معاش طومار
آرامگاه حکیم ناصر خسرو در یمگان ولایت بدخشان
ناصرخسرو قبادیانی در سال ۳۹۴ق در روستای قبادیان بلخ (تاجیکستان فعلی) زاده شد.[۱] از استارت جوانی به علم آموزی علم ها پرداخت و به دربار غزنویان و بعد به دربار سلجوقیان خط مش یافت. در سال ۴۳۷ق خوابی روئت کرد که سبب ساز شد شغل های دولتی را رها نماید و به هجرت حج برود. درین هجرت زمانی به مصر رسید، فاطمیان بر آن حکومت میکردند و چندسالی در آنجا ماند.[۲] و عقاید فرقهٔ اسماعیلیه را به عهده گرفت واز محققان آن ها به اکانت آمد.[۳] لذا تبلیغ عقاید اسماعیلیه را استارت کرد که سلجوقیان در صدد کشتن او برآمدند؛ پس به بدون چاره به بدخشان فرارو گریز کرد. درین ارتباط درباره او روایتها وافسانههایی ساختهاند.[۴] او در سال ۴۶۸ق در روستای یمگان در ولایت بدخشان افغانستان مسجد النبی کوهسنگی مشهد وفات یافت.
اهل بیت در اثرها ناصرخسرو
آوازه ناصرخسرو در میان عموم به شعر میباشد. اما ناصر قبل از آن که شعر سرا باشد، متکلم میباشد.[۵] او به اهل بیت (ع) ارادت داشت. در آثارش به ویژه در دیوان شعرش این عشق زیاد چشم میشود. ناصرخسرو در کتاب جامعُ الحِنادرَتَین که در اواخر عمرش آن را نوشته، به ثابت وجود وصی برای نبی(ص) می پردازد و شرافت هر دو را بیان مینماید و این سیرتکامل فیض می گیرد: «وصایتی که در غدیر خم به همگان اعلان شد در فرزندان امام علی روان میباشد.»[۶] او در تفسیرحدیث سفینه مینویسد:«کشتی نوح چوب وجود ندارد؛ بل اهلبیت(ع) فرستاده میباشد و نیز گردباد نوح آب وجود ندارد؛ بل جهل و ضلالت میباشد که هلاک عاصیان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.»[۷]
وی در کتاب «وجه آیین» که رساله عملی به حساب میآید به ثابت وصایت حضرت علی(ع) پرداخته و مینویسد:«وصی انسان مولانا شیث بود علیهالسلام و وصی نوح مولانا سام بود علیهالسلام و وصی ابراهیم مولانا اسماعیل بود علیهالسلام و وصی موسی مولانا هارون بود علیهالسلام و وصی عیسی مولانا شمعون بود علیهالسلام و وصی محمد مصطفی علی المرتضی بود رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد علیهالسلام.»[۸]
ناصر خسرو در سفرنامه، اسم حضرت علی را بارها با بیان درود و احترام حافظه نموده است. در خوان الاخوان حضرت علی را به یاروهمدم اولیا و فرستاده و امامان، واسطه سود دانسته و این سیرتکامل می گوید : «درحالتی که کسی بیاین میانجیان توحید جوید درانتظار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.»[۹]
ناصر خسرو علاقه خویش به اهل بیت را در دیوان اشعارش بیشتر منعکس ساخته میباشد. تعریف و توضیح صفات، حمد مردانگی، شجاعت و دلاوری حضرت علی(ع) میان اشعار او زیاد چشم می شود. وی دوستی فامیل نبی را مایه راهیابی به فردوس در قیامت میداند:
دیوان ناصرخسرو
زیرا به حبّ آل زهرا روی شُستی روز حشر
نشنود گوشت ز رضوان جز درود و مرحبا[۱۰]
در کتاب اشعار ناصر خسرو این مفاهیم زیاد چشم می شود.[۱۱] او اهل بیت را لوای آفریدگار و ریسمان سفت الهی می داند که تمسک بدان موجب رهایی از چاه جهل میباشد:
اهل عبا یکسره لوای خدایند
سوی تو، گر دوستدار اهل عبای
حیدر زی ما عصای موسی دورست
موسی مارا جز وی که کرد عصایی؟
آنچه علی بخشید در رکوع فزون بود
زآنکه به عمری بداد حاتم طایی
گر تو جز اورا به مکان وی بنشاندی
والله والله که بر شیوه خطایی
آل پیامبر خدای، حبل خدایند
چونش گرفتی، ز چاه جهل برآیی[۱۲]
بیت سوم این قصیده ناظر به آیه ولایت و بیت نهایی به آیه وحدت[۱۳] اشاره داراست.
ناصرخسرو شرط برد بر ابلیس را اطاعت و دوستی اهلبیت(ع) میداند:
کمک ندهد تورا بر این دیو
جز طاعت و حب آل یاسین
گرد دل خویش ز دوستیشان
بر دیو حصار ساز و پرچین
در گلشن شریعت پیمبر
کس وجود ندارد جز آل وی دهاقین[۱۴]
او نشانه شیعه را نزاع برای آیین و قرآن ذکر مینماید:
مبارزان سپاه شریعتیم و قرآن
از آنکه شیعت حیدر، سوار کراریم[۱۵]
این شعر سرا به دلیل همین اعتقادات آیتم حمله، افترا و آزار قرارمیگیرد. در این زمینه سروده میباشد:
گر گفتم از فرستاده، علی رفتار را وصیست
سوی شما سزای هم اندازه چرا شدم؟
ورگفتم اهل مدح و حمد آل مصطفاست
زیرا زی شما سزای جفا و هجا شدم
عیبم همی نمایند بدانچهام به دوست فخر
فخرم بدانکه شیعت اهل عبا شدم[۱۶]
گویاعلت رفتن ناصر خسرو به دره یمگان همین مدح وثنای اهلبیت(ع) و ذکر طریقههای شیعی اوست، که دراین ارتباط میسداید:
شو صحبت گستر ز حیدر گر نیندیشی از آن
همچو بر اینجانب کوه یمگان بر تو بر زندان نمایند [۱۷]
معاش طومار
آرامگاه حکیم ناصر خسرو در یمگان ولایت بدخشان
ناصرخسرو قبادیانی در سال ۳۹۴ق در روستای قبادیان بلخ (تاجیکستان فعلی) زاده شد.[۱] از استارت جوانی به علم آموزی علم ها پرداخت و به دربار غزنویان و بعد به دربار سلجوقیان خط مش یافت. در سال ۴۳۷ق خوابی روئت کرد که سبب ساز شد شغل های دولتی را رها نماید و به هجرت حج برود. درین هجرت زمانی به مصر رسید، فاطمیان بر آن حکومت میکردند و چندسالی در آنجا ماند.[۲] و عقاید فرقهٔ اسماعیلیه را به عهده گرفت واز محققان آن ها به اکانت آمد.[۳] لذا تبلیغ عقاید اسماعیلیه را استارت کرد که سلجوقیان در صدد کشتن او برآمدند؛ پس به بدون چاره به بدخشان فرارو گریز کرد. درین ارتباط درباره او روایتها وافسانههایی ساختهاند.[۴] او در سال ۴۶۸ق در روستای یمگان در ولایت بدخشان افغانستان مسجد النبی کوهسنگی مشهد وفات یافت.
اهل بیت در اثرها ناصرخسرو
آوازه ناصرخسرو در میان عموم به شعر میباشد. اما ناصر قبل از آن که شعر سرا باشد، متکلم میباشد.[۵] او به اهل بیت (ع) ارادت داشت. در آثارش به ویژه در دیوان شعرش این عشق زیاد چشم میشود. ناصرخسرو در کتاب جامعُ الحِنادرَتَین که در اواخر عمرش آن را نوشته، به ثابت وجود وصی برای نبی(ص) می پردازد و شرافت هر دو را بیان مینماید و این سیرتکامل فیض می گیرد: «وصایتی که در غدیر خم به همگان اعلان شد در فرزندان امام علی روان میباشد.»[۶] او در تفسیرحدیث سفینه مینویسد:«کشتی نوح چوب وجود ندارد؛ بل اهلبیت(ع) فرستاده میباشد و نیز گردباد نوح آب وجود ندارد؛ بل جهل و ضلالت میباشد که هلاک عاصیان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.»[۷]
وی در کتاب «وجه آیین» که رساله عملی به حساب میآید به ثابت وصایت حضرت علی(ع) پرداخته و مینویسد:«وصی انسان مولانا شیث بود علیهالسلام و وصی نوح مولانا سام بود علیهالسلام و وصی ابراهیم مولانا اسماعیل بود علیهالسلام و وصی موسی مولانا هارون بود علیهالسلام و وصی عیسی مولانا شمعون بود علیهالسلام و وصی محمد مصطفی علی المرتضی بود رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد علیهالسلام.»[۸]
ناصر خسرو در سفرنامه، اسم حضرت علی را بارها با بیان درود و احترام حافظه نموده است. در خوان الاخوان حضرت علی را به یاروهمدم اولیا و فرستاده و امامان، واسطه سود دانسته و این سیرتکامل می گوید : «درحالتی که کسی بیاین میانجیان توحید جوید درانتظار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.»[۹]
ناصر خسرو علاقه خویش به اهل بیت را در دیوان اشعارش بیشتر منعکس ساخته میباشد. تعریف و توضیح صفات، حمد مردانگی، شجاعت و دلاوری حضرت علی(ع) میان اشعار او زیاد چشم می شود. وی دوستی فامیل نبی را مایه راهیابی به فردوس در قیامت میداند:
دیوان ناصرخسرو
زیرا به حبّ آل زهرا روی شُستی روز حشر
نشنود گوشت ز رضوان جز درود و مرحبا[۱۰]
در کتاب اشعار ناصر خسرو این مفاهیم زیاد چشم می شود.[۱۱] او اهل بیت را لوای آفریدگار و ریسمان سفت الهی می داند که تمسک بدان موجب رهایی از چاه جهل میباشد:
اهل عبا یکسره لوای خدایند
سوی تو، گر دوستدار اهل عبای
حیدر زی ما عصای موسی دورست
موسی مارا جز وی که کرد عصایی؟
آنچه علی بخشید در رکوع فزون بود
زآنکه به عمری بداد حاتم طایی
گر تو جز اورا به مکان وی بنشاندی
والله والله که بر شیوه خطایی
آل پیامبر خدای، حبل خدایند
چونش گرفتی، ز چاه جهل برآیی[۱۲]
بیت سوم این قصیده ناظر به آیه ولایت و بیت نهایی به آیه وحدت[۱۳] اشاره داراست.
ناصرخسرو شرط برد بر ابلیس را اطاعت و دوستی اهلبیت(ع) میداند:
کمک ندهد تورا بر این دیو
جز طاعت و حب آل یاسین
گرد دل خویش ز دوستیشان
بر دیو حصار ساز و پرچین
در گلشن شریعت پیمبر
کس وجود ندارد جز آل وی دهاقین[۱۴]
او نشانه شیعه را نزاع برای آیین و قرآن ذکر مینماید:
مبارزان سپاه شریعتیم و قرآن
از آنکه شیعت حیدر، سوار کراریم[۱۵]
این شعر سرا به دلیل همین اعتقادات آیتم حمله، افترا و آزار قرارمیگیرد. در این زمینه سروده میباشد:
گر گفتم از فرستاده، علی رفتار را وصیست
سوی شما سزای هم اندازه چرا شدم؟
ورگفتم اهل مدح و حمد آل مصطفاست
زیرا زی شما سزای جفا و هجا شدم
عیبم همی نمایند بدانچهام به دوست فخر
فخرم بدانکه شیعت اهل عبا شدم[۱۶]
گویاعلت رفتن ناصر خسرو به دره یمگان همین مدح وثنای اهلبیت(ع) و ذکر طریقههای شیعی اوست، که دراین ارتباط میسداید:
شو صحبت گستر ز حیدر گر نیندیشی از آن
همچو بر اینجانب کوه یمگان بر تو بر زندان نمایند [۱۷]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی