این نوشتهعلمی دربارهٔ اصطلاح دینی کارها حسبیه میباشد. برای شناخت با مکانیسم تشکیلاتی حسبه، مدخل حسبه را مشاهده کنید.
کارها حِسبیه به کارهایی اطلاق میگردد که بر پایه ی آیین آفریدگار سوراخ آنها روا نبوده و انجامشان برای مراقبت نظم اجتماعی و خودداری از تضییع دستمزد عموم ضروری میباشد. این معنی در فقه شیعه بهویژه در ابواب قضاء و اجتهاد پژوهش گردیده است. کارها حسبیه با واجبات کفایی تفاوت داشته و در تمامی موردها، وظیفه عمومی نسبت به آن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نیست.
با گذر مجال، مضمون حِسبه از پژوهش شخصی رسول(ص) به ساختار قانونی «محاسبه» در عصر عباسیان رسید و در فقه شیعه نیز در پوسته وظایف اجتماعی فقید مطرح شد. فقها در گستره این کارها دو نگرش دارا هستند: حداقلی (محصور به مورد ها خاص) و حداکثری (مشتمل بر تمامی شئون اجتماعی). بعضا مصادیق آن قضاوت، اجرای وصیت، سرپرستی اموال بیسرپرست، اداره موقوفات، اجرای حدود و اخذ وجوهات فقاهتی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
در بعد از ظهر غایب بودن، مسئولیت کارها حسبیه در مرتبه ابتدا بر ذمه عالم جامعالشرایط جایدارد و در عدم وجود وی ممکن میباشد به مؤمنان عادل یا این که حتی گناه کار (در وضعیت اضطراری) واگذار خواهد شد. بعضا فقها از تایید بایستگی اجرای کارها حسبیه، بایستگی تشکیل حکومت اسلامی و ولایت عالم دراین عرصه را فیض گرفتهاند، در حالی که سایر افراد آن را برای ثابت ولایت عامه دانا کافی ندانسته و دلایل جداای را دراین باره مایحتاج رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می دانند.
معناشناسی و رده
کارها حسبیه به کارهایی گفته میگردد که دارنده مصلحت همگانی بوده و آفریدگار اصلا اهمال و رخنه آنهارا جایز نداشته و اعمال آنان را ضروری می داند.[۱] این کارها با منافع و مصالح مادی و اخروی تک تک جامعه راجع به بی واسطه قرار دارا هستند و عدم استیناف به آنها میتواند سبب ساز به بروز نقص در نظم اجتماعی یا این که تضییع دستمزد اشخاص خواهد شد.[۲] کارها حسبیه در ابواب و نصیبهایی از کتاب ها شرعی همانند «اجتهاد و تبعیت»، «بیزنس» (بهویژه در مباحث مرتبط با اختیارات حکم دهنده شرع) و «قضاء» (داوری) گزینه دعوا و نظارت فقها قرار گرفته میباشد. در تعابیر آنها این اصطلاح به دو شکل عام و خاص به فعالیت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفته میباشد:[۳]
به معنی خاص، کارها حسبیه مشتمل بر مواقعی میباشد که در متنها فقاهتی، مسئول یا این که متصدی مشخصی برای ایفا آنان گزینش نشده میباشد. برای مثال این مفاد میقدرت به سرپرستی ایتام و اشخاص محجور (مانند دیوانگان) که اماّ خاص ندارند، اشاره کرد.[۴]
به معنی عام، کارها حسبیه تمامی اموری را دربرمیگیرد که شارع به شکاف آنها رضایت ندارد و اقامه آنهارا ضروری میبیند؛ خواه برای آن متصدی خاصی (مانند امام معصوم برای جهاد ابتدایی، یا این که فقید جامعالشرایط برای قضاوت) یا این که متصدی عامی (مانند هر شخص موظف و با خبر برای دستور به مشهور و نهی از منکر) رقم خورده باشد یا این که نشده باشد.[۵]
مضمون کارها حسبیه با واجب کفایی تفاوت دارااست. واجب کفایی امری میباشد که بر کلیه مکلفان واجب میباشد و درصورتیکه جاری ساختن نشود تمامی مکلفانی که وضعیت کلی اجرا آن را داشتند عقوبت می شوند.[۶] در حالتیکه که کارها حسبیه وظیفه اشخاص خاصی میباشد که اجازه تصرف درین کارها را داراهستند.[۷] ولی بعضی فقیهان کارها حسبیه را به دو عهدوپیمان تقسیم کردهاند. اموری که در آنها اجازه قاضی شرع موردنیاز میباشد و اموری که نیازی به اجازه ندارند.[۸]
سیر دگرگونی تاریخی معنا حسبه
نوشتهی علمیٔ مهم: حسبه
سیر تاریخی حِسبه را نمادگر این نکته می دانند که هرچند این اصطلاح در ابتدا اسلام رایج خلا، ولی مضمون آن یعنی پژوهش بر کارها اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی از به عبارتی آغاز به وسیله نبی(ص) و خلفای آینده اعمال می شد. کم کم این تحقیق به ساختاری قانونی تبدیل شد و در عصر خلفای عباسی با تیتر «حِسبه» و مسئولانی بهاسم مُحتَسِب شناخته شد. مقصود اساسی این بنیان، نگهداری نظم اجتماعی، تقابل با خرابی و اجرای دستور به مشهور و نهی از منکر بود.[۹] در عصر قبل از صفویه، بهسبب ساز خلا حکومت شیعی مقتدر، دعوا از حسبه در فقه شیعه چندان مطرح عدم وجود، هرچند فقیهان بهشکل اجتهادی به وظایف آن میپرداختند.[۱۰] شهید اولیه (درگذشت: ۷۸۶ق) از اولیه فقهایی میباشد که قبل از صفویه، واژه و کلمه حسبه را در اثر ها خویش به عمل موفقیت و آن را به وظایف فقاهتی زیرا دستور به دارای اسم و رسم لینک و پیوند اعطا کرد.[۱۱] با تشکیل حکومت صفوی، حسبه و محتسب در پوسته بنیان قانونی حکومتی رده یافت و در شهرهای تعالی صاحب و مالک منصب شد. بعداز صفویه، با تضعیف بنیان حسبه، وظایف فقهی آن در پوسته «کارها حسبیه» در حوزه اختیارات فقها باقی ماند.[۱۲] امام خمینی نیز با اشاره بدین سیر، بر استمرار این نقش در دولت اسلامی تأکید نموده است.[۱۳]
گستره و مصادیق کارها حسبیه
گستره کارها حسبیه و مصادیق آن از مباحثی میباشد که فقها به آن پرداختهاند. در ارتباط با این مورد دو طریقه مهم وجود دارااست:[۱۴]
طریقه حداقلی: گروهی از فقها زیرا خویی (درگذشت: ۱۳۷۱ش) دامنه کارها حسبیه را محصور به مورد ها ضروری و خاصی می دانند که فارغ از متصدی باقیماندهاند، مانند فتوا دادن به عموم در کارها شرعی.[۱۵]
نگرش حداکثری: گروهی دیگر از فقها، به عنوان مثال نایینی (درگذشت: ۱۳۱۵ش)،[۱۶] خمینی (درگذشت: ۱۳۶۸ش)،[۱۷] تبریزی (درگذشت: ۳۸۵ش)[۱۸] معتقدند که نگهداری نظام جامعه اسلامی و اجرای احکام اجتماعی اسلام از مهم ترین مصادیق کارها حسبیه میباشد. حسینعلی منتظری (درگذشت: ۱۳۸۸ش) این نظر را دارد که ممکن وجود ندارد خدای حکیم کارها جزئی همانند سرپرستی دیوانگان و خردسالان بیسرپرست را گزینه اعتنا خویش قرار دهد؛ با این حالا جامعه اسلامی را به حالا خویش رها نماید که به تصرف کفار و بیگانگان درآید.[۱۹]
از سایر مصادیقی که فقها برای کارها حسبیه بیان کردهاند، میاقتدار به موردها پایین اشاره نمود:
سرپرستی اموال یتیمان، دیوانگان، سفیهان و غایبان: درصورتیکه کهاین اشخاص البته خاص (بابا، جد پدری، وصی) نداشته باشند.[۲۰]
اجرای وصایا: درصورتی که میت وصیت نموده باشد اما وصی انتخاب نکرده باشد، یا این که وصی رقم خورده فوت نماید یا این که موقعیت ما یحتاج را از دست بدهد.[۲۱]
جدایی زن در مفاد خاص: در مواقعی که قابلیت ادامه زناشویی نیست، و شوهر جدایی نمیدهد.[۲۲]
اداره وقف عامه: اوقافی که متولی خاص ندارند یا این که متولی آن ها به وظایف خویش شغل نمینماید.[۲۳]
دستور به دارای اسم و رسم و نهی از منکر: بیان شده کارها حسبیه با واجب دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر همآسمان میباشند و این امور در واقعیت فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منکر عملی می باشند.[۲۴] در مواقعی که اجرای برخی از پروسه دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر مستلزم ایفا توان و یا این که دخالت حاکمیت باشد، این دستور از شئون حکم دهنده فقهی مشروع تلقی شدهاست.[۲۵]
قضاوت و اجرای حدود: تصدی فرمان قضاوت و در شکل قابلیت، اجرای حدود الهی، از مهمترین مصادیق کارها حسبیه و از وظایف فقهای جامعالشرایط شمرده گردیده است.[۲۶]
اخذ و توزیع وجوهات شرعیه: مانند زکات و خمس.[۲۷]
این نوشتهعلمی دربارهٔ اصطلاح دینی کارها حسبیه میباشد. برای شناخت با مکانیسم تشکیلاتی حسبه، مدخل حسبه را مشاهده کنید.
کارها حِسبیه به کارهایی اطلاق میگردد که بر پایه ی آیین آفریدگار سوراخ آنها روا نبوده و انجامشان برای مراقبت نظم اجتماعی و خودداری از تضییع دستمزد عموم ضروری میباشد. این معنی در فقه شیعه بهویژه در ابواب قضاء و اجتهاد پژوهش گردیده است. کارها حسبیه با واجبات کفایی تفاوت داشته و در تمامی موردها، وظیفه عمومی نسبت به آن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نیست.
با گذر مجال، مضمون حِسبه از پژوهش شخصی رسول(ص) به ساختار قانونی «محاسبه» در عصر عباسیان رسید و در فقه شیعه نیز در پوسته وظایف اجتماعی فقید مطرح شد. فقها در گستره این کارها دو نگرش دارا هستند: حداقلی (محصور به مورد ها خاص) و حداکثری (مشتمل بر تمامی شئون اجتماعی). بعضا مصادیق آن قضاوت، اجرای وصیت، سرپرستی اموال بیسرپرست، اداره موقوفات، اجرای حدود و اخذ وجوهات فقاهتی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
در بعد از ظهر غایب بودن، مسئولیت کارها حسبیه در مرتبه ابتدا بر ذمه عالم جامعالشرایط جایدارد و در عدم وجود وی ممکن میباشد به مؤمنان عادل یا این که حتی گناه کار (در وضعیت اضطراری) واگذار خواهد شد. بعضا فقها از تایید بایستگی اجرای کارها حسبیه، بایستگی تشکیل حکومت اسلامی و ولایت عالم دراین عرصه را فیض گرفتهاند، در حالی که سایر افراد آن را برای ثابت ولایت عامه دانا کافی ندانسته و دلایل جداای را دراین باره مایحتاج رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می دانند.
معناشناسی و رده
کارها حسبیه به کارهایی گفته میگردد که دارنده مصلحت همگانی بوده و آفریدگار اصلا اهمال و رخنه آنهارا جایز نداشته و اعمال آنان را ضروری می داند.[۱] این کارها با منافع و مصالح مادی و اخروی تک تک جامعه راجع به بی واسطه قرار دارا هستند و عدم استیناف به آنها میتواند سبب ساز به بروز نقص در نظم اجتماعی یا این که تضییع دستمزد اشخاص خواهد شد.[۲] کارها حسبیه در ابواب و نصیبهایی از کتاب ها شرعی همانند «اجتهاد و تبعیت»، «بیزنس» (بهویژه در مباحث مرتبط با اختیارات حکم دهنده شرع) و «قضاء» (داوری) گزینه دعوا و نظارت فقها قرار گرفته میباشد. در تعابیر آنها این اصطلاح به دو شکل عام و خاص به فعالیت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفته میباشد:[۳]
به معنی خاص، کارها حسبیه مشتمل بر مواقعی میباشد که در متنها فقاهتی، مسئول یا این که متصدی مشخصی برای ایفا آنان گزینش نشده میباشد. برای مثال این مفاد میقدرت به سرپرستی ایتام و اشخاص محجور (مانند دیوانگان) که اماّ خاص ندارند، اشاره کرد.[۴]
به معنی عام، کارها حسبیه تمامی اموری را دربرمیگیرد که شارع به شکاف آنها رضایت ندارد و اقامه آنهارا ضروری میبیند؛ خواه برای آن متصدی خاصی (مانند امام معصوم برای جهاد ابتدایی، یا این که فقید جامعالشرایط برای قضاوت) یا این که متصدی عامی (مانند هر شخص موظف و با خبر برای دستور به مشهور و نهی از منکر) رقم خورده باشد یا این که نشده باشد.[۵]
مضمون کارها حسبیه با واجب کفایی تفاوت دارااست. واجب کفایی امری میباشد که بر کلیه مکلفان واجب میباشد و درصورتیکه جاری ساختن نشود تمامی مکلفانی که وضعیت کلی اجرا آن را داشتند عقوبت می شوند.[۶] در حالتیکه که کارها حسبیه وظیفه اشخاص خاصی میباشد که اجازه تصرف درین کارها را داراهستند.[۷] ولی بعضی فقیهان کارها حسبیه را به دو عهدوپیمان تقسیم کردهاند. اموری که در آنها اجازه قاضی شرع موردنیاز میباشد و اموری که نیازی به اجازه ندارند.[۸]
سیر دگرگونی تاریخی معنا حسبه
نوشتهی علمیٔ مهم: حسبه
سیر تاریخی حِسبه را نمادگر این نکته می دانند که هرچند این اصطلاح در ابتدا اسلام رایج خلا، ولی مضمون آن یعنی پژوهش بر کارها اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی از به عبارتی آغاز به وسیله نبی(ص) و خلفای آینده اعمال می شد. کم کم این تحقیق به ساختاری قانونی تبدیل شد و در عصر خلفای عباسی با تیتر «حِسبه» و مسئولانی بهاسم مُحتَسِب شناخته شد. مقصود اساسی این بنیان، نگهداری نظم اجتماعی، تقابل با خرابی و اجرای دستور به مشهور و نهی از منکر بود.[۹] در عصر قبل از صفویه، بهسبب ساز خلا حکومت شیعی مقتدر، دعوا از حسبه در فقه شیعه چندان مطرح عدم وجود، هرچند فقیهان بهشکل اجتهادی به وظایف آن میپرداختند.[۱۰] شهید اولیه (درگذشت: ۷۸۶ق) از اولیه فقهایی میباشد که قبل از صفویه، واژه و کلمه حسبه را در اثر ها خویش به عمل موفقیت و آن را به وظایف فقاهتی زیرا دستور به دارای اسم و رسم لینک و پیوند اعطا کرد.[۱۱] با تشکیل حکومت صفوی، حسبه و محتسب در پوسته بنیان قانونی حکومتی رده یافت و در شهرهای تعالی صاحب و مالک منصب شد. بعداز صفویه، با تضعیف بنیان حسبه، وظایف فقهی آن در پوسته «کارها حسبیه» در حوزه اختیارات فقها باقی ماند.[۱۲] امام خمینی نیز با اشاره بدین سیر، بر استمرار این نقش در دولت اسلامی تأکید نموده است.[۱۳]
گستره و مصادیق کارها حسبیه
گستره کارها حسبیه و مصادیق آن از مباحثی میباشد که فقها به آن پرداختهاند. در ارتباط با این مورد دو طریقه مهم وجود دارااست:[۱۴]
طریقه حداقلی: گروهی از فقها زیرا خویی (درگذشت: ۱۳۷۱ش) دامنه کارها حسبیه را محصور به مورد ها ضروری و خاصی می دانند که فارغ از متصدی باقیماندهاند، مانند فتوا دادن به عموم در کارها شرعی.[۱۵]
نگرش حداکثری: گروهی دیگر از فقها، به عنوان مثال نایینی (درگذشت: ۱۳۱۵ش)،[۱۶] خمینی (درگذشت: ۱۳۶۸ش)،[۱۷] تبریزی (درگذشت: ۳۸۵ش)[۱۸] معتقدند که نگهداری نظام جامعه اسلامی و اجرای احکام اجتماعی اسلام از مهم ترین مصادیق کارها حسبیه میباشد. حسینعلی منتظری (درگذشت: ۱۳۸۸ش) این نظر را دارد که ممکن وجود ندارد خدای حکیم کارها جزئی همانند سرپرستی دیوانگان و خردسالان بیسرپرست را گزینه اعتنا خویش قرار دهد؛ با این حالا جامعه اسلامی را به حالا خویش رها نماید که به تصرف کفار و بیگانگان درآید.[۱۹]
از سایر مصادیقی که فقها برای کارها حسبیه بیان کردهاند، میاقتدار به موردها پایین اشاره نمود:
سرپرستی اموال یتیمان، دیوانگان، سفیهان و غایبان: درصورتیکه کهاین اشخاص البته خاص (بابا، جد پدری، وصی) نداشته باشند.[۲۰]
اجرای وصایا: درصورتی که میت وصیت نموده باشد اما وصی انتخاب نکرده باشد، یا این که وصی رقم خورده فوت نماید یا این که موقعیت ما یحتاج را از دست بدهد.[۲۱]
جدایی زن در مفاد خاص: در مواقعی که قابلیت ادامه زناشویی نیست، و شوهر جدایی نمیدهد.[۲۲]
اداره وقف عامه: اوقافی که متولی خاص ندارند یا این که متولی آن ها به وظایف خویش شغل نمینماید.[۲۳]
دستور به دارای اسم و رسم و نهی از منکر: بیان شده کارها حسبیه با واجب دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر همآسمان میباشند و این امور در واقعیت فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منکر عملی می باشند.[۲۴] در مواقعی که اجرای برخی از پروسه دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر مستلزم ایفا توان و یا این که دخالت حاکمیت باشد، این دستور از شئون حکم دهنده فقهی مشروع تلقی شدهاست.[۲۵]
قضاوت و اجرای حدود: تصدی فرمان قضاوت و در شکل قابلیت، اجرای حدود الهی، از مهمترین مصادیق کارها حسبیه و از وظایف فقهای جامعالشرایط شمرده گردیده است.[۲۶]
اخذ و توزیع وجوهات شرعیه: مانند زکات و خمس.[۲۷]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی