بخشید که به طباطبائی دارای اسم و رسم گردد.[۲۵] او و برادرش سید محمدحسن الهی و عباس هاتف قوچانی[۲۶] ۱۳سال نزد حاکم شاگردی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۲۷]
سید هاشم موسوی حداد. او ۲۸ سال دانش آموز حکم دهنده بود و استادش دربارۀ او گفته وی توحید را چنان چشیده و مس و لمس نموده که محال میباشد چیزی بتواند در آن خللی وارد سازد.[۲۸] سید حسن اصفهانی مسقطی. وی در نجف شفا و اسفار درس میاعطا کرد و به حکم سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع وقت شیعه ها، و توصیۀ استادش حاکم، به مجبور از نجف به مسقط مهاجرت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۲۹]
سید ابوالقاسم خویی. او از معلم خویش دستورالعملی گرفت و بعداز چهل روز، مکاشفهای برایش نتیجه ها شد و آیندۀ خویش را مشمول درس دادن و به مرجعیت وصال رویت کرد.[۳۰] علی اکبر مرندی واسطه شناخت و رابطه خویی با حکم کننده طباطبایی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.[۳۱]
از سایر شاگردان وی میقدرت به اشخاص پایین اشاره نمود:
محمدرضا مظفر[۳۲]
علیاکبر مرندی شانزده سال نزد حکم کننده شاگردی کرد.[۳۳]
محمدتقی بهجت[۳۴]
علیمحمد بروجردی او دروس حکم کننده را تقریر میکرد.[۳۵]
مرتضی انصاری لاهیجی[۳۶]
سید حسن کشمیری[۳۷]
سید احمد کشمیری[۳۸]
مرتضی معلم گیلانی
علیاکبر ادله
مرتضی معلم چهاردهی
سید حسین بادکوبهای[۳۹]
سید عبدالکریم کشمیری
سید عباس حسینی کاشانی
محمدتقی آملی
میرزا ابراهیم شریفی سیستانی(داماد سید علی حکم کننده، درگذشت:۱۷ دی ۱۳۴۸ش)[۴۰]
[۴۱]
سید احمد فهری زنجانی از واپسین عده ای میباشد که محضر حاکم را شعور کرد.[۴۲]
سید محمد حسینی همدانی قسمتهایی از جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی را نزد حکم دهنده خواند.[۴۳]
سید مرتضی فیروزآبادی، مؤلف فضائل الخمسة اینجانب الصحاح الستة، در درسهای اخلاق و رفتار و عرفان او کمپانی می کرد و محرم اسرار معلم بود.[۴۴]
معارضان
مخالفت بعضی علما با او باعث بیحرمتی بعضا از عموم به او گردیده بود، چنانکه سجاده از پایین پایش کشیدند و همینطور اورا ارعاب به قتل کردند. ظاهراً علاقۀ او به ابن عربی و مولوی و دلبستگی و مراودۀ یکی صوفیان نجف فصل بهار علیشاه با حکم کننده، موجب بروز این مخالفتها و وارد کردن اتهام تصوف به حکم کننده گردیده بود.[۴۵]
میرزا مهدی اصفهانی (د ۱۳۲۵ش) از علمای مشهد، که با بخش اعظمی از آموزههای فلسفی و عرفان نظری مخالف بود از معارضان حکم دهنده بود. او بهرغم تَشَرُّع (پایبندی به امرها شرع) حکم کننده و عدم انتسابش به سلسلههای صوفیه، با او مخالفت می کرد.[۴۶]
سید عبدالغفار مازندرانی که از زُهّاد پر اسم و رسم نجف به شمار می رفت نیز از معارضان حکم دهنده بود.[۴۷]
اثرها
دستخط سید علی حکم دهنده: درحالتی که نماز را تحفظ کردید، کلیه چیزتان محفوظ می ماند.
شرحی نیمهتمام بر دعای سمات:
او این تاثیر را در دو سال آخری قدمت خویش و به عربی نوشت و به سبب ساز بیماری غالب به اتمام آن نشد و صرفا حدود یکسوم این دعا را گستردن کرد که اول توشه در ۱۳۸۴ش در طهران به چاپ رسید. جلسۀ قرائت این دعا و تفصیل آن عصرهای آدینه در منزلش در نجف برگزار می شد.[۴۸]
تعبیروتفسیر قرآن کریم و مهربان
از آغاز تا آیۀ ۹۱ سورۀ انعام[۴۹] که ظاهراً ورژنای از آن در لندن جانور میباشد.[۵۰] اورا میقدرت مبناگذار شیوۀ تفسیری قرآن با قرآن دانست. ظاهراً نحوه وی در تعبیروتفسیر، در شیوۀ تفسیری شاگردش، سید محمدحسین طباطبائی، در تعبیروتفسیر المیزان مؤثر بوده میباشد.[۵۱]
تصحیح و بازرسی الارشاد، تاثیر روضه خوان اثر گذار
این تاثیر را در ۱۳۰۶ در ۲۱ سالگی به ایفا رساند و در طهران چاپ سنگی شد.[۵۲]
حاکم ضمن پند، بر برخی کتابهای دیگر نیز تعلیقات نوشته میباشد؛ مثلا بر مثنوی مولوی و فتوحات ابن عربی، که هیچ یک تا به امروز منتشر نشده میباشد.[۵۳]
او در ادبیات عرب مهارت داشت و شعر نیز میسرود.[۵۴] قصیده غدیریه وی به لهجه عربی، که آن را در ۱۳۱۶ش سروده میباشد، آوازه داراست. وی غدیریهای هم به لهجه فارسی سروده میباشد.[۵۵]
طریقت عرفانی
محمدحسین طباطبائی گفته میباشد سید علی حاکم به هیچ یک از سلسلههای صوفیه مرتبط وجود ندارد، بلکه طریقۀ عرفانی او به عبارتی طریقۀ ملا حسینقلی همدانی و استادش سید علی شوشتری میباشد که از آنها نیز به عارفی ناشناس به اسم جولا منتهی می گردد.[۵۶]
ولی فرزندش، سید محمدحسن حکم دهنده، بابا را بر شیوۀ سلوکی شاگردان حسینقلی همدانی نمیداند و از دید وی، حکم دهنده به مسلک پدرش، سید حسین، بود. سید حسین در مدرسه تربیتی امامقلی نخجوانی و امامقلی در مدرسه سید محمد قریشی قزوینی و وی از محراب گیلانی اصفهانی و وی از محمد بیدآبادی و وی از سید قطبالدین محمد نیریزی، از مشایخ ذهبیه، آموختن یافته بود.[۵۷] البته از خویش او آورده شده که ارتباطش را با این سلسله رد کرده و طریقت خویش را طریقت علما و فقها میدانست.[۵۸]
به حیث حسینی طهرانی[۵۹] از شاگردان علامه طباطبائی، نیز حاکم آغاز در طریقت پدرش بود، ولی بعد از وفات پدرش، شاگردی سید احمد کربلایی را سپردن کرد و در طریقت حسینقلی همدانی قرار گرفت.[۶۰]
حاکم همینطور ۱۰ سال همراه و مصاحب سید مرتضی کشمیری بود، ولی در زمینۀ خلق و عرفان محصل او به شمار نمیآید[۶۱] چون کشمیری به شدت با ابن عربی و آثارش مخالف بود و نگرش حکم کننده با وی تفاوت بسیار داشت.[۶۲]
حکم دهنده وصول به جایگاه توحید و سیر درست الی الله را فارغ از پذیرفتن ولایت امامان شیعه و حضرت زهرا(س) محال میدانست.[۶۳] او میذکر کرد:
اینجانب در صورتی به جایی رسیده باشم از دو چیز میباشد؛ قرآن کریم ومهربان و زیارت امام حسین(ع)
به گفته حسینی تهرانی نحوه سلوکی او طرز سلوکی حسینقلی همدانی بود. دراین شیوه، سالک می بایست برای دفع خواطر، در شبانهروز حداقل نیمساعت را برای دقت به نفس خویش گزینش نماید تا رفتهرفته معرفت نفس برای وی نتیجه ها خواهد شد. بهعلاوه، بایستی برای رفع عفاف و حجابها و مانع ها، به امام حسین(ع) متوسل خواهد شد.[۶۴]
شاگردان
وی در نجف، در عرفان و کردار و تهذیب نفس، شاگردان زیادی رشد بخشید.[۲۲] معمولاً جلسات درس او سری و خصوصی برگزار می شد.[۲۳] وی در مکتب هندی، حجرهای داشت و شاگردانش درین حجره نزد وی مسجد النبی کوهسنگی مشهد میآمدند.[۲۴]
برخی از علما و فقها و مراجع پیروی از شاگردان مدرسه اخلاقی حکم دهنده بودهاند، برخی از مهمترین شاگردان وی عبارتند از: سید محمدحسین طباطبائی که از قبیله حکم دهنده بود. وی آغاز به حکم دهنده آوازه داشت البته به احترام استادش، ترجیح بخشید که به طباطبائی دارای اسم و رسم گردد.[۲۵] او و برادرش سید محمدحسن الهی و عباس هاتف قوچانی[۲۶] ۱۳سال نزد حاکم شاگردی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۲۷]
سید هاشم موسوی حداد. او ۲۸ سال دانش آموز حکم دهنده بود و استادش دربارۀ او گفته وی توحید را چنان چشیده و مس و لمس نموده که محال میباشد چیزی بتواند در آن خللی وارد سازد.[۲۸] سید حسن اصفهانی مسقطی. وی در نجف شفا و اسفار درس میاعطا کرد و به حکم سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع وقت شیعه ها، و توصیۀ استادش حاکم، به مجبور از نجف به مسقط مهاجرت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۲۹]
سید ابوالقاسم خویی. او از معلم خویش دستورالعملی گرفت و بعداز چهل روز، مکاشفهای برایش نتیجه ها شد و آیندۀ خویش را مشمول درس دادن و به مرجعیت وصال رویت کرد.[۳۰] علی اکبر مرندی واسطه شناخت و رابطه خویی با حکم کننده طباطبایی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.[۳۱]
از سایر شاگردان وی میقدرت به اشخاص پایین اشاره نمود:
محمدرضا مظفر[۳۲]
علیاکبر مرندی شانزده سال نزد حکم کننده شاگردی کرد.[۳۳]
محمدتقی بهجت[۳۴]
علیمحمد بروجردی او دروس حکم کننده را تقریر میکرد.[۳۵]
مرتضی انصاری لاهیجی[۳۶]
سید حسن کشمیری[۳۷]
سید احمد کشمیری[۳۸]
مرتضی معلم گیلانی
علیاکبر ادله
مرتضی معلم چهاردهی
سید حسین بادکوبهای[۳۹]
سید عبدالکریم کشمیری
سید عباس حسینی کاشانی
محمدتقی آملی
میرزا ابراهیم شریفی سیستانی(داماد سید علی حکم کننده، درگذشت:۱۷ دی ۱۳۴۸ش)[۴۰]
[۴۱]
سید احمد فهری زنجانی از واپسین عده ای میباشد که محضر حاکم را شعور کرد.[۴۲]
سید محمد حسینی همدانی قسمتهایی از جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی را نزد حکم دهنده خواند.[۴۳]
سید مرتضی فیروزآبادی، مؤلف فضائل الخمسة اینجانب الصحاح الستة، در درسهای اخلاق و رفتار و عرفان او کمپانی می کرد و محرم اسرار معلم بود.[۴۴]
معارضان
مخالفت بعضی علما با او باعث بیحرمتی بعضا از عموم به او گردیده بود، چنانکه سجاده از پایین پایش کشیدند و همینطور اورا ارعاب به قتل کردند. ظاهراً علاقۀ او به ابن عربی و مولوی و دلبستگی و مراودۀ یکی صوفیان نجف فصل بهار علیشاه با حکم کننده، موجب بروز این مخالفتها و وارد کردن اتهام تصوف به حکم کننده گردیده بود.[۴۵]
میرزا مهدی اصفهانی (د ۱۳۲۵ش) از علمای مشهد، که با بخش اعظمی از آموزههای فلسفی و عرفان نظری مخالف بود از معارضان حکم دهنده بود. او بهرغم تَشَرُّع (پایبندی به امرها شرع) حکم کننده و عدم انتسابش به سلسلههای صوفیه، با او مخالفت می کرد.[۴۶]
سید عبدالغفار مازندرانی که از زُهّاد پر اسم و رسم نجف به شمار می رفت نیز از معارضان حکم دهنده بود.[۴۷]
اثرها
دستخط سید علی حکم دهنده: درحالتی که نماز را تحفظ کردید، کلیه چیزتان محفوظ می ماند.
شرحی نیمهتمام بر دعای سمات:
او این تاثیر را در دو سال آخری قدمت خویش و به عربی نوشت و به سبب ساز بیماری غالب به اتمام آن نشد و صرفا حدود یکسوم این دعا را گستردن کرد که اول توشه در ۱۳۸۴ش در طهران به چاپ رسید. جلسۀ قرائت این دعا و تفصیل آن عصرهای آدینه در منزلش در نجف برگزار می شد.[۴۸]
تعبیروتفسیر قرآن کریم و مهربان
از آغاز تا آیۀ ۹۱ سورۀ انعام[۴۹] که ظاهراً ورژنای از آن در لندن جانور میباشد.[۵۰] اورا میقدرت مبناگذار شیوۀ تفسیری قرآن با قرآن دانست. ظاهراً نحوه وی در تعبیروتفسیر، در شیوۀ تفسیری شاگردش، سید محمدحسین طباطبائی، در تعبیروتفسیر المیزان مؤثر بوده میباشد.[۵۱]
تصحیح و بازرسی الارشاد، تاثیر روضه خوان اثر گذار
این تاثیر را در ۱۳۰۶ در ۲۱ سالگی به ایفا رساند و در طهران چاپ سنگی شد.[۵۲]
حاکم ضمن پند، بر برخی کتابهای دیگر نیز تعلیقات نوشته میباشد؛ مثلا بر مثنوی مولوی و فتوحات ابن عربی، که هیچ یک تا به امروز منتشر نشده میباشد.[۵۳]
او در ادبیات عرب مهارت داشت و شعر نیز میسرود.[۵۴] قصیده غدیریه وی به لهجه عربی، که آن را در ۱۳۱۶ش سروده میباشد، آوازه داراست. وی غدیریهای هم به لهجه فارسی سروده میباشد.[۵۵]
طریقت عرفانی
محمدحسین طباطبائی گفته میباشد سید علی حاکم به هیچ یک از سلسلههای صوفیه مرتبط وجود ندارد، بلکه طریقۀ عرفانی او به عبارتی طریقۀ ملا حسینقلی همدانی و استادش سید علی شوشتری میباشد که از آنها نیز به عارفی ناشناس به اسم جولا منتهی می گردد.[۵۶]
ولی فرزندش، سید محمدحسن حکم دهنده، بابا را بر شیوۀ سلوکی شاگردان حسینقلی همدانی نمیداند و از دید وی، حکم دهنده به مسلک پدرش، سید حسین، بود. سید حسین در مدرسه تربیتی امامقلی نخجوانی و امامقلی در مدرسه سید محمد قریشی قزوینی و وی از محراب گیلانی اصفهانی و وی از محمد بیدآبادی و وی از سید قطبالدین محمد نیریزی، از مشایخ ذهبیه، آموختن یافته بود.[۵۷] البته از خویش او آورده شده که ارتباطش را با این سلسله رد کرده و طریقت خویش را طریقت علما و فقها میدانست.[۵۸]
به حیث حسینی طهرانی[۵۹] از شاگردان علامه طباطبائی، نیز حاکم آغاز در طریقت پدرش بود، ولی بعد از وفات پدرش، شاگردی سید احمد کربلایی را سپردن کرد و در طریقت حسینقلی همدانی قرار گرفت.[۶۰]
حاکم همینطور ۱۰ سال همراه و مصاحب سید مرتضی کشمیری بود، ولی در زمینۀ خلق و عرفان محصل او به شمار نمیآید[۶۱] چون کشمیری به شدت با ابن عربی و آثارش مخالف بود و نگرش حکم کننده با وی تفاوت بسیار داشت.[۶۲]
حکم دهنده وصول به جایگاه توحید و سیر درست الی الله را فارغ از پذیرفتن ولایت امامان شیعه و حضرت زهرا(س) محال میدانست.[۶۳] او میذکر کرد:
اینجانب در صورتی به جایی رسیده باشم از دو چیز میباشد؛ قرآن کریم ومهربان و زیارت امام حسین(ع)
به گفته حسینی تهرانی نحوه سلوکی او طرز سلوکی حسینقلی همدانی بود. دراین شیوه، سالک می بایست برای دفع خواطر، در شبانهروز حداقل نیمساعت را برای دقت به نفس خویش گزینش نماید تا رفتهرفته معرفت نفس برای وی نتیجه ها خواهد شد. بهعلاوه، بایستی برای رفع عفاف و حجابها و مانع ها، به امام حسین(ع) متوسل خواهد شد.[۶۴]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی