و عامل این که جناب انسان(علیه السلام) دو توشه به اعتراف کردن به لغزش خود موظّف شد آن میباشد کهاین کار سنّت در فرزندان آن حضرت باشد، براین اساس کسى که عرفات را ادراک نکند و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد به وقوف ]اختیارى[ در آن نرسد(1) و صرفا وادى عده (مشعر) را شعور نماید به حجّش وفا کرده و مناسکش درست میباشد. به هر شکل، جناب بشر(علیه السلام) از وادى توده به طرف مِنا بیرون شد و چاشتگاه به آن جا رسید. آنگاه به امر جبرئیل دو رکعت نماز در مسجد منا به جا آورد. آنگاه، جبرئیل امر بخشید که آن حضرت قربانى نماید تا تقرّب به رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد حق تعالى پیدا کرده و قربانى وى قبول خواهد شد.
و بداند که توبه اش پذیرفته شدهاست.
و این فعالیت (قربانى) در میان فرزندانش سنّت شود.
بارى جناب انسان(علیه السلام) به دستور جبرئیل قربانى نمود، پس حضرت حق ـ عزّ وجلّ ـ قربانى آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد را از وی به عهده گرفت و آتشى از افق ارسال کرد و قربانى بشر را گرفت. جبرئیل اعلامکرد: معبود والا و تعالى به تو احسان نمود; چون مناسکى را که به واسطه آنان توبه ات مورد قبول شوید، به تو یادگرفت و قربانى تورا نیز به عهده گرفت. پس در عوض آن، تواضع نما و رمز خویش را بتراش.
پس بشر(علیه السلام) به خواسته تواضع و فروتنى، در مقابل حقّ والا و تعالى سرش را تراشید. مسجد النبی کوهسنگی مشهد سپس جبرئیل دست انسان را گرفت و اورا به طرف بیت پیروزی. فی مابین منش، کنار جمره عقبه به ابلیس واکنش کردند. ابلیس بیان کرد: اى انسان کجا مى خواهى بروى؟
جبرئیل بیان کرد: اى انسان، اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو. بشر آنچه را جبرئیل فرمان کرده بود، ایفا بخشید و براین اساس ابلیس از آنها بدور شد. آن گاه جبرئیل در روز دوّم دست بشر را گرفت و به طرف جمره اولیه موفقیت، گشوده بین روش به ابلیس عکس العمل کردند. جبرئیل(علیه السلام) خاطرنشان کرد: اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو.
بشر اینگونه کرد و ابلیس از آنها بدور شوید و گشوده مجاورت جمره دوّم به ابلیس برخوردند و ابلیس اذعان کرد: اى بشر، کجا مى روى؟
جبرئیل بیان کرد: اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو.
انسان اینگونه کرد و ابلیس را از خویش به دور نمود. بعد از آن مجاورت جمره سوّم، خویش را به وی
1 . ولی ادراک وقوف، حد اقل اضطرارى عرفه، براى صحّت حج موردنیاز میباشد.آرم بخشید و اظهار کرد: اى بشر، کجا مى خواهى بروى؟
جبرئیل خاطرنشان کرد: اى بشر، اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگى یک تکبیر بگو.
انسان اینگونه نمود و ابلیس را از خویش به دور کرد و بعد در روز سوّم و چهارم نیز انسان به زدن ابلیس اقدام کرد و وى را از خویش به دور نمود.
جبرئیل خطاب به بشر اظهارکرد: دیگر هیچوقت اورا نخواهى رویت کرد. بعد از آن بشر را به بیت پیروزی و فرمان نمود که هفت توشه منزل آفریدگار را طواف نماید و انسان اینگونه کرد.
پس جبرئیل خاطرنشان کرد: خدا متعال تورا آفرید و توبه ات را به عهده گرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت.
2 . یحیى بن أبى العلاى رازى نقل کرده: مردى بر حضرت امام راستگو(علیه السلام) وارد شد و پهنا کرد: فدایت نحس خبر دهید من را از معناى فرموده حق تعالى: } ن ، وَالْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ{ .(1)
و نیز از فرموده اش به ابلیس: } قَالَ فَإِنَّکَ مِنْ الْمُنْظَرِینَ * إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ{ و همچنین از این خانه (کعبه) که چگونه بر مردمان واجب شد به زیارتش بیایند؟
راوى گوید: امام(علیه السلام) به او توجّه کرده، فرمود:
پیش از تو کسى از آنچه تو پرسیدى از من سؤال نکرده است. بدان حق ـ عزّ وجلّ ـ وقتى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود خلیفه اى قرار دادم. تمام آن ها از این کلام به ضجّه و فریاد آمده و گفتند: پروردگارا! اگر مى خواهى براى خود خلیفه اى در زمین قرار دهى، او را از ما انتخاب کن که طاعت و فرمانت را مى بریم.
خداوندِ دانا در جوابشان فرمود: من مى دانم آنچه را که شما نمى دانید.
فرشتگان پنداشتند این کلام بارى تعالى ناشى از خشم او بر ایشان است، پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند، حق ـ جلّت عظمته ـ به ایشان امر کرد خانه اى را که از مرمر و سقفش از یاقوت سرخ و ستون هایش از زبرجد بنا شده بود، طواف کنند; خانه اى که هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى شدند و بعد از آن تا وقت معلوم دیگر به آن وارد نگشتند.
سپس امام فرمود: و } ...یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ{ روزى میباشد که در صور یک توشه دمیده گردد و دربین دمیدن ویّل و دوّم، ابلیس هلاک مى خواهد شد.
و امّا «نون»، عبارت میباشد از نهرى در فردوس که آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین خیس
1 . خودکار : 1
---------------------------------------------------
میباشد. حق تعالى بدین آب مى فرماید: مرکّب شو، پس بلا مسافت مرکّب مى شود. بعد از آن درختى را با دستش مى کارد (امام(علیه السلام)براى رفع شبهه اى که براى مجموعه مشبّهه(1) اتفاق افتاده بلا مسافت فرمودند: غرض از «ید» قوّه و اقتدار میباشد خیر آن معنایى که در توهّم دسته مشبّهه مى باشد). بعداز آن، به درخت مى فرماید: مداد شو و درپی آن، به مداد دستور مى نماید: بنویس.
درختى که خودکار گردیده پهنا مى نماید: چه بنویسم؟
حق ـ جلّت عظمته ـ مى فرماید: آنچه را که تا روز قیامت واقع شود، بنویس.
پس مداد به دستور معبود آحاد اتفاق ها را مى نگارد و آن را به نفخ صور و نابودی ابلیس ختم مى نماید و آنگاه خدا متعال به آن مى فرماید: تا وقت مشخص، البّته کلام مگو و تکلّم نکن.
3 . ابن ابى عمیر، از اصحاب و یاران ما از امام باقر یا این که امام درستگو(علیهما السلام) نقل کرده اند که: از آن جناب در خصوص ابتداى طواف پرسیدند؟
حضرت فرمودند: پروردگار ـ گران قدر و تعالى ـ وقتى خواست انسان(علیه السلام) را بیافریند، به ملائکه فرمود: در زمین براى خویش خلیفه و جانشینى قرار خواهم بخشید.
دو فرشته از ملائکه پهنا کردند: آیا کسى را خلیفه خویش قرار مى دهى که در زمین خرابی کرده و خون ها مى ریزد؟
پس در میان آن دو فرشته و حق ـ عزّ وجلّ ـ عفاف و حجاب ها زده شد، در حالى که فروغ حق ـ جلّت عظمته ـ براى ملائکه ظواهر و پرنور بود. پس از واقع شدن عفاف و حجاب، آن دو فرشته دانستند آفریدگار از کلامشان به خشم و غضب آمده، لذا به دیگر ملائکه گفتند: راه حل ما چیست و چه طور توبه کنیم؟
ملائکه گفتند: ما توبه اى براى شما نمى شناسیم مگر
1 . مشبّهه کسانى می باشند که صفات مخلوقات را با به عبارتی معناى محسوس و مادى بر معبود حمل مى نمایند و مى گویند : معبود مانند ما دیده و دست دارااست و وی از بالاى عرش عالم به زیر مى آید . مشبّهه یکسری فرقه گشته اند ، نکـ : معجم الفرق الاسلامیه ، ص225
---------------------------------------------------
این که به اسمان تامین ببرید.
امام(علیه السلام) فرمودند: پس آن دو فرشته، به آسمان تامین بردند تا این که حق تعالى توبه آنان را عهده دار شد و عفاف ها را از در بین برداشت و زیرا دوست دارااست که با اینگونه عبادتى، عبادت خواهد شد; از این رو، بیت را در زمین آفرید و طواف در حوالی آن را بر بندگان واجب کرد و بیت المعمور را در عرش آفرید و هر روز هفتاد هزار فرشته داخلش گردیده و تا روز قیامت از آن خارج نمى آیند.
4 . ادب بن یونس قصه نموده است که: ابن ابى العوجاء، از شاگردان حسن بصرى بود. وی از مسیر توحید گمراه شد. به وى گفتند: از مذهب مولایت جداگانه شدى و درون در چیزى شدى که خیر اصلى داراست و خیر حقیقتى؟!
اعلامکرد: مولاى اینجانب مِخلَط میباشد; یعنى گاهى قائل به قضا و قدر میباشد و گاهى به جبر. نمى دانم پایبند مذهبى است یا این که خیر!
راوى مى گوید: ابن ابى العوجاء در به عبارتی موقعیت تردّد و انکار کسى که بر وی حجت کند درون مکه شد، ولی علما از مجالست و گفتگو با وی کراهت داشتند، به خیال و خاطر بدزبانى و خرابی ضمیرش.
روزى سرویس امام درستگو(علیه السلام) آمد و در مجلس آن حضرت، که جماعت از نظر ها آن امام به کار گیری مى کردند، گردهمایی و اظهارکرد: اى ابو عبدالله، مجالس سپرده می باشند و به مجبور بایستی کسانى که اهل کلام اعلام کردن و سؤال میباشند، مقاله خویش را مطرح نمایند، آیا به اینجانب اجازه در حرف بیان کردن مى دهید؟
امام(علیه السلام) فرمود: هر چه مى خواهى بگو.
پرسید: تا کى این خرمن را با پاها مى کوبید و بدین سنگ نگهبانی مى آورید و این منزل افراشته از خشت و کلوخ را مى پرستید و همانند شتران فرارى، به دور این منزل «هروله» مى نمائید؟ هرکس دراین مورد بیندیشد، مى داند کهاین عمل را کسى غیر فرزانه و بى فکر نهاد گذارده میباشد. پس بگو، که تو رییس این دین و قلّه آنى و پدرت مبنا و نظام آن میباشد.
و عامل این که جناب انسان(علیه السلام) دو توشه به اعتراف کردن به لغزش خود موظّف شد آن میباشد کهاین کار سنّت در فرزندان آن حضرت باشد، براین اساس کسى که عرفات را ادراک نکند و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد به وقوف ]اختیارى[ در آن نرسد(1) و صرفا وادى عده (مشعر) را شعور نماید به حجّش وفا کرده و مناسکش درست میباشد. به هر شکل، جناب بشر(علیه السلام) از وادى توده به طرف مِنا بیرون شد و چاشتگاه به آن جا رسید. آنگاه به امر جبرئیل دو رکعت نماز در مسجد منا به جا آورد. آنگاه، جبرئیل امر بخشید که آن حضرت قربانى نماید تا تقرّب به رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد حق تعالى پیدا کرده و قربانى وى قبول خواهد شد.
و بداند که توبه اش پذیرفته شدهاست.
و این فعالیت (قربانى) در میان فرزندانش سنّت شود.
بارى جناب انسان(علیه السلام) به دستور جبرئیل قربانى نمود، پس حضرت حق ـ عزّ وجلّ ـ قربانى آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد را از وی به عهده گرفت و آتشى از افق ارسال کرد و قربانى بشر را گرفت. جبرئیل اعلامکرد: معبود والا و تعالى به تو احسان نمود; چون مناسکى را که به واسطه آنان توبه ات مورد قبول شوید، به تو یادگرفت و قربانى تورا نیز به عهده گرفت. پس در عوض آن، تواضع نما و رمز خویش را بتراش.
پس بشر(علیه السلام) به خواسته تواضع و فروتنى، در مقابل حقّ والا و تعالى سرش را تراشید. مسجد النبی کوهسنگی مشهد سپس جبرئیل دست انسان را گرفت و اورا به طرف بیت پیروزی. فی مابین منش، کنار جمره عقبه به ابلیس واکنش کردند. ابلیس بیان کرد: اى انسان کجا مى خواهى بروى؟
جبرئیل بیان کرد: اى انسان، اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو. بشر آنچه را جبرئیل فرمان کرده بود، ایفا بخشید و براین اساس ابلیس از آنها بدور شد. آن گاه جبرئیل در روز دوّم دست بشر را گرفت و به طرف جمره اولیه موفقیت، گشوده بین روش به ابلیس عکس العمل کردند. جبرئیل(علیه السلام) خاطرنشان کرد: اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو.
بشر اینگونه کرد و ابلیس از آنها بدور شوید و گشوده مجاورت جمره دوّم به ابلیس برخوردند و ابلیس اذعان کرد: اى بشر، کجا مى روى؟
جبرئیل بیان کرد: اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو.
انسان اینگونه کرد و ابلیس را از خویش به دور نمود. بعد از آن مجاورت جمره سوّم، خویش را به وی
1 . ولی ادراک وقوف، حد اقل اضطرارى عرفه، براى صحّت حج موردنیاز میباشد.آرم بخشید و اظهار کرد: اى بشر، کجا مى خواهى بروى؟
جبرئیل خاطرنشان کرد: اى بشر، اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگى یک تکبیر بگو.
انسان اینگونه نمود و ابلیس را از خویش به دور کرد و بعد در روز سوّم و چهارم نیز انسان به زدن ابلیس اقدام کرد و وى را از خویش به دور نمود.
جبرئیل خطاب به بشر اظهارکرد: دیگر هیچوقت اورا نخواهى رویت کرد. بعد از آن بشر را به بیت پیروزی و فرمان نمود که هفت توشه منزل آفریدگار را طواف نماید و انسان اینگونه کرد.
پس جبرئیل خاطرنشان کرد: خدا متعال تورا آفرید و توبه ات را به عهده گرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت.
2 . یحیى بن أبى العلاى رازى نقل کرده: مردى بر حضرت امام راستگو(علیه السلام) وارد شد و پهنا کرد: فدایت نحس خبر دهید من را از معناى فرموده حق تعالى: } ن ، وَالْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ{ .(1)
و نیز از فرموده اش به ابلیس: } قَالَ فَإِنَّکَ مِنْ الْمُنْظَرِینَ * إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ{ و همچنین از این خانه (کعبه) که چگونه بر مردمان واجب شد به زیارتش بیایند؟
راوى گوید: امام(علیه السلام) به او توجّه کرده، فرمود:
پیش از تو کسى از آنچه تو پرسیدى از من سؤال نکرده است. بدان حق ـ عزّ وجلّ ـ وقتى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود خلیفه اى قرار دادم. تمام آن ها از این کلام به ضجّه و فریاد آمده و گفتند: پروردگارا! اگر مى خواهى براى خود خلیفه اى در زمین قرار دهى، او را از ما انتخاب کن که طاعت و فرمانت را مى بریم.
خداوندِ دانا در جوابشان فرمود: من مى دانم آنچه را که شما نمى دانید.
فرشتگان پنداشتند این کلام بارى تعالى ناشى از خشم او بر ایشان است، پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند، حق ـ جلّت عظمته ـ به ایشان امر کرد خانه اى را که از مرمر و سقفش از یاقوت سرخ و ستون هایش از زبرجد بنا شده بود، طواف کنند; خانه اى که هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى شدند و بعد از آن تا وقت معلوم دیگر به آن وارد نگشتند.
سپس امام فرمود: و } ...یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ{ روزى میباشد که در صور یک توشه دمیده گردد و دربین دمیدن ویّل و دوّم، ابلیس هلاک مى خواهد شد.
و امّا «نون»، عبارت میباشد از نهرى در فردوس که آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین خیس
1 . خودکار : 1
---------------------------------------------------
میباشد. حق تعالى بدین آب مى فرماید: مرکّب شو، پس بلا مسافت مرکّب مى شود. بعد از آن درختى را با دستش مى کارد (امام(علیه السلام)براى رفع شبهه اى که براى مجموعه مشبّهه(1) اتفاق افتاده بلا مسافت فرمودند: غرض از «ید» قوّه و اقتدار میباشد خیر آن معنایى که در توهّم دسته مشبّهه مى باشد). بعداز آن، به درخت مى فرماید: مداد شو و درپی آن، به مداد دستور مى نماید: بنویس.
درختى که خودکار گردیده پهنا مى نماید: چه بنویسم؟
حق ـ جلّت عظمته ـ مى فرماید: آنچه را که تا روز قیامت واقع شود، بنویس.
پس مداد به دستور معبود آحاد اتفاق ها را مى نگارد و آن را به نفخ صور و نابودی ابلیس ختم مى نماید و آنگاه خدا متعال به آن مى فرماید: تا وقت مشخص، البّته کلام مگو و تکلّم نکن.
3 . ابن ابى عمیر، از اصحاب و یاران ما از امام باقر یا این که امام درستگو(علیهما السلام) نقل کرده اند که: از آن جناب در خصوص ابتداى طواف پرسیدند؟
حضرت فرمودند: پروردگار ـ گران قدر و تعالى ـ وقتى خواست انسان(علیه السلام) را بیافریند، به ملائکه فرمود: در زمین براى خویش خلیفه و جانشینى قرار خواهم بخشید.
دو فرشته از ملائکه پهنا کردند: آیا کسى را خلیفه خویش قرار مى دهى که در زمین خرابی کرده و خون ها مى ریزد؟
پس در میان آن دو فرشته و حق ـ عزّ وجلّ ـ عفاف و حجاب ها زده شد، در حالى که فروغ حق ـ جلّت عظمته ـ براى ملائکه ظواهر و پرنور بود. پس از واقع شدن عفاف و حجاب، آن دو فرشته دانستند آفریدگار از کلامشان به خشم و غضب آمده، لذا به دیگر ملائکه گفتند: راه حل ما چیست و چه طور توبه کنیم؟
ملائکه گفتند: ما توبه اى براى شما نمى شناسیم مگر
1 . مشبّهه کسانى می باشند که صفات مخلوقات را با به عبارتی معناى محسوس و مادى بر معبود حمل مى نمایند و مى گویند : معبود مانند ما دیده و دست دارااست و وی از بالاى عرش عالم به زیر مى آید . مشبّهه یکسری فرقه گشته اند ، نکـ : معجم الفرق الاسلامیه ، ص225
---------------------------------------------------
این که به اسمان تامین ببرید.
امام(علیه السلام) فرمودند: پس آن دو فرشته، به آسمان تامین بردند تا این که حق تعالى توبه آنان را عهده دار شد و عفاف ها را از در بین برداشت و زیرا دوست دارااست که با اینگونه عبادتى، عبادت خواهد شد; از این رو، بیت را در زمین آفرید و طواف در حوالی آن را بر بندگان واجب کرد و بیت المعمور را در عرش آفرید و هر روز هفتاد هزار فرشته داخلش گردیده و تا روز قیامت از آن خارج نمى آیند.
4 . ادب بن یونس قصه نموده است که: ابن ابى العوجاء، از شاگردان حسن بصرى بود. وی از مسیر توحید گمراه شد. به وى گفتند: از مذهب مولایت جداگانه شدى و درون در چیزى شدى که خیر اصلى داراست و خیر حقیقتى؟!
اعلامکرد: مولاى اینجانب مِخلَط میباشد; یعنى گاهى قائل به قضا و قدر میباشد و گاهى به جبر. نمى دانم پایبند مذهبى است یا این که خیر!
راوى مى گوید: ابن ابى العوجاء در به عبارتی موقعیت تردّد و انکار کسى که بر وی حجت کند درون مکه شد، ولی علما از مجالست و گفتگو با وی کراهت داشتند، به خیال و خاطر بدزبانى و خرابی ضمیرش.
روزى سرویس امام درستگو(علیه السلام) آمد و در مجلس آن حضرت، که جماعت از نظر ها آن امام به کار گیری مى کردند، گردهمایی و اظهارکرد: اى ابو عبدالله، مجالس سپرده می باشند و به مجبور بایستی کسانى که اهل کلام اعلام کردن و سؤال میباشند، مقاله خویش را مطرح نمایند، آیا به اینجانب اجازه در حرف بیان کردن مى دهید؟
امام(علیه السلام) فرمود: هر چه مى خواهى بگو.
پرسید: تا کى این خرمن را با پاها مى کوبید و بدین سنگ نگهبانی مى آورید و این منزل افراشته از خشت و کلوخ را مى پرستید و همانند شتران فرارى، به دور این منزل «هروله» مى نمائید؟ هرکس دراین مورد بیندیشد، مى داند کهاین عمل را کسى غیر فرزانه و بى فکر نهاد گذارده میباشد. پس بگو، که تو رییس این دین و قلّه آنى و پدرت مبنا و نظام آن میباشد.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی