کوشش حبیب بن مظاهر برای جمع نیرو
به نقل از شعرانی، بعد از گرد داخل شدن سپاهیان قدمت بن سعد در کربلا، حبیب بن مظاهر اسدی با دیدن یاران اندک حسین(ع) با اذن امام خویش را به صورت ناشناس به طایفهای از خاندان بنیاسد رساند و از آنها خواست که امام حسین را امداد نمایند. بنیاسد، یار و همدم حبیب بن مظاهر اسدی شبانه به سوی لشکرگاه امام حسین(ع) در جنبش بودند که سپاهیان قدمت بن سعد به فرماندهی ازرق بن حرب صیداوی در گوشه فرات روش را بر آنها بستند. فعالیت به زد خورد کشیده گردیده و بنیاسد به منزلهایشان بازگشتند و حبیب به تنهایی نزد حسین (ع) مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگشت. [۱۲۵]
واپسین گفتگوی امام حسین(ع) با قدمت بن سعد
نوشتهعلمیٔ مهم: اعلام کردوگوی امام حسین و قدمت بن سعد
به مسافت شب چهارم تا ششم محرم[۱۲۶] امام حسین(ع) با قدمت سعد در جایی بین دو لشکر با یکدیگر ملاقات کرده و با یکدیگر رای زنی کردند.[۱۲۷] درین مذاکره پیشنهاداتی برای خاتمه پیکار ارائه گردیده است. امام حسین به یار برادرش عباس و قدمت سعد به یاروهمدم پسر و غلامش در جریان این مذاکره حضور داشتند.[۱۲۸] به گفته محمد بن جریر طبری از محتوای گفتگوی آنها اگاهی دقیقی در دسترس نبوده میباشد[۱۲۹] و نقلهای تاریخی دراین مورد متضاد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۳۰]
تودهای با استناد به بعضا نقلهای تاریخی از این مذاکره و سخنان دیگر امام حسین(ع)، هر سیرتکامل گزارشی که حاکی از سفارش امام بر اساس تسلیم در قبال یزید یا این که رفتن نزد او باشد را خطا دانستهاند.[۱۳۱] در مقابل بعضا دانشمندان معتقدند طومارای که قدمت سعد درپی این رای زنی به یزید بن معاویه نوشت، افشاکننده محتوا و موردها این مصاحبه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد
[۱۳۲] وی بعداز رای زنی با امام حسین(ع) طی طومارای خطاب به عبیدالله بن زیاد نوشت: «... حسین بن علی(ع) با اینجانب عهدوپیمان بست که از همانجا که آمده، به همانجا بازگردد یا این که به یکی بخش ها مسلمانها برود و در حقوق و دستمزد و تکالیف همچون دیگر مسلمانها باشد، یا این که به نزد یزید برود تا هر چه وی حکم اعطا کرد درباره وی اعمال نمایند و این مایه رضای شما و صلاح امت میباشد».[۱۳۳] عبیدالله، زیرا طومار را خواند خاطرنشان کرد: «به صحت کهاین طومار مردی میباشد کهاندرزگوی امیر خود و مشفق خاندان خود میباشد!» وی درصدد بود این سفارش را بپذیرد که شمر بن ذیالجوشن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بازدارنده شد.[۱۳۴]
هفتم محرم و مسدود شدن آب
در هفتم محرم، عبیدالله بن زیاد در طومارای به قدمت بن سعد، خواهان مسدود شدن آب به روی امام حسین(ع) و یارانش شد. زیرا طومار به دست قدمت بن سعد رسید، به عَمْرو بن حَجّاج زُبَیْدی دستور بخشید تا با پانصد سوار به کنار شریعه فرات برود و بازدارنده دسترسی حسین(ع) و یارانش به آب خواهد شد.[۱۳۵]
در برخی منابع بیان شده بعد از بستهشدن آب و شدتدریافت کردن تشنگی، امام حسین(ع) برادرش عباس را با سی سوار و بیست پیاده به همدم بیست مشک به آوردن آب ارسال کرد.[۱۳۶] آنها شبانه در حالی که نافع بن هلال بَجَلی با درفش در پیشاپیش تیم در تکان بود، به رویکرد افتادند و خویش را به نهر فُرات رساندند. عمرو بن حجّاج که مأمور حراست از فرات بود، به تقابل با یاران امام حسین(ع) برخاست. گروهی از یاران حسین(ع) مشکهایشان را مالامال کردند و گروهی دیگر مثلا حضرت ابوالفضل(ع) و نافع بن هلال سرگرم پیکار شدند و از آن ها در قبال هجوم معاندان حفظ میکردند تا بتوانند آب را به چادرها برسانند. یاران حسین(ع) پیروز شدند آب را به چادرها برسانند.[۱۳۷]
کوشش حبیب بن مظاهر برای جمع نیرو
به نقل از شعرانی، بعد از گرد داخل شدن سپاهیان قدمت بن سعد در کربلا، حبیب بن مظاهر اسدی با دیدن یاران اندک حسین(ع) با اذن امام خویش را به صورت ناشناس به طایفهای از خاندان بنیاسد رساند و از آنها خواست که امام حسین را امداد نمایند. بنیاسد، یار و همدم حبیب بن مظاهر اسدی شبانه به سوی لشکرگاه امام حسین(ع) در جنبش بودند که سپاهیان قدمت بن سعد به فرماندهی ازرق بن حرب صیداوی در گوشه فرات روش را بر آنها بستند. فعالیت به زد خورد کشیده گردیده و بنیاسد به منزلهایشان بازگشتند و حبیب به تنهایی نزد حسین (ع) مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگشت. [۱۲۵]
واپسین گفتگوی امام حسین(ع) با قدمت بن سعد
نوشتهعلمیٔ مهم: اعلام کردوگوی امام حسین و قدمت بن سعد
به مسافت شب چهارم تا ششم محرم[۱۲۶] امام حسین(ع) با قدمت سعد در جایی بین دو لشکر با یکدیگر ملاقات کرده و با یکدیگر رای زنی کردند.[۱۲۷] درین مذاکره پیشنهاداتی برای خاتمه پیکار ارائه گردیده است. امام حسین به یار برادرش عباس و قدمت سعد به یاروهمدم پسر و غلامش در جریان این مذاکره حضور داشتند.[۱۲۸] به گفته محمد بن جریر طبری از محتوای گفتگوی آنها اگاهی دقیقی در دسترس نبوده میباشد[۱۲۹] و نقلهای تاریخی دراین مورد متضاد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۳۰]
تودهای با استناد به بعضا نقلهای تاریخی از این مذاکره و سخنان دیگر امام حسین(ع)، هر سیرتکامل گزارشی که حاکی از سفارش امام بر اساس تسلیم در قبال یزید یا این که رفتن نزد او باشد را خطا دانستهاند.[۱۳۱] در مقابل بعضا دانشمندان معتقدند طومارای که قدمت سعد درپی این رای زنی به یزید بن معاویه نوشت، افشاکننده محتوا و موردها این مصاحبه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد
[۱۳۲] وی بعداز رای زنی با امام حسین(ع) طی طومارای خطاب به عبیدالله بن زیاد نوشت: «... حسین بن علی(ع) با اینجانب عهدوپیمان بست که از همانجا که آمده، به همانجا بازگردد یا این که به یکی بخش ها مسلمانها برود و در حقوق و دستمزد و تکالیف همچون دیگر مسلمانها باشد، یا این که به نزد یزید برود تا هر چه وی حکم اعطا کرد درباره وی اعمال نمایند و این مایه رضای شما و صلاح امت میباشد».[۱۳۳] عبیدالله، زیرا طومار را خواند خاطرنشان کرد: «به صحت کهاین طومار مردی میباشد کهاندرزگوی امیر خود و مشفق خاندان خود میباشد!» وی درصدد بود این سفارش را بپذیرد که شمر بن ذیالجوشن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بازدارنده شد.[۱۳۴]
هفتم محرم و مسدود شدن آب
در هفتم محرم، عبیدالله بن زیاد در طومارای به قدمت بن سعد، خواهان مسدود شدن آب به روی امام حسین(ع) و یارانش شد. زیرا طومار به دست قدمت بن سعد رسید، به عَمْرو بن حَجّاج زُبَیْدی دستور بخشید تا با پانصد سوار به کنار شریعه فرات برود و بازدارنده دسترسی حسین(ع) و یارانش به آب خواهد شد.[۱۳۵]
در برخی منابع بیان شده بعد از بستهشدن آب و شدتدریافت کردن تشنگی، امام حسین(ع) برادرش عباس را با سی سوار و بیست پیاده به همدم بیست مشک به آوردن آب ارسال کرد.[۱۳۶] آنها شبانه در حالی که نافع بن هلال بَجَلی با درفش در پیشاپیش تیم در تکان بود، به رویکرد افتادند و خویش را به نهر فُرات رساندند. عمرو بن حجّاج که مأمور حراست از فرات بود، به تقابل با یاران امام حسین(ع) برخاست. گروهی از یاران حسین(ع) مشکهایشان را مالامال کردند و گروهی دیگر مثلا حضرت ابوالفضل(ع) و نافع بن هلال سرگرم پیکار شدند و از آن ها در قبال هجوم معاندان حفظ میکردند تا بتوانند آب را به چادرها برسانند. یاران حسین(ع) پیروز شدند آب را به چادرها برسانند.[۱۳۷]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی