چارچوب حکمیت
بعد از گزینش شدن نمایندگان دو سپاه در حکمیت، معاویه، عمرو بن عاص و ابوالاعور سلمی و بعضا دیگر را برای مذاکرات و گزینش موقعیت حکمیت نزد امام علی (ع) ارسال کرد و این اشخاص با امام علی (ع) و یارانش درباره این حالت گفتوگو نمودند. به ماجرا یعقوبی، هنگامی بر راز کنیه «امیرالمؤمنین» برای امام علی(ع) هنگام تایپ کردن صلحنامه دربین نمایندگان دو سپاه اختلاف زمینخورد، اشعث از عده ای بود که خواهان محو این کنیه در آن طومار شد و صاحب و مالک اشتر دشوار به وی اعتراض مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۷]
تاریخ حکمیت نیز به نقطه پايان ماه رمضان (یعنی هشت ماه آنگاه) موکول[۸] و شهر دومة الجندل تحت عنوان جای آن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد انتخاب شد.[۹]
موارد این صلحطومار اینگونه بود:
هر دو مجموعه بر داوری قرآن و مراجعه به آن در موردها اختلاف رضایت میدهند.
امام علی(ع) و پیروانش ابوموسی اشعری را تحت عنوان ناظر و داور برگزیدند و معاویه و پیروانش عمرو رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد عاص را.
در حالتیکه در مواقعی داوری قرآن به فعالیت نیاید، به سنت و نبی (ص) مراجعه خواهند کرد.
به اختلاف دامن نمیزنند و از هوی و هوس تاسی نمی کنند.
جان و محصول و ناموس هر دو داور تاوقتیکه از حق بالاتر نروند، متشخص میباشد.
در حالتیکه یکیاز دو داور قبل از اجرا وظیفه بمیرد، امام آن دسته، داور عادلی را به مکان وی بر میگزیند.
چنانچه یک کدام از پیشوایان قبل از داوری بمیرد، رهروان وی میتوانند شخصی را به مکان وی برگزینند.
چنانچه داوران به تعهد خویش فعالیت نکنند، امت حق داراست از داوری آنها بیزاری جوید.
از فرصت کتابت قسم حکمیت تا انقضای آن، جان و متاع و ناموس عموم در امن و حفاظت میباشد.
سلاحها تا نقطه پایان زمان صلح بایستی بر زمین گذاشته شوند و روشها امن گردند؛ و دراین باره، دربین حاضر و غایب دراین اتفاق، تفاوتی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد وجود ندارد.
بر هر دو داور ما یحتاج میباشد در جایی فی مابین عراق و شام اقامت نمایند و جز اشخاصی که آنها می خواهند، کسی در آن جا حاضر نشود.
در شرایطیکه هر دو داور مبنی بر کتاب خداوند و سنت رسول(ص) داوری نکنند، مسلمان ها به مبارزه خویش ادامه خواهند بخشید و هیچ تعهدی فی مابین طرفین وجود ندارد.[۱۰]
بعضا پژوهشگران بر این نظریهاند قضیهای که قرار شد در دومة الجندل بوسیله داوران گزینه مشاجره و تحقیق قرار گیرد این بود که آیا عثمان مظلوم مورد قتل واقع شده میباشد یا این که نه؟[۱۱]
اقدامات و نصایح امام علی(ع) و یارانش
امام علی (ع) برای حکمیت، چهار صد نفر را به فرماندهی شریح بن هانی یار و همدم ابوموسی اشعری اعزام کرده و عبدالله بن عباس را تحت عنوان امام جماعت آن ها همراهشان کرد. به علاوه ابوموسی را نیز از ماهیت معاویه مطلع کرده و نصایح فراوانی به وی نمود.[۱۲]
شریح حکم دهنده از افرادی بود که به ابوموسی، نسبت به عدم زیرکی هشدار اعطا کرد. او به ابوموسی گوشزد کرد که در حالتیکه فیض رای زنی شما خلافت علی(ع) باشد، شامیان در امانند؛ البته درصورتیکه سود گفتمان احاطه معاویه بر عراق باشد عموم عراق از ظلم وی در حمایت نخواهند بود.[۱۳] شریح ذکر کرد: ای ابو موسی تورا با بدترین رقیب مقابل کردهاند. عراق را خوار و تباه نکن. مبادا حق را به شام دهی و جانب آن ها را بگیری. مبادا عمرو تورا بفریبد. اورا نیرنگهای مختلف میباشد که عقل در آن سرگردان ماند و آن همگی را زراندود نموده است و به طورنگاری تروتمیز کند. پس معاویة بن (ابوسفیان بن) حرب را درین داستان زیرا روضه خوان و پیشوایی بیحریف و بیعیب قرار مده.[۱۴] احنف بن قیس نیز دست ابوموسی را گرفت به وی اعلامکرد: «ای ابو موسی، اهمّیت این شغل را دریاب و بدان که آن را اثار میباشد، و چنانچه تو عراق را تباه كنی، دیگر عراقی نخواهد بود. وی به ابوموسی توصیه بخشید که در هیچ کاری حتی درود دادن و مصافحه کردن پیش گام نشود. احنف خاطرنشان کرد: مبادا بگذاری وی تورا بر بالا دست مسند نشاند، چون این نیرنگ میباشد، اورا به تنهايی دیدار نکن.[۱۵]
چارچوب حکمیت
بعد از گزینش شدن نمایندگان دو سپاه در حکمیت، معاویه، عمرو بن عاص و ابوالاعور سلمی و بعضا دیگر را برای مذاکرات و گزینش موقعیت حکمیت نزد امام علی (ع) ارسال کرد و این اشخاص با امام علی (ع) و یارانش درباره این حالت گفتوگو نمودند. به ماجرا یعقوبی، هنگامی بر راز کنیه «امیرالمؤمنین» برای امام علی(ع) هنگام تایپ کردن صلحنامه دربین نمایندگان دو سپاه اختلاف زمینخورد، اشعث از عده ای بود که خواهان محو این کنیه در آن طومار شد و صاحب و مالک اشتر دشوار به وی اعتراض مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۷]
تاریخ حکمیت نیز به نقطه پايان ماه رمضان (یعنی هشت ماه آنگاه) موکول[۸] و شهر دومة الجندل تحت عنوان جای آن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد انتخاب شد.[۹]
موارد این صلحطومار اینگونه بود:
هر دو مجموعه بر داوری قرآن و مراجعه به آن در موردها اختلاف رضایت میدهند.
امام علی(ع) و پیروانش ابوموسی اشعری را تحت عنوان ناظر و داور برگزیدند و معاویه و پیروانش عمرو رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد عاص را.
در حالتیکه در مواقعی داوری قرآن به فعالیت نیاید، به سنت و نبی (ص) مراجعه خواهند کرد.
به اختلاف دامن نمیزنند و از هوی و هوس تاسی نمی کنند.
جان و محصول و ناموس هر دو داور تاوقتیکه از حق بالاتر نروند، متشخص میباشد.
در حالتیکه یکیاز دو داور قبل از اجرا وظیفه بمیرد، امام آن دسته، داور عادلی را به مکان وی بر میگزیند.
چنانچه یک کدام از پیشوایان قبل از داوری بمیرد، رهروان وی میتوانند شخصی را به مکان وی برگزینند.
چنانچه داوران به تعهد خویش فعالیت نکنند، امت حق داراست از داوری آنها بیزاری جوید.
از فرصت کتابت قسم حکمیت تا انقضای آن، جان و متاع و ناموس عموم در امن و حفاظت میباشد.
سلاحها تا نقطه پایان زمان صلح بایستی بر زمین گذاشته شوند و روشها امن گردند؛ و دراین باره، دربین حاضر و غایب دراین اتفاق، تفاوتی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد وجود ندارد.
بر هر دو داور ما یحتاج میباشد در جایی فی مابین عراق و شام اقامت نمایند و جز اشخاصی که آنها می خواهند، کسی در آن جا حاضر نشود.
در شرایطیکه هر دو داور مبنی بر کتاب خداوند و سنت رسول(ص) داوری نکنند، مسلمان ها به مبارزه خویش ادامه خواهند بخشید و هیچ تعهدی فی مابین طرفین وجود ندارد.[۱۰]
بعضا پژوهشگران بر این نظریهاند قضیهای که قرار شد در دومة الجندل بوسیله داوران گزینه مشاجره و تحقیق قرار گیرد این بود که آیا عثمان مظلوم مورد قتل واقع شده میباشد یا این که نه؟[۱۱]
اقدامات و نصایح امام علی(ع) و یارانش
امام علی (ع) برای حکمیت، چهار صد نفر را به فرماندهی شریح بن هانی یار و همدم ابوموسی اشعری اعزام کرده و عبدالله بن عباس را تحت عنوان امام جماعت آن ها همراهشان کرد. به علاوه ابوموسی را نیز از ماهیت معاویه مطلع کرده و نصایح فراوانی به وی نمود.[۱۲]
شریح حکم دهنده از افرادی بود که به ابوموسی، نسبت به عدم زیرکی هشدار اعطا کرد. او به ابوموسی گوشزد کرد که در حالتیکه فیض رای زنی شما خلافت علی(ع) باشد، شامیان در امانند؛ البته درصورتیکه سود گفتمان احاطه معاویه بر عراق باشد عموم عراق از ظلم وی در حمایت نخواهند بود.[۱۳] شریح ذکر کرد: ای ابو موسی تورا با بدترین رقیب مقابل کردهاند. عراق را خوار و تباه نکن. مبادا حق را به شام دهی و جانب آن ها را بگیری. مبادا عمرو تورا بفریبد. اورا نیرنگهای مختلف میباشد که عقل در آن سرگردان ماند و آن همگی را زراندود نموده است و به طورنگاری تروتمیز کند. پس معاویة بن (ابوسفیان بن) حرب را درین داستان زیرا روضه خوان و پیشوایی بیحریف و بیعیب قرار مده.[۱۴] احنف بن قیس نیز دست ابوموسی را گرفت به وی اعلامکرد: «ای ابو موسی، اهمّیت این شغل را دریاب و بدان که آن را اثار میباشد، و چنانچه تو عراق را تباه كنی، دیگر عراقی نخواهد بود. وی به ابوموسی توصیه بخشید که در هیچ کاری حتی درود دادن و مصافحه کردن پیش گام نشود. احنف خاطرنشان کرد: مبادا بگذاری وی تورا بر بالا دست مسند نشاند، چون این نیرنگ میباشد، اورا به تنهايی دیدار نکن.[۱۵]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی