loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 64
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 11:06

تکبر در برابر خدا را بد‌ترین قسم تکبر خوانده‌اند که منشأ آن نادانی و گمراهی است؛ همچون تکبر نمرود و فرعون و دعوی خدایی آنان.[۲۷]
تکبر نسبت به پیامبران مانع از ایمان آوردن انسان است، چنانکه کفار قریش در برابر پیامبر اسلام تکبر کردند، گروهی از آنان پیامبری ایشان را قبول داشتند لیکن به سبب غلبه تکبر نمی‌توانستند به آن اقرار کنند و گروهی نیز بر اثر تکبر حتی از شناختن پیامبری ایشان مسجد النبی کوهسنگی مشهد بازماندند.[۲۸]
قِیلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِ‌ینَ (ترجمه: و گفته شود: «از درهای دوزخ درآیید، جاودانه در آن بمانید؛ وه چه بد [جایی‌] است جای سرکشان!».)

سوره زمر، ۷۲، ترجمه فولادوند.

تکبر در برابر دیگر انسان‌ها نیز ناپسند شمرده شده است تا آنجا که حتی تکبر مؤمن بر اهل کفر و شرک را جایز ندانسته‌اند، زیرا نه ماندن مؤمن بر سر ایمان خود مسلّم است و نه اصرار کافر بر کفرش؛ یعنی هیچکس نمی‌تواند با اتکا به‌خوبی احوال خود و بدی وضع دیگران از عاقبت خوب خود و سرانجام بد دیگری مطمئن باشد و براین‌اساس به دیگری فخر بفروشد.[۲۹] قبح این قسم تکبر از جهتی بسیار زیاد است، چرا که مانع پذیرش حق از دیگران می‌شود و به معصیت می‌انجامد[۳۰] و انسان را از طلب کمال باز می‌دارد.[۳۱] مهم‌تر از این، بزرگی، صفتِ خاص خداست و کسی که تکبر و دعوی بزرگی می‌کند، در صفت خاص خدا با وی منازعه کرده است.[۳۲] در واقع آنچه موجب زشتی تکبر انسان می‌شود، آن است که وی از حد خود تجاوز کرده و وارد محدوده صفات خاص خدا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شده است.[۳۳]
علل و اسباب تکبر
اصل و علت تکبر، جهل انسان نسبت به مرتبه حقیقی خویش[۳۴] و منسوب کردن صفات کمالی به خویش است.[۳۵] این انتساب از افراط در حُبِّ نفس ناشی می‌شود[۳۶] و اسبابی دارد، از جمله مغرور شدن به علم یا عمل و عبادت یا نَسَب یا جمال یا توانگری مالی و جسمی یا فراوانی اَتباع.[۳۷] یکی از بد‌ترین آثار چنین غروری، بازماندن از کمالِ اموری است که فرد به آن‌ها مغرور می‌شود؛ مثلاً مغرور شدن به علم مانع از کوشش برای کسب علم بیشتر می‌گردد.[۳۸] سبب آشکار شدن تکبر را عواملی چون حسد و کینه و عُجب و ریا ذکر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۳۹]

درمان تکبر
امام محمدباقر(ع): الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَةِ (ترجمه: دور‌ترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.)

ثواب الاعمال، ص۶۸۸.

برای درمان تکبر شیوه‌هایی، هم در مقام علم هم در مقام عمل، ذکر کرده‌اند. در مقام علم، راه درمان تکبر شناخت عظمت خدا و وقوف به اختصاص این صفت به اوست. فرد با چنین ‌شناختی، به دوری خود از عظمت هم پی می‌برد. تفصیلِ این شناخت وقتی است که فرد اسباب تکبر را بررسی می‌کند تا بی‌اساس بودن تکبر به چنین اموری معلوم شود، چرا که تمامی این امور یا خارج از ذات انسان یا فانی و تباه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدنی است.

در مقام عمل، توصیه کرده‌اند که انسان در گفتار و کردار دقیق شود تا آنچه از او پدید می‌آید از سر تواضع و به‌دور از خودپسندی باشد.[۴۰] در این باره در فقه توصیه‌های بسیاری در موارد مختلف وجود دارد، مثلاً یکی از علل تحریم ظرف طلا و نقره را اظهار تکبر در استفاده از چنین ظرف‌هایی دانسته‌اند یا به همین سبب بعضی لباس‌ها را برای نمازگزار مکروه شمرده‌اند.[۴۱]توجه به آغاز و پایان زندگی نیز در روایات از عوامل پرهیز از تکبر دانسته شده است. از امام کاظم(ع) روایت است که فرموده من در شگفتم از متکبری که فخر می‌فروشد درحالی‌که دیروز نطفه‌ای بوده و فردا مردار خواهد بود. [یادداشت ۱][۴۲]

از دیگر راه‌های درمان تکبر این است که انسان به آنچه موجب تکبر می‌شود، توجه نکند؛ یعنی محاسن و امتیازات خود را در نظر نگیرد و درعوض همواره عیوب خود را در نظر داشته باشد. همچنین خود را با افراد فرودست‌تر مقایسه نکند تا کمالات خود را بزرگ نبیند.[۴۳]

جستارهای وابسته
تواضع

پانویس
ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه کبر.
نراقی، جامع السعادات، ۱۳۱۲ش، ج۱، ص۳۸۰.
نراقی، جامع السعادات، ۱۳۱۲ش، ج۱، ص۳۸۰.
نحل: ۲۹؛ زمر: ۶۰، ۷۲؛ غافر: ۷۶
نحل: ۲۳
نساء: ۱۷۳
لقمان: ۱۸؛ حدید: ۲۳
سوره حشر، آیه۲۳.
طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۲۲.
سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵.
سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۳۵۶.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱.
نهج البلاغة، ج ۲، ص۱۳۷-۱۳۹، خطبة قاصعه؛ حارث محاسبی، ص۳۷۸؛ ابن قُدامه مَقدِسی، ص۲۲۷
حارث محاسبی، ص۳۷۵، ۳۷۹؛ سمرقندی، ص۱۱۷
حارث محاسبی، ص۳۷۸-۳۷۹؛ ورّام، ج ۱، ص۲۰۸؛ مجلسی، ج ۲۹، ص۲۴۱
ورّام، ج ۱، ص۱۹۸-۱۹۹؛ فیض کاشانی، ص۹۰؛ مجلسی، ج ۷۰، ص۲۳۵؛ نراقی، ج ۱، ص۳۸۲
سمرقندی، ص۱۱۶-۱۱۷؛ ماوردی، ص۲۳۳؛ غزالی، ۱۳۶۱ ش، ج ۲، ص۲۴۹-۲۵۱؛ ورّام، ج ۱، ص۲۰۰-۲۰۱؛ نراقی، ج ۱، ص۳۹۱ ۳۹۴
مجلسی، ج ۷۰، ص۲۳۵؛ برای بحث مفصّل درباره آیات و روایات مربوط به تکبر رجوع کنید به همان، ص۱۷۹-۲۲۸
نصیرالدین طوسی، ص۱۷۶
غزالی، ۱۳۶۱ ش، ص۲۵۳-۲۵۴؛ ابشیهی، ج ۱، ص۲۸۴؛ حارثی، ص۲۰۲
ماوردی، ص۲۳۱؛ ابن قَیم جَوزیه، ص۲۱۴
یحیی بن عدی، ص۱۸؛ ابن قدامه مقدسی؛ نراقی، همان‌جا‌

تکبر در برابر خدا را بد‌ترین قسم تکبر خوانده‌اند که منشأ آن نادانی و گمراهی است؛ همچون تکبر نمرود و فرعون و دعوی خدایی آنان.[۲۷]
تکبر نسبت به پیامبران مانع از ایمان آوردن انسان است، چنانکه کفار قریش در برابر پیامبر اسلام تکبر کردند، گروهی از آنان پیامبری ایشان را قبول داشتند لیکن به سبب غلبه تکبر نمی‌توانستند به آن اقرار کنند و گروهی نیز بر اثر تکبر حتی از شناختن پیامبری ایشان مسجد النبی کوهسنگی مشهد بازماندند.[۲۸]
قِیلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِ‌ینَ (ترجمه: و گفته شود: «از درهای دوزخ درآیید، جاودانه در آن بمانید؛ وه چه بد [جایی‌] است جای سرکشان!».)

سوره زمر، ۷۲، ترجمه فولادوند.

تکبر در برابر دیگر انسان‌ها نیز ناپسند شمرده شده است تا آنجا که حتی تکبر مؤمن بر اهل کفر و شرک را جایز ندانسته‌اند، زیرا نه ماندن مؤمن بر سر ایمان خود مسلّم است و نه اصرار کافر بر کفرش؛ یعنی هیچکس نمی‌تواند با اتکا به‌خوبی احوال خود و بدی وضع دیگران از عاقبت خوب خود و سرانجام بد دیگری مطمئن باشد و براین‌اساس به دیگری فخر بفروشد.[۲۹] قبح این قسم تکبر از جهتی بسیار زیاد است، چرا که مانع پذیرش حق از دیگران می‌شود و به معصیت می‌انجامد[۳۰] و انسان را از طلب کمال باز می‌دارد.[۳۱] مهم‌تر از این، بزرگی، صفتِ خاص خداست و کسی که تکبر و دعوی بزرگی می‌کند، در صفت خاص خدا با وی منازعه کرده است.[۳۲] در واقع آنچه موجب زشتی تکبر انسان می‌شود، آن است که وی از حد خود تجاوز کرده و وارد محدوده صفات خاص خدا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شده است.[۳۳]
علل و اسباب تکبر
اصل و علت تکبر، جهل انسان نسبت به مرتبه حقیقی خویش[۳۴] و منسوب کردن صفات کمالی به خویش است.[۳۵] این انتساب از افراط در حُبِّ نفس ناشی می‌شود[۳۶] و اسبابی دارد، از جمله مغرور شدن به علم یا عمل و عبادت یا نَسَب یا جمال یا توانگری مالی و جسمی یا فراوانی اَتباع.[۳۷] یکی از بد‌ترین آثار چنین غروری، بازماندن از کمالِ اموری است که فرد به آن‌ها مغرور می‌شود؛ مثلاً مغرور شدن به علم مانع از کوشش برای کسب علم بیشتر می‌گردد.[۳۸] سبب آشکار شدن تکبر را عواملی چون حسد و کینه و عُجب و ریا ذکر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۳۹]

درمان تکبر
امام محمدباقر(ع): الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَةِ (ترجمه: دور‌ترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.)

ثواب الاعمال، ص۶۸۸.

برای درمان تکبر شیوه‌هایی، هم در مقام علم هم در مقام عمل، ذکر کرده‌اند. در مقام علم، راه درمان تکبر شناخت عظمت خدا و وقوف به اختصاص این صفت به اوست. فرد با چنین ‌شناختی، به دوری خود از عظمت هم پی می‌برد. تفصیلِ این شناخت وقتی است که فرد اسباب تکبر را بررسی می‌کند تا بی‌اساس بودن تکبر به چنین اموری معلوم شود، چرا که تمامی این امور یا خارج از ذات انسان یا فانی و تباه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدنی است.

در مقام عمل، توصیه کرده‌اند که انسان در گفتار و کردار دقیق شود تا آنچه از او پدید می‌آید از سر تواضع و به‌دور از خودپسندی باشد.[۴۰] در این باره در فقه توصیه‌های بسیاری در موارد مختلف وجود دارد، مثلاً یکی از علل تحریم ظرف طلا و نقره را اظهار تکبر در استفاده از چنین ظرف‌هایی دانسته‌اند یا به همین سبب بعضی لباس‌ها را برای نمازگزار مکروه شمرده‌اند.[۴۱]توجه به آغاز و پایان زندگی نیز در روایات از عوامل پرهیز از تکبر دانسته شده است. از امام کاظم(ع) روایت است که فرموده من در شگفتم از متکبری که فخر می‌فروشد درحالی‌که دیروز نطفه‌ای بوده و فردا مردار خواهد بود. [یادداشت ۱][۴۲]

از دیگر راه‌های درمان تکبر این است که انسان به آنچه موجب تکبر می‌شود، توجه نکند؛ یعنی محاسن و امتیازات خود را در نظر نگیرد و درعوض همواره عیوب خود را در نظر داشته باشد. همچنین خود را با افراد فرودست‌تر مقایسه نکند تا کمالات خود را بزرگ نبیند.[۴۳]

جستارهای وابسته
تواضع

پانویس
ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه کبر.
نراقی، جامع السعادات، ۱۳۱۲ش، ج۱، ص۳۸۰.
نراقی، جامع السعادات، ۱۳۱۲ش، ج۱، ص۳۸۰.
نحل: ۲۹؛ زمر: ۶۰، ۷۲؛ غافر: ۷۶
نحل: ۲۳
نساء: ۱۷۳
لقمان: ۱۸؛ حدید: ۲۳
سوره حشر، آیه۲۳.
طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۲۲.
سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵.
سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۳۵۶.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱.
نهج البلاغة، ج ۲، ص۱۳۷-۱۳۹، خطبة قاصعه؛ حارث محاسبی، ص۳۷۸؛ ابن قُدامه مَقدِسی، ص۲۲۷
حارث محاسبی، ص۳۷۵، ۳۷۹؛ سمرقندی، ص۱۱۷
حارث محاسبی، ص۳۷۸-۳۷۹؛ ورّام، ج ۱، ص۲۰۸؛ مجلسی، ج ۲۹، ص۲۴۱
ورّام، ج ۱، ص۱۹۸-۱۹۹؛ فیض کاشانی، ص۹۰؛ مجلسی، ج ۷۰، ص۲۳۵؛ نراقی، ج ۱، ص۳۸۲
سمرقندی، ص۱۱۶-۱۱۷؛ ماوردی، ص۲۳۳؛ غزالی، ۱۳۶۱ ش، ج ۲، ص۲۴۹-۲۵۱؛ ورّام، ج ۱، ص۲۰۰-۲۰۱؛ نراقی، ج ۱، ص۳۹۱ ۳۹۴
مجلسی، ج ۷۰، ص۲۳۵؛ برای بحث مفصّل درباره آیات و روایات مربوط به تکبر رجوع کنید به همان، ص۱۷۹-۲۲۸
نصیرالدین طوسی، ص۱۷۶
غزالی، ۱۳۶۱ ش، ص۲۵۳-۲۵۴؛ ابشیهی، ج ۱، ص۲۸۴؛ حارثی، ص۲۰۲
ماوردی، ص۲۳۱؛ ابن قَیم جَوزیه، ص۲۱۴
یحیی بن عدی، ص۱۸؛ ابن قدامه مقدسی؛ نراقی، همان‌جا‌

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 51

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 514
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه