loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 24
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:20


نَهایةُ المَرام فی دانشِ الکَلام یکی کامل‌ترین کتاب ها کلامی شیعه به گویش عربی که علامه حلی از علمای قرن هشتم آن را نگاشته میباشد. مؤلف، آراء و تامل‌های کلامی فرقه‌های متعدد را گستردن داده و به انتقاد آن ها پرداخته میباشد. او نظرها حکما و متکلمین را در زمینه‌ی توحید، نبوت و بقیه مسائل کلامی با هم تطبیق داده و طریقه و تفکر خویش در اعتقادات شیعه را ذکر مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.

درباره مؤلف
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: علامه حلی
ابومنصور جمال‌الدین، حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی مشهور به علامه حلّی، از تعالی‌ترین عالمان شیعه میباشد. بعد از مرگ پژوهشگر حلی در سال ۶۷۶ قمری که مرجعیت شیعه ها را بر ذمه داشت، عموم علامه حلی را برای این فرمان اساسی مطلوب یافتند و وی در ۲۸ سالگی زعامت و مرجعیت شیعه‌ها را بر ذمه گرفت. مناظرات و اثر ها وی موجب تمایل پادشاه محمد خدابنده به تشیع و ترویج مذهب شیعه در کشور‌ایران شوید. علامه حلی دارنده تألیفات اکثری در علم ها فقه، اصول، عقاید، فلسفه، منطق، دعا و... آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

حرف علامه حلی
آن طور که خویش مؤلف در پیشگفتار میگوید طریق وی درین کتاب بدین شکل میباشد که آنچه از نظرهای محققان قبل به دستش رسیده را گزینه گفت و گو قرار داده و عملکرد کرده در بین متکلمان و حکما به انصاف داوری نموده و در میان قواعد فلسفی و کلامی گردآوری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کند.[۱]

ساختار کتاب
کتاب نهایة المرام دربرگیرنده یک پیشگفتار و سه نصیب کلی میباشد که با تیتر قاعده از آن اسم میبرد.

پیشگفتار کتاب دارنده ۶ فصل میباشد:

شرافت و فضیلت دانش حرف
انگیزه اسم‌گذاری به سخن
زمینه دانش صحبت
غرض دانش حرف
منزلت دانش سخن میان علم ها اسلامی
وجوب یادگیری دانش حرف
او آنگاه در سه قاعده، مفصلا به مباحث کلامی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخته میباشد:

قاعده اولیه: دانسته ها. این قاعده دارنده سه قسمت میباشد:
در تقسیم دانسته ها به مو جود و معدوم
در تقسیم به وجوب، قابلیت و امکان و امتناع
در تقسیم به ماهیت، جزء، بیرون و کلی
قاعده دوم: موجودات. این قاعده دارنده دو نصیب میباشد:
در تقسیم موجودات مطابق رأی متکلمان
در تقسیم موجودات مطابق رأی فلاسفه
قاعده سوم: محدثات. دارنده دو قسمت میباشد:
در جواهر
در اعراض.[۲] [۳][۴]
خصوصیت‌های تاثیر
بعضا از خصوصیت‌های تاثیر به‌این تفصیل میباشد:

این کتاب، کامل‌ترین کتاب کلامی علامه و یکی‌از کامل‌ترین کتاب‌های حرف اسلامی میباشد.
این کتاب، شامل تفکر‌ها و اثر ها فلاسفه و متکلمان میباشد که اقوال آنها در توان ممکن نقل شد‌ه‌است.
مؤلف عملکرد کرده نظر ها و ادله‌های فلاسفه و متکلمان را به هم مجاورت سازد.
رعایت بی نقص خلق و خوی در دعوا علمی فارغ از تعصب‌های مذهبی تا آنجا که در برخی مورد ها حیث معلم خود خواجه نصیر را رد کرده و انواع فخر رازی را وارد دانسته میباشد.
ابتکار در طرح مباحث، یاروهمدم با گستردن و توضیح بدون نقص از سایر خصوصیت‌هاست.[۵]
چاپ
چاپ اولیه نهایة المرام با مطالعه فاضل عرفان در سال ۱۴۱۹ق در قم بوسیله مؤسسة الامام الصادق(ع) شکل گرفت.

پانویس
حلی، نهایة المرام، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۵.
حلی، نهایة المرام، ۱۴۱۹ق، فهرست کتاب.
انصاری قمی، معرفی نهایة المرام فی دانش الکلام، ۱۳۷۸ش.
عرفان، معرفی نهایة المرام فی دانش الکلام، ۱۳۷۴ش.
انصاری قمی، معرفی نهایة المرام فی دانش الکلام، ۱۳۷۸ش.

بازدید : 27
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:25


ملازمت و همراهی با حکومت امام علی
بعداز به خلافت وصال امام علی(ع)، عمرو بن حمق از شیعه ها مجاورت وی شد. کَشّی او را از حواریون حضرت علی(ع) معرفی نموده است.[۱۲] بنابر نقلی عمرو بن حمق برای حضرت علی(ع) به منزله سلمان فارسی نسبت به نبی(ص) مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۱۳]

او در مبارزه جمل، صفین و نهروان کمپانی کرد.[۱۴] امام به عمرو فرمود:‌ای کاش در سپاه اینجانب صد نفر مانند تو بودند و درباره وی اینگونه دعا کرد: «خدایا دلش را به زهد پر‌نور گردان و راه و روش راستت را به وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بنما».[۱۵]

در پیکار صفین عمرو بن حمق هنگامی که سپاهیان معاویه، قرآن‌ها را بر نیزه‌ها زدند، به نگهبانی از امام علی(ع) پرداخت و در مخالفت با این مجموعه خطاب به امام علی(ع) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد ذکر کرد:

ای امیرمؤمنان! به خداوند عهدوپیمان ما تو‌را به خیال تعصب بر فسخ اجابت و امداد نکردیم. اجابت نکردیم مگر معبود را و طلب نکردیم مگر حق را. و در‌حالتی که کسی غیر از تو به آنچه که تو ما‌را به آن دعوت می‌کردی، دعوت می کرد، زد خورد و گفتمان در آن قوت می‌گرفت و حق نابود شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می شد.[۱۶]
عمرو از یاران امام(ع) بود که در ماجرای حکمیت در کنار عده ای مانند حسن بن علی(ع)، حسین بن علی(ع)، عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر و صاحب و مالک اشتر در نشست امام علی(ع) با نماینده معاویه، بر قوانینی که امام علی(ع) برای حکمیت انتخاب کرد، مدرک دادند.[۱۷]

شهیدشدن
عمرو از یاران امام حسن(ع) نیز به شمار می‌رود.[۱۸] بعداز صلح امام حسن(ع) و به حکومت وصالِ معاویه، زیاد به حکومت کوفه منصوب شد و به تعقیب و کشتار بزرگان شیعه پرداخت. به همین جهت عمرو بن حمق از کوفه فراروگریز کرد. ولی در سال ۵۰ قمری به دست کارداران معاویه به شهید شدن رسید.[۱۹] درباره طریق شهیدشدن او اختلاف میباشد:

برخی گفته‌اند معاویه بعد از دادن حفاظت‌طومار، او را به قتل رساند. طومار امام حسین(ع) به معاویه نیز مؤید همین مقاله میباشد:

«مگر تو نبودی که عمرو بن حمق خزاعی به عبارتی مردی که پیکر و شکل وی بر تاثیر کثرت عبادت رنجور شده بود را شهید کردی؟ آن هم بعد حفاظت‌ها و عهدوپیمان‌ها که به وی دادی؟ نگهبانی‌ها و قول‌هایی که در‌حالتی که به آهوان کویر داده بودی از رمز کوه‌ها با اعتقاد و باور فرود می‌آمدند.[۲۰]
بعضا اسارت او را به دست بلتعه بن ابی‌عبدالله دلیل معاویه دانسته‌اند. بلتعه بعد از دستگیری عمرو، او را نزد عبدالرحمن بن عبدالله ثقفی حکم کننده موصل ارسال کرد. عبدالرحمن طومار‌ای به معاویه نوشت و دستگیری عمرو بن حمق را به اگاهی معاویه رساند، معاویه علاوه بر مجرم کردن عمرو به کمپانی در قتل عثمان نوشت: «عمرو خودش می داند که با نیزه‌ای که در مشت داشت نُه ضربه بر عثمان بن عفان نواخته میباشد. ما هم نمی خواهیم بیش تر از این به وی تجاوز کنیم، شما هم نُه ضربه بر وی وارد سازید.» عبدالرحمن اورا خارج آورد و امر کرد امر حافظه گردیده را انجام کردند. عمرو در ضربه اول یا این که دوم جان سپرد.[۲۱]

ابن عبدالبر کشته‌شدن عمرو بن حمق را بر تاثیر گزیدن مار در هنگام مخفی‌شدنش در غار دانسته میباشد. او گفته میباشد دلیل زیاد که در تعقیب عمرو بود اورا مرده یافت و سرش را از بدن غیروابسته کرده و برای زیاد ارسال کرد و زیاد آن را برای معاویه.[۲۲]

صادر کردن رمز به شهرها
بعد از شهید شدن عمرو، معاویه دستورداد رمز او در شهرهای متعدد اکران داده گردد.[۲۳] بعد از آن معاویه امر کرد رمز عمرو را برای همسرش آمنه بنت شرید که در زندانی در دمشق به راز می برد، بفرستند. همسر عمرو، معاویه را نفرین کرد. معاویه فرمان احضار او‌را به دارالخلافه اعطا کرد،[۲۴] و فی مابین آنها اعلام‌کرد‌و‌گوی تندی پیش آمد.[۲۵]

آرامگاه عمرو بن حمق
ابن اثیر (متوفای ۶۳۰ق) زیارتگاهی را در خارج شهر موصل برای عمرو بن حمق شمرده و گفته میباشد که سعید بن حمدان (پسر عموی سیف‌الدوله و ناصرالدوله حَمدانی)این ساختمان را در شعبان سال ۳۳۶ق ساخته بود.[۲۶]

بازدید : 19
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:19


ابراهیم خان ضرغام‌السلطنه بختیاری فرمانده نیروهای مجاهد مشروطه‌خواه اصفهان و بختیاری در نبرد با استبداد صغیر محمدعلی فرمان روا قاجار میباشد. او در روزگار مشروطه از علاقه مندان مشروطه بود و بعد از به‌توپ‌بستن مجلس بوسیله محمدعلی پاد شاه به‌امر نورالله نجفی اصفهانی وارد اصفهان شد و اصفهان به دست آزادی‌خواستار به‌زمین‌خورد. او بعد از مدتی راهی طهران شد و در فتح طهران و خلع ید محمدعلی فرمانروا از توان حضور داشت. با بروز علامت‌هایی از انحراف مشروطه، وی بدین انحرافات هشدار بخشید و هیأت اتحادیه احرار را به ملازمت ستارخان، باقرخان و عبدالحسین سردار محیی (معز الدین) مسجد النبی کوهسنگی مشهد ساخت.

نسب
ابراهیم‌خان فرزند رضاقلی‌خان ایل‌بیگی بود. وی در شمار بزرگان سلسله صوفیه خاکساریه و در طریقت به «حب‌علی فرمانروا» دارای اسم و رسم میباشد.[۱] او در میان اولاد جعفرقلی خان رغبت بیشتری به آئین و دینداری و علاقۀ شدیدی به اهل بیت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشت.

فتح اصفهان در استبداد صغیر
در ۷ دی ۱۲۸۷ش، بازاریان و صنفها اصفهان، بازار را تعطیل کردند و در مسجد امام اصفهان گرد آمدند.[۲] پس از قیام، عموم اصفهان علیه حکومت اقبال‌الدوله کاشی، قاضی مستبد محمدعلی پاد شاه و تقاضای امداد نورالله نجفی اصفهانی و محمدتقی آقا نجفی اصفهانی، از ایل بختیاری برای پیوستن به مجاهدین شهری، بعد از مصاحبه و پناه جیره و مواجب سربازان بختیاری از سوی روحانیون اصفهان، ابراهیم‌خان ضرغام‌السلطنه با هفت‍هزار نفر به گلشن ابریشم آمد و یاروهمدم با یکصد و ده بدن از بختیاری‌ها و با شعار «علی اما الله» جنبش کرده، وارد اصفهان شد.[یادداشت ۱][۳] پیوستن آنها به مجاهدین اصفهانی، سبب فتح اصفهان شد و اقبال‌الدوله، حکم کننده اصفهان به قنسولگری روس پناهنده شد. ضرغام‌السلطنه اولی مدیریت بختیاری بود که وارد اصفهان شد. پس از فتح اصفهان، صمصام‌السلطنه با ۵۰۰ سوار وارد اصفهان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۴]

تکان به سمت طهران
ابراهیم‌خان به هنگام جنبش اردوی بختیاری به طهران، در اصفهان ماند تا خلال سروسامان دادن به اوضاع و احوال، نیروهایی نو‌نفس برای جانبداری اردوی اعزامی به طهران گردآوری‌آوری و سازماندهی نماید. البته هنگامی خبر شهید شدن برادرش را شنید، با قوای خویش با شتاب وارد طهران شد. نقل شده هنگامی محمدعلی سلطان شنید که ضرغام با گروهی از سواران بختیاری وارد طهران می شود، در به عبارتی روز در سفارت روسیه در زرگنده متحصن می‌گردد.[۵] طومار او به مجله مجلس درباره‌ی مقصود و علت خویش از فتح اصفهان و دلایل مخالفت خویش با بعضا سران مشروطه (به ویژه علیقلی خان سردار اسعد) و نگهبانی بردن به امامزاده پادشاه عبدالعظیم به تفصیل تحت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد:

سرویس رئیس متشخص جریده مجلس دام بقائه خواهش درج لایحة تحت را می نمایم

در‌صورتی‌که چه با امتحاناتی که داده گمان دارم تک تک برادران وطنی به خیر از حالم با خبر باشند مع‌ذالک موردنیاز دانستم در‌این وقت که بعداز شانزده ماه تحمل زحمات و تقبل مخاطرات میخواهم به گرایش خود مراجعت کنم پهنا نظریه کرده منجر وارد شدن و انگیزه رفتن خویش را به سمع اشخاص ملت رسانیده باشم: اوقاتی که قشون استبداد شغل محاصره را بر هم محلی غیور و مظلوم تبریز طاقت فرسا کرده بودند و کلیه روزه عرصه را بر آن ها تنگ‌خیس می‌کردند، اتصالاً خیال و خاطر میکردم که به هر وسیله باشد خویش را به آن ها برسانم و شاید بعون الله از چنگ معاندان برهانم. سرانجام فکرم به اینجا رسید که عالی این میباشد قوای پاد شاه را تجزیه کنم و در توده مستبدین که آن وقت از تک تک کشور‌ایران خارج از بودند و تنها به هم محلی تبریز شغل داشتند، تفرقه‌اندازم. این بود که با گردآوری قلیلی از سواران خودم به اصفهان رو آورده و به خواست معبود با اینکه ما بالغ بر یکصد نفر نمی‌شدیم، بر سه هزار نفر قشون مستبدین غلبه جسته، اصفهان را قبضه نمودیم. این بود که پادشاه مخلوع لابد شد تا بخش بزرگی از قوه خویش را به طرف ما فرستد و از شغل تبریز سست گردد. و حمدالله که از آن روز به سپس مجدد پوسته مشروطیت را روحی نو پیدا شد و اینجانب آن چه شد تا فتح تهران، خلع پاد شاه و رفع سختی ها بلندمرتبه و تشکیل دارالشورا و وزارت منزل‌ها و دایر شدن آحاد اداره ها قانونی دولتی، که منتهای آروزی هر دوست مشروطه‌طلب بود (همدم بودم) ولکن چیزی که از این کلیه تبدیلات و تغییرات مراد بوده همانا بر احدی پوشیده وجود ندارد که جز این خلا که ما به‌ترتیب مشروطه و روال دولتی پر نمک و روی آیین و دولت خود را رونق دهیم و دست ظلمه را با زنجیر ضابطه ببندیم تا به زیردستان ستم نتوانند کرد و به ضابطه دریافت مالیات کنم و به ضابطه خرج. احدی خودسر شغل نکنند و هیچ کس فارغ از لیاقت و شرط بر مسندی ننشیند و امیدوارم عن‌قریب بدین نتیجه ها نیز برسیم. ولیکن زیرا پاره‌ای مشهودات و بعضا مسموعات از بدور و مجاورت، از سلوک حکام و اخلاق و رفتار اقویا خلاف معمول میباشد، این بود که خواستم به محل ایل خویش گشوده گردم. زیرا به حضرت عبدالعظیم رفتم عده ای از خیرخواهان وطن و وکلای دارالشورا و علمای اعلام من‌را بازدارنده گردیده و گفتند مطالب خویش را بنویس و به مجلس شورا فرست تا پاسخ کافی دهند و به وعده اقدامات عاجلانه امیدوارت سازند.

هدف های خویش را که نگاشته گردیده توصیه کردم و خودم به تنهایی به شهر برگشتم متأسفانه می بینم که پس از ده روز هنوز جوابی داده نمیشود. لهذا دوباره برای رفتن تصمیم اراده نموده به مجموع ملت پهنا می کنم که اینجانب با خدای خویش عهد و پیمان کرده‌ام و در عهد خود ثابتم که تا واپسین قطره خون خویش را در روش خلاص و آزادی این ملت و استقلال این میهن و محافظت آئین مبین بریزم درحال حاضر هم برای وفای بدین عهد حاضر و درانتظار فرمانم» (حاجی ابراهیم بختیاری، ضرغام‌السلطنه)

بازدید : 29
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:09


سید حسن نَصْرالله (۱۳۳۹-۱۴۰۳ش) ملقب به سید مقاومت روضه خوان و سیاستمدار شیعه اهل لبنان، سو‌مین دبیرکل حزب‌الله لبنان و از بنیانگذاران آن بود. حزب‌الله در زمانه دبیرکلی او‌ (از سال ۱۹۹۲م-۲۰۲۴م) به قدرتی ناحیه‌ای تبدیل شد. آزادسازی جنوب لبنان در ۲۰۰۰م از اشغال رژیم صهیونیستی، آزادی اسیران لبنانی و بازپس‌گیری اجساد شهدای مقاومت از دست اسرائیل در ۲۰۰۴م و موفقیت در نبرد ۳۳ روزه در ۲۰۰۶م در حین دبیرکلی نصرالله رویداد. وی به جهت مقاومت و موفقیت‌های چندباره در قبال اسرائیل، دوستداشتنی‌ترین و قدرتمندترین رهبرِ دنیا عرب شناخته مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌گردد.

نصرالله در حوزه علمیه نجف و مکتب امام المنتظر در بعلبک دروس حوزوی را یادگرفت. او از شاگردان سید عباس موسوی بود و مدتی نیز در درس سید محمود هاشمی، سید کاظم حائری و محمد فاضل لنکرانی در قم کمپانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده بود.

سید حسن از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۲م عضو حرکت اَمَل، از تشکل‌های سیاسی شیعی در لبنان، بود؛ ولی در سال ۱۹۸۲م با گروهی از روحانیان جنگ جو از آن حرکت مستقل گردیده و حزب‌الله لبنان را تأسیس کردند. وی بعد از شهید شدن سید عباس موسوی در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲م، به‌تیتر دبیرکل حزب‌الله تعیین شد و تا فرصت شهادتش در ۲۰۲۴م/۱۴۰۳ش درین سمت بود. نصرالله در حین دبیرکلی، رابطه و دیدارهای زیادی با رهبران شالوده مقاومت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشت.

سید حسن نصرالله، ۶ مهر سال ۱۴۰۳ش/۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴م درپی بمباران ضاحیه بیروت در جنوب لبنان بوسیله رژیم صهیونیستی به شهید شدن رسید. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر کشور‌ایران، و مراجع پیروی همانند سیستانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، سبحانی، شبیری زنجانی، جوادی آملی، بشیرحسین نجفی و مقامات و دولت‌های کشورهای متفاوت و دسته‌های مقاومت مانند تکان حماس، تکان جهاد اسلامی فلسطین، تکان انصارالله یمن، تکان فتح، تیم عصائب اهل الحق، تکان امل لبنان، جریان حکمت ملی عراق و جریان صدر در عراق شهیدشدن او‌را تسلیت گفتند. در کشور ایران پنج روز و در لبنان، سوریه، عراق و یمن نیز سه روز عزای همگانی اعلام شد. عموم کشورهای گوناگون نیز در محکومیت این ترور تظاهرات و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اجتماع کردند.

نصرالله،‌ در سال‌های ۲۰۰۴م، ۲۰۰۶م و ۲۰۱۱م نیز از سوی نیروهای اسرائیلی گزینه سوء قصد قرار گرفته و جان سلامت به در برده بود. پسر والا او، سید محمدهادی نیز در سال ۱۹۹۷م در تضارب با نیروهای اسرائیلی به شهیدشدن رسید.

مراسم‌تدفین سید حسن نصرالله، حدود ۱۵۰ روز بعداز شهید شدن، در ۲۳ فوریه سال ۲۰۲۵م/۵ اسفند سال ۱۴۰۳ش در بیروت برگزار شد.

نبرد با اشغال‌گری اسرائیل
سید حسن نصرالله، از رخ‌های دارای اسم و رسم لبنان بود[۱] وی به جهت نقشش در آزادسازی جنوب لبنان در ۲۰۰۰م بعد از ۲۲ سال اشغال اسرائیل و همینطور برد در مبارزه ۳۳ روزه در ۲۰۰۶م به «سید مقاومت» ملقب شد.[۲] نصرالله به جهت مقاومت و موفقیت‌های چندباره در قبال اسرائیل، تحت عنوان شخصیتی دوستداشتنی در عالم اسلام،[۳] دوست داستنی‌ترین[۴] و باشهامت‌ترین و قدرتمندترین رهبرِ دنیا عرب[۵] معرفی گردیده است. سخنان حماسی و شخصیت قادر اورا از دست اندرکاران محبوبیتش دانسته‌اند.[۶] به نقل یورونیوز از آسوشیتدپرس، نصرالله گزینه احترام لبنانی‌ها و میلیون‌ها نفر در دنیا عرب و اسلام بود.[۷] یورورنیوز همینطور از نصرالله تحت عنوان مجاورت‌ترین متحد کشور‌ایران و معاند سرسخت اسرائیل ذکر شده میباشد.[۸]

بازدید : 22
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:15


معتزله و شیعه:‌اولیه رابطه‌ها
معتزله سیاسی و کلامی نخست قربت چندانی با شیعه‌ها نداشتند ولی در زمان‌های آینده تمایلات شیعی در میان معتزلیان فزونی یافت. معتزله نخست درباب داوری درباره کمپانی کنندگان در نزاع جمل و معارضان امام علی(ع) بی صدا می‌کردند ولی در زمان‌های متاخر بیشتر معتزلیان معارضان امام علی(ع) در مبارزه‌های آن حضرت را گم راه و گناه‌فعالیت می‌دانستند و بر حقانیت امام علی(ع) تصریح مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌کردند.[۱۰]

درباره موضع واصل بن عطا درباره کمپانی کنندگان در پیکار جمل از قدیم مباحثی مطرح بوده میباشد. بنابر بعضا منابع واصل خویش از داوری درین باب جلوگیری می کرد و بنابر بعضا گزارش‌ها وی هیچ یک از طرف‌های مشغول در مبارزه جمل را محق نمی‌دانست. از سوی دیگر گزارش‌هایی از شاگردی واصل نزد ابو هاشم فرزند محمد بن حنفیه فرزند امام علی(ع) و نیز گزارش‌هایی درباره رابطه وی با علویان و قربت وی با زیدیان وجود دارااست. بنابر این گزارش‌ها در حالی که امام راستگو در برخی مبانی با واصل مخالفت می کرد زیدیه جانب او‌را داشتند. این رابطه ها به صورت کلی آرم می دهد که واصل به‌پندار تشیع قربت‌هایی داشته و با مجموعه‌های شیعی و علوی رابطه داشته میباشد.[۱۱] هر یکسری عمرو بن عبید رهبر معتزلیان بعداز واصل با زیدیه ملازمت نکرد٬ معتزله بعد از او به زیدیه مجاورت بودند و در قیام‌های زیدی با آن‌ها ملازمت و همراهی کردند چنان که معتزله بصره با قیام ابراهیم بن عبدالله بن حسن ملازمت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۱۲]

بنابر بعضی گزارش‌ها واصل بن عطا بنیانگذار اعتزال از شاگردان ابو هاشم فرزند محمد بن حنفیه و از این نحوه به صورت غیر بی واسطه از درنگ امام علی(ع) سود کرده بود.[۱۳] از سوی دیگر بعضا از بزرگان متعزلی مانند نظام(ح۱۶۰-۲۳۱ق)از شاگردان هشام بن حکم بود و پاره‌ای از پندار‌های کلامی خویش را از وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد فراگرفت.[۱۴]

قربت معتزله و شیعه در بغداد
آدم بن معتمر اولیه معتزلی بود که از بصره به بغداد آمد و با مخالفت با برخی از عقاید معتزلیان بغداد٬ شاخه‌ای تازه از اعتزال را در بغداد تشکیل داد. وی به علویان مجاورت بود و از آن پس معتزله بغداد تمایلات شیعی بیشتری یافتند به‌این مفهوم که امام علی را بر عثمان و گاه بر بقیه خلفا برتری می‌دادند.[۱۵] معتزله بغداد با شیعه ها رابطه بیشتری داشتند و این دو مجموعه در‌این شهر به یکدیگر مجاورت بودند. پیرو همین رابطه بود که مورد تفضیل امام علی(ع) بر عثمان یا این که بقیه خلفا از مسایل مطرح نزد معتزلیان شد و اکثری از معتزلیان بغداد بر سیرتکامل‌ای از تفضیل امام علی رای دادند و برخی از آن ها مانند ابو جعفر اسکافی(م۲۴۰ق) بر این تفضیل سماجت داشتند و به تعبیروتفسیر برخی از منابع «عَلَاوُّ الرَّای» بودند.[۱۶] با این هم اکنون می بایست در حیث داشت که بعضی از معتزلیان بخصوص معتزله بصره به شدت عثمانی مذهب بودند چنان که جاحظ فقید معتزلی دارای اسم و رسم، کتابی با تیتر العثمانیه نگاشت و در آن به برتری خلفا بر علی(ع) رای بخشید. ابو جعفر اسکافی بر کتاب جاحظ نقضی نوشت و این علامت می دهد که قضیه فضیلت امام علی که ریشه در تامل تشیع داشت به چه شکل به موضوعی مهم نزد معتزلیان تبدیل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده بود.

قرار به دست آوردن شیعه و معتزله در قبال اهل حدیث که اساسا با عقل‌گرایی و دانش حرف به شدت مخالف بودند، به اتحاد و قربت شیعه و معتزله، مخصوصا در عصر‌هایی که خلفای عباسی از اهل حدیث مدد می‌کردند، کمک رساند. از همین رو لینک معتزله و شیعه در زمانه دوم خلافت عباسی که با پناه خلفا از جریان حدیث‌گرایی هم پا بود بیشتر شد و در زمانه سلطه حاکمان شیعه مذهب آل بویه به نقطع ی عطف خویش رسید.[۱۷]

قرن چهارم٬ حکومت آل بویه: رویش رابطه معتزله و شیعه
زمانه حکومت آل بویه٬ روزگار رویش رابطه و شیعه‌ها و معتزلیان در بغداد بود. درین روزگار مدرسه علمای شیعه در بغداد در رویکردهای عقل‌گرایانه بسیار در حدود معتزله بودند. هر دو مجموعه شیعه و معتزله به حکومت آل بویه مجاورت بودند و گزینه مدد بویهیان قرار داشتند. آل بویه از یک سو شیعه مذهب بودند و از سوی دیگر در کارها فقاهتی اهل مدارا بودند. با رمز شغل وارد شدن آل بویه٬ معتزله که پیشتر ذیل فشار جریان‌های حدیث گرا با پشتیبانی حنابله بودند٬ آزادی بیشتری یافتند٬ مجالس بلندمرتبه درسی تشکیل دادند و به مناصب بلند رتبه حکومتی به عنوان مثال قضاوت رسیدند.[۱۸] در‌این زمانه علمای شیعه و معتزلی رابطه استادی و شاگردی وسیع‌ای نیز داشتند. برای مثال روضه خوان اثر گذار و سید مرتضی استادانی معتزلی مذهب داشتند.[۱۹]

بنابر شواهد تاریخی درین زمان گروهی از علمای معتزلی مذهب بودند که گرایشات شیعی داشتند به نحوی که در منابع تاریخی و فرقه شناختی از آن ها با تعابیری مانند «شیعه معتزلی»حافظه شد‌ه‌است. برای مثال این اشخاص در قرن چهارم قمری می‌اقتدار به ابوالقاسم تنوخی(۴۴۷ق.) حسین بن حسن بندار انماطی، محمد بن وشاح الزینبی اسم موفقیت.[۲۰] یکی‌از مشهورترین این رخ‌ها صاحب و مالک بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ق) میباشد که او‌را آرم اتحاد اعتزال و تشیع تعریف کرده‌اند.[۲۱] بعضا گزارش‌ها او‌را شیعه یا این که زیدی مذهب دانسته‌اند. اشعاری در مدح امامان شیعه به وی منسوب میباشد. با این درحال حاضر شواهدی بر امامی نبودن او نیز وجود داراست٬ چنان که روحانی موثر کتابی نوشته بود در رد عقاید مالک بن عباد راجع‌به امامت. به هر اکنون در منابع تاریخی درباره اینکه وی شیعه میباشد یا این که سنی معتزلی اختلاف لحاظ بخش اعظمی وجود دارااست و همین زمینه نماد این میباشد که عقاید وی به هر دو مجموعه مجاورت بوده میباشد. از سایر مثال‌های پر اسم و رسم قربت تامل شیعی و معتزلی قوم نوبختیان و تفکر‌های منسوب به آن‌ها میباشد. دارای شهرت میباشد نوبختیان از شیعیانی بودند که در پاره‌ای از درنگ‌ها به معتزله مجاورت بودند به گونه ای که بعدا روحانی موثر بدین پندار‌ها نقد کرد.[۲۲] هرچند مبتنی بر بعضا بازرسی‌ها آنچه در پندار نوبختیان در حدود عقاید معتزله بوده میباشد قبل از آنها نیز نزد شیعه‌ها سوابق داشته میباشد. از سوی دیگر برخی از عقاید روحانی موثر نیز به معتزلیان مجاورت میباشد[۲۳] و درباره اثر پذیری روحانی اثرگذار از آن‌ها به رغم وجود اختلاف‌ نظریات میان وی و معتزله٬ بازرسی‌هایی انجام یافته میباشد.[۲۴]

بازدید : 29
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:09


روز ها فاطمیه روزهایی که شیعه‌ها به‌مناسبت شهیدشدن حضرت فاطمه(س)، سوگواری می‌نمایند. با اعتنا به اینکه دو عهدوپیمان ۱۳ جمادی‌الاول و ۳ جمادی‌الثانی درباره شهیدشدن حضرت فاطمه(س) آوازه بیشتری داراست، روزهای یازدهم تا سیزدهم جمادی‌الاول، فاطمیه اولیه و روزهای سوم تا پنجم جمادی‌الثانی، فاطمیه دوم نامیده مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.


کمپانی بشیر نجفی از مراجع پیروی بومی نجف در مراسم شهیدشدن حضرت فاطمه (جمادی‌الثانی ۱۴۴۵ق)
در روزها فاطمیه در بعضا کشورها همانند کشور‌ایران، عراق، پاکستان و آذربایجان سوگواری برپا می‌گردد. روز سوم جمادی‌الثانی در کشور‌ایران، تعطیل قانونی میباشد و برخی از مراجع پیروی در مراسم سوگواری این روز حضور مییابند. سوگواری روزها فاطمیه دوم در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۹ش که روز سوم جمادی‌الثانی به‌تیتر روز شهیدشدن حضرت فاطمه(س) تعطیل قانونی اعلام شد، رونق بیشتری آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفته میباشد.

روزها فاطمیه چه روزهایی میباشد؟
روزها فاطمیه، روزهایی میباشد که شیعه‌ها به‌مناسبت شهیدشدن حضرت فاطمه(س) سوگواری می‌نمایند.[۱] به دلیل آوازه سیزده جمادی‌الاول و سوم جمادی‌الثانی تحت عنوان تاریخ شهیدشدن حضرت فاطمه، روزها فاطمیه به فاطمیه اولیه و فاطمیه دوم نامگذاری گردیده‌است. روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم جمادی‌الاول فاطمیه اولیه و روزهای سوم، چهارم و پنجم جمادی‌الثانی فاطمیه دوم نامیده گردیده است.[۲] ولی برخی از دهم تا بیستم جمادی‌الاول را فاطمیه نخستین و از یکم تا دهم جمادی‌الثانی را فاطمیه دوم رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدانند.[۳]

روز ظریف شهیدشدن حضرت فاطمه(س) معین وجود ندارد و درین‌باره اختلاف‌لحاظ وجود دارااست. در کتاب الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء(س) تاثیر اسماعیل انصاری زنجانی (درگذشته ۱۳۸۸ش) ۲۱ عهد درباره فرصت شهید شدن حضرت فاطمه(س) نقل گردیده‌است.[۴] به‌گفته سید محمدجواد شبیری (متولد ۱۳۴۵ش) از نویسندگان دانشنامه فاطمی، عهدوپیمان به شهیدشدن فاطمه(س) در سوم جمادی‌الثانی نزد شیعه مشهورتر میباشد.[۵] وی این قسم را به روایتی از امام راستگو(ع) مستند کرده که در کتاب دلائل الامامه[۶] نقل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.[۷]

برگزاری مراسم

برپایی نمایشگاه کوچه بنی‌هاشم در روزها فاطمیه در کشور‌ایران
در روزها فاطمیه در شهرهای متفاوت جمهوری اسلامی ایران مراسم سوگواری برگزار می شود. این مراسم از مجال تعطیل‌شدن سوم جمادی‌الثانی به‌تیتر روز شهید شدن حضرت فاطمه در کشور ایران رونق بیشتری گرفته میباشد[۸] در سال ۱۳۷۹ش به توصیه آیت‌الله وحید خراسانی و مبنی بر ثبت دولت کشور ایران، روز ۳ جمادی‌الثانی به‌مناسبت شهیدشدن حضرت فاطمه(س) تعطیل قانونی اعلام شد.[۹] حسین وحید خراسانی و لطف‌الله صافی گلپایگانی (درگذشت: ۱۴۰۰ش) از مراجع پیروی شیعه در‌این روز در مجموعه‌های سوگواری که به سمت بقاع حضرت معصومه(س) پیاده‌روی می‌کردند، حضور می‌یافتند.[۱۰]


برگزاری مراسم سوگواری در روزها فاطمیه در پاکستان
همینطور به طور همزمان با روز ها فاطمیه در بعضا شهرهای کشور‌ایران به‌ویژه قم نمایشگاه‌هایی با تیتر کوچه‌های بنی‌هاشم برای بازدید همگانی برگزار میشود و در آن نمایی از بقیع، غدیر خُم و فدک به اکران گذارده میگردد.[۱۱]

نقل شده، شیعه ها عراق به‌جز فاطمیه اولیه و دوم، در روز ۸ ربیع‌الثانی نیز سوگواری می‌نمایند. این سوگواری بر پایه ی نقلی میباشد که شهید شدن او‌را ۴۰ روز بعد از رحلت فرستاده(ص) می داند.[۱۲] همینطور در کشورهایی همانند پاکستان،[۱۳] آذربایجان،[۱۴] تاجیکستان[۱۵] و استرالیا[۱۶] و نیز در مرکز ها اسلامی در کشورهای اروپایی همانند راس اسلامی هامبورگ و راءس اسلامی امام علی استکهلم مراسم سوگواری در فاطمیه دوم برگزار می شود.[۱۷]

سوابق سوگواری برای حضرت فاطمه(س)
گزارش‌هایی از سوگواری اهل‌بیت(ع) برای حضرت فاطمه(س) وجود دارااست.[۱۸] از امام درستگو(ع) نقل شد‌ه‌است که برای حضرت زهرا(س) سوگواری میکرد و در مجلس خویش از ماجرای سقط حضرت محسن(ع) و کتک‌تناول کردن حضرت زهرا(س)، خاطر می‌نمود.[۱۹] همینطور به نقل از حکم دهنده عبدالجبار معتزلی (درگذشته ۴۱۵ق) گردآوری‌ای از شیعه‌ها در مناطقی مثلا مصر، دمشق، بغداد، الرمله، عَکّا، صور، عسقلان و جبل البسماق برای حضرت زهرا(س) و فرزندش حضرت محسن(ع) سوگواری می‌کردند.[۲۰]

بازدید : 17
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:13


نظرها و موضع‌گیری‌ها
آیت‌الله صافی گلپایگانی، قائل به حرمت مطلق موسیقی میباشد.[۴۳] او همینطور از معارضان فلسفه و عرفان بود و ایده ها فیلسوفان و عارفان مسلمان را انتقاد نموده است. از دید وی عده ای زیرا ابن‌عربی‌ و سهروردی‌ هیچ نقشی در اشاعه و تبلیغ اسلام نداشتند و گرهی از شغل مسلمانها مسجد النبی کوهسنگی مشهد نگشوده‌اند.[۴۴]

نظرها و موضع‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی
آیت‌الله صافی دربارهٔ مسائل اجتماعی و سیاسی نیز اظهارنظر میکرد و در مواقعی طومار‌هایی به مسئولان داخلی و فرنگی نوشته میباشد. به عنوان مثال در فروددین ماه ۱۳۹۰ش، در پیامی به عبدالله فرمانروا ایالات متحده عربی، از وی خواست هر چه زودتر خاک بحرین را سوراخ نموده و از ملت بحرین و تک تک مسلمانها عالم پوزش طلبی نماید.[۴۵] بعضا دیگر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد از این مفاد:

اعتراض به کشته شدن مسلمانها در افغانستان به دست طالبان: او ۲۴ تیر ۱۴۰۰ش در عکس العمل به اتفاق ها افغانستان، در بیانیه‌ای اتکا به طالبان باتجربه شرارت و آدمکشی را خطا تعالی و غیرقابل جبران دانست.[۴۶] صافی علاوه بر هشدار به دولت‌ها، مجامع فی مابین‌المللی، سازمان کنفرانس اسلامی و دولت کشور ایران، خواهان برخورد بدون شوخی بدین رویدادها شد و بی سر و صدا آن ها موجب پشیمانی و ندامت در آتی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴۷]
اعتراض شدید به حکم اعدام روحانی باقر النمر در ایالات متحده عربی: صافی گلپایگانی، ۲۵ مهر ۱۳۹۳ش، دادگاه‌های ایالات متحده عربی سعودی را بیدادگاه خواند و صدور حکم اعدام باقر النمر را موجب تأثر و تأسف خواند و از وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران خواست تا در این زمینه مبادرت فوری اعمال دهد.[۴۸] وی همینطور در تیر ۱۳۹۵ش، سلب ملیت روضه خوان عیسی قاسم، از رهبران شیعه بحرین را محکوم کرد، مخالف کل ضوابط مدنی، انسانی و دینی دانست و آن را موجب تعجب، تأثر و تأسف فراوان قلمداد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۴۹]
اعتراض به سختگیری‌ها علیه مسلمان ها در چین: صافی گلپایگانی در آذر ۱۳۹۳ش، دربارهٔ سختگیری‌ها به مسلمان ها در چین اعتراض کرد.[۵۰] او در تیر ۱۳۸۸ش نیز به کشتار مسلمان ها در چین برخورد نماد داده بود و از وزارت خارجه کشور‌ایران خواست وظیفه خویش را جاری ساختن دهد.[۵۱]
فتنه داعش، فتنه بدنام کردن اسلام: صافی گلپایگانی، خرداد ماه ۱۳۹۵ش، فتنه داعش را فتنه بدنام کردن اسلام دانست و اذعان کرد: داعش سبب ساز شد‌ه‌است فقهی که برای جانبداری از صلح و دوستی و دفاع از ضعفاست، در حیث عالم اسباب و اثاث اذیت و آزار عموم شناخته گردد.[۵۲]
ترسیم‌الخط فارسی، جایگزین عثمان طه در خط قرآن کریم و مهربان: صافی گلپایگانی، ۶ مهر ۱۳۸۷ش، در دیدار مدیریت و معاونان اداره موقوفات استان قم، بر ضرورت چاپ قرآن با خط مستقر تأکید کرد و وجود قرآن‌هایی با خط عثمان طه در منزل‌های شیعه‌ها را اسباب و اثاث خجالت دانست.[۵۳] وی همینطور در بهمن ۱۳۸۹ش گفته بود که قرآن بایستی با ترسیم‌الخط خطاط دارای اسم و رسم اهل ایران در مشت همگی عموم قرار گیرد.[۵۴]
توسعه و گسترش دانش کده‌های منحصر زنان و تفکیک جنسیتی: صافی گلپایگانی، بر بسط کالج‌های منحصربه‌فرد زنان، و همینطور تفکیک جنسیتی در دانش گاه‌ها تأکید میکرد.[۵۵][۵۶][۵۷]
اعتنا به امامزادگان: صافی گلپایگانی به زیارت امامزادگان در شهر قم می رفت؛ برای مثال زیارت مزار موسی مبرقع، چهل اختران و امامزاده زید.[۵۸]
استقلال ناحیههای علمیه: صافی گلپایگانی بر استقلال ناحیههای علمیه تأکید میکرد به گفته وی سر توفیق حیطههای علمیه شیعه در زمان تاریخ را استقلال آن‌ها و رمز فرود نیاوردن در قبال توان‌ها بوده میباشد.[۵۹]
استقلال حکم کننده و قوه قضاییه: صافی گلپایگانی بر استقلال حکم کننده و قوه قضاییه تأکید میکرد. به گفته وی، حکم دهنده می بایست چنان استقلال و قدرتی داشته باشد که هر کسی را در هر مقامی باشد، بتواند احضار نماید و احکام الهی را دربارهٔ وی اعمال کند.[۶۰] به گفته وی استقلال قوه قضاییه ضمانت کننده بقای نظام میباشد.[۶۱]
اظهار نگرانی از فقر و گرانی و تورم و ربا: صافی گلپایگانی بر اثرات فقر، گرانی و تورم تأکید کرده و دولتمردان را به اتخاذ سیاست‌هایی برای تأمین معاش عموم فراخوانده میباشد.[۶۲] وی همینطور از وجود ربا در بعضی از خزانه‌ها شکایت می کرد.[۶۳]
تأکید بر احکام شرع در اقدامات فرهنگی و هنری: صافی گلپایگانی برخی نرم‌افزار‌های تجلیل از هنر را مغایر احکام الهی دانسته و خواهان برچیده شدن آنان شد.[۶۴] وی همینطور در بهمن ۱۳۹۳ش، از صدور مجوزهای بر خلاف شرع ابراز نگرانی کرد و از مسئولان وزارت راهنمایی خواست به وظایف فقهی خویش فعالیت کرده و جلو منکرات و محرمات را بگیرند.[۶۵]
عیب گیری از سیاست در دست گرفتن جمعیت: صافی گلپایگانی، دی ۱۳۹۳ش، اصلاح فرهنگ و تمدن خطا دربارهٔ در دست گرفتن جمعیت را وظیفه همگان دانست و خواهان اشاعه تمدن اسلام دراین مورد شد.[۶۶] وی قبل از آن در سال ۱۳۸۶ش نیز دربارهٔ اثار فرهنگی اجتماعی در دست گرفتن جمعیت هشدار داده بود.[۶۷]
بزرگداشت
۱۴ بهمن ۱۳۹۴، در مراسمی با حضور مدیریت مجلس شورای اسلامی، مدیریت ناحیههای علمیه، دبیر شورای خوب منطقههای علمیه، و بعضی دیگر از رخ‌های قانونی و حوزوی، از سعی‌های علمی، فقاهتی و قرآنی[۶۸] آیت‌الله صافی تجلیل شد.[۶۹]
در هجدهمین زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۵ش در شهر قم برگزار شوید لطف‌الله صافی گلپایگانی تحت عنوان شخصیت پررنگ علمی حوزه معرفی شد و به پاس سرویس ها علمی، فرهنگی، درس دادن و تألیفات گزینه تقدیر در‌این عصر از همایش قرار گرفت.[۷۰]

بازدید : 14
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:28


کشته‌شدن نفس زکیه
حکومت محمد بن عبدالله بیشتر از دو ماه دوام نیاورد.[۱۸] چراکه با لشکرکشی عباسیان به مدینه و محاصره این شهر، بخش اعظمی از عموم به سبب ساز خوف از ادامه محاصره و قحطی از به دور محمد بن عبدالله دور از مسجد النبی کوهسنگی مشهد هم شدند.[۱۹]

در‌این بین ترساندن و تطمیع‌های عیسی بن موسی، فرمانده لشکر عباسیان، نقش مهمی در جداشدن عموم مدینه از سپاه محمد بن عبدالله داشت.[۲۰] از این رو صرفا ۳۱۶ نفر در قبال عباسیان مقاومت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۲۱]

عاقبت با ورود عباسیان به درون شهر، مبارزه بدن به بدن درگرفت؛ در غایت محمد بن عبدالله به دست حمید بن قُحطبه در ناحیه «احجار الزیت» مدینه کشته شد.[۲۲][۲۳][۲۴]پس از کشته شدن سرش را از بدنش غیروابسته کرده و در شهرهای متفاوت گرداندند و تن او را در بقیع دفن رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۲۵]

ظهور فرقه محمدیه
بعضی نویسندگان ملل و نحل نوشته‌اند: بعداز کشته شدن نفس زکیه، مغیرة بن سعید عجلی و طرفدارانش مدعا شدند، نفس زکیه نمرده میباشد بلکه در کوه حاجر در حیطه نجد در غایب بودن به سرمی‌موفقیت و ظهور خواهد کرد. این تیم به محمدیه دارای اسم و رسم بوده و معتقد بودند نفس زکیه مهدی موعود شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۲۶]

بینش علمای شیعه در زمینه ی این قیام
در اینکه آیا نفس زکیه خویش را مهدی موعود می‌پنداشته یا این که اتهامی میباشد که سایر افراد برای خدشه‌دار کردن شخصیت و قیام محمد بن عبدالله به وی وارد کرده‌‎اند، بینش‌های متفاوتی بین فقها، مورخان و محدثان وجود داراست.[۲۷] سید بن طاووس، به امان از عبدالله محض و قیام فرزندش محمد بن عبدالله نفس زکیه پرداخته میباشد به گفته وی، علویان معتقد نبودند مهدی از آن‌ها میباشد و نسبت دادن مهدی به نفس زکیه، به دلیل معنای همگانی آن بوده چراکه به هر قیام‎ کننده‎ای اطلاق می‌گردیده و مقصودشان مهدی موعود نبوده میباشد.[مستلزم منبع] همینطور سید طاووس اعتقاد دارد[مستلزم منبع] حسنیان از اشخاص گزینه عشق امام راستگو(ع) بوده و آن ها نیز به حق امام، مطلع بودند.[مستلزم منبع] او احادیثی که در ذمّ قیام محمد بن عبدالله صادر گردیده را از روی تقیه دانسته میباشد.[۲۸] ولی روضه خوان اثر گذار به ذم عبدالله محض و محمد بن عبدالله نفس زکیه پرداخته میباشد.[۲۹] کلینی نیز روایاتی در مذمت محمد بن عبدالله بیان نموده است.[۳۰] آیت‌الله خویی در کتاب معجم رجال الحدیث عبدالله بن حسن و نفس زکیه را آسیب دیده و مذموم دانسته میباشد.[۳۱]

جستارهای متعلق
قیام زید بن علی
قیام قتیل باخمرا
قیام شهید فخ
پانویس
فرمانیان، موسوی نژاد، تاریخ و عقاید زیدیه، ۱۳۸۹ش، ص۳۵.
ابن طباطبا، الفخری، ص۱۲۰.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۲۵۶.
ابن طباطبا، الفخری، ص۱۱۹؛ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص۳۱۳.
اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۲۳۳ و ۲۵۴ - ۲۵۷.
جعفری، تاریخ تشیع در جمهوری اسلامی ایران، ص۳۷.
مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص۱۳۱-۱۳۲.
فرمانیان، موسوی‌نژاد، زیدیه؛ تاریخ و عقاید، ص۳۶.
فرمانیان، موسوی‌نژاد، زیدیه تاریخ و عقاید، ص۳۷.
ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص۱۲۷.
مهدوی عباس آباد، قیام محمد بن عبدالله (نفس زکیه) اول قیام علویان علیه عباسیان، نشریه دانش کده علم ها اجتماعی و انسانی

بازدید : 25
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:53


الواح موسی دو لوحی که در طور سیناء بر حضرت موسی(ع) نازل شد و ده امر بر آن مندرج بود. حضرت موسی بعداز دیدن گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل، عصبانی گردیده،‌ آن الواح را بر زمین زد. بنابر منابع اسلامی تکه‌های شکسته گردیده الواح در بین بنی‌اسرائیل باقی ماند و در تابوت پیمان قرار داده شد. اما براساس تورات، موسی(ع) مجدد به صورت سیناء رفت و الواح دیگری بر او نازل مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.

وحی الهی
وحی الهی بر تکه سنگ‌هایی درج شده و بر حضرت موسی(ع) نازل شد. تورات این حادثه را اینگونه نقل می‌نماید: «مُشه (موسی) رجوع و از آن کوه تحت آمد و آن دو لوح ده دستور گواه (بر تجلی خدا به فرزندان ییسرائل (اسرائیل) در کوه سینَی (سینا در دستش بود. لوح‌هایی که بر دو روی آنان درج شده بود یعنی این طرف و آن طرف نوشته بود.* و این لوح‌ها عمل آفریدگار و خط، خط معبود بود که بر لوح‌ها حک آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده بود».[۱]

قرآن با این‌که تصریحی بر نزول الواح در میقات ندارد، با این اکنون اشاره می‌نماید، حضرت موسی بعداز برگشت از میقات و دیدن گوساله‌پرستی قوم و قبیله، الواح را بر زمین زد[۲] و بعداز فروکش کردن عصبانیت مجدد آن رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد را گرفت.[۳]

بعضا از مفسران همانند علامه طباطبایی این الواح را الواح تورات دانسته‌اند.[۴] برخی نیز معتقدند این الواح پیش از نزول تورات بوده میباشد.[۵] رشید رضا مولف تعبیر و تفسیر المنار درباره ی رابطه الواح و تورات اینگونه میگوید: «الواح نصیب نخستین از شریعت بودند. در واقع این الواح به نوعی تورات اجمالی بوده‌اند و بعد از آن، احکام تفصیلی در عبادات، معاملات و... در طی‌های متفاوت و به طور تدریجی نازل گردیده‌است. این نوع نزول راجع به قرآن نیز وجود شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست».[۶]

این الواح در داخل تابوت قسم در محل پرستش سلیمان بود. در غایت بعداز حمله بُخْتُنَصَّر به اورشلیم و فساد محل عبادت، تابوت قسم و الواحی که در باطن آن بودند، مفقود شد.[۷]

براساس بعضا احادیث،‌ امام مجال(عج) بعد از ظهور، تابوت پیمان که دربردارنده الواح نیز می باشد را از غاری در انطاکیه خارج خواهد آورد.[۸]

تعداد الواح
تورات به صراحت این الواح را دو لوح معرفی می‌نماید: «دو لوح ده امر».[۹] قرآن فقط تفسیر به الواح داراست و اشاره‌ای به تعداد این الواح نمی‌نماید. در فیض اقوال مختلفی دربین مفسران در تعداد این الواح وجود داراست و اما برخی دلالت کلمه و واژه الواح بر دو لوح را جائز دانسته‌اند.[۱۰]

الواح نخستین
حضرت موسی(ع) به مقطع چهل روز در طور سیناء بود.[۱۱] در طول رجوع و برگشت الواح که وحی بر آن مندرج بود را آورد. ولی با دیدن گوساله پرستی بنی‌اسرائیل، عصبانی گشته و الواح را به زمین انداخت.[۱۲] و الواح ناکامی.[۱۳] برخی مفسران معتقدند انگیزه شکستن الواح به وسیله موسی(ع) عصبانیت از گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل بوده میباشد.[۱۴]

تورات این حادثه را اینگونه نقل می‌نماید: «موقعی که به اردوگاه مجاورت شد اینگونه وقوع افتاد که آن گوساله و پای کوبی (عموم) را مشاهده نمود. خشم مُشه (موسی) برافروخته شد آن لوح‌ها را از دستان خویش انداخت و آنان را در دامنۀ آن کوه باخت».[۱۵]

الواح دوم
تورات روایت الواح دوم را اینگونه نقل می‌نماید: «آفریدگار به مُشه (موسی) ذکر کرد: دو لوح سنگی مانند (لوح‌های) اولین بتراش تا مطالبی را که روی آن لوح‌های اولین که کوچک کرده بودی، روی آن لوحه‌ها بنویسم* هنگام صبح زود فراهم باش. هکر نستان به کوه سینَی (سینا) بالا آمده نزد اینجانب آنجا بر قله آن کوه بایست.... مُشه (موسی) دو لوح سنگی مانند او‌لین‌ها تراشید و همان طور که آفریدگار به وی دستور داده بود هکر نستان سحرخیزی کرده به سوی کوه سینَی (سینا) بالا رفت».[۱۶]

با این وجود قرآن و دیگر منابع اسلامی،‌ تصریحی بر الواح دوم ندارند. اکثری از مفسران معتقدند تکه‌های الواح اولیه که شکسته بود، تا پایان دربین بنی‌اسرائیل باقی ماند و در تابوت عهدوپیمان قرار داده شد.[۱۷]

محتوا

بازدید : 14
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:57


شاگردان
وی در نجف، در عرفان و کردار و تهذیب نفس، شاگردان زیادی رشد بخشید.[۲۲] معمولاً جلسات درس او سری و خصوصی برگزار می شد.[۲۳] وی در مکتب هندی، حجره‌ای داشت و شاگردانش درین حجره نزد وی مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌آمدند.[۲۴]

برخی از علما و فقها و مراجع پیروی از شاگردان مدرسه اخلاقی حکم دهنده بوده‌اند، برخی از مهمترین شاگردان وی عبارتند از: سید محمدحسین طباطبائی که از قبیله حکم دهنده بود. وی آغاز به حکم دهنده آوازه داشت البته به احترام استادش، ترجیح بخشید که به طباطبائی دارای اسم و رسم گردد.[۲۵] او و برادرش سید محمدحسن الهی و عباس هاتف قوچانی[۲۶] ۱۳سال نزد حاکم شاگردی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۲۷]

سید هاشم موسوی حداد. او ۲۸ سال دانش آموز حکم دهنده بود و استادش دربارۀ او گفته وی توحید را چنان چشیده و مس و لمس نموده که محال میباشد چیزی بتواند در آن خللی وارد سازد.[۲۸] سید حسن اصفهانی مسقطی. وی در نجف شفا و اسفار درس می‌اعطا کرد و به حکم سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع وقت شیعه ها، و توصیۀ استادش حاکم، به مجبور از نجف به مسقط مهاجرت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۲۹]

سید ابوالقاسم خویی. او از معلم خویش دستورالعملی گرفت و بعداز چهل روز، مکاشفه‌ای برایش نتیجه ها شد و آیندۀ خویش را مشمول درس دادن و به مرجعیت وصال رویت کرد.[۳۰] علی اکبر مرندی واسطه شناخت و رابطه خویی با حکم کننده طباطبایی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.[۳۱]

از سایر شاگردان وی می‌قدرت به اشخاص پایین اشاره نمود:

محمدرضا مظفر[۳۲]
علی‌اکبر مرندی شانزده سال نزد حکم کننده شاگردی کرد.[۳۳]
محمدتقی بهجت[۳۴]
علی‌محمد بروجردی او دروس حکم کننده را تقریر میکرد.[۳۵]
مرتضی انصاری لاهیجی[۳۶]
سید حسن کشمیری[۳۷]
سید احمد کشمیری[۳۸]
مرتضی معلم گیلانی
علی‌اکبر ادله
مرتضی معلم چهاردهی
سید حسین بادکوبه‌ای[۳۹]
سید عبدالکریم کشمیری
سید عباس حسینی کاشانی
محمدتقی آملی
میرزا ابراهیم شریفی سیستانی(داماد سید علی حکم کننده، درگذشت:۱۷ دی ۱۳۴۸ش)[۴۰]
[۴۱]

سید احمد فهری زنجانی از واپسین عده ای میباشد که محضر حاکم را شعور کرد.[۴۲]
سید محمد حسینی همدانی قسمت‌هایی از جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی را نزد حکم دهنده خواند.[۴۳]
سید مرتضی فیروزآبادی، مؤلف فضائل الخمسة اینجانب الصحاح الستة، در درس‌های اخلاق و رفتار و عرفان او کمپانی می کرد و محرم اسرار معلم بود.[۴۴]
معارضان
مخالفت بعضی علما با او باعث بی‌حرمتی بعضا از عموم به او گردیده بود، چنان‌که سجاده از پایین پایش کشیدند و همینطور اورا ارعاب به قتل کردند. ظاهراً علاقۀ او به ابن عربی و مولوی و دل‌بستگی و مراودۀ یکی صوفیان نجف فصل بهار علیشاه با حکم کننده، موجب بروز این مخالفت‌ها و وارد کردن اتهام تصوف به حکم کننده گردیده بود.[۴۵]

میرزا مهدی اصفهانی (د ۱۳۲۵ش) از علمای مشهد، که با بخش اعظمی از آموزه‌های فلسفی و عرفان نظری مخالف بود از معارضان حکم دهنده بود. او به‌رغم تَشَرُّع (پای‌بندی به امرها شرع) حکم کننده و عدم انتسابش به سلسله‌های صوفیه، با او مخالفت می کرد.[۴۶]

سید عبدالغفار مازندرانی که از زُهّاد پر اسم و رسم نجف به شمار می رفت نیز از معارضان حکم دهنده بود.[۴۷]

اثرها

دستخط سید علی حکم دهنده: در‌حالتی که نماز را تحفظ کردید، کلیه چیزتان محفوظ می ماند.
شرحی نیمه‌تمام بر دعای سمات:
او این تاثیر را در دو سال آخری قدمت خویش و به عربی نوشت و به سبب ساز بیماری غالب به اتمام آن نشد و صرفا حدود یک‌سوم این دعا را گستردن کرد که اول توشه در ۱۳۸۴ش در طهران به چاپ رسید. جلسۀ قرائت این دعا و تفصیل آن عصرهای آدینه در منزلش در نجف برگزار می شد.[۴۸]

تعبیروتفسیر قرآن کریم و مهربان
از آغاز تا آیۀ ۹۱ سورۀ انعام[۴۹] که ظاهراً ورژن‌ای از آن در لندن جانور میباشد.[۵۰] او‌را می‌قدرت مبنا‌گذار شیوۀ تفسیری قرآن با قرآن دانست. ظاهراً نحوه وی در تعبیروتفسیر، در شیوۀ تفسیری شاگردش، سید محمدحسین طباطبائی، در تعبیروتفسیر المیزان مؤثر بوده میباشد.[۵۱]

تصحیح و بازرسی الارشاد، تاثیر روضه خوان اثر گذار
این تاثیر را در ۱۳۰۶ در ۲۱ سالگی به ایفا رساند و در طهران چاپ سنگی شد.[۵۲]

حاکم ضمن پند، بر برخی کتاب‌های دیگر نیز تعلیقات نوشته میباشد؛ مثلا بر مثنوی مولوی و فتوحات ابن‌ عربی، که هیچ یک تا به امروز منتشر نشده میباشد.[۵۳]

او در ادبیات عرب مهارت داشت و شعر نیز می‌سرود.[۵۴] قصیده غدیریه وی به لهجه عربی، که آن را در ۱۳۱۶ش سروده میباشد، آوازه داراست. وی غدیریه‌ای هم به لهجه فارسی سروده میباشد.[۵۵]

طریقت عرفانی
محمدحسین طباطبائی گفته میباشد سید علی حاکم به هیچ یک از سلسله‌های صوفیه مرتبط وجود ندارد، بلکه طریقۀ عرفانی او به عبارتی طریقۀ ملا حسینقلی همدانی و استادش سید علی شوشتری میباشد که از آنها نیز به عارفی ناشناس به اسم جولا منتهی می گردد.[۵۶]

ولی فرزندش، سید محمدحسن حکم دهنده، بابا را بر شیوۀ سلوکی شاگردان حسین‌قلی همدانی نمی‌داند و از دید وی، حکم دهنده به مسلک پدرش، سید حسین، بود. سید حسین در مدرسه تربیتی امام‌قلی نخجوانی و امام‌قلی در مدرسه سید محمد قریشی قزوینی و وی از محراب گیلانی اصفهانی و وی از محمد بیدآبادی و وی از سید قطب‌الدین محمد نیریزی، از مشایخ ذهبیه، آموختن یافته‌ بود.[۵۷] البته از خویش او آورده شده که ارتباطش را با این سلسله رد کرده و طریقت خویش را طریقت علما و فقها می‌دانست.[۵۸]

به حیث حسینی طهرانی[۵۹] از شاگردان علامه طباطبائی، نیز حاکم آغاز در طریقت پدرش بود، ولی بعد از وفات پدرش، شاگردی سید احمد کربلایی را سپردن کرد و در طریقت حسینقلی همدانی قرار گرفت.[۶۰]

حاکم همینطور ۱۰ سال همراه و مصاحب سید مرتضی کشمیری بود، ولی در زمینۀ خلق و عرفان محصل او به شمار نمی‌آید[۶۱] چون کشمیری به شدت با ابن عربی و آثارش مخالف بود و نگرش حکم کننده با وی تفاوت بسیار داشت.[۶۲]

حکم دهنده وصول به جایگاه توحید و سیر درست الی الله را فارغ از پذیرفتن ولایت امامان شیعه و حضرت زهرا(س) محال می‌دانست.[۶۳] او می‌ذکر کرد:

اینجانب در صورتی به جایی رسیده باشم از دو چیز میباشد؛ قرآن کریم ومهربان و زیارت امام حسین(ع)
به گفته حسینی تهرانی نحوه سلوکی او طرز سلوکی حسینقلی همدانی بود. در‌این شیوه، سالک می بایست برای دفع خواطر، در شبانه‌روز حداقل نیم‌ساعت را برای دقت به نفس خویش گزینش نماید تا رفته‌رفته معرفت نفس برای وی نتیجه ها خواهد شد. به‌علاوه، بایستی برای رفع عفاف و حجاب‌ها و مانع ها، به امام حسین(ع) متوسل خواهد شد.[۶۴]

تعداد صفحات : 51

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 514
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه