همان گونه که گفتیم این روستا با غذاهای محلی خاور خانم دربین عموم آوازه پیدا کرد و محبوب شد. رونق بیزنس رستوران خاور خانم باعث شد تا سایرافراد محلی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نیز به فکر بیفتند و از هنر آشپزی و میهمان نوازی خویش استعمال نمایند. این ایام به غیر از خاور خانم چند رستوران و غذاخوری مانند رستوران شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دربند لطفی، خاله مرضیه و ...، یکسری کافه و دمنوش خوری و خوشمزه های دیگر سبب گردیده تا شکم گردی در سرولات به تجارب ای دل انگیز و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد جذاب تبدیل خواهد شد. این رستوران شاید معروفترین رستوران در گیلان باشد که غذای محلی سرو و با مزه خوش غذاهایش از مسافران دلبری می نماید. رستورانی که خیلی ها را صرفا برای خوردن یک وعده غذای گیلانی به روستا مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کشاند و آنان را با خاطره ای خوش راهی منزل می نماید. رستوران خاور خانم که اسمش را از خانمی به همین اسم گرفته، برای غذاهای تازه و خوشمزه بومی گیلان مانند کباب ترش، ماهی، مرغ شکم لبریز، باقالی قاتق، میرزا قاسمی و غیرهاش که به روش سنتی و اصیل طبخ میشوند مشهور شدهاست. ضمن اینراه سرو غذا به طریق خانگی همراه با ادویه هایی مانند زیتون پرورده، سیرترشی، ترشی های محلی و ... لذت غذاخوردن در اینجا را یکسری موازی می نماید. چهت نیل به رستوران خاور خانم باید خودتان را به یکی مرتفع ترین بخش ها روستا برسانید. ساختمانی سه طبقه که در کناره دره ای بلند ساخته و غوغا و صف زمان بر اشخاص در وهله در مقابل آن دیگر به یکیاز خصوصیت های معمول آن تبدیل شده است. رستورانی که صرفا در یک وهله (ظهر تا بعدازظهر) غذا سرو می نماید و در روزهای به هم ریخته ساعت کاری آن به 5 و 6 بعدازظهر هم میرسد. فضای معمولی، منظره تماشایی، غذاهایی کیفیت خوب و با رایحه و مزه بهتر سبب ساز گردیده اند تا رستوران خاور خانم در این سال ها به آوازه و محبوبیت فراوانی رسد. این رستوران مانند بخش اعظمی کسب و شغل های دارای اسم و رسم دیگر سرگذشت خواندنی و جذابی دارااست که در اینجا مختصری از آن را برای تان بازگو می کنیم. کل داده ها این نصیب از گفتمان ای با خاور خانم، مالک مهم رستوران که با پشتکار و صبوری کسب و کار خویش را بهاین مرحله رسانده، برداشته گردیده است. نزدیک به 20 سال پیش خاور خانم با همسرش اکبر لطفی نژاد وصلت می نماید و به یاور وی راهی قزوین میگردد. به دوران 4 سال درین شهر معاش می نمایند تا اینکه به همسرش پیشنهادی برای عمل در نیروگاه برق شهید رجایی در جنوب کشورایران داده می گردد؛ ولی از آنجایی که آن ها نمی توانستند این مسافت زیاد تا محل تولد مهم خودشان در سرولات را تحمل نمایند و عادت به هجران زمان بر زمان از وطن شان را نداشتند توصیه عمل را رد می نمایند و برای معاش به روستا گشوده میشوند. در اینجا کلیه چیز را از نو استارت می نمایند و به کشاورزی و باغداری سرگرم میشوند. زمین های کشاورزی و گلشن های میوه و دمنوش را اجاره و با مبلغی که از فروش تولید ها آن به دست می آوردند معاش شان را می چرخاندند. در این سال ها منزل نصفه کاره شان را نیز تعمیر می نمایند و در آن بومی میگردند. منزل ای که یک طرفش رو به کوه بود و یک طرفش رو به دریا. بالکن کوچکی هم برای آن می سازند که بعد ها مبنا و اساس رستوران فعلی می شود.سال 74 خانواده ای برای گردش به روستا میایند. ظهر که میگردد در مقابل بالکن خاور خانم درگیر تدارک ناهار میگردند که ناگهان باران شدیدی می بارد. خاور خانم که درین مجال در بالکن نشسته بود ادامه ماجرای آن روز را اینگونه توضیح میدهد: خیلی آشفته گردیده بودند که یک دفعه دیده شان به اینجانب افتاد و گفتند خانم می شود ما بیایم منزل شما خوراک بخوریم؟! اینجانب هم قبول کردم و آن ها آمدند درون همین بالکن نشستند، حریق صحیح کردم، غذای شان را کباب کردند و تازمانیکه باران حایل بیاید نشستند. اما آن موقع دیگر هوا بدوننور گردیده بود. به خیال همین گفتند می گردد ما امشب منزل شما بمانیم؟ کرایه اش را هم میدهیم. آن موقع ترسیم خلا کسی دراین روستا منزلاش را به مسافرها اجاره بدهد. با این در حال حاضر اینجانب قبول کردم. آنان ماندند و فردا با هم رفتیم بازار رامسر، ماهی خریدیم اینجانب خودم ماهی ها را پاک کردم، سرخ کردم، برنج صحیح کردم و این طوری باهم دوست شدیم. موقع رفتن هم گفتند چقدر می خواهد شد؟ اینجانب ارزش نداشتم. همین طوری گفتم هزارتومن. آنها ولی 9 هزارتومن به اینجانب دادند و موقع رفتن گفتند ما خیلی از دستپخت شما خوشمان آمد، میگردد مجدد پیش شما بیاییم. آن موقع منزل ما تلفن نداشت، اینجانب شماره منزل برادرم را دادم و سپس دیگر این خانواده شدند مشتری دایمی اینجانب. اخلاق خوب و دستپخت خاور خانم تبلیغ بزرگی برای وی میگردد و به همین خاطر این خانواده، دوستان و آشناهای شان را برای خوشگذارنی و تفریح به وی معرفی نمایند. به ندرت تعداد مسافرها و مشتری های خاور خانم بسیار زیاد میگردد طوری که وی و همسرش فعالیت کشاورزی را رها می نمایند و منزل شان را برای پذیرایی از میهمان ها والا خیس می نمایند. بعد از مدتی مجموع خانواده خاور خانم به امداد وی می آیند و وی برای خدمت دهی عالی استارت به تشکیل داد رستوران فعلی خویش می نماید. رستورانی که 500 متر حجم دارااست و در روزهای معمولی 40 بدن و روزهای به هم ریخته 60 بدن در آن کار می نمایند. این رستوران چه تغییری در سرولات ساخت؟ فعالسازی این رستوران در روستای سرولات سبب شد تا تعداد گردشگرها در اینجا بسیار زیاد گردد و استخراج و شغل های محلی رونق پیدا نماید. عموم به تدریج به درنگ اجاره منزل های خویش افتادند، بعضی از آنها با فروش مال های خانگی و سوغات شمالی برای خویش درآمدی به دست آوردند و برخی هم به نحوه خاور خانم رستوران ها و غذاخوری های دیگری ساخت کردند. مساله ای که سبب شد تا بیکاری و مسافرت دراین روستا به صفر رسد و این حوزه پرورش اکثری نماید.
همان گونه که گفتیم این روستا با غذاهای محلی خاور خانم دربین عموم آوازه پیدا کرد و محبوب شد. رونق بیزنس رستوران خاور خانم باعث شد تا سایرافراد محلی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نیز به فکر بیفتند و از هنر آشپزی و میهمان نوازی خویش استعمال نمایند. این ایام به غیر از خاور خانم چند رستوران و غذاخوری مانند رستوران شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دربند لطفی، خاله مرضیه و ...، یکسری کافه و دمنوش خوری و خوشمزه های دیگر سبب گردیده تا شکم گردی در سرولات به تجارب ای دل انگیز و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد جذاب تبدیل خواهد شد. این رستوران شاید معروفترین رستوران در گیلان باشد که غذای محلی سرو و با مزه خوش غذاهایش از مسافران دلبری می نماید. رستورانی که خیلی ها را صرفا برای خوردن یک وعده غذای گیلانی به روستا مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کشاند و آنان را با خاطره ای خوش راهی منزل می نماید. رستوران خاور خانم که اسمش را از خانمی به همین اسم گرفته، برای غذاهای تازه و خوشمزه بومی گیلان مانند کباب ترش، ماهی، مرغ شکم لبریز، باقالی قاتق، میرزا قاسمی و غیرهاش که به روش سنتی و اصیل طبخ میشوند مشهور شدهاست. ضمن اینراه سرو غذا به طریق خانگی همراه با ادویه هایی مانند زیتون پرورده، سیرترشی، ترشی های محلی و ... لذت غذاخوردن در اینجا را یکسری موازی می نماید. چهت نیل به رستوران خاور خانم باید خودتان را به یکی مرتفع ترین بخش ها روستا برسانید. ساختمانی سه طبقه که در کناره دره ای بلند ساخته و غوغا و صف زمان بر اشخاص در وهله در مقابل آن دیگر به یکیاز خصوصیت های معمول آن تبدیل شده است. رستورانی که صرفا در یک وهله (ظهر تا بعدازظهر) غذا سرو می نماید و در روزهای به هم ریخته ساعت کاری آن به 5 و 6 بعدازظهر هم میرسد. فضای معمولی، منظره تماشایی، غذاهایی کیفیت خوب و با رایحه و مزه بهتر سبب ساز گردیده اند تا رستوران خاور خانم در این سال ها به آوازه و محبوبیت فراوانی رسد. این رستوران مانند بخش اعظمی کسب و شغل های دارای اسم و رسم دیگر سرگذشت خواندنی و جذابی دارااست که در اینجا مختصری از آن را برای تان بازگو می کنیم. کل داده ها این نصیب از گفتمان ای با خاور خانم، مالک مهم رستوران که با پشتکار و صبوری کسب و کار خویش را بهاین مرحله رسانده، برداشته گردیده است. نزدیک به 20 سال پیش خاور خانم با همسرش اکبر لطفی نژاد وصلت می نماید و به یاور وی راهی قزوین میگردد. به دوران 4 سال درین شهر معاش می نمایند تا اینکه به همسرش پیشنهادی برای عمل در نیروگاه برق شهید رجایی در جنوب کشورایران داده می گردد؛ ولی از آنجایی که آن ها نمی توانستند این مسافت زیاد تا محل تولد مهم خودشان در سرولات را تحمل نمایند و عادت به هجران زمان بر زمان از وطن شان را نداشتند توصیه عمل را رد می نمایند و برای معاش به روستا گشوده میشوند. در اینجا کلیه چیز را از نو استارت می نمایند و به کشاورزی و باغداری سرگرم میشوند. زمین های کشاورزی و گلشن های میوه و دمنوش را اجاره و با مبلغی که از فروش تولید ها آن به دست می آوردند معاش شان را می چرخاندند. در این سال ها منزل نصفه کاره شان را نیز تعمیر می نمایند و در آن بومی میگردند. منزل ای که یک طرفش رو به کوه بود و یک طرفش رو به دریا. بالکن کوچکی هم برای آن می سازند که بعد ها مبنا و اساس رستوران فعلی می شود.سال 74 خانواده ای برای گردش به روستا میایند. ظهر که میگردد در مقابل بالکن خاور خانم درگیر تدارک ناهار میگردند که ناگهان باران شدیدی می بارد. خاور خانم که درین مجال در بالکن نشسته بود ادامه ماجرای آن روز را اینگونه توضیح میدهد: خیلی آشفته گردیده بودند که یک دفعه دیده شان به اینجانب افتاد و گفتند خانم می شود ما بیایم منزل شما خوراک بخوریم؟! اینجانب هم قبول کردم و آن ها آمدند درون همین بالکن نشستند، حریق صحیح کردم، غذای شان را کباب کردند و تازمانیکه باران حایل بیاید نشستند. اما آن موقع دیگر هوا بدوننور گردیده بود. به خیال همین گفتند می گردد ما امشب منزل شما بمانیم؟ کرایه اش را هم میدهیم. آن موقع ترسیم خلا کسی دراین روستا منزلاش را به مسافرها اجاره بدهد. با این در حال حاضر اینجانب قبول کردم. آنان ماندند و فردا با هم رفتیم بازار رامسر، ماهی خریدیم اینجانب خودم ماهی ها را پاک کردم، سرخ کردم، برنج صحیح کردم و این طوری باهم دوست شدیم. موقع رفتن هم گفتند چقدر می خواهد شد؟ اینجانب ارزش نداشتم. همین طوری گفتم هزارتومن. آنها ولی 9 هزارتومن به اینجانب دادند و موقع رفتن گفتند ما خیلی از دستپخت شما خوشمان آمد، میگردد مجدد پیش شما بیاییم. آن موقع منزل ما تلفن نداشت، اینجانب شماره منزل برادرم را دادم و سپس دیگر این خانواده شدند مشتری دایمی اینجانب. اخلاق خوب و دستپخت خاور خانم تبلیغ بزرگی برای وی میگردد و به همین خاطر این خانواده، دوستان و آشناهای شان را برای خوشگذارنی و تفریح به وی معرفی نمایند. به ندرت تعداد مسافرها و مشتری های خاور خانم بسیار زیاد میگردد طوری که وی و همسرش فعالیت کشاورزی را رها می نمایند و منزل شان را برای پذیرایی از میهمان ها والا خیس می نمایند. بعد از مدتی مجموع خانواده خاور خانم به امداد وی می آیند و وی برای خدمت دهی عالی استارت به تشکیل داد رستوران فعلی خویش می نماید. رستورانی که 500 متر حجم دارااست و در روزهای معمولی 40 بدن و روزهای به هم ریخته 60 بدن در آن کار می نمایند. این رستوران چه تغییری در سرولات ساخت؟ فعالسازی این رستوران در روستای سرولات سبب شد تا تعداد گردشگرها در اینجا بسیار زیاد گردد و استخراج و شغل های محلی رونق پیدا نماید. عموم به تدریج به درنگ اجاره منزل های خویش افتادند، بعضی از آنها با فروش مال های خانگی و سوغات شمالی برای خویش درآمدی به دست آوردند و برخی هم به نحوه خاور خانم رستوران ها و غذاخوری های دیگری ساخت کردند. مساله ای که سبب شد تا بیکاری و مسافرت دراین روستا به صفر رسد و این حوزه پرورش اکثری نماید.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز گردشگری مذهبی و انتقال ارزشهای دینی