اول قدم مهم در تعبیروتفسیر متن قرآن، شعور معنای واژگان آن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد که به غرض آشنایی معنی و منظور حقیقی وواقعی بینجامد و همت تفسیری برای دستیابی بهاین غرض، مستلزم یک سلسله اصول اصلی میباشد که بهرغم وجود تنوع معانی بعضی واژگان و آراء متفاوت تفسیری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میان فرق مختلف اسلامی، میتواند نقطه لینک کلیه آن ها بوده و براساس آن جریان تعبیر و تفسیر پایدار گردد و دستیابی به مفاهیم و معانی درست واژگان میسر شود و جریان تعبیر در مسیر درست پیش رود و از جراحتهای بخش اعظمی مصون بماند. این اصول مهم، بر طبق دلایل عقلی، عقلایی یا این که نقلی قطعی میباشد. به اینجهت در طی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد تاریخ تعبیروتفسیر کلمه ها قرآن، بهرغم بحرانهای فکری متفاوت همانند، تایید معانی نوین لفظ ها که در پرتو علمها و تئوریهای مجالهای متأخر به وجود آمده و یا این که توکل بر معنای ارتکازی واژگان که در طولهای پس از بعدازظهر نزول قرآن پدیدار گردیده و ظهور درنگ ظاهرگرایی که در شعور معانی حقیقی و واقعی و مجازی لفظ ها مؤثر بوده، مسجد النبی کوهسنگی مشهد این اصول همواره مقام خویش را بین عالمان استواراندیش مسلمان نگهداری نموده است. لذا کارایی مفسر تیزبین آن میباشد که از همگی منابع ادراک اعم از قواعد لهجهشناختی، دلالت گفتگو عقلاء، قرائن تناظری داخلمتنی، سنت شارح و تبیینی، قرائن فرامتنی (موضوع متن)، تدبر و عقل (ابزاری و منبعی) به طریق روشمند علمی و در فرایندی مطلوب جهت دستیابی به معانی درست واژگان فایده گیرد و این نوشتار کوشش نموده، مطابق منطق قرآن معنا خلیفه را بازشناسی کند.
طرح مسأله
معنای دگرگونییافته و ارتکازی که امروزه از معنا خلیفة الله به ذهن متبادر میشود و برگرفته از آیه 30 سوره بقره میباشد، با مجال بعدازظهر نزول قرآن مختلف میباشد. در تعبیروتفسیر المیزان و بعضا از منابع معاصر، «خلیفة الله» یعنی جانشینی خدا متعال و این پاراگراف که «آدم جانشین آفریدگار در روی زمین میباشد» بهشکل یک معرفت مسلّم اسلامی انگاشته گردیده بهحدی که برخی از محققان قرآنی داعیه مینمایند «بشر همواره در وجود خویش این واقعیت را شم مینماید که جانشین و خلیفه خداوند در زمین میباشد» (رضایی اصفهانی، 1387: 219) و برای معنا خلیفةاللهی ادله فطری و وجدانی قائل میباشند و گمان بر این میباشد که اعتقادوباور و فکرای مورد قبول از منظر قرآن و عترت میباشد البته با نظارت در بافت کلامی آیهها و استناد به عامل عقلی، روایات قطعیالدلاله و مروری زود گذر بر تاریخ صدر اسلام، درمییابیم کهاین پاراگراف از درستی و اتقان بهره مند نبوده و مخدوش میباشد. لذا نگارنده بر آن گردیده تا بعدها معنی کلمه و واژه خلیفه و خلیفةالله را تحقیق و زوایای گوناگون آن را با قراین داخلمتنی و برونمتنی، آشکار کند و علاوه بر نظارت طریقه مفسران و علامه طباطبایی زیر آیه 30 سوره بقره به تبیین مورد دست یابد.
الف. معناشناسی واژه و کلمه خلیفه
1. مضمون خلیفه در تمدن لغت
هر کلمه و واژهای بهشکل منفرد از سایر واژگان، معنای اصلی دارااست که سوا بافت و متد قرآنی، آن معنی را برای خویش نگهداری نموده است و واژه و کلمه خلیفـه و ادغام خلیفة الله از کلمههای مألوف میباشد که در منابع دارای اعتبار در معنای جانشین و نایب و قاضی به فعالیت برده گردیدهاست. مصطفوی درباره کاربردهای این کلمه در قرآن مهربان مینویسد: معنا لغوی خلیفه از ماده [خلف] میباشد، اصل واحد درین ماده، مقابل «قدّام» [جلو] میباشد و به معنای چیزی میباشد که بعد از چیز دیگر می آید (مصطفوی،1360: 3/29). در حالتیکه در قرآن در معنای جانشینی شب و روز به فعالیت رفته میباشد:
﴿وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ خِلفَةً لِمَن أَرادَ أَن یَذَّکَّرَ أَو أَرادَ شُکُورا﴾[1] (فرقان/62)
براساس این آیه، شب و روز به عزم خدا متعال بهمکان یکدیگر آمده جانشین هم می گردند.
و به معنی لغوی و اصلی در معنای جانشینی فرشتگان نیز آمده میباشد:
﴿وَ لَو نَشاءُ لَجَعَلنا مِنکُم مَلائِکَةً فِی الأَرضِ یَخلُفُون﴾[2] (زخرف/60)
و از سوی دیگر در راستای معنا مهم، اعتنا به دلالتهای التزامی واژگان مارا در فهم و شعور و تعبیر و تفسیر آیه ها قرآن امداد می دهد و مرز و محدوده هر کلمه مشخص میشود تا از آمیختن معنای واژگان به یکدیگر خودداری گردد؛ در فیض سوء ادراک و عدم تفاهم را برطرف کرده و از بهکاربردن لفظ ها نامفهوم گشوده میدارد. برداشتهای مختلف از دلالتهای التزامی مضمون خلیفه، موجب بروز فرضیات تفسیری متفاوت گردیده که بایستی حیث شوند:
الف) به جانشین، نائب و قائمرده کسی، خلیفه، مستخلَف یا این که خالف گویند.
ب) به هر کس خلیفه را گزینش و نصب مینماید و منزلت خلافت را اعطا میکند، مستخلِف، جاعل خلیفه، معطِی خلیفه یا این که خلیفهگذار اطلاق میشود.
ج) شخص یا این که عده ای که خلیفه، قائممنزلت و نایب آنها می گردد مستخلَف عنه میباشد.
د) مستخلَفٌ علیه یا این که مستخلَفٌ فیه یعنی اشخاص یا این که اموری که خلیفه بهخیال آنها گمارده گردیدهاست؛ درحالتی که راغب با اعتنا به معانی التزامی خلیفه ذکر می دارد: «خلافت نیابت از غیر میباشد در تاثیر غایب بودن منوبٌ عنه؛ یا این که به خیال و خاطر مرگش و یا این که برای عاجز بودنش و یا این که بهخیال شرافتی که نائب (مستخلَف) دارااست و از این قبیل میباشد که خدا اولیاء خود را در زمین خلیفه نموده است» (راغباصفهانی، 1412: 1/294). در کتاب العین (فراهیدی، 1409: 4/267) و لسان العرب (ابنمراد، 1414: 9/83)، خلال معنای جانشینی، خلافت در معنای حکومت و خلیفه در معنای پادشاه و حکم دهنده هم آمده میباشد.
2. مفهوم خلیفه و مشتقات آن در قرآن
مضمون خلیفه را در قرآن، میبایست در مضمون نسبی آن جست که در فیض پیدا شدن حال و روز خاصی برای آن کلمه و واژه، در مورد خاص در معنای مهم، پیوسته و افزوده می شود و در کانال معنایی قرآن نسبت به کلمه ها دیگر و رابطه ها متعدد دیگر، مفهوم نسبی و یا این که همان معنا سیاقی پیدا مینماید. بر این مبنا برای تعبیر مفاهیم قرآن و کشف هدف آنان و وصال به معنای آخری، نمیاقتدار فقط به شعور لغوی واژه و کلمهها و فهم و شعور دستوری جمله ها اکتفا نمود. بلکه می بایست نگاه مجموعی، پیوسته و سیستمی به مجموع قرآن داشت و معنای آن معنا را در علاوه بر مجموع متن قرآن کاوش کرد. قرآن کریم و مهربان یک متن دارای انسجام میباشد که همگی اجزای آن نسبت به یکدیگر همگرایی و لینک و پیوند معنایی دارا هستند از این رو مفاهیم قرآن در پرتو نگاه ساختاری شناخته میگردد. در صورتیکه علامه می فرماید: «شیوه تشخیص مصادیق عبارات در صحبت معبود متعال، بازگشت به قرائن کلامی در خویش قرآن میباشد خیر رجوع و برگشت به عرف و آنچه در حیث عرف مصادیق لفظ ها به شمار می رود» (طباطبایی، 1417: 12/207)؛ براین اساس با تجمیع آیاتی که معنا خلافت را در بردارد و پژوهش اسلوب آن ها پرنور میگردد که خلیفه و مشتقات آن در قرآن مهربان به معنای عام و خاص به عمل رفته میباشد:
اول قدم مهم در تعبیروتفسیر متن قرآن، شعور معنای واژگان آن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد که به غرض آشنایی معنی و منظور حقیقی وواقعی بینجامد و همت تفسیری برای دستیابی بهاین غرض، مستلزم یک سلسله اصول اصلی میباشد که بهرغم وجود تنوع معانی بعضی واژگان و آراء متفاوت تفسیری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میان فرق مختلف اسلامی، میتواند نقطه لینک کلیه آن ها بوده و براساس آن جریان تعبیر و تفسیر پایدار گردد و دستیابی به مفاهیم و معانی درست واژگان میسر شود و جریان تعبیر در مسیر درست پیش رود و از جراحتهای بخش اعظمی مصون بماند. این اصول مهم، بر طبق دلایل عقلی، عقلایی یا این که نقلی قطعی میباشد. به اینجهت در طی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد تاریخ تعبیروتفسیر کلمه ها قرآن، بهرغم بحرانهای فکری متفاوت همانند، تایید معانی نوین لفظ ها که در پرتو علمها و تئوریهای مجالهای متأخر به وجود آمده و یا این که توکل بر معنای ارتکازی واژگان که در طولهای پس از بعدازظهر نزول قرآن پدیدار گردیده و ظهور درنگ ظاهرگرایی که در شعور معانی حقیقی و واقعی و مجازی لفظ ها مؤثر بوده، مسجد النبی کوهسنگی مشهد این اصول همواره مقام خویش را بین عالمان استواراندیش مسلمان نگهداری نموده است. لذا کارایی مفسر تیزبین آن میباشد که از همگی منابع ادراک اعم از قواعد لهجهشناختی، دلالت گفتگو عقلاء، قرائن تناظری داخلمتنی، سنت شارح و تبیینی، قرائن فرامتنی (موضوع متن)، تدبر و عقل (ابزاری و منبعی) به طریق روشمند علمی و در فرایندی مطلوب جهت دستیابی به معانی درست واژگان فایده گیرد و این نوشتار کوشش نموده، مطابق منطق قرآن معنا خلیفه را بازشناسی کند.
طرح مسأله
معنای دگرگونییافته و ارتکازی که امروزه از معنا خلیفة الله به ذهن متبادر میشود و برگرفته از آیه 30 سوره بقره میباشد، با مجال بعدازظهر نزول قرآن مختلف میباشد. در تعبیروتفسیر المیزان و بعضا از منابع معاصر، «خلیفة الله» یعنی جانشینی خدا متعال و این پاراگراف که «آدم جانشین آفریدگار در روی زمین میباشد» بهشکل یک معرفت مسلّم اسلامی انگاشته گردیده بهحدی که برخی از محققان قرآنی داعیه مینمایند «بشر همواره در وجود خویش این واقعیت را شم مینماید که جانشین و خلیفه خداوند در زمین میباشد» (رضایی اصفهانی، 1387: 219) و برای معنا خلیفةاللهی ادله فطری و وجدانی قائل میباشند و گمان بر این میباشد که اعتقادوباور و فکرای مورد قبول از منظر قرآن و عترت میباشد البته با نظارت در بافت کلامی آیهها و استناد به عامل عقلی، روایات قطعیالدلاله و مروری زود گذر بر تاریخ صدر اسلام، درمییابیم کهاین پاراگراف از درستی و اتقان بهره مند نبوده و مخدوش میباشد. لذا نگارنده بر آن گردیده تا بعدها معنی کلمه و واژه خلیفه و خلیفةالله را تحقیق و زوایای گوناگون آن را با قراین داخلمتنی و برونمتنی، آشکار کند و علاوه بر نظارت طریقه مفسران و علامه طباطبایی زیر آیه 30 سوره بقره به تبیین مورد دست یابد.
الف. معناشناسی واژه و کلمه خلیفه
1. مضمون خلیفه در تمدن لغت
هر کلمه و واژهای بهشکل منفرد از سایر واژگان، معنای اصلی دارااست که سوا بافت و متد قرآنی، آن معنی را برای خویش نگهداری نموده است و واژه و کلمه خلیفـه و ادغام خلیفة الله از کلمههای مألوف میباشد که در منابع دارای اعتبار در معنای جانشین و نایب و قاضی به فعالیت برده گردیدهاست. مصطفوی درباره کاربردهای این کلمه در قرآن مهربان مینویسد: معنا لغوی خلیفه از ماده [خلف] میباشد، اصل واحد درین ماده، مقابل «قدّام» [جلو] میباشد و به معنای چیزی میباشد که بعد از چیز دیگر می آید (مصطفوی،1360: 3/29). در حالتیکه در قرآن در معنای جانشینی شب و روز به فعالیت رفته میباشد:
﴿وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ خِلفَةً لِمَن أَرادَ أَن یَذَّکَّرَ أَو أَرادَ شُکُورا﴾[1] (فرقان/62)
براساس این آیه، شب و روز به عزم خدا متعال بهمکان یکدیگر آمده جانشین هم می گردند.
و به معنی لغوی و اصلی در معنای جانشینی فرشتگان نیز آمده میباشد:
﴿وَ لَو نَشاءُ لَجَعَلنا مِنکُم مَلائِکَةً فِی الأَرضِ یَخلُفُون﴾[2] (زخرف/60)
و از سوی دیگر در راستای معنا مهم، اعتنا به دلالتهای التزامی واژگان مارا در فهم و شعور و تعبیر و تفسیر آیه ها قرآن امداد می دهد و مرز و محدوده هر کلمه مشخص میشود تا از آمیختن معنای واژگان به یکدیگر خودداری گردد؛ در فیض سوء ادراک و عدم تفاهم را برطرف کرده و از بهکاربردن لفظ ها نامفهوم گشوده میدارد. برداشتهای مختلف از دلالتهای التزامی مضمون خلیفه، موجب بروز فرضیات تفسیری متفاوت گردیده که بایستی حیث شوند:
الف) به جانشین، نائب و قائمرده کسی، خلیفه، مستخلَف یا این که خالف گویند.
ب) به هر کس خلیفه را گزینش و نصب مینماید و منزلت خلافت را اعطا میکند، مستخلِف، جاعل خلیفه، معطِی خلیفه یا این که خلیفهگذار اطلاق میشود.
ج) شخص یا این که عده ای که خلیفه، قائممنزلت و نایب آنها می گردد مستخلَف عنه میباشد.
د) مستخلَفٌ علیه یا این که مستخلَفٌ فیه یعنی اشخاص یا این که اموری که خلیفه بهخیال آنها گمارده گردیدهاست؛ درحالتی که راغب با اعتنا به معانی التزامی خلیفه ذکر می دارد: «خلافت نیابت از غیر میباشد در تاثیر غایب بودن منوبٌ عنه؛ یا این که به خیال و خاطر مرگش و یا این که برای عاجز بودنش و یا این که بهخیال شرافتی که نائب (مستخلَف) دارااست و از این قبیل میباشد که خدا اولیاء خود را در زمین خلیفه نموده است» (راغباصفهانی، 1412: 1/294). در کتاب العین (فراهیدی، 1409: 4/267) و لسان العرب (ابنمراد، 1414: 9/83)، خلال معنای جانشینی، خلافت در معنای حکومت و خلیفه در معنای پادشاه و حکم دهنده هم آمده میباشد.
2. مفهوم خلیفه و مشتقات آن در قرآن
مضمون خلیفه را در قرآن، میبایست در مضمون نسبی آن جست که در فیض پیدا شدن حال و روز خاصی برای آن کلمه و واژه، در مورد خاص در معنای مهم، پیوسته و افزوده می شود و در کانال معنایی قرآن نسبت به کلمه ها دیگر و رابطه ها متعدد دیگر، مفهوم نسبی و یا این که همان معنا سیاقی پیدا مینماید. بر این مبنا برای تعبیر مفاهیم قرآن و کشف هدف آنان و وصال به معنای آخری، نمیاقتدار فقط به شعور لغوی واژه و کلمهها و فهم و شعور دستوری جمله ها اکتفا نمود. بلکه می بایست نگاه مجموعی، پیوسته و سیستمی به مجموع قرآن داشت و معنای آن معنا را در علاوه بر مجموع متن قرآن کاوش کرد. قرآن کریم و مهربان یک متن دارای انسجام میباشد که همگی اجزای آن نسبت به یکدیگر همگرایی و لینک و پیوند معنایی دارا هستند از این رو مفاهیم قرآن در پرتو نگاه ساختاری شناخته میگردد. در صورتیکه علامه می فرماید: «شیوه تشخیص مصادیق عبارات در صحبت معبود متعال، بازگشت به قرائن کلامی در خویش قرآن میباشد خیر رجوع و برگشت به عرف و آنچه در حیث عرف مصادیق لفظ ها به شمار می رود» (طباطبایی، 1417: 12/207)؛ براین اساس با تجمیع آیاتی که معنا خلافت را در بردارد و پژوهش اسلوب آن ها پرنور میگردد که خلیفه و مشتقات آن در قرآن مهربان به معنای عام و خاص به عمل رفته میباشد:

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی