دلایل عقلی
برای تجرد نفس، دلایل عقلی زیادی از سوی فیلسوفان ارائه گردیدهاست؛ برای مثال فخر رازی دوازده عامل[۴۶] و ملاصدرا یازده استدلال[۴۷] نقل کردهاند. محمدتقی مصباح یزدی دلایل تجرد نفس را به اعتبار مقدماتشان به دو مجموعه تقسیم نموده است: گروه اولیه: دلایلی که از مقدمات غیرفلسفی تشکیل و بر اساس دستاوردهای علم ها تجربی میباشد مانند دلایلی که در آنان از رؤیاها و احضار ارواح یا این که مقدمات تجربی مانند تحول کلیه سلولهای تن در طی قدمت به کار گیری میشود؛ مجموعه دوم دلایل فلسفی که تمامی مقدماتش فلسفی مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴۸]
عامل نخستین: وحدت نام و نشان: نامونشان بشر از اولِ میلاد تا نقطه پایان قدمت فارغ از تغییر و تحول باقی میباشد؛ ولی تن همواره در حالا تحول میباشد به سیرتکاملای که نقل شده هر هفت سال یا این که ده سال یک توشه همگی اجزای تن تغییر تحول مینماید. براین اساس نامونشان آدم، به عبارتی تن وجود ندارد؛ بلکه فرمان مجردی میباشد که نفس اسم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.[۴۹]
استدلال دوم: بشر آویزان یا این که هوای طَلْق: طبق این استدلال، در شرایطیکه فرض خواهد شد که شخصی به طور یکباره و دفعی در یک فضای آزاد رفتار گردد به سیرتکاملای که به طور کاملً از اشیای فرنگی و تن و اعضایش غافل باشد. دراینصورت، آن شخص خودش را ادراک مینماید و از خودش غافل وجود ندارد با اینکه از تمامی اعضای بدنش غافل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
[۵۰] در کامل شدن این ادله نقل شده درصورتی که نفس جزئی از تن باشد، فهم و شعور و دانش به نفس می بایست نیازمند دانش به تن باشد، در حالی که میاقتدار حالتی تصور کرد که بشر از بدنش غافل میباشد، اما به نفسش دانش دارااست. به این ترتیب نفس جزئی از تن وجود ندارد و دنیوی نخواهد بود. پس مجرد میباشد.[۵۱] این عامل را کمکی برای تعبیر و تفسیر و تصور درست از دانش حضوری نفس به خویش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دانستهاند.
[۵۲] خواب و رؤیا نمونه حقیقی و ملموس این عامل شمرده شدهاست؛ آدم در شرایط خواب با اینکه از کلیه اعضای تن غافل میباشد، البته از خودش غافل وجود ندارد. ازاینرو، نفس غیروابسته از تن و مجرد میباشد.[۵۳]
برهان سوم: فهم و شعور کلیات: این استدلال از این قرار میباشد:
آدم مفاهیم کلی مانند آدم و حیوان را فهم و شعور مینماید که بر اشخاص گوناگون درستی مینماید.
معنا کلی، صورت، اندازه و موقعیت ندارد، ازاینرو، مجرد میباشد؛ در غیر این شکل نمیتوانست مشترک در میان افراد گوناگون باشد.
مفاهیم کلی وجود فرنگی ندارند و در ذهن موجودند.
محال میباشد که محل و حمل کننده معنا کلی که مجرد میباشد، جسم باشد؛ چون در صورتی جسم باشد، آن مضمون کلی نیز بایستی به تبع آن جسم، صورت و شرایط و اندازه داشته باشد.
بدین ترتیب حمل کننده مفاهیم کلی می بایست مجرد باشد. پس نفس که حمل کننده و ادراککننده مفاهیم کلی میباشد، مجرد میباشد.[۵۴]
دلایل نقلی
آیهها زیادی را نشانه بر تجرد نفس دانستهاند مثلا: آیه ۱۴ سوره مؤمنون «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَر؛ بعد از آن آن را آفرینش جدیدای دادیم»، [۵۵] آیه ۲۹ سوره حجر و آیه ۷۲ سوره ص «نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحی؛ در وی از روح خویش دمیدم»، [۵۶] آیه ۴۲ سوره زمر «اللَّهُ يَتَوَفىَّ الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَ الَّتىِ لَمْ تَمُتْ فىِ مَنَامِهَا؛ معبود ارواح را به هنگام مرگ قبض مینماید، و ارواحی را كه نمردهاند نیز به هنگام خواب میگیرد»، [۵۷] آیه ۹ سوره سجده، [۵۸] آیه ۱۰ و ۱۱ سوره سجده[۵۹] و آیه ۹۳ سوره انعام.[۶۰] به گفته ملاصدرا تمامی آیهها مرتبط با معاد و وضع و اوضاع بشرها در آخرت بر تجرد نفس دلالت داراهستند.[۶۱]
اورده شده براساس آیه ۱۴ سوره مؤمنون، معبود بعداز ذکر فرایند دنیوی خلقت بشر همانند عَلَقَه (خون بسته)، مُضْغَه (گوشت پاره) و گوشت و استخوان، از خلقت دیگری از سنخ غیرمادی صحبت آورده شده که به عبارتی نفس مجرد میباشد.[۶۲] جعفر سبحانی، متکلم شیعه، در دلالت آیه ۴۲ سوره زمر گفته میباشد به چنگ آوردن جان و روح بعضا از آدمها و نگرفتن روح برخی دیگر، نشانه از وجود موجودی غیر از تن میباشد که از تحول و نابودشدن در پناه میباشد. اینگونه موجودی مطلقاً مجرد خواهد بود.[۶۳]
احادیث زیادی همانند «حدیث اینجانب عرف نفسه اینجانب عرف ربه»، «قلب المؤمن افق الله» و احادیث خلقت روحها قبل از خلقت جسدها نیز برای ثابت تجرد نفس گزینه استناد قرار گرفتهاند.[۶۴]
شواهد تجربی همانند تجاربهای در حدود مرگ، احضار ارواح، خوابهای مغناطیسی (هیپنوتیزم)، خواب و رؤیا، ایفا مرتاضان و تلهپاتی (جابجایی پندار و داده ها از خط مش به دور و فارغ از رابطه فیزیکی) از سایر دلایل تجرد نفس شمرده گردیدهاند.[۶۵] هرتعدادی کاراییهایی برای ثابت دنیوی بودن این پدیدهها انجام شده، ولی بیان شده تعبیروتفسیر غیرمادی این پدیدهها سهل و آسانخیس و قانعکنندهخیس میباشد.[۶۶]
دلایل عقلی
برای تجرد نفس، دلایل عقلی زیادی از سوی فیلسوفان ارائه گردیدهاست؛ برای مثال فخر رازی دوازده عامل[۴۶] و ملاصدرا یازده استدلال[۴۷] نقل کردهاند. محمدتقی مصباح یزدی دلایل تجرد نفس را به اعتبار مقدماتشان به دو مجموعه تقسیم نموده است: گروه اولیه: دلایلی که از مقدمات غیرفلسفی تشکیل و بر اساس دستاوردهای علم ها تجربی میباشد مانند دلایلی که در آنان از رؤیاها و احضار ارواح یا این که مقدمات تجربی مانند تحول کلیه سلولهای تن در طی قدمت به کار گیری میشود؛ مجموعه دوم دلایل فلسفی که تمامی مقدماتش فلسفی مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴۸]
عامل نخستین: وحدت نام و نشان: نامونشان بشر از اولِ میلاد تا نقطه پایان قدمت فارغ از تغییر و تحول باقی میباشد؛ ولی تن همواره در حالا تحول میباشد به سیرتکاملای که نقل شده هر هفت سال یا این که ده سال یک توشه همگی اجزای تن تغییر تحول مینماید. براین اساس نامونشان آدم، به عبارتی تن وجود ندارد؛ بلکه فرمان مجردی میباشد که نفس اسم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.[۴۹]
استدلال دوم: بشر آویزان یا این که هوای طَلْق: طبق این استدلال، در شرایطیکه فرض خواهد شد که شخصی به طور یکباره و دفعی در یک فضای آزاد رفتار گردد به سیرتکاملای که به طور کاملً از اشیای فرنگی و تن و اعضایش غافل باشد. دراینصورت، آن شخص خودش را ادراک مینماید و از خودش غافل وجود ندارد با اینکه از تمامی اعضای بدنش غافل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
[۵۰] در کامل شدن این ادله نقل شده درصورتی که نفس جزئی از تن باشد، فهم و شعور و دانش به نفس می بایست نیازمند دانش به تن باشد، در حالی که میاقتدار حالتی تصور کرد که بشر از بدنش غافل میباشد، اما به نفسش دانش دارااست. به این ترتیب نفس جزئی از تن وجود ندارد و دنیوی نخواهد بود. پس مجرد میباشد.[۵۱] این عامل را کمکی برای تعبیر و تفسیر و تصور درست از دانش حضوری نفس به خویش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دانستهاند.
[۵۲] خواب و رؤیا نمونه حقیقی و ملموس این عامل شمرده شدهاست؛ آدم در شرایط خواب با اینکه از کلیه اعضای تن غافل میباشد، البته از خودش غافل وجود ندارد. ازاینرو، نفس غیروابسته از تن و مجرد میباشد.[۵۳]
برهان سوم: فهم و شعور کلیات: این استدلال از این قرار میباشد:
آدم مفاهیم کلی مانند آدم و حیوان را فهم و شعور مینماید که بر اشخاص گوناگون درستی مینماید.
معنا کلی، صورت، اندازه و موقعیت ندارد، ازاینرو، مجرد میباشد؛ در غیر این شکل نمیتوانست مشترک در میان افراد گوناگون باشد.
مفاهیم کلی وجود فرنگی ندارند و در ذهن موجودند.
محال میباشد که محل و حمل کننده معنا کلی که مجرد میباشد، جسم باشد؛ چون در صورتی جسم باشد، آن مضمون کلی نیز بایستی به تبع آن جسم، صورت و شرایط و اندازه داشته باشد.
بدین ترتیب حمل کننده مفاهیم کلی می بایست مجرد باشد. پس نفس که حمل کننده و ادراککننده مفاهیم کلی میباشد، مجرد میباشد.[۵۴]
دلایل نقلی
آیهها زیادی را نشانه بر تجرد نفس دانستهاند مثلا: آیه ۱۴ سوره مؤمنون «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَر؛ بعد از آن آن را آفرینش جدیدای دادیم»، [۵۵] آیه ۲۹ سوره حجر و آیه ۷۲ سوره ص «نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحی؛ در وی از روح خویش دمیدم»، [۵۶] آیه ۴۲ سوره زمر «اللَّهُ يَتَوَفىَّ الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَ الَّتىِ لَمْ تَمُتْ فىِ مَنَامِهَا؛ معبود ارواح را به هنگام مرگ قبض مینماید، و ارواحی را كه نمردهاند نیز به هنگام خواب میگیرد»، [۵۷] آیه ۹ سوره سجده، [۵۸] آیه ۱۰ و ۱۱ سوره سجده[۵۹] و آیه ۹۳ سوره انعام.[۶۰] به گفته ملاصدرا تمامی آیهها مرتبط با معاد و وضع و اوضاع بشرها در آخرت بر تجرد نفس دلالت داراهستند.[۶۱]
اورده شده براساس آیه ۱۴ سوره مؤمنون، معبود بعداز ذکر فرایند دنیوی خلقت بشر همانند عَلَقَه (خون بسته)، مُضْغَه (گوشت پاره) و گوشت و استخوان، از خلقت دیگری از سنخ غیرمادی صحبت آورده شده که به عبارتی نفس مجرد میباشد.[۶۲] جعفر سبحانی، متکلم شیعه، در دلالت آیه ۴۲ سوره زمر گفته میباشد به چنگ آوردن جان و روح بعضا از آدمها و نگرفتن روح برخی دیگر، نشانه از وجود موجودی غیر از تن میباشد که از تحول و نابودشدن در پناه میباشد. اینگونه موجودی مطلقاً مجرد خواهد بود.[۶۳]
احادیث زیادی همانند «حدیث اینجانب عرف نفسه اینجانب عرف ربه»، «قلب المؤمن افق الله» و احادیث خلقت روحها قبل از خلقت جسدها نیز برای ثابت تجرد نفس گزینه استناد قرار گرفتهاند.[۶۴]
شواهد تجربی همانند تجاربهای در حدود مرگ، احضار ارواح، خوابهای مغناطیسی (هیپنوتیزم)، خواب و رؤیا، ایفا مرتاضان و تلهپاتی (جابجایی پندار و داده ها از خط مش به دور و فارغ از رابطه فیزیکی) از سایر دلایل تجرد نفس شمرده گردیدهاند.[۶۵] هرتعدادی کاراییهایی برای ثابت دنیوی بودن این پدیدهها انجام شده، ولی بیان شده تعبیروتفسیر غیرمادی این پدیدهها سهل و آسانخیس و قانعکنندهخیس میباشد.[۶۶]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی