loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 21
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 11:33

دارای شهرت به ابوعیسی وَرّاق (درگذشت ۲۴۷ یا این که ۲۴۸ق) متکلم در قرن سوم قمری. بنابر گزارش منابع، رشته وی در بغداد نویسندگی و کتابفروشی بوده میباشد. وراق از معتزلیانی بوده که بعد ها شیعه شد، اما درباره اعتقادات و مذهب وی اختلاف میباشد. روحانی موءثر و سید مرتضی، اورا شیعه دانسته و از وی و اثراتی مانند کتاب الامامه و کتاب السقیفه که درباره اعتقادات شیعه نوشته، مدد کرده‌اند. البته در منابع اهل سنت وی معتقد به عقاید خداناباوری معرفی مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.

اثرها و نگرش‌های علمی وراق آیتم دقت بوده و او‌را جزو منتقدان دورازشوخی باورهای معتزلی نیز دانسته‌اند. از شاگردان وراق، ابن راوندی بوده که ابعاد وی نیز با معلم خویش مخالفت کرد و او‌را زندیق خواند. نجاشی، برای ابوعیسی کتاب‌های زیادی را مذکور که به عنوان مثال آن‌ها المقالات درباره ملل و نحل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

معاش‌طومار، محمد بن هارون بغدادی دارای اسم و رسم به ابوعیسی وراق از متکلمان نصفه نخستین سده سوم هجری میباشد. وی اهل ایران و در بغداد مستقر بوده و در سال ۲۴۷ق و یا این که ۲۴۸ق از جهان رفته میباشد.[۱]مهم ترین خصوصیت علمی وراق، رویا رویی او با فکر‌های معتزلی میباشد. وی منتقد بنیاد معرفتی معتزله، یعنی درنگ‌های توحیدی آنها بود. بعضا گفته‌اند به همین عامل، معتزله نیز او‌را همفکر مشرکان دانستند.[۲] رویکردها و نگرش‌های کلامی وی در عصر خویش، گزینه دقت علما و بزرگان عصرش بوده میباشد.[۳] ابن‌ندیم او‌را مثلا متکلمان مالک‌لحاظ شمرده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴]

وی و عده ای که معتزله را رها کرده‌اند، به «مُخلِط» دارای اسم و رسم میباشند یعنی اشخاصی که اولیه معتزله بوده‌اند، بر تاثیر اظهار عقاید نو از اعتزال خالص خارج آمده و به اصول مدرسه و دسته اعتقادی خویش دارای تعهد نمانده و هرمورد راهی غیروابسته در پیش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفته‌اند.[۵]

عقاید
مذهب اعتقادی ابوعیسی از مباحث مناقشه برانگیز بوده میباشد. بر محور گزارش‌های معتزلیان، او ابتدا معتزلی بود و آن‌گاه از معتزلیان غیر وابسته شد.[۶] بعضی میگویند به همین استدلال، اظهار نظرهای تند معتزلیان درباره وی وجود داشته میباشد.[۷] توده‌ای از معتزله، رغبت وی به شیعه را حقیقی وواقعی ندانستند؛ ولی در عین‌هم اکنون تصریح می‌نمایند وراق در‌این مسیر خدماتی را به مذهب جدیدش نموده‌میباشد.[۸]

خویی می‌نویسد، ابوعیسی برای جانبداری از خویش، درباره ثنویت کتابی نوشت. اما ظاهراً این کتاب اثرگذار عدم وجود و حتی شاگردش ابن راوندی به وی نسبت بی‌شرعی داده میباشد. [۹] روحانی موءثر و سید مرتضی، او‌را به دلیل نوشتن کتاب‌هایی درباره امامت و نگهبانی از مذهب شیعه، از خویش دانسته‌ و از او پناه کرده‌اند.[۱۰]

به جهت خلا هیچ‌یک از اثر ها وراق، اظهارنظر قطعی درباره عقاید، آراء و مذهب کلامی حقیقی وی، مشقت بار میباشد.[۱۱] ابن ندیم،‌ او‌را از افرادی که در ظواهر اسلام آورده بودند؛ اما در داخل اعتقادی به اسلام نداشتند دانسته‌ میباشد.[۱۲]

اثر ها
نجاشی، وراق را متکلمی پندار‌نگار و مشهورترین اثرش را مقاله ها می داند.[۱۳] وی ضمن این کتاب که در آن به آراء و بینش‌های دسته‌های متعدد شیعی اشاره کرده، در اثر ها آجل نیز این درنگ رفلکس داده شد‌ه‌است. برای مثال آن اثرها، کتابی میباشد با اسم اختلاف شیعه که در آن به درنگ‌های کلامی شیعه پرداخته میباشد.[۱۴] در منابع رجالی و غیره، کتاب‌های دیگری نیز برای وی خاطر کرده‌اند از جملة المجالس و بعضا کتاب‌های دیگر مانند کتاب الامامة الکبیر و کتاب الامامة الصغیر، نقض العثمانیه، اقتصاص مذهبها اصحاب الاثنین و الرد علیهم.[۱۵] کتاب السقیفه،[۱۶]

زریاب خویی اشاره می‌نماید که از کتاب‌ها و مقاله‌ها زیادی که به وی نسبت می دهند. چیزی برجای نمانده و تنها منقولاتی در اثر ها دیگر افراد مخصوصا معارضان وی ما‌نده میباشد.[۱۷] زریاب خویی نقل می‌نماید، در کتاب مروج الذهب که حدودا یک سده بعد از وراق درج شده، کتاب‌های ابوعیسی را زیاد و عالی وصف کرده و از کتاب‌های مقاله ها و المجالس او ذکر شده میباشد ؛البته در‌این کتاب‌ها سخنی از اطمینان‌های وراق نزده میباشد.[۱۸]

کتاب الدیانات، الحدث و یک‌سری تاثیر در رد مسیحیت و یهود نیز مثلا اثرها او به شمار آمده میباشد.[۱۹]

اولی اثر ها درباره امامت
بعضی از اهل سنت و معتزله داعیه کرده‌اند، شیعه پیش از ابو عیسی وراق، ابن راوندی و هشام بن حکم درباره امامت حضرت علی، نص صریحی نداشته میباشد و این سه نفر، او‌لین اشخاصی میباشند که مشاجره را مطرح کرده‌اند. البته متکلمان امامیه، این حیث را رد کرده و می گویند، که عهد و پیمان به نص مصرح از سابق‌ترین عقاید شیعه بوده و در اثرها آنان برای نخسین بار به طور کامل گفت و گو شد‌ه‌است.[۲۰]

جستارهای متعلق
علی بن اسماعیل میثمی
مؤمن الطاق
پانویس
حسینی علوی، ذکر الأدیان، ۱۳۷۶ش، ص۹۹.
میرزایی، «ابوعیسی وراق؛ از اعتزال تا میل به مکتب کوفه»، ص۱۱۴.
میرزایی، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا رغبت به مکتب کوفه»، ص۱۱۳.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف گران قدر اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
خیاط، الانتصار، تکثیر نیبرج، ص۲۱۹ و ۲۲۴.
میرزایی، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا تمایل به مکتب کوفه»، ص۱۱۱.
اشعری، مقاله‌ها الاسلامیین، ۱۴۰۰ق، ص۶۴.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف بلندمرتبه اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، «ابو عیسی وراق»، ج۶، ص۸۲.
ابن ندیم، فهرست، درالمعرفه، ص۴۷۳.
نجاشی، رجال، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۷.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف بلندمرتبه اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۷.
نجاشی، رجال، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف بلندمرتبه اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
میرزایی، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا میل به مکتب کوفه»، ص۱۱۳.
خاتمی، تاریخ دانش حرف، ۱۳۷۶ش، ص۵۸.
منابع
ابن‌ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست لإبن الندیم، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
اشعری، ابوالحسن، مقاله‌ها الاسلامیین، استیناف هلموت ریتر، بیروت، دار النشر، چاپ سوم، ۱۴۰۰ق.
حسینی علوی، ابو المعالی محمد، ذکر الأدیان در تفصیل ادیان و مذهب ها جاهلی و اسلامی، تصحیح عباس اقبال و محمدتقی علم‌پژوه، طهران، انتشارات دریچه، چاپ نخستین، ۱۳۷۶ش.
حلبی، علی اصغر، تاریخ دانش حرف در کشور‌ایران و دنیا، طهران، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش.
خیاط، عبدالرحیم بن محمد، الانتصار، چاپ نیبرج، بیروت، بی‌تا.
زریاب خویی، عباس، «ابوعیسی وراق»، در دائرة المعارف والا اسلامی، طهران، راءس دائرة المعارف تعالی اسلامی،‌ چاپ اولیه، ۱۳۷۳ش.
میرزایی، عباس، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا رغبت به مکتب کوفه»، در روزنامه عیب گیری و حیث، شماره ۱، فصل بهار ۱۳۹۱ش.
نجاشی، احمد بن علی، الرجال نجاشی، پژوهش: موسی شبیری زنجانی، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.

بازدید : 21
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:41

(۱۲۷-۴۵ پیش از مسافرت، ۵۰۰-۵۷۹م) جدّ حضرت محمد(ص)، والا خاندان قریش و از بزرگان مکه. وی در یثرب دیده به جهان گشود و در هفت سالگی به مکه آمد و در آنجا سروری یافت. گفته‌اند که رخداد اصحاب فیل (حملۀ ابرهه) در زمان سیادت او بر مکه روی داده مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

نسب، عبدالمطلب از خاندان قریش و فرزند هاشم میباشد که بنی هاشم به وی منسوب‌اند. نسب وی به حضرت ابراهیم(ع) می رسد. مادرش سلمی دختر عمرو از طایفه بنی نجار خزرج میباشد. بعداز سفر حضرت نبی(ص) به مدینه، این خانواده از یاران وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدند


اسم عبدالمطّلب، «شیبه» و لقب‌اش «‌أبوالحارث» بوده[۲] و گفته‌اند که اورا به لقب ها و نامهای دیگری نیز می‌خوانده‌اند: عامر، سید البطحاء، ساقی الحجیج، ساقی الغیث، غیث الوری فی العام الجدب، أبو السادة العشره، بنده المطّلب، حافر زمزم[۳]، ابراهیم ثانی[۴] از این پاراگراف‌رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد اند.

درباره منجر آوازه وی به «عبدالمطلب» گفته‌اند: تعدادی سال بعد از وفات هاشم، مقاله (عموی عبدالمطّلب)، اورا از یثرب به مکه آورد. [۵] زمانی عموم مکه و قریش عبد و بنده المطلب را دیدند که همپا مقاله وارد شهر می‌گردد، به گمان این که وی عبد و بنده خریداری گردیده مقاله از یثرب میباشد، او را «‌عبدالمطلب» خواندند و این اسم ابعاد همچنان باقی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ماند
میلاد
هاشم بابا عبدالمطّلب در سفری به یثرب، با «‌سَلمی» دختر عمرو بن زید از طایفۀ بنی نجار، تزویج کرد.[۷] وی پیش از به دنیاآمدن فرزندش، عبدالمطلب (شیبه)، به شهر غزه در فلسطین کنونی مهاجرت کرد و در همانجا درگذشت و به خاک ودیعه شد.[۸] عبدالمطلب به اختلاف مورخان، هفت سال یا این که بیشتر در مدینه نزد مادرش به رمز موفقیت.[۹]سرنوشت، عمویش مطّلب، به یثرب رفت و اورا با خویش به مکه آورد.
شخصیت عبدالمطلب
عبدالمطلب بعداز مرگ عمویش کل مناصبی که به طور ارثی در قوم و قبیله آن‌ها وجود داشت، به ارث پیروزی. عبدالمطلب به جهت حسن مدیر و کرامت هایی که از خویش آرم بخشید، در مکّه به مقبولیت همگانی دست یافت و قریش او را به سروری پذیرفتند.[۱۱]

یعقوبی می‎گوید: «‌عبدالمطّلب» در آن روز سرور قریش بود و رقیبی نداشت، چه خداوند بزرگواری اورا به احدی نداده، و از چاه زمزم (در مکه) و ذوالهرم (در طائف) سیرابش کرده بود، قریش او‌را در جنس‏‌های خویش داوری دادند، و در قحطی و گرسنگی به عموم طعام بخشید تا آنجا که طیوران و درندگان کوهستان را نیز خورانید. ابو طالب دراین باره گفته میباشد:

و نطعم حتّی یأکل الطیر فضلنا
إذا جعلت أیدی المفیضین ترعد
ترجمه: بعد که سخاوتمندان بخل می‌ورزند ما به عموم آن قدر غذا میدهیم که پرنده ها هم از اضافی غذا ما می خورند.

«عبدالمطّلب» از پرستش بت‌‏ها بر کنار بود، و معبود را به یگانگی می ‏آشنایی و به نذر وفا می کرد، و سنت‎‌هایی بنیان که برخی از آن‏ها در قرآن نازل گشت.[۱۲]

یعقوبی به مدرک خویش از نبی آفریدگار ماجرا نموده است که گفته میباشد: «‌خداوند جدّ اینجانب- عبدالمطّلب- را به تنهایی در سیمای

پیامبران و فرم پادشاهان محشور می‌کند ».[۱۳]

بنابر گزارش‌هایی، عبدالمطلب بر آئین حنیف بوده و بت نمی‌پرستید. مسعودی تاریخ‌نگار قرن سوم قمری از وجود اختلاف درباره آیین عبدالمطلب کلام گفته و اینکه عبدالمطلب و دیگر اجداد و پدران فرستاده اکرم(ص) هیچ یک بت نپرستیده‌اند را تحت عنوان یک کدام از ایده ها در این زمینه بیان می‎‌نماید.[۱۴] روضه خوان صدوق از امام درستگو(ع) نقل کرده که نبی(ص) به علی(ع) خاطرنشان کرد: «عبدالمطلب هیچ‏گاه قمار بازی نکرد و بت‏ نپرستید و ... و می‌اظهار کرد: اینجانب بر آئین پدرم، ابراهیم، هستم.»[۱۵]

ماجرای اصحاب فیل
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: اصحاب فیل
بنابر احادیث تاریخی، ماجرای حمله ابرهه به مکه دارای شهرت به حمله اصحاب فیل در طول عبدالمطلب رویداد. ابرهه با لشکری از یمن به قصد تخریب کعبه به مکه حمله کرد.[۱۶] لشکریان ابرهه شتران قریش را به غارت بردند. در میان عبدالمطّلب و ابرهه ملاقاتی شکل گرفت. عبدالمطلب صرفا آزادی شتران خویش را درخواست کرد. ابرهه ذکر کرد، گمان می کردم برای دعوا درباره کعبه آمده‌ای. عبدالطلب جواب بخشید:

اینجانب خداوندگار شترانم و این منزل نیز خداوندگاری داراست که از آن حفظ خواهد کرد.
عبدالمطلب هم‌اینگونه کنار کعبه دست به دعا برداشت واشعار معروفش راخواند

لا هُمَّ إِنَّ الْمَرْءَ يَمْنَعُ رَحْلَهُ فَامْنَعْ رِاکنونَكَ
لا يَغْلِبَنَّ صَلِيبُهُمْ وَ مِاکنونُهُمْ أَبَداً مِحَالَك
جَرُّوا جَمِيْعَ بِلادِهِمْ وَ الْفِيْلَ كَىْ يَسْبُوا عِيالَكَ
لا هُمَّ إِنَّ الْمَرْءَ يَمْنَعُ رَحْلَهُ فَامْنَعْ عِيْالَكَ
وَ انْصُرْ عَلى آلِ الصَّلِيبِ وَعابِدِيهِ الْيَوْمَ آلَكَ
(خداوندا! هر كس از منزل خویش تامین مى كند، تو [هم] منزل ات را مراقبت كن! هیچ وقت نيايد روزى كه صليب آن‌ها و قدرتشان بر نيروهاى تو غلبه كنند. آن‌ها کل نيروهاى بلاد خويش و فيل را با خویش آورده اند تا ساكنان بقاع تو‌را اسير كنند. خداوندا! هر كس از منزل خویش پناه مى كند، تو [هم] منزل ات را مراقبت كن. و امروز ساكنان اين بقاع را بر آل صليب و عبادت كنندگانش يارى فرما). [۱۷] آن‌گاه به مکه رجوع و به عموم مکه امرکرد تا به کوه‌ها بروند و اموال خودرا نیز به هم پا ببرند.[۱۸] روز آنگاه، تودۀ عظیمی از پرنده ها به لشکر ابرهه حمله کرد. درین حمله صرفا معدودی از سربازان زنده ماندند و گریختند.[۱۹]

بازدید : 18
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 11:35

از صحابه رسول اکرم(ص) و از انصار بود که در نوجوانی مسلمان شد. در چند غزوه یاروهمدم فرستاده(ص) کمپانی داشت و پس از غزوه بنی‌مصطلق سخنان منافقانه عبدالله بن اُبَی را به نبی گزارش اعطا کرد و بعداز آن سوره منافقون نازل شد. زید از راویان حدیث غدیر میباشد که بعداز فرستاده(ص) نیز جزو یاران امام علی(ع) قرار گرفت و در پیکار صفین همدم وی بود. وی بعداز اتفاق عاشورا به اخلاق و رفتار ابن زیاد با راز امام حسین(ع) اعتراض کرد. ماجرای قرائت قرآن به وسیله راز بریده امام حسین(ع) را نیز وی قصه نموده مسجد النبی کوهسنگی مشهد است.

معرفی، زید بن ارقم بن زید بن قیس بن نعمان بن صاحب از بستگان خزرج و از انصار میباشد.[۱] درباره لقب زید در منابع اختلاف حیث چشم میشود: ابوسعد، ابوانیسه، ابوعمرو، ابوعامر، ابوسعیده، ابن عدی، ابوعماره، ابوحمزه، ابوانیس.[۲] سال به دنیاآمدن زید معلوم وجود ندارد و سال مرگ وی نیز آیتم اختلاف میباشد. ابن سعد در طبقات، حکم کننده در مستدرک، نیز در استیعاب و اُسْدُالغابة گفته‌اند او در کوفه در ۶۸ق درگذشت. بعضا درگذشتِ او را در کوفه در زمانه حکمرانی مختار در سال ۶۶ قمری و بعضی ۶۵ق را سال درگذشت او آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دانسته‌اند.[۳]

زید تحت عنوان صحابی فرستاده در نوزده نزاع کمپانی داشت که در هفده غزوه همپا نبی پروردگار بود. اولی غزوه‌ای که کمپانی نمود، غزوه بنی‌مصطلق بود.[۴] وی به جهت پاره ای سن در بدر و احد حاضر نشد.[۵]وی بعداز تضارب مهاجرین و انصار بر رمز آب و ترساندن عبدالله بن ابی نسبت به مهاجران، که گفته بود «به آفریدگار پیمان كه: در‌حالتی که به مدینه بازگردیم، ما كه عزیزان مدینه‌ایم، این مهاجران زبون و بیچاره را خارج می‌كنیم»، حرف عبدالله بن ابی را به رسول(ص) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گزارش کرد.[یادداشت ۱]

بعد از آن كه «عبد و بنده اللّه بن أبی» گفتار ناروای خویش را انكار كرد و بر لاف اعلام کردن «زید بن أرقم» سماجت ورزید و عهدوپیمان خورد و بزرگان أنصار هم از او طرفداری كردند و «زید» را به عذروبهانه آن كه بچه میباشد، به اشتباه و غلط در نقل نسبت دادند. درین هنگام سوره منافقون نازل شد و در آیه ۸ سخنان «عبد و بنده اللّه بن أبی» را در آن سوره بازگفت: «یقُولُونَ لَئِن رَّ‌جَعْنَا إِلَی الْمَدِینَةِ لَیُخْرِ‌جَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»[۶]بعد از رسول، از ادب بن شاذان نقل شد‌ه‌است که زید بن ارقم از اول افرادی بود که [بعداز رحلت رسول(ص)] به سوی امام علی(ع) برگشتند.[۷] وی هم‌اینگونه در اتفاق سقیفه به طرفداری از امام علی(ع) معتقد بود در صورتی وی برای جانشینی فرستاده(ص) مطرح گردد، کسی با وی مخالفت نخواهد کرد.[۸][یادداشت ۲] زید به هم پا امام علی(ع) در نزاع صفین کمپانی کرد و از یاران ویژه وی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۹]

زید و نقل حدیث غدیر
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: خطبه غدیر
زید از راویان حدیث غدیر از نبی(ص) میباشد و راویان بخش اعظمی دربین منابع دارای اعتبار اهل سنت (مثلا: احمد بن حنبل در مسند، نَسائی در السنن الکبری و خصائص امیرالمؤمنین، حکم دهنده نیشابوری در مستدرک) این حدیث را با ورقه ها مختلف از او نقل کرده‌اند.[۱۰]

بعضی گفته‌اند در ماجرای رحبه زمانی که امیرالمؤمنین(ع) از صحابه خواست که شنیده خویش از نبی(ص) را درباره حدیث «اینجانب کنت مولاه فعلی مولاه» مدرک دهند زید سند نداد و امام دعا کرد که وی کور گردد و اینگونه شد.[۱۱] سید محسن امین می‌نویسد از‌آنجا که اینگونه روایتی درباره براء بن عازب [نیز] آمده میباشد ظاهراً ماجرا‌هایی که کتمان شهید شدن را به زید نسبت داده‌اند غلط با براء میباشد؛ چرا‌که راویان بخش اعظمی، حدیث غدیر را از زید نقل کرده‌اند. ضمن اینکه، زید از اشخاصی میباشد که علی را بر سایرافراد بلندتر می‌دانست و از یاران ویژه آن حضرت بود.[۱۲]

برخورد او بعد از حادثه عاشورا
از زید بن ارقم دو نکته تاریخی درباره اتفاق کربلا تصویب شد‌ه‌است. ابتدا اعتراض در گرد‌همایی همگانی به ابن زیاد بعداز اتفاق کربلا و دیگری نقلی درباره خواندن قرآن به وسیله رمز امام حسین(ع) بر نیزه.

اعتراض علنی به عبیدالله بن زیاد
سازه بر نقل علامه مجلسی در بحار الانوار، سعید بن معاذ و عمرو بن آسان گفته‌اند که هنگامی رمز امام حسین(ع) را نزد عبیدالله بن زیاد آوردند، عبیدالله با چوبدستی خویش به دیده‌ها و لب امام حسین(ع) می‌زد؛ زید بن ارقم با دیدن این صحنه خاطرنشان کرد: ای ابن زیاد چوبدستی‌ات را بردار، به دلیل آنکه اینجانب فرستاده معبود(ص) را دیدم که لبان مبارکش را بر این لب و دهن می‌بنیان، (و آن‌ها را می‌بوسید) آن گاه با صدای بلند شیون کرد. ابن زیاد اظهار‌کرد: ای معاند پروردگار! آفریدگار چشمانت را گریان نماید! در صورتی پیرمرد فرتوتی نبودی که عقلت را از دست داده‌ای، به اطمینان گردنت را می‌زدم![۱۳]

زید ذکر کرد: پس بگذار ماجرای دیگری را برای تو بیان کنم که از آنچه گفتم نیز اصلی‌خیس میباشد و آن این میباشد که اینجانب روزی فرستاده خداوند(ص) را دیدم که حسن(ع) را روی زانوی راست و حسین(ع) را روی زانوی چپ خویش نشانده بود؛ دستان خوش‌یمن خویش را بر رمز آن‌ها کشید و اعلام کرد: «أَللّهُمَّ إِنّی أسْتَوْدِعُکَ إیاهُما وَ صالِحَ الْمُؤمِنینَ»؛ (خدایا اینجانب این دو و مؤمنان باتقوا را به تو می‌سپارم.) اینک بگو با ودیعه فرستاده معبود چه کرده‌ای؟[۱۴] زید بن ارقم بعداز این گفتمان از مجلس ابن زیاد برخاست و خارج رفت.[۱۵]

مبنی بر نقل تاریخ طبری، بعداز رفتن زید بن ارقم، بعضی از عموم گفتند: زید وقتی که از کنار ما می‌سپری شد، بیان کرد: «مَلِکَ عَبْدٌ حُرّاً فاتَّخذهم تَلَداً» برده‌ای صاحبِ آزاده‌ای گردیده است»؛(عبد و بنده‌ای مخلوق دیگر را صاحب شد پس کلیه را منزل زاد خویش فرض کرد ) [یادداشت ۳]آنگاه خاطر نشان کرد: «ای عموم عرب! شما بعد از این روز، برده اید! فرزند فاطمه را کشتید و پسر مرجانه را سلطان ساختید. وی کسی میباشد که خوبان شمارا میکشد و بدان شمارا به بردگی و فرمانبری می گیرد، از عفو وبخشش پروردگار دورباد آن کس که به ذلّت و خواری راضی شد» عموم می‌گفتند که در شرایطی که عبیدالله این سخنان را می‌شنید، قطعا زید را به قتل میرساند.[۱۷]

قرآن قرائت راز امام حسین(ع)
قصه دیگری نیز از زید نقل گردیده است که میگوید: وقتی که راز امام حسین(ع) در کوفه در حالی که بر نیزه بود در برابرم عبور داده شد اینجانب در غرفه‌ای نشسته بودم. زیرا مقابل اینجانب رسید شنیدم این آیه از قرآن را میخواند که أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّ‌قِیمِ كَانُوا مِنْ نشانه‌هاِنَا عَجَبًا (ترجمه:مگر پنداشتی اصحاب کهف و رقیم [=خفتگان غار لوحه‌دار] از نشانه‌ها ما شگفت بوده میباشد؟)[کهف–۹] پس به آفریدگار قسم و سوگند مو سر بر بدنم راست شد و صدا زدم: پسر پیامبر پروردگار! بخدا قسم و سوگند! رمز تو شگفت‌خیس و شگفت‌خیس میباشد.[۱۸]

پانویس
الامین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۸۷؛ العسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۵م، ج۲، ص۴۸۷.
الامین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ۱۴۰۶ق، ص۸۷-۸۸.
الامین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۸۷.
ابن عبد و بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق/ ۱۹۹۲م، ج۲، ص۵۳۵.
ابن مخلوق البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق/ ۱۹۹۲م، ج۲، ص۵۳۵.
حویزی، نوروفروغ الثقلین، منتشر کننده اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۳۳۲.
الطوسی، سپردن معرفة الرجال، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۷۷-۱۸۲.
زبیر بن بکار، الاخبار الموفقیات، ۱۴۱۶ق، ص۵۷۹؛ ابن‌ابی‌الحدید، تفصیل نهج‌البلاغة، مکتبه آیة‌الله المرعشی، ج۶، ص۱۹-۲۰.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق/ ۱۹۹۲م، ج۲، ص۵۳۶.
مراجعه کنید به: الامینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق-۱۹۹۵م،‌ ج۱، ص۷۷-۹۲.
طبرانى، المعجم الكبير، ۱۴۰۴ق، ج ۵، ص ۱۷۱-۱۷۵.
الامین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۸۸.
گفتگوی زید و عبیدالله تا اینجا را روحانی موثر نیز در موعظه، ۱۴۱۳ق، ص ۱۱۴-۱۱۵ با اندک اختلافی در عبارت، نقل نموده است.
المجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق،‌ ج۴۵، ص۱۱۸.
مجلسی،‌ بحارالانوار ،‌۱۴۰۳ق، ج ۴۵، ص۱۱۷ آمده میباشد: وی در حالی که صدایش به زاری بلند بود، از آنجا بیرون شد.
شعرانی، دمع السجوم، ۱۳۸۱ش،ص۳۶۵.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق/۱۹۹۷م، ج۵، ص۴۵۶؛ مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۱۶ (با کمی تفاوت).
المفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق،‌ ص۱۱۷.

بازدید : 22
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:32

(مورد قتل واقع شده در سال ۳۵ قمری) سومی خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت و از اصحاب رسول اکرم(ص). عثمان بنابر شورایی که قدمت بن خطاب قبل از مرگ خویش برای تعیین خلیفه گزینش کرد، به خلافت رسید و از ۲۳ق.(یا۲۴ق.)تا هنگام کشته شدنش در سال ۳۵ قمری. حکومت کرد. وی به دنبال یک کودتا علیه طریق حکومتی‌اش در مدینه به دست شورشیان کشته مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.

نسب، قوم و ویژگی ها، منابع تاریخ اسلام، نسب اورا اینگونه ضبط کرده‌اند: عثمان بن عفان بن ابی العاص بن امیة بن عبد و بنده شمس بن بنده مناف ابن قصی القرشی الاموی. عثمان از طایفه بنی امیه میباشد[۱] و اجداد وی و بنی هاشم در مخلوق مناف به هم می رسد.[۲] براین اساس، وی از طایفه بنی‌امیه، شاخه ابوالعاص میباشد.[۳] مادرش أروی از طایفه بابا وی میباشد که نسبش را اینگونه آورده‌اند: بنت کریز بن ربیعة بن حبیب بن مخلوق شمس بن عبد و بنده مناف بن قصی.[۴] مامان عثمان، فرزند‌ ام حکیم بنت عبدالمطلب عمه فرستاده اکرم(ص) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۵]

میلاد عثمان را سال ششم[۶] عام الفیل نوشته‌اند. وی دو لقب داشت: ابوعمرو و ابوعبدالله که او‌لین مشهورتر میباشد.[۷] رقیه دختر نبی از همسران وی میباشد که برخی گفته‌اند برای وی عمرو و عبدالله را به جهان آورد؛ البته هیچکدام زنده نماندند و در کودکی از جهان رفتند.[۸] بعضا منابع، عمرو را فرزند رقیه ندانسته‌اند و آورده‌اند که عمرو در نادانی از همسری دیگر برای عثمان به عالم آمده و به‌این رو لقب عثمان در نادانی ابوعمرو بود و زیرا اسلام آورد و با رقیه تزویج کرد، عبدالله متولد شد و لقب ابوعبدالله را بر ابوعمرو ترجیح بخشید.[۹] [یادداشت ۱]بنابر منابع،‌ ام‌کلثوم دختر فرستاده نیز بعد از وفات رقیه، به عقد عثمان درآمد.[۱۱] منابع اهل سنت به این رو که دو دختر نبی(ص) به همسری وی درآمده‌اند، اورا «ذوالنورین» (مالک دو نوروفروغ) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خوانده‌اند


گفته‌اند که عثمان به دعوت ابوبکر، در مکه اسلام آورد.[۱۳] سال ظریف اسلام آوردن عثمان به‌صحت مشخص و معلوم وجود ندارد؛ اما گفته‌اند که وی در به عبارتی اوایل دعوت فرستاده(ص) در منزل ارقم بن ابی‌ارقم ایمان آورده میباشد. خودش میگوید که چهار‌مین نفری میباشد که اسلام آورده میباشد.[۱۴] ابن سعد در کتاب طبقات الکبری، اسلام آوردن او‌را به همدم طلحه پیش از ورود رسول(ص) به منزل ارقم شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میداند.[۱۵]

عثمان از اولیه افرادی میباشد که از مکه به حبشه مسافرت کرد.[۱۶] با اینکه در طول نزاع بدر در مدینه بود، در مبارزه کمپانی نکرد. تاریخ‌نگاران گفته‌اند انگیزه عدم کمپانی عثمان در مبارزه، بیماری همسرش رقیه دختر رسول بود و فرد نبی او‌را مکلف به ماندن در مدینه کرد و رقیه در نقطه پايان به عبارتی پیکار درگذشت.[۱۷]

واقدی در المغازی گفتگویی در بین عبدالرحمن بن عوف و عثمان را نقل می‌نماید که در آن گفتمان عثمان بعد از گزارش عبدالرحمن از حادثه ها بدر و احد و بیعت رضوان اعتراف می‌نماید که در نزاع احد مثلا اشخاصی بود که از معرکه گریز کرده اما خدا او‌را بخشیده میباشد.[۱۸]

در سال ششم بعداز سفر، پیش از صلح حدیبیه عثمان به‌تیتر نماینده نبی اکرم(ص) جهت گفتمان با مشرکان به مکه رسول شد.[۱۹]

به نقل برخی از منابع اهل سنت در جریان تجهیز سپاه اسلام برای نبرد تبوک، عثمان به دلیل حال و روز مالی قابل قبولی که داشت مثلا عده ای بود که به تجهیز سپاه امداد‌های مالی قابل‌توجهی کرد. براساس همین گزارش هزار دینار برای تجهیز سپاه اسلام امداد کرد و نبی او‌را دعا کرد.[۲۰] علامه امینی این مجموعه از گزارش‌ها را جعلی و به دلیل مبالغه در فضائل خلفا و دارنده سندی ضعیف میداند.[۲۱]

در طی خلافت ابوبکر و قدمت
عثمان در طی خلافت ابوبکر جزء عده ای بود که آیتم مشورت کردن واقع می شد و در زمینه تعیین والی بحرین ابوبکر حیث او‌را بر لحاظ قدمت برگزید و علاء حضرمی را به ولایت بحرین گماشت.[۲۲] از سایر شغل‌های عثمان در طول خلافت ابوبکر، تایپ کردن عهدنامه خلافت قدمت بن خطاب به املای ابوبکر میباشد.[۲۳] به گفته طبری، عثمان در حین خلافت قدمت میان عموم به‌تیتر جانشین وی شناخته میشد
عثمان بنابر شورایی که قدمت بن خطاب قبل از مرگ گزینش کرد، در سال ۲۳ق. (یا۲۴ق.)[۲۵] به خلافت رسید و تا سال ۳۵ قمری. حکومت کرد.[۲۶]

شورای شش نفره
نوشته ی علمیٔ مهم: شورای شش نفره
قبل از قدمت بن خطاب، گزینش خلیفه با اینگونه طریق‌ای سوابق نداشت. در ماجرای خلافت ابوبکر بعد از رحلت رسول(ص) عدّه‌ای از اصحاب در سقیفه توده شدند و (به یقین شیعه) فارغ از توجّه به منتخب غدیر، ابوبکر را به خلافت برگزیدند و آن گاه با طرز‌هایی خاص، از کلیه عموم بیعت گرفتند. ادله آن‌ها این بود که دستور گزینش خلیفه به عموم واگذار گردیده است و آن‌ها بایستی درباره امام خویش اظهارنظر نمایند؛ امّا ابوبکر در اواخر قدمت خویش درین‌باره تغییر‌و تحول شیوه اعطا کرد و قدمت بن خطاب را به جانشینی خود منصوب کرد.

قدمت بن خطّاب دو طریق قدیمی را کنار گذاشت و طریق دیگری را در پیش گرفت و با اعتراف به اینکه گزینش ابوبکر با لحاظ مسلمان ها خلا و از این پس بایستی با مشورت کردن آن ها باشد،[۲۷] شورایی متشکل از شش نفر را گزینش کرد تا با مشورت همدیگر، یک کدام از را از فی مابین خویش به‌تیتر خلیفه برگزینند. اعضای این شورا عبارت بودند از: علی بن ابی طالب(ع)، عثمان بن عفان، طلحة بن عبیدالله، زبیر بن عوام، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف.[۲۸]

بازدید : 19
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 11:45

از پیامبران بنی‌اسرائیل که بعداز الیاس به پیامبری مبعوث شد. اسم وی دو توشه در قرآن آمده و کتاب مقدس با شرح بیشتری به شخصیت او پرداخته میباشد. بعضی از مفسران قرآن، الیسع را محترم‌های دیگر مانند خضر و یوشع یکی از می دانند. در احادیث شیعی، اعجاز‌هایی از وی مانند شفای بیماران و شیوه‌رفتن روی آب نقل مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.

شخصیت‌شناسی اسم الیسع دو توشه در قرآن در سوره‌های انعام و ص آمده میباشد.[۱] درین آیه ها سوای توضیحی درباره شخصیت و نبوت الیسع، از وی با تفسیر «برتری یافته» و «خوبان» حافظه گردیده‌است. زود گذر بودن اشاره قرآن به الیسع و داده ها اندک منابع تفسیری و روایی از وی باعث شد‌ه‌است بخش اعظمی از عالمان، الیسع را با بعضا از پیامبران دیگر یکی‌از آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بدانند.[۲]

جمع‌ای از مفسران، الیسع را به عبارتی یوشع پیامبر ‌میدانند و اسم الیسع را برگرفته از این اسم‌ میدانند.[۳] برخی او‌را با حضرت خضر یکی‌از دانسته‌اند.[۴] در مقابل، توده‌ای دیگر او‌را پیامبری با همین اسم میدانند که از نسل ابراهیم(ع)[۵] و یک کدام از پیامبران بنی‌اسرائیل بوده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۶]

اسم الیسع در کتاب مقدس، الیشع میباشد.[۷] کتاب مقدس در مقایسه با قرآن با گستردن بیشتری از او خاطر نموده است. در‌این کتاب ماجرای طلاق وی از الیاس،[۸] اعجاز‌های او[۹] و گفتگوهایی که با اشخاص متعدد داشته،[۱۰] نقل گردیده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد است.

پیامبری
الیسع در جوانی وقتی که گرفتار بیماری گردیده بود، با دعای الیاس تندرست خویش را بازیافت و بعد از آن فراگیر وی شد و تمامی جا یاروهمدم وی بود. بعداز آنکه الیاس به عرش عروج کرد، الیسع ذمه ‌دار پیامبری شد.[۱۱] بر اساس احادیث، حالت آئین‌داری در طول پیامبری او دگرگون شد. آحاب شاه بنی‌اسرائیل و همسرش که عموم را به بت‌پرستی سوق می‌دادند، در زمان نبوت الیسع از میان رفتند. همینطور در عصر نبوت وی، گردآوری متعددی از بنی اسرائیل دعوت اورا پذیرفتند.[۱۲]

معجزات
در روایتی از امام رضا(ع) آمده میباشد که الیسع مانند عیسی(ع) معجزاتی زیرا زنده‌ گرداندن مردگان، شفا دادن بیماران و روی آب راه و روش‌رفتن داشته میباشد.[۱۳]

پانویس
سوره انعام، آیه ۸۶؛ سوره ص، آیه ۴۸.
حاج منوچهری، «الیسع»، ج۱۰، ص۱۲۱.
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۸۰ش، ج۵، ص۳۲۶.
بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۸۷.
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۸۰ش، ج۵، ص۳۲۶.
علامه طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۷، ص۲۴۳.
برای مثال رجوع کنید به کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، باب ۴، آیه ۱.
کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، باب ۲، آیه ها ۱-۱۸.
کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، باب ۲، نشانه‌ها ۱۹-۲۵.
کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، نصیب ۴، آیه ها ۱-۷.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۴۶۲-۴۶۴.
ثعلبی، قصص الانبیاء،‌ دار الرائد العربی، ص۲۵۹-۲۶۰.
طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۱۸.
منابع
قرآن.
کتاب مقدس.
بیضاوی، عبدالله بن قدمت، انوار التنزیل و اسرار التاویل، پژوهش محمد عبدالرحمن المرعشلی، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، چاپ نخستین، ۱۴۱۸ق.
ثعلبی، احمد بن محمد، قصص الأنبیاء المسمی بعرائس المجالس، بیروت،‌ دار الرائد العربی، بی‌تا.
حاج منوچهری، فرامرز، «الیسع»، دائرة المعارف گرانقدر اسلامی، ذیل حیث کاظمی بروجردی، جلد ۱۰، طهران، راس دائرة المعارف تعالی اسلامی، چاپ اولیه، ۱۳۸۰ش.
طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، تکثیر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، بیروت،‌ دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
علامه طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تعبیروتفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۳۹۳ق.
مکارم شیرازی، ناصر، تعبیر مثال، طهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهل و یکم، ۱۳۸۰ش

بازدید : 23
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 11:44

(۱۲۵۱-۱۳۲۴ق)، از علمای امامیه در قرن سیزده و چهارده قمری و فرزند سید محمدباقر خوانساری بود. با شاگردی نزد بابا، میرزا محمد هاشم خوانساری و ملا حسینعلی تویسرکانی به درجۀ اجتهاد رسید و مقطع‌ها مرجع پیروی عده ای از شیعه‌ها در اصفهان مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

خوانساری سرنوشت در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد به خاک امانت شد. از او رساله‌ای در احکام نماز و اثرها دیگری به یادگار باقی مانده میباشد. میلاد و درگذشت محمدمهدی خوانساری در ۱۲۵۱ق در اصفهان چشم به جهان گشود.[۱] وی فرزند بلندمرتبه سید محمدباقر خوانساری، دارای اسم و رسم به مالک روضات[۲] و اجرا کننده وصیت‌طومار او آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۳]

خوانساری در ۱۳۲۴ق درگذشت و در تخت فولاد کنار پدرش به خاک ودیعه شد.[۴]فتحصیلات و رده علمی، محمدمهدی تحصیلاتش را در اصفهان نزد بابا و عموی خود میرزا هاشم خوانساری صاحب و مالک مبانی الاصول، و ملاحسینعلی تویسرکانی تمام کرد تا به سکو اجتهاد رسید، و برهه زمانی‌ها مرجع تاسی عده ای از شیعه‌ها در اصفهان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۵]

وی از نگاه منزلت و حالت اجتماعی، در درجه‌ای زیر‌خیس از اخوی کوچکترش میرزا محمد مسیح (درگذشت: ۱۳۲۵ق) قرار داشته میباشد، اما مظفر الدین پادشاه در طومار‌ای خطاب به او، او‌را در مرگ پدرش تسلیت و دلداری داده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۶]

استادان
سید محمدباقر خوانساری
میرزا هاشم خوانساری
ملا حسینعلی تویسرکانی
اثرها
عامل المصَلّین
رساله‌ای عملیه: این رساله به گویش فارسی و در مسئله نماز نگاشته شد و در سال ۱۳۱۴ در اصفهان چاپ سنگی شد.[۷]
فرائض یومیه: این تاثیر ترجمه فارسی اَلفیه شهید اولیه میباشد[۸] و در سال ۱۳۱۳ش در طهران به پژوهش محمدعلی مرعشی چاپ سنگی شد و اسم آن را «هزار مسأله» نیز بیان کرده‌اند.[۹]
مُکَمِّل البَقِیة اینجانب احسن العطیة: در کامل شدن گستردن الفیه پدرش نوشته شد.[۱۰]
تفصیل بر تبصره علامه حلی
تعلیقه بر اللمعة الدمشقیة
تفصیل بر النفلیه شهید نخستین[۱۱]
جستار های متعلق
خویشان خوانساری
پانویس
حبیب آبادی، مکارم الآثار، ج۳، ص۸۲۰؛ مهدوی، ص۱۸۰.
حبیب آبادی، مکارم الآثار، ج۳، ص۸۲۰.
برای وصیت طومار، نک: روضاتی، ص۸۴-۸۸
گزی برخواری، رجال اصفهان، ص۹۸.
مشار، ج۶، ستون۳۷۵
برای متن این طومار، اسنادی از قبیله روضاتیان، ص۴۷
مشار، ج۶، ستون۳۷۵
آقا والا طهرانی، ج۱۶، ۱۵۱
آقا برزگ، الذریعه، ج۲۵، ص۲۱۹; مشار، ج۶، ستون۳۷۶
آقا گران قدر، الذریعه، ج۲۲، ص۱۸۱
مهدوی، ص۱۸۰
منابع
آقا والا طهرانی، محمد محسن، طبقات اعلام الشیعه، الکرام البرره، عهدوپیمان ۱-۲، مشهد، ۱۴۰۴ق.
اسنادی از قبیله روضاتیان، به عملکرد پیامبر جعفریان، قم، انصاریان، ۱۳۸۲ش.
حبیب آبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، ج۳، اصفهان، ۱۳۵۱ش.
محمدعلی روضاتی، زندگانی حضرت آیت الله چهارسوقی، دربردارنده تفصیل اکنون بیشتراز یکصد نفر از رجال قرن ها اخیره، اصفهان، ۱۳۳۲ش.
عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری، رجال اصفهان یا این که تذکرة القبور، چاپ مصلح الدین مهدوی، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۲۸ش.
خانبابا مشار، مولفین کتاب ها چاپی فارسی و عربی، محققان و بزرگان اصفهان، اصفهان، ۱۳۴۸ش

بازدید : 17
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 11:51

از بزرگان و ثروتمندان یهود و از معارضان رسول اکرم(ص) در مدینه. وی کار‌های تبلیغاتی و اقتصادی بخش اعظمی بر ضد مسلمان ها داشت و تداوم این دشمنی‌ها باعث شد که پیامبر خداوند(ص) امر قتل اورا صادر نماید. او آخر و عاقبت در ربیع الاول سال سوم قمری به قتل مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسید.

نسب و کودکی ، پدرش از اعراب بنی‌نَبهان، تیره‌ای از قوم طی، و مادرش عَقیله، دختر ابوحُقَیق، از بزرگان بنی نضیر بود.[۱] از کعب با نسبت طائی حافظه گردیده‌است.[۲]وقتی که پدرش درگذشت، مادرش او را نزد برادران خویش موفقیت. کعب میان بنی‌نضیر رویش یافت و دین یهود را برگرفت. به‌این عامل، گاه او را از این فامیل شمرده‌اند.[۳] طبق روایتی دیگر، بابا کعب به خیال خونی که در زمان نادانی از بستگان خود ریخته بود به یثرب رفت و با بنی‌نضیر عهد و پیمان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بست.


مختصات ، کعب‌ شاعری سخنور بود چنانکه به فَحْل فَصیح(شعر سرا غالب دست وزبان آور وشیوا) ملقب گشته میباشد.[۵]در پاره‌ای اشعار، او را سیدالاحبار نامیده‌اند.[۶]وی بسیار ثروتمند و از این حیث سرآمد یهودیان حجاز بود و به همکیشان خویش یاری مالی میکرد.[۷] سازه بر روایتی، لفظ طاغوت در آیه ۶۰ سوره نساء به وی اشاره رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داراست.[۸]

دشمنی با اسلام ، بعداز موفقیت مسلمانها در غزوه بدر در سال دوم، کعب به قصد برانگیختن قریش بر ضد مسلمانها به مکه رفت و در رثای کشتگان قریش شعر ذکر کرد. برخی از مسلمان‌ها اشعار او‌را با اشعار دیگری جواب گفتند، برای مثال حَسّان‌ بن اثبات به امر فرستاده(ص)، مکیانی را که به او امان داده بودند، هجو اعلام شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۹]

کعب و ۴۰ یهودی که او را در‌این مسافرت ملازمت کرده بودند، با۴۰ بدن از مردان قریش در مکه بر ضد رسول هم‌قول گردیده بودند.[۱۰] وقتی که اشعار هجویه حسان درباره مکیان به استحضار آن‌ها رسید، کعب را از نزد خویش راندند.[۱۱]

کعب در رجوع به مدینه نیز، اشعار توهین‌آمیزی در وصف زنان مسلمان سرود. وی رسول اکرم(ص) و یارانش را نیز هجو می کرد و با سخنان خویش به آن ها آزار می رساند و دیگرافراد را علیه آن‌ها تحریک میکرد.[۱۲]

کعب خلال عمل‌های تبلیغاتی بر ضد مسلمانها[۱۳] مخالف کار‌های اقتصادی و تجاری آن ها نیز بوده میباشد. وی به هنگام برپایی بازار مسلمانها در محله بقیع‌الزبیر مدینه، طناب‌های بازار مسلمان ها را برید، ازاین‌رو، به امر رسول، جای بازار را به جایی مجاورت مسجد النبی منتقل کردند.[۱۴]

ماجرای قتل
نوشته‌علمیٔ اساسی: ماجرای قتل کعب بن اشرف
کعب از آزار نبی و یارانش دست‌بردار عدم وجود،[۱۵] نبی از مسلمان‌ها خواست تا به شر و آزار او نقطه پايان دهند. محمد بن مسلمه، ابونائله سلکان‌ بن سلامه اخوی رضاعی کعب و گردآوری‌ای دیگر داوطلب شدند.[۱۶] این اشخاص بعد از نقشه‌ای، کعب‌ را از قلعه‌اش بیرون کرده و در خارج مدینه، به صورت غافلگیرانه‌ای کشتند.[۱۷]

قلعه کعب‌
قلعه کعب‌ بن اشرف در ناحیۀ عوالی قرار داشت[۱۸] بعضی پژوهشگران معاصر از وجود ویرانه‌های این قلعه در بلندی‌های حَرّه (ریگستان) جنوبی بنی نضیر، نزدیک به چهار کیلومتری جنوب‌شرقی مسجد النبی، گزارش داده‌اند.[۱۹]

پانویس
نک: ابن‌هشام، السیرةالنبویة، قاهره، ۱۹۳۶م، ج‌۲، ص۱۶۰؛ طبری، تاریخ، بیروت،ج‌۲، ص‌۴۸۸؛ حلبی، السیرة الحلبیة، بیروت، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۲م، ج‌۳، ص‌۲۲۳.
نک: بلاذری، انساب الاشراف،دمشق، ۱۹۹۷م، ج‌۱، ص‌۳۳۱.
نک: ابوالفرج‌اصفهانی، کتاب الاغانی،بیروت، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۴م، ج‌۲۲، ص‌۹۴.
حلبی، السیرة الحلبیة، بیروت، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۲م، ج‌۳، ص‌۲۲۳.
ابوالفرج‌اصفهانی، کتاب الاغانی، بیروت، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۴م، ج‌۲۲، ص‌۹۴؛ حلبی، السیرة الحلبیة، بیروت، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۲م،ج‌۳، ص‌۲۲۳.
ر. ک. ابن‌هشام، السیرةالنبویة، قاهره، ۱۹۳۶م،ج‌۳، ص۲۱۰.
حلبی، السیرة الحلبیة، ج‌۳، ص‌۲۲۳.
نک. بلاذری، انساب الاشراف، دمشق، ۱۹۹۷م، ج‌۱، ص‌۳۲۲.
نک: واقدی، کتاب المغازی، قاهره ۱۹۶۶م،ج‌۱، ص‌۱۸۵-۱۸۷؛ ابن‌هشام، السیرةالنبویة، قاهره، ۱۹۳۶م، ج‌۳، ص‌۵۵-۵۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، دمشق، ۱۹۹۷م، ج‌۱، ص‌۴۵۱.
دیار بکری، تاریخ الخمیس،بیروت، دارصادر،ج‌۱، ص۴۶۰.
بلاذری، انساب الاشراف، دمشق، ۱۹۹۷م، ج‌۱، ص‌۴۵۱.
ابن‌هشام، السیرةالنبویة، قاهره، ۱۹۳۶م، ج‌۳، ص‌۵۸؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج‌۲، ص‌۳۲؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م، ج‌۲، جزء۴، ص‌۷.
نک: وات، ص‌۱۲۸-۱۲۹
سمهودی، وفاء الوفاء، بیروت ۱۳۷۴ق/۱۹۹۵م، ج‌۲، ص‌۷۴۷-۷۴۸.
ابوالفرج‌اصفهانی، کتاب الاغانی،بیروت، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۴م، ج‌۲۲، ص‌۹۴.
واقدی، کتاب المغازی، ج‌۱، ص‌۱۸۷؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، بیروت، قم، ۱۴۰۵ق، ج‌۲، ص‌۳۲.
ابن‌سعد، ابن‌سعد، الطبقات الکبری، بیروت، قم، ۱۴۰۵ق، ج‌۲، ص‌۳۲۳۳.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، بیروت، قم، ۱۴۰۵ق، ج‌۲، ص‌۳۳؛ ابوالفرج‌اصفهانی، کتاب الاغانی،بیروت، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۴م، ج‌۲۲، ص‌۹۴.
نک: نجفی، مدینه‌شناسی، کلن، ۱۳۶۳ش،ج‌۱، ص‌۲۴۶-۲۴۸.

بازدید : 21
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 13:43

(درگذشت: ۱۱۵۱ق)، دانا امامی قرن دوازدهم. او نزد اساتیدی همانند محمدباقر مجلسی و جمال الدین خوانساری فرا گرفت. خاتون‌آبادی بعد از پدرش، امام آدینه اصفهان شد و در اواخر قدمت، منصب روضه خوان الاسلامی این شهر را نیز بر ذمه گرفت. معاش‌طومار، فرصت و زادگاه وی مشخص وجود ندارد. او در شب ۲۳ شوال ۱۱۵۱ق درگذشت[۱] و در مشهد به خاک امانت شد.[۲]پدرش میر محمدصالح خاتون‌آبادی از عالمان پر اسم و رسم اصفهان مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

رده علمی ، خاتون‌آبادی در علم ها عقلی، حکمت، ادبیات و فقه و حدیث تبحر داشت.[۳]محمدحسین، نزد جدّ مادریش محمدباقر مجلسی(درگذشت: ۱۱۱۰ق)، جد پدریش عبدالواسع (درگذشت: اواخر قرن یازدهم)، پدرش محمدصالح (درگذشت: ۱۱۲۶ق)، آقا جمال خوانساری (درگذشت: ۱۱۲۲ق)، محمد بن عبدالفتاح تنکابنی (درگذشت: ۱۱۲۴ق)، سلیمان بن عبدالله ماحوزی (درگذشت: ۱۱۲۱ق)، سید علی خان مدنی (درگذشت: ۱۱۲۰ق)، پاد شاه محمد بن محمد دارابی شیرازی (درگذشت: ۱۱۳۰ق) و ابوالحسن شریف بن محمدطاهر فتونی (درگذشت: ۱۱۳۹ق) شاگردی کرد. از آن‌ها حدیث شنید و اذن داستان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.

اشخاصی زیرا فرزندش میرعبدالباقی (درگذشت: ۱۲۰۷ق)، زین‌الدین علی خوانساری (درگذشت: ۱۱۶۷ق)، محمد بن محمدزمان کاشانی (درگذشت: پس از ۱۱۷۲ق)، سید عبدالله بن نورالدین جزایری (درگذشت: ۱۱۷۳ق)، سید صدرالدین محمد بن محمدباقر رضوی قمی، احمد بن محمدمهدی بن محمدمؤمن خاتون آبادی و محمدمهدی بن رضی‌الدین هرندی (درگذشت: ۱۱۸۰ق) نزد وی درس خواندند یا این که از او حدیث شنیدند و اذن ماجرا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفتند


بعد از هجوم محمود افغان به اصفهان در طول فرمان روا فرمان روا حسین (حکومت: ۱۱۰۵-۱۱۳۵ق) و سقوط سلسله صفویان، افغان‎ها خاتون‌آبادی را که وزیر مریم بیگم (عمه پاد شاه) بود، بسیار شکنجه کردند تا اموالش را بگیرند.[۸]این اتفاق در روحیه وی تأثیر بسیار گذاشت و به گفته خویش وی، باعث دقت بیشتر او به مسائل اخروی شد. وی بعد به خاتون آباد (در نزدیکی اصفهان) رفت و به عبادت سرگرم شد، اما همچنان مرجع فقاهتی عموم بود.[۹] خاتون آبادی مراد نادرشاه افشار (حکومت: ۱۱۴۸-۱۱۶۰ق) را بر اساس فتوا دادن به شرک عثمانی‌ها که منظور بودند، کشور ایران به حوزه خلافت آن ها ملحق خواهد شد، شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نپذیرفت
خاتون‌آبادی اثراتی در فقه، اصول، صحبت و کردار داراست که عبارتند از:

مُنیةالمُرید
گستردن و کناره بر الرَوْضَةالبَهِیة دارای اسم و رسم به «گستردن لُمعه» تاثیر فقاهتی شهیدثانی.
کناره بر مَعالِم الاصول تاثیر حسن بن زین‌الدین فرزند شهید ثانی در اصول فقه
النَّجْم الثاقِب فی ثابت الواجب
رسالةالبِداء
لبه بر گستردن تجریدالاعتقاد قوشچی
مناقب الفُضلاء فی ریاض العلماء یا این که رجالِ میر محمدحسین که اذن مبسوط وی به زین الدین علی خوانساری میباشد.
مقالة فی اسماء مَن اِستبصر مِنْ علماء العامة[۵]
وضع و اوضاع العلماء مِن اَقارب المؤلف
کلمةالتقوی یا این که خرقه التقوی درباره تحریم غایب بودن
الالواح السماویة فی اختیارات روزها الاسبوع و السِنة
خزائن الجواهر
سَبع المَثانی
وسیلةالنجاح
مفتاح الفَرَج
نوروزیّه
مجموعة الرسائل الکثیرة[۶]

بازدید : 19
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:37

(۱۱۹۱-۱۲۳۵ق/ ۱۱۵۶-۱۱۹۸ش)، با اسم احمد بن محمدعلی بهبهانی فقیه شیعه قرن ۱۳ق، و از قوم وحید بهبهانی (آل آقا) میباشد. او افزون بر منزلت علمی و تألیفاتش، به جهت سیر و سیاحتش در جمهوری اسلامی ایران، عراق و هند و بر مکان نهادن خاطراتش، رده ویژه‌ای داراست. کتاب مرآت الاحوال مهم ترین کتاب تألیفی اوست. به دنیاآمدن و درگذشت آقااحمد، به نوشته خویش در کتاب مرآت الاحوال که گستردن‌اکنون خودنوشت اوست، در ۱۱۹۱ق در کرمانشاه چشم به جهان گشود. او در ۱۲۳۵ق درگذشت و کنار مرقد پدرش در کرمانشاه به خاک ودیعت مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱]

تحصیلات از شش سالگی علم آموزی عربی و فارسی و نیز متن ها دینی را نزد پدرش آقامحمدعلی بهبهانی (متوفی ۱۲۱۶) و برادرش آقامحمد جعفر (متوفی ۱۲۵۹) شروع کرد. در هفده سالگی مادرش را از دست بخشید و در بیست سالگی برای ادامه علم آموزی عازم عتبات عالیات شد و در مسیر خویش، با عالمان شهر کاظمین دیدار کرد و بعداز سکونت در نجف و تزویج، علم آموزی خویش را با گاز خاطر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نشان نمود.[۲]

اساتیدبعضی از استادان او در فقه عبارت بودند از: ملامحمد اسماعیل عَقْدائی یزدی (متوفی ۱۲۴۰ق) سید محمدمهدی طباطبائی سرسلسله خویشان بحرالعلوم (متوفی ۱۲۱۲ق) روضه خوان جعفر نجفی (متوفی ۱۲۲۸ق)[۳] او همینطور، ضمن پدرش، از چندین بدن از عالمان پررنگ زمانه خویش اذن علمی به دست آورد که متن آن‌ها‌را در مرآت[۴] درج رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است، برای مثال:

روضه خوان جعفر نجفی می سید علی طباطبائی سید محسن اعرجی بغدادی میرزاابوالقاسم قمی مالک قانون ها الاصول اذن‌ای نیز از سیدمحمد مجاهد داشته که قسمتی از آن در اعیان الشیعه[۵] آمده میباشد. مهاجرت به شهرهای متفاوت آقااحمد در ۱۲۱۵ برای دیدار بابا به کرمانشاه رجوع. تعدادی ماه بعد از رجوع و برگشت او، پدرش درگذشت و وی برای مدتی در‌این شهر ماند. با شنیدن خبر حمله وهابی‌ها به کربلا در ۱۲۱۶، به عتبات رفت و بعداز بازگرداندن خانواده‌اش به کرمانشاهان، عازم قم شد. وی در زمان شش ماه اقامت در‌این شهر، از محضر میرزاابوالقاسم قمی بهره برد و ضمنا به درس دادن و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد تألیف پرداخت

. بعداز آن به شهرهای مختلفی برای مثال بروجرد، نهاوند و توشه دیگر به عتبات مسافرت کرد و در ۱۲۱۹ به مشهد مشرّف شد و بعد از آن به اراده هجرت به هندوستان به سوی بندرعباس و مسقط تکان کرد و از آنجا راهی بمبئی شد.[۶] او درباره شهرها و مناطقی که در هند چشم حرف گفته و وضع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و احیاناً مذهبی آن شهرها را گستردن داده میباشد[۷] آقا احمد در محرم ۱۲۲۵ در شهر پهناور آباد بوده و خلال وصفِ «چگونگی سوگواری بی‌خردان آن بلده»[۸] از واپسین حادثه‌ای که حافظه کرده، به دنیاآمدن فرزندش آقاعلی در کبیر آباد میباشد.[۹] بعداز آن او به کشور‌ایران بازگشته میباشد. از این پس استحضار دقیقی از معاش او نیست. به روایتی، آقا احمد در ۱۲۳۳ در عراق بوده[۱۰] و بیان کننده بعد از مدتی به جمهوری اسلامی ایران بازگشته میباشد.
مهم ترین کتاب مؤلف، مرآت الاحوال میباشد که اول توشه، در ۱۳۷۰ ش، مجلد در آغاز آن و چندی سپس، متن بی نقص آن با تصحیح دوباره به چاپ رسید.

قسمت ابتدا کتاب، گستردن حالا قبیله علامه مجلسی و وحید بهبهانی میباشد که اصولا گستردن و توسعه و گسترش و کامل شدن رساله‌ای میباشد که میرزا حیدرعلی مجلسی در ۱۱۹۴ درباره بستگان مجلسی تألیف کرد.[۱۱]
نصیب دوم کتاب تفصیل درحال حاضر خویش مؤلف و همان سفرنامه اوست که در آن خاطرات علم آموزی و مسافرت به شهرهای متعددِ جمهوری اسلامی ایران و عراق را آورده میباشد. این قسمت تا استارت ورود مؤلف به بمبئی ادامه یافته میباشد.
قسمت سوم کتاب مشمول گستردن مسافرت مؤلف از ورود به بمبئی و بعداز آن مهاجرت به دیگر شهرهای هند تا ۱۲۲۵ میباشد.
نصیب نهایی کتاب، خلال پرداختن به مطالبی زیرا تاریخ شاهان فرنگستان، درباره کشورهای اروپایی، امریکایی و افریقایی، و نیز کیفیت حکومت انگلیسیها و شرکت هند شرقی در هند اطلاعاتی داده میباشد.[۱۲]
خاتمه کتاب نصایحی به ملوک و غیرملوک میباشد که علاوه بر آن به برخی رخدادهای اواخر بعدازظهر صفوی و زمان نادری نیز اشاره شد‌ه‌است.[۱۳]
کلاً، مرآت الاحوال دربردارنده گستردن هم اکنون بخش اعظمی از رخ‌های علمی، سیاسی و اجتماعی کشور‌ایران و هند در دهه سوم قرن سیزدهم میباشد و علاوه بر آن، دربرگیرنده دیدگاههای یک فقید شیعه در واکنش با دنیای تازه میباشد.

آقااحمد فهرست هجده تألیف یا این که تاثیر در اختیار تألیف خویش را در مرآت الاحوال[۱۴] آورده میباشد. در پیشگفتار این کتاب[۱۵] و مکارم الآثار حبیب آبادی[۱۶] نیز اثر ها دیگری برای او برشمرده شد‌ه‌است که احتمال می‌رود از برخی کتاب‌ها با یک سری تیتر حافظه گردیده باشد

بازدید : 44
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:50


میرزا احمد فیاض (۱۲۸۵ ـ ۱۳۶۶ش) فرزند ملامصطفی فروشانی از عالمان شیعه در اصفهان. او تحصیلات حوزوی را در دو حوزه علمیه اصفهان و نجف طی کرد و از اساتید هر دو حوزه بهره مند شد. فیاض بعد از سال‌ها به کشور ایران رجوع و در اصفهان سکنی گزید. وی که دارنده خصوصیت‌های شخصیتی و معنوی بود، در اصفهان به تربیت طلاب و درس دادن علم ها فقاهتی پرداخت. فیاض در جریان انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران و مبارزه هشت ساله جمهوری اسلامی ایران و عراق با امام خمینی و رزمندگان همدم مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

معاش‌طومار
روضه خوان احمد در ۱۷ ذی‌القعده ۱۳۲۴ق مصادف با ۱۱ دی ۱۲۸۵ش در سِدِه اصفهان دیده به جهان گشود.[۱] پدرش ملا مصطفی فروشانی فرزند ملامحسن سدهی از عالمان و زهاد آن حوزه‌ به شمار میرفت و از شاگردان میزرا ابوالمعالی کلباسی بود. او در سال ۱۳۷۰ق با دختر سید علی‌محمد احمدی فروشانی وصلت کرد و نتیجه ها ازدواجش هفت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرزند بود.[۲]

وفات
روضه خوان احمد فیاض ۱ ذی‌القعده ۱۴۰۷ق مصادف با ۷ تیر ۱۳۶۶ش در خانه مسکونی خویش در محله خواجوی اصفهان درگذشت و بعد از تشییع در مجاورت مسجد ملاحیدرعلی در سده (خمینی‌شهر) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شد.[۳]

تحصیلات
تحصیلات فیاض به دو عصر تقسیم میگردد:

زمان علم آموزی در اصفهان
روضه خوان احمد روزگار علم آموزی خود را در اصفهان از عصر مقدمات استارت کرد و تا سطح های بهتر پیش پیروزی. او در سال جاری‌ها در سه مکتب نوریه بنا شده در بازار اصفهان، ناصریه بنا شده در مسجد امام، مکتب چهارباغ، مکتب نیم‌آورد در بازار، مکتب اسماعیلیه بنا شده در بازارچه حسن‌آباد و مکتب صدر بازار سکنی گزید. وی در سن ۱۴ سالگی و در سال ۱۳۳۸ق جامه روحانیت بر بدن کرد. از اساتید فیاض در شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اصفهان می‌اقتدار به‌این‌ها اشاره نمود:

سید محمد نجف‌آبادی
ملا محمدحسن فشارکی
سید مهدی درچه‌ای
سید محمدباقر درچه‌ای
میرزا ابوالهدی کلباسی
میرزا جمال کلباسی
میرزا محمدصادق یزدآبادی
پژوهشگر خراسانی
روحانی محمدحکیم خراسانی
روضه خوان محمود موءثر.[۴]
زمانه علم آموزی در نجف
فیاض در ۱۳۶۴ق در نجف سکونت کرد و چهار سال در آن‌عقب ماند. وی در مقطع اقامت در نجف، از سید ابوالحسن اصفهانی، آقا گرانقدر تهرانی و میرزا احمد آشتیانی اذن ماجرا اخذ کرد.[۵] دیگر اساتید وی در نجف عبارتند از:

سید عبدالهادی شیرازی (اذن اجتهاد)
روضه خوان محمدکاظم شیرزای (اذن اجتهاد)
سید جمال‌الدین گلپایگانی (اذن اجتهاد)
سید محمود حسینی شاهرودی
سید محسن حکیم.[۶]
رجوع و برگشت از نجف
روضه خوان احمد فیاض در سال ۱۳۷۰ق علی‌رغم دلبستگی به نجف و پیشنهاد اساتید، به جمهوری اسلامی ایران رجوع و در اصفهان سکونت کرد. وی در مکتب صدر بازار به درس دادن و اقامه نماز جماعت پرداخت.[۷] بیان شده او به پافشاری مامان که آب و هوای نجف با وی سازگار خلا، ناچار به برگشت به کشور‌ایران شد.[۸]


تصویری از روضه خوان احمد فیاض
خصوصیت‌های شخصیتی و اخلاقی
درباره تأثیرات سلوکی فیاض، نقل‌های فراوانی گردیده‌است. خویش روضه خوان احمد، حضور یافتن نزد اساتیدی زیرا سید جمال‌الدین گلپایگانی، ابوالهدی کلباسی، سید محمد باقر درچه‌ای و میرزا محمد راست گو یزدآبادی را که اهل تقوی بودند را در رویش معنوی خود بسیار مؤثر می داند. اهتمام به درس دادن و تربیت دانش آموز، ارادت ویژه به امام حسین(ع)، عشق به سادات، فرار از آوازه، معمولی‌زیستی و خودداری از مرید پروری را به عنوان مثال مختصات وی دانسته‌اند.[۹]

ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی
روضه خوان احمد فیاض در انقلاب اسلامی کشور ایران، با امام خمینی همپا بود و دفاع از او را وظیفه‌ای الهی می‌دانست. وی در پیکار کشور‌ایران و عراق، همگان را به حضور در جناح‌ها دعوت و با وجود کهولت سن و ضعف جسمانی در برگزاری نماز بر پیکر شهدا و مجالس بزرگداشت آنها کمپانی میکرد.[۱۰]

بزرگداشت روحانی احمد فیاض
همایش ارثیه به یادماندنی به مراد بزرگداشت آیت‌الله احمد فیاض، با حضور نمایندگان مراجع تبعیت و اساتید و طلاب حوزه علمیه اصفهان در ۳۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ش در مکتب علمیه چهار گلشن این شهر برگزار شد.[۱۱]

پانویس
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۴۸۲.
فیاض، سیری در زندگانی دانا اهل‌بیت(ع) مرحوم آیت‌الله حاج روحانی احمد فیاض، ۱۳۹۴ش.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۴۸۳.
فیاض، سیری در زندگانی عالم اهل‌بیت(ع) مرحوم آیت‌الله حاج روحانی احمد فیاض، ۱۳۹۴ش.

تعداد صفحات : 51

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 515
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه