لکن زیرا نادر و کیف اجرا بشرها و نیتها و ایمانشان متعدد میباشد، ثمربخشى این طریقت و دستیابى به واقعیت در اشخاص گوناگون میباشد، به سیرتکاملاى که در برخى اشخاص چنانکه می بایست شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و شاید نمودى ندارد و در آدمهاى بدون نقص؛ مانند نبى اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) نقط ی اوج آن تبلور می یابد.
ازآنجاکه پروردگار متعال، حکیم میباشد هیچ موجودى، مثلا آدمها را بیهوده و بیغرض نیافریده میباشد. غرض موجودات طبیعى با سیر جبرى آنها و کمال موجودات مجرد(ملائکه و...) به صورت دفعى با افاضهى الاهى نتیجه ها میخواهد شد، لکن زیرا بشرها مختارند، تصمیم و عزم آنها نیز در وصول به مقصود دخیل میباشد. و هر قصد و تصمیمى رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد براى جاری ساختن فعالیت، مستلزم تشخیص هدف ها و فواید و سرنوشت و اسباب آن فعالیت میباشد و فارغ از آشنایی، تصمیم و عزم و اعمال فعالیت میسّر نخواهد بود. لکن آدم نمیتواند سوای دستگیرى وحى، کمال خویش و خط مش وصول به آنرا شناسایى نماید و شاهد این دستور، اختلافات فاحشى میباشد که در بین آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بشرهاى اندیشمند در این مورد جانور میباشد. اینجا میباشد که نیاز به دستگیرى آفریدگار از وی، از روش وحى و ارسال رسل و انزال کتاب ها پرنور میخواهد شد. معبود نیز زیرا حکیم میباشد بشر را رها نکرده و با ارسال رسل و انزال کتاب ها، راه و روش هدایت به مقصد را به وی نمایانده میباشد. که چنانچه تابع عقل و فطرت سلیم خویش مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد و مرعوب یا این که فریفتهی تبلیغات و رزق و برقهاى فرآورده جهان نشود، به راحتى تسلیم دستورها و نواهى الاهى در تمامى بعدها زندگیش میگردد. این موسسهى تعالیم الهى و تبیین نبوى(ص) و تفاسیر اولیاى آیین (ع) با تیتر "شریعت" شناخته میشوند. بشر دلیل به شریعت بسان مسافرى به سوى پروردگار میماند که پاداش وی از یکسو، و زاد و باری وی از سوى دیگر، به عبارتی تعالیم الاهى؛ یعنى شریعت میباشد. هر چه آدم دراین راستا پیش رود و بر کار و ایمان به شریعت استوار بماند، لحظه به لحظه به مقصد مجاورت و مجاورتخیس میخواهد شد. ایمان و فعالیت بی نقص به شریعت، سیر در جادهی انسانیت میباشد، و این سیر خاص به "طریقت" موسوم میباشد. این مسافرت، خلاف اکثر زمان ها سیر و سفرها، خویش نیز مقصود و مقصد میباشد؛ یعنى با هر گامى که در این راه به پیش میرود، با چشم اندازاى نو و دیدنی روبرو میگردد و تأثیر آن بر نفس وی، منجر دگرگونی و تکامل تدریجى وی میشود، به کلام دیگر، با هر گامى، با دقت به چگونگی و کمیت و سابقه آن، آدم به غرض خویش رسیده میباشد و با قدمهاى بعدى این غرض؛ یعنى کشف حقایق و قرب الى الله را تعمیق بخشیده و پیشرفت میدهد، و اینسیرتکامل به "واقعیت" میبرسد.
مدرس حسن زاده آملى دراین مورد می گوید: "... آدم موجودى میباشد ابدى و مبتنی بر قرآن و عرفان و عامل، "دانش" و "شغل" آدم سازند... غذاى جان میگردند، آنچنانکه آب و نان غذاى تن میشوند،... یعنى غذاى جسمانى منجر بقاى تن و غذاى روحانى، منجر بقاى نفس ناطقه آدم میباشد.... غذایى که طعمهی جان میخواهد شد، اتحاد وجودى با نفس ناطقه که بالاتر از طبیعت میباشد پیدا مینماید و براى مدام باقى و برقرار میماند. پس بشر روز و شب در "نحوه" ساختن خود براى "ابد" میباشد.... بشر می بایست مراقب خویش باشد. بایستی بفهمد و بداند تا راه و روش رویش و صلاح را بپیماید.... خداى سبحان این صنعت شگفت؛ یعنى وجود آدمى را که بلندمرتبهترین صنعت در نظام هستى میباشد آفرید. در کنار آن "کتابى" براى به کارگیرى و سودورى درست و نیز نگهدارى از آن قرار داده میباشد.... ما در عرفان عملى امر العملى جز "قرآن نداریم و احادیث و دعاهااى که از ]رسول (ص) و[ اهلبیت پاکی(ع) صادر گردیده تمامی حرفههایى میباشند که از دریاى بیکران الاهى "قرآن کریم و مهربان" منشعب میشوند."... در عرفان نظرى و عرفان عملى، گفتارى فراتر و بهامندتر از گفتار پیغمبر خاتم(ص) و آل وی (ع) پیدا نمیکنیم؛ آنچه را که یک شخص بشر در غذا جان و جاری خویش براى "قرب الى الله" نیاز دارااست، در قرآن و حرف معصومان(ع) مخفی میباشد. "قرب" یعنى اتصاف به صفات ربوبى و تخلق به اخلاق و رفتار ملکوتى؛ یعنى آدم در مسیر تکاملى خویش، علماً و عملاً پرورش پیدا نماید و به جایى رسد که متصف به صفات ربوبى گردد. اما مراتب محفوظ میباشد "والذین اوتوا العلم درجات".[10] خوبترین سکو این میباشد که یک بشر به فعلیت تامهاش رسد و آدم بدون نقص گردد ]لکن[ هر آدم به اندازه سعهی وجودى خویش و به مقدار قرار گرفتنش در مسیر کمال انسانى، اهل نجات خواهد بود.... بشر در عرفان عملى به جایى میبرسد که دیده برزخیش گشوده میخواهد شد؛ یعنى بشرها را مبنی بر سریره و ملکات آن ها مشاهده مینماید،... براى مردان تعالی و اولیای حق قیامت درین جهان قیام نموده است. همینطور پلکانی بالا بروید تا میرسید به امام عارفان و متقین، امام موحدین، حضرت وصى، جناب امیرالمؤمنین على(ع) که میفرماید: "لو کشف الغطاء لما ازددت یقینا". جهان و آخرت به آن صورتى که بر ما عفاف و حجاب میباشد، براى آنحضرت عفاف وجود ندارد".[11]
در نقطه پايان بخشى از سخنان عارف حقیقى امام خمینى را که بعداز ذکر مقامات و نشئات بشر که به عبارتی نشأهى آخرت و برزخ و عالم باشد، به علم ها مطلوب هر نشأه براى بشر اشاره نموده، ذکر می کنیم: "تمامی علم ها نافعه منقسم میخواهد شد بدین سه دانش؛ یعنى علمى که در مورد کمالات عقلیه و وظایف روحیه، و علمى که در امر انجام قلبیه و وظایف آن میباشد و علمى که راجعبه انجام قالبیه و نشئهی ظاهره نفس میباشد.... هر مورد از این مراتب... به طورى به هم مرتبط میباشد که اثر ها هرمورد به دیگرى شیوع مینماید، چه در جانب کمال یا این که طرف نقص. برای مثالً در شرایطیکه کسى قیام به وظایف عبادیه و مناسک ظاهریه، در شرایطی که بایستی و بر اساس دستورها انبیا میباشد، کار نمود، از این قیام به وظایف عبودیت، تأثیراتى در قلب و روحش واقع میخواهد شد که خُلقش رو به نیکویى و عقایدش رو به کمال میگذارد و همین طور در صورتی کسى مواظب تهذیب خلق و خوی و تحسین داخل شد، در دو نشئهی دیگر مؤثر گردد، چنانکه کمال ایمان و احکام عقاید تأثیر در دو جایگاه دیگر میکند. بلکه تفسیر به "رابطه" نیز از ضیق زمان و تنگى قافیه میباشد، می بایست بیان کرد: یک واقعیت داراى مظاهر و مجالى میباشد."[12] و "در هر شکل، اى عزیز!... در هر مرتبه که هستى تلاش کن و اخلاص خویش را زیادت کن و اوهام نفس و وساوس شیطان را از دل خارج نما، ولی سود برایت نتایج میخواهد شد و راهى به "واقعیت" پیدا میکنى و "نحوه هدایت" براى تو گشوده میخواهد شد و پروردگار گرانقدر و تعالى از تو دستگیرى میفرماید".
لکن زیرا نادر و کیف اجرا بشرها و نیتها و ایمانشان متعدد میباشد، ثمربخشى این طریقت و دستیابى به واقعیت در اشخاص گوناگون میباشد، به سیرتکاملاى که در برخى اشخاص چنانکه می بایست شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و شاید نمودى ندارد و در آدمهاى بدون نقص؛ مانند نبى اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) نقط ی اوج آن تبلور می یابد.
ازآنجاکه پروردگار متعال، حکیم میباشد هیچ موجودى، مثلا آدمها را بیهوده و بیغرض نیافریده میباشد. غرض موجودات طبیعى با سیر جبرى آنها و کمال موجودات مجرد(ملائکه و...) به صورت دفعى با افاضهى الاهى نتیجه ها میخواهد شد، لکن زیرا بشرها مختارند، تصمیم و عزم آنها نیز در وصول به مقصود دخیل میباشد. و هر قصد و تصمیمى رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد براى جاری ساختن فعالیت، مستلزم تشخیص هدف ها و فواید و سرنوشت و اسباب آن فعالیت میباشد و فارغ از آشنایی، تصمیم و عزم و اعمال فعالیت میسّر نخواهد بود. لکن آدم نمیتواند سوای دستگیرى وحى، کمال خویش و خط مش وصول به آنرا شناسایى نماید و شاهد این دستور، اختلافات فاحشى میباشد که در بین آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بشرهاى اندیشمند در این مورد جانور میباشد. اینجا میباشد که نیاز به دستگیرى آفریدگار از وی، از روش وحى و ارسال رسل و انزال کتاب ها پرنور میخواهد شد. معبود نیز زیرا حکیم میباشد بشر را رها نکرده و با ارسال رسل و انزال کتاب ها، راه و روش هدایت به مقصد را به وی نمایانده میباشد. که چنانچه تابع عقل و فطرت سلیم خویش مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد و مرعوب یا این که فریفتهی تبلیغات و رزق و برقهاى فرآورده جهان نشود، به راحتى تسلیم دستورها و نواهى الاهى در تمامى بعدها زندگیش میگردد. این موسسهى تعالیم الهى و تبیین نبوى(ص) و تفاسیر اولیاى آیین (ع) با تیتر "شریعت" شناخته میشوند. بشر دلیل به شریعت بسان مسافرى به سوى پروردگار میماند که پاداش وی از یکسو، و زاد و باری وی از سوى دیگر، به عبارتی تعالیم الاهى؛ یعنى شریعت میباشد. هر چه آدم دراین راستا پیش رود و بر کار و ایمان به شریعت استوار بماند، لحظه به لحظه به مقصد مجاورت و مجاورتخیس میخواهد شد. ایمان و فعالیت بی نقص به شریعت، سیر در جادهی انسانیت میباشد، و این سیر خاص به "طریقت" موسوم میباشد. این مسافرت، خلاف اکثر زمان ها سیر و سفرها، خویش نیز مقصود و مقصد میباشد؛ یعنى با هر گامى که در این راه به پیش میرود، با چشم اندازاى نو و دیدنی روبرو میگردد و تأثیر آن بر نفس وی، منجر دگرگونی و تکامل تدریجى وی میشود، به کلام دیگر، با هر گامى، با دقت به چگونگی و کمیت و سابقه آن، آدم به غرض خویش رسیده میباشد و با قدمهاى بعدى این غرض؛ یعنى کشف حقایق و قرب الى الله را تعمیق بخشیده و پیشرفت میدهد، و اینسیرتکامل به "واقعیت" میبرسد.
مدرس حسن زاده آملى دراین مورد می گوید: "... آدم موجودى میباشد ابدى و مبتنی بر قرآن و عرفان و عامل، "دانش" و "شغل" آدم سازند... غذاى جان میگردند، آنچنانکه آب و نان غذاى تن میشوند،... یعنى غذاى جسمانى منجر بقاى تن و غذاى روحانى، منجر بقاى نفس ناطقه آدم میباشد.... غذایى که طعمهی جان میخواهد شد، اتحاد وجودى با نفس ناطقه که بالاتر از طبیعت میباشد پیدا مینماید و براى مدام باقى و برقرار میماند. پس بشر روز و شب در "نحوه" ساختن خود براى "ابد" میباشد.... بشر می بایست مراقب خویش باشد. بایستی بفهمد و بداند تا راه و روش رویش و صلاح را بپیماید.... خداى سبحان این صنعت شگفت؛ یعنى وجود آدمى را که بلندمرتبهترین صنعت در نظام هستى میباشد آفرید. در کنار آن "کتابى" براى به کارگیرى و سودورى درست و نیز نگهدارى از آن قرار داده میباشد.... ما در عرفان عملى امر العملى جز "قرآن نداریم و احادیث و دعاهااى که از ]رسول (ص) و[ اهلبیت پاکی(ع) صادر گردیده تمامی حرفههایى میباشند که از دریاى بیکران الاهى "قرآن کریم و مهربان" منشعب میشوند."... در عرفان نظرى و عرفان عملى، گفتارى فراتر و بهامندتر از گفتار پیغمبر خاتم(ص) و آل وی (ع) پیدا نمیکنیم؛ آنچه را که یک شخص بشر در غذا جان و جاری خویش براى "قرب الى الله" نیاز دارااست، در قرآن و حرف معصومان(ع) مخفی میباشد. "قرب" یعنى اتصاف به صفات ربوبى و تخلق به اخلاق و رفتار ملکوتى؛ یعنى آدم در مسیر تکاملى خویش، علماً و عملاً پرورش پیدا نماید و به جایى رسد که متصف به صفات ربوبى گردد. اما مراتب محفوظ میباشد "والذین اوتوا العلم درجات".[10] خوبترین سکو این میباشد که یک بشر به فعلیت تامهاش رسد و آدم بدون نقص گردد ]لکن[ هر آدم به اندازه سعهی وجودى خویش و به مقدار قرار گرفتنش در مسیر کمال انسانى، اهل نجات خواهد بود.... بشر در عرفان عملى به جایى میبرسد که دیده برزخیش گشوده میخواهد شد؛ یعنى بشرها را مبنی بر سریره و ملکات آن ها مشاهده مینماید،... براى مردان تعالی و اولیای حق قیامت درین جهان قیام نموده است. همینطور پلکانی بالا بروید تا میرسید به امام عارفان و متقین، امام موحدین، حضرت وصى، جناب امیرالمؤمنین على(ع) که میفرماید: "لو کشف الغطاء لما ازددت یقینا". جهان و آخرت به آن صورتى که بر ما عفاف و حجاب میباشد، براى آنحضرت عفاف وجود ندارد".[11]
در نقطه پايان بخشى از سخنان عارف حقیقى امام خمینى را که بعداز ذکر مقامات و نشئات بشر که به عبارتی نشأهى آخرت و برزخ و عالم باشد، به علم ها مطلوب هر نشأه براى بشر اشاره نموده، ذکر می کنیم: "تمامی علم ها نافعه منقسم میخواهد شد بدین سه دانش؛ یعنى علمى که در مورد کمالات عقلیه و وظایف روحیه، و علمى که در امر انجام قلبیه و وظایف آن میباشد و علمى که راجعبه انجام قالبیه و نشئهی ظاهره نفس میباشد.... هر مورد از این مراتب... به طورى به هم مرتبط میباشد که اثر ها هرمورد به دیگرى شیوع مینماید، چه در جانب کمال یا این که طرف نقص. برای مثالً در شرایطیکه کسى قیام به وظایف عبادیه و مناسک ظاهریه، در شرایطی که بایستی و بر اساس دستورها انبیا میباشد، کار نمود، از این قیام به وظایف عبودیت، تأثیراتى در قلب و روحش واقع میخواهد شد که خُلقش رو به نیکویى و عقایدش رو به کمال میگذارد و همین طور در صورتی کسى مواظب تهذیب خلق و خوی و تحسین داخل شد، در دو نشئهی دیگر مؤثر گردد، چنانکه کمال ایمان و احکام عقاید تأثیر در دو جایگاه دیگر میکند. بلکه تفسیر به "رابطه" نیز از ضیق زمان و تنگى قافیه میباشد، می بایست بیان کرد: یک واقعیت داراى مظاهر و مجالى میباشد."[12] و "در هر شکل، اى عزیز!... در هر مرتبه که هستى تلاش کن و اخلاص خویش را زیادت کن و اوهام نفس و وساوس شیطان را از دل خارج نما، ولی سود برایت نتایج میخواهد شد و راهى به "واقعیت" پیدا میکنى و "نحوه هدایت" براى تو گشوده میخواهد شد و پروردگار گرانقدر و تعالى از تو دستگیرى میفرماید".

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی