loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 11
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 9:07


دسته آیین و آئین- فاطمه علی آبادی: آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی مدیریت جمهور منتخب، به طور همزمان با روز عید سعید قربان در ارتباط تلفنی با «کاردینال پیترو پارولین» ابتدا وزیر واتیکان، با شادباش عید سعید قربان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و بابیان اینکه این عید تحت عنوان اصلی ترین عید مسلمان ها برخاسته از مبادرت حضرت ابراهیم (ع) میباشد، تاکید داشت عید قربان را می‌اقتدار تحت عنوان «روز تعامل در میان ادیان ابراهیمی» مبنایی برای رایزنی، هم اندیشی و رای زنی در میان ادیان تلقی کرد.

مدیر جمهور منتخب با تاکید بر اینکه صیانت و تامین از حقوق و دستمزد آدم‌ها اساس و محور سیاست‌های داخلی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و فرنگی ایران را تشکیل می دهد، ابراز داشت که براساس آموزه‌های ادیان ابراهیمی، کشور ایران و واتیکان می بایست در کنار عموم مظلوم و ستمدیده دنیا و در قبال اقتدار‌های ظالم باشند. از این رو عنایت رایزنی و گفتمان در میان ادیان ابراهیمی را در راستای ساخت صلح حقیقی و واقعی و متانت استوار در دنیا گزینه تاکید قرار اعطا کرد و اعلام کرد کشور ایران تحت عنوان یک حکومت عموم‌سالار فقاهتی از هرگونه تعامل و مذاکره در بین ادیان ابراهیمی بویژه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مسیحیت استقبال می‌نماید.جانبداری از حقوق و دستمزد آدم‌ها اساس و مبنا سیاست‌های کشور‌ایران میباشد

تبادل لحاظ و برخیً برگزاری جلسات رای زنی بین بزرگان ادیان توحیدی سوابق‌ای وقتگیر داراست. مثال‌های زیادی را می‌قدرت در تاریخ اسلام، مسیحیت و یهود یافت که در آن علمای هر مورد از این ادیان آسمانی با یکدیگر به گفت و گو و ذکر کرد‌وگو پرداخته‌اند.

پیوندها در بین علمای ادیان الهی و مذهب‌ها متفاوت سوابق‌ای زمانبر دارااست و بارها بایستگی رای زنی مسجد النبی کوهسنگی مشهد دربین ادیان الهی در ذکر و بنان بزرگان فقاهتی مطرح گردیده است البته مداقه ایده آیت الله رئیسی مدیر جمهور منتخب ملت کشور‌ایران آنجاست که وی ضمن داشتن منزلت فقهی و حوزوی، تا تعدادی روز آجل دولت سیزدهم کشور‌ایران را تشکیل خواهد بخشید و سخنانش خلال تأثیرات فقاهتی، در حوزه فعالیت سیاسی و سیاست فرنگی نیز بسیار تأثیرگذار خواهد بود.

برهمین اصل برای تحقیق ایده مدیر جمهور منتخب و اینکه چه‌گونه عید سعید قربان میتواند «روز تعامل در بین ادیان ابراهیمی» باشد با حجت الاسلام پزشک معالج محمد حسین طاهری آکردی مولف و عضو هیئت علمی مجموعه ادیان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی «ره» به مصاحبه نشستیم که نتیجه ها آن را پیرو میخوانید:

آیت‌الله رئیسی «تعامل فی مابین ادیان ابراهیمی» را عملی نماید

*چرا حضرت ابراهیم (ع) را می‌اقتدار اساس تعامل در بین ادیان توحیدی بخصوص اسلام و مسیحیت دانست؟

حضرت ابراهیم از پیامبرانی میباشد که روایت وی در قرآن کریم و مهربان و تورات با اختلافات جزئی نقل شده و در رأس پیامبران مشترک مسیحیان، یهودیان و مسلمان ها به شمار می‌رود از این رو آن‌ها را رهروان ادیان ابراهیمی می‌نامند.

ماجرا حضرت ابراهیم (ع) در تورات از باب یازدهم استارت و تا باب بیست و پنجم ادامه مییابد که مساله ذبیحه درباره ی بیست و دوم سِفر پیدایش تورات ذکر می گردد. گفتنی میباشد مطالبی که در زمینه ی حضرت ابراهیم در تورات بیان میگردد گزینه تأیید یهودیان و مسیحیان بوده و مشترکات متعددی با قرآن دارااست و فقط تفاوت آن با قرآن مهربان مرتبط با بعضا از کارها مانند مصداق ذبیحه میشود.

در مساله ذبیحه، یهودیان و مسیحیان اعتقاددارند ذبیحه، حضرت اسحاق میباشد در حالی که مسلمانها مبتنی بر آیه ها قرآن کریم ومهربان، معتقدند ذبیحه، حضرت اسماعیل میباشد؛ اصل مساله قربانی که در تورات و قرآن کریم ومهربان اورده شده، نشانه از ایمان و خاص بودن حضرت ابراهیم دارااست؛ برای همین این نبی الهی می تواند مبنا تعامل و دیالوگ دربین رهروان ادیان توحیدی بخصوص اسلام و مسیحیت به شمار آید.

در حالتی که قرآن مهربان بارها روایت حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی را نقل می‌نماید بدین سبب ساز میباشد که به ما بفهماند کلیه رهروان ادیان توحیدی در یک ستون قرار دارا‌هستند و در امتداد یکدیگرند و جدای از هم نیستنداخلاص و ایمان حضرت ابراهیم مهم‌ترین نکته در مساله ذبیحه و از عقاید مشترک یهودیت، مسیحیت و اسلام میباشد؛ بدین ترتیب از نکات اصلی برای ورود به عرصه دیالوگ، آن میباشد که در عقاید، اصل توحید و در اجرا، خلق و پندار ابراهیمی سر مشق قرار گیرد.

بازدید : 24
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 12:12


فقط هنگامی می‌توانید احکام اسلامی را به خیر و خوبی خاطر بگیرید که گرایش خالصانه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد به کشف کیفیت یادگیری مرحله به مرحله اسلام داشته باشید، فقط در‌این‌صورت میباشد که معنای حقیقی و واقعی معاش خویش را خواهید یافت و چیزهای متعددی در ارتباط آفریننده مبتکر این عالم خواهید دانست. فقط در رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد این‌حالت میباشد که به سمت منبع فروغ، تدبیر و الهام هستی جنبش خواهید کرد و خواهید فهمید که به چه شکل می‌توانید نوروفروغ درونی خویش را از روش آموزه های اسلام کشف نمائید. از روش این راهنما، خاطر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌گیریم که به چه شکل قدم به قدم اسلام را به راحتی بیاموزیم و چه گونه آئین اسلام را بشناسیم.

فهرست مطالب
چه طور آئین اسلام را بشناسیم
قدم نخستین: اصول اسلام را بیاموزید
قدم دوم: ایمان به اصول اعتقادی آئین اسلام مسجد النبی کوهسنگی مشهد
قدم سوم: قرآن را تحت عنوان منبع مهم تعالیم اسلام بیاموزید
قدم چهارم: تمرکز بر جنبه های مهم آئین
قدم پنجم: آشنایی حضرت محمد (ص)
قدم ششم: رهایی بدون نقص از هرگونه تصور اشتباه درباره اسلام
قدم هفتم: بایستی عزم و رغبت حقیقی وواقعی برای اخذ تعالیم اسلامی داشته باشید
قدم هشتم: می بایست به‌این اعتقاد اتکا کرد که صرفا یک تولیدکننده درین دنیا وجود دارااست
کیفیت یادگیری مرحله به مرحله اسلام به طور خلاصه
اسلام را به طور آنلاین بیاموزید
چه‌گونه آیین اسلام را بشناسیم
قدم نخستین: اصول اسلام را بیاموزید
برای فراگیری قدم به قدم اسلام، شما می بایست پنج رکن مهم اسلام یا این که 5 اصل اسلام را عمیقاً بشناسند. مبانی اسلام عبارتند از:

شهادتین: به معنای اظهار ایمان، یعنی شهیدشدن دادن به اینکه هیچ کس جز معبود سزاوار پرستش وجود ندارد و حضرت محمد نبی وی به سوی کلیه انسانها میباشد (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد نبی الله).
برای ورود به آیین اسلام بایستی شهیدشدن را تلفظ فرمائید
قرائت نماز: گه سبب ساز لینک مسلمان و الله میشود. روزی پنج توشه به وسیله مسلمانی که مایل به اجرا آن میباشد اعمال می‌گردد.
صوم: روزه ماه رمضان ( جلوگیری از آب میوه و خوراک و آمیزش) از طلوع فجر تا غروب آفتاب در شکل بضاعت پزشکی. که سبب تقویت توان، حوصله و وجدان اجتماعی تندرست میگردد.
زکات: صدقه; مقدار پولی که بایستی هر ساله به نیازمندان پرداخت خواهد شد.
حج: هنگامی میباشد که بضاعت و توان مالی و جسمی برای رفتن به مکه برای زیارت دستکم یک توشه در معاش را داشته باشید.
بیشتر بدانید: به چه شکل دانش آموز شویم؟ +پژوهش سیر تا پیاز وضعیت معاش یک محصل
استفاده کردن این موادسازنده اسلام مستلزم ایمان عمیق و خالص برای فعالیت به تمام آنهاست. می بایست هر روز تمرین کرد تا تأثیر مثبت آن را بر روح خویش و در آحاد جنبه های معاش روزانه خویش ببینید.

قدم دوم: ایمان به اصول اعتقادی آیین اسلام
مسلمان‌ها بایستی صمیمانه به اصول اعتقادی پایین ایمان داشته باشند:

به خدای یگانه ایمان داشته باشید که وی فقط شایسته بندگی میباشد.
مسلمانها به ملائکه معبود ایمان دارا‌هستند که موجوداتی از نوروفروغ خالص معنوی می‌باشند، خیر می خوابند، خیر می‌خورند و خیر می آشامند، بلکه وقت خویش را در عبادت پروردگار میگذرانند.
اعتقادوباور به کل متن‌ها مقدس مو جود، مثلا قرآن.
ایمان به کلیه رسولان معبود سوای تمایز به امتهای گذشته پیامبر شد.
آپدیت قیامت ایمان بیاورید، یعنی بعداز مرگ قیامتی برای محاسبه کردن انجام میباشد.
قدم سوم: قرآن را تحت عنوان منبع اساسی تعالیم اسلام بیاموزید
در صورتی‌که میخواهید بدانید که چه‌گونه آیین اسلام را بشناسیم می بایست بیان کنم قرآن مهربان مهم ترین منبع احکام اسلامی میباشد و از آن تصویری اختصاصی از کردار، اصول و نحوه معاش نیکو آیتم رضایت معبود به دست می‌آوریم. بدین ترتیب، تعریف دقیقی از اصل اسلام و آنچه که یک مسلمان حقیقی و واقعی می بایست ایفا دهد و نباید اجرا دهد در آن وجود دارااست.

ادبیات و طریق های متعددی در تعبیر قران وجود دارااست توصیه می‌کنم برای دریافت اطلاعات بیشتر نوشته‌ی علمی شناخت با طریق های تعبیر قرآن کریم و مهربان را بخوانید. بدین ترتیب، با استارت به قرائت قرآن، بیشتر در امر آفریدگار و اینکه چقدر کریم ومهربان و رحیم و بخشنده میباشد، آشنا میشوید. قرائت قرآن به شما امداد می نماید تا چیزهای متعددی راجع‌به آیین اسلام بیاموزید.

بازدید : 68
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 9:53


لکن زیرا نادر و کیف اجرا بشر‌‏ها و نیت‌‏ها و ایمانشان متعدد میباشد، ثمربخشى این طریقت و دست‌یابى به واقعیت در اشخاص گوناگون میباشد، به سیرتکامل‌‏اى که در برخى اشخاص چنان‌که می بایست شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و شاید نمودى ندارد و در آدم‌‏هاى بدون نقص؛ مانند نبى ‏اکرم(ص) و امامان معصوم(‏ع) نقط ی اوج آن تبلور می یابد.

ازآنجاکه پروردگار متعال، حکیم میباشد هیچ موجودى، مثلا آدم‌‏ها را بیهوده و بی‌‏غرض نیافریده میباشد. غرض موجودات طبیعى با سیر جبرى آن‌ها و کمال موجودات مجرد(ملائکه و...) به صورت دفعى با افاضه‏‌ى الاهى نتیجه ها می‌‏خواهد شد، لکن زیرا بشر‌‏ها مختارند، تصمیم و عزم آن‌ها نیز در وصول به مقصود دخیل میباشد. و هر قصد و تصمیمى رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد براى جاری ساختن فعالیت، مستلزم تشخیص هدف ها و فواید و سرنوشت و اسباب آن فعالیت میباشد و فارغ از آشنایی، تصمیم و عزم و اعمال فعالیت میسّر نخواهد بود. لکن آدم نمی‌‏تواند سوای دست‌گیرى وحى، کمال خویش و خط مش وصول به آن‌را شناسایى نماید و شاهد این دستور، اختلافات فاحشى میباشد که در بین آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بشر‌‏هاى اندیشمند در این مورد جانور میباشد. این‌جا میباشد که نیاز به دست‌گیرى آفریدگار از وی، از روش وحى و ارسال رسل و انزال کتاب ها پر‌نور می‌‏خواهد شد. معبود نیز زیرا حکیم میباشد بشر را رها نکرده و با ارسال رسل و انزال کتاب ها، راه و روش هدایت به مقصد را به وی نمایانده میباشد. که چنانچه تابع عقل و فطرت سلیم خویش مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد و مرعوب یا این که فریفته‌ی تبلیغات و رزق و برق‌‏هاى فرآورده جهان نشود، به راحتى تسلیم دستورها و نواهى الاهى در تمامى بعدها زندگیش می‌‏گردد. این موسسه‌‏ى تعالیم الهى و تبیین نبوى(‏ص) و تفاسیر اولیاى آیین (ع) با تیتر "شریعت" شناخته می‌‏شوند. بشر دلیل به شریعت بسان مسافرى به سوى پروردگار می‌‏ماند که پاداش وی از یک‌سو، و زاد و بار‌ی وی از سوى دیگر، به عبارتی تعالیم الاهى؛ یعنى شریعت میباشد. هر چه آدم در‌این راستا پیش رود و بر کار و ایمان به شریعت استوار بماند، لحظه به لحظه به مقصد مجاورت و مجاورت‌خیس می‌‏خواهد شد. ایمان و فعالیت بی نقص به شریعت، سیر در جاده‌ی انسانیت میباشد، و این سیر خاص به "طریقت" موسوم میباشد. این مسافرت، خلاف اکثر زمان ها سیر و سفرها، خویش نیز مقصود و مقصد میباشد؛ یعنى با هر گامى که در این راه به پیش می‌‏رود، با چشم انداز‌‏اى نو و دیدنی روبرو می‌‏گردد و تأثیر آن بر نفس وی، منجر دگرگونی و تکامل تدریجى وی می‌‏شود، به کلام دیگر، با هر گامى، با دقت به چگونگی و کمیت و سابقه آن، آدم به غرض خویش رسیده میباشد و با قدم‌‏هاى بعدى این غرض؛ یعنى کشف حقایق و قرب الى الله را تعمیق بخشیده و پیشرفت می‌‏دهد، و این‌سیرتکامل به "واقعیت" می‌‏برسد.

مدرس حسن زاده آملى دراین مورد می گوید: "... آدم موجودى میباشد ابدى و مبتنی بر قرآن و عرفان و عامل، "دانش" و "شغل" آدم سازند... غذاى جان می‌‏گردند، آن‌چنان‌که آب و نان غذاى تن می‌‏شوند،... یعنى غذاى جسمانى منجر بقاى تن و غذاى روحانى، منجر بقاى نفس ناطقه آدم میباشد.... غذایى که طعمه‌ی جان می‌‏خواهد شد، اتحاد وجودى با نفس ناطقه که بالاتر از طبیعت میباشد پیدا می‌‏نماید و براى مدام باقى و برقرار می‌‏ماند. پس بشر روز و شب در "نحوه" ساختن خود براى "ابد" میباشد.... بشر می بایست مراقب خویش باشد. بایستی بفهمد و بداند تا راه و روش رویش و صلاح را بپیماید.... خداى سبحان این صنعت شگفت؛ یعنى وجود آدمى را که بلندمرتبه‌ترین صنعت در نظام هستى میباشد آفرید. در کنار آن "کتابى" براى به کارگیرى و سود‌‏ورى درست و نیز نگه‌دارى از آن قرار داده میباشد.... ما در عرفان عملى امر العملى جز "قرآن نداریم و احادیث و دعاها‌‏اى که از ]رسول (ص) و[ اهل‌بیت پاکی(‏ع) صادر گردیده تمامی حرفه‌‏هایى میباشند که از دریاى بی‌‏کران الاهى "قرآن کریم و مهربان" منشعب می‌‏شوند."... در عرفان نظرى و عرفان عملى، گفتارى فراتر و بها‌مندتر از گفتار پیغمبر خاتم(‏ص) و آل وی (ع) پیدا نمی‌‏کنیم؛ آنچه را که یک شخص بشر در غذا جان و جاری خویش براى "قرب الى الله" نیاز دارااست، در قرآن و حرف معصومان(‏ع) مخفی میباشد. "قرب" یعنى اتصاف به صفات ربوبى و تخلق به اخلاق و رفتار ملکوتى؛ یعنى آدم در مسیر تکاملى خویش، علماً و عملاً پرورش پیدا نماید و به جایى رسد که متصف به صفات ربوبى گردد. اما مراتب محفوظ میباشد "والذین اوتوا العلم درجات".[10] خوب‌ترین سکو این میباشد که یک بشر به فعلیت تامه‌‏اش رسد و آدم بدون نقص گردد ]لکن[ هر آدم به اندازه سعه‌ی وجودى خویش و به مقدار قرار گرفتنش در مسیر کمال انسانى، اهل نجات خواهد بود.... بشر در عرفان عملى به جایى می‌‏برسد که دیده برزخیش گشوده می‌‏خواهد شد؛ یعنى بشر‌ها را مبنی بر سریره و ملکات آن ها مشاهده می‌‏نماید،... براى مردان تعالی و اولیای حق قیامت درین جهان قیام نموده است. همین‌طور پلکانی بالا بروید تا می‌‏رسید به امام عارفان و متقین، امام موحدین، حضرت وصى، جناب امیرالمؤمنین على(ع) که می‌‏فرماید: "لو کشف الغطاء لما ازددت یقینا". جهان و آخرت به آن صورتى که بر ما عفاف و حجاب میباشد، براى آن‌حضرت عفاف وجود ندارد".[11]

در نقطه پايان بخشى از سخنان عارف حقیقى امام خمینى را که بعداز ذکر مقامات و نشئات بشر که به عبارتی نشأه‌‏ى آخرت و برزخ و عالم باشد، به علم ها مطلوب هر نشأه براى بشر اشاره نموده، ذکر می کنیم: "تمامی علم ها نافعه منقسم می‌‏خواهد شد بدین سه دانش؛ یعنى علمى که در مورد کمالات عقلیه و وظایف روحیه، و علمى که در امر انجام قلبیه و وظایف آن میباشد و علمى که راجع‌به انجام قالبیه و نشئه‌ی ظاهره نفس میباشد.... هر مورد از این مراتب... به طورى به هم مرتبط میباشد که اثر ها هرمورد به دیگرى شیوع می‌‏نماید، چه در جانب کمال یا این که طرف نقص. برای مثالً در شرایطی‌که کسى قیام به وظایف عبادیه و مناسک ظاهریه، در شرایطی که بایستی و بر اساس دستورها انبیا میباشد، کار نمود، از این قیام به وظایف عبودیت، تأثیراتى در قلب و روحش واقع می‌‏خواهد شد که خُلقش رو به نیکویى و عقایدش رو به کمال می‌‏گذارد و همین طور در صورتی کسى مواظب تهذیب خلق و خوی و تحسین داخل شد، در دو نشئه‌ی دیگر مؤثر گردد، چنان‌که کمال ایمان و احکام عقاید تأثیر در دو جایگاه دیگر می‌‏کند. بلکه تفسیر به "رابطه" نیز از ضیق زمان و تنگى قافیه میباشد، می بایست بیان کرد: یک واقعیت داراى مظاهر و مجالى میباشد."[12] و "در هر شکل، اى عزیز!... در هر مرتبه که هستى تلاش کن و اخلاص خویش را زیادت کن و اوهام نفس و وساوس شیطان را از دل خارج نما، ولی سود برایت نتایج می‌‏خواهد شد و راهى به "واقعیت" پیدا می‌‏کنى و "نحوه هدایت" براى تو گشوده می‌‏خواهد شد و پروردگار گرانقدر و تعالى از تو دستگیرى می‌‏فرماید".

بازدید : 22
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 10:12


جانماز یا این که سجاده فرشی خرد میباشد که مسلمانها بر کف شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اتاق یا این که زمین می‌گسترند و روی آن نماز می‌گزارند.

سجاده یا این که جانماز نوعی قالی کوچک میباشد که مسلمانها رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بر آن نماز می گزارند.

در بالا اسلام سجاده وجود نداشته و در اولِ پیدایش آن، به دلیل آن که سنت رسول نبوده، از سوی اکثری از مسلمان ها با آن نبرد می‌گردیده و برای مثال در زمانه بنی امیه سجاده‌ها را می سوزاندند. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد


سجاده را معمولاً پس از نماز عده (لوله یا این که تا) می‌نمایند. از مسجد النبی کوهسنگی مشهد خرافات گذشتگان این بوده که در حالتی که جانماز توده نشود شیطان به روی آن خواهد رفت و نماز خواهد گذاشت.


طرح اساسی سجاده معمولاً محراب میباشد.

نقش قندیل، ردیف و راز ردیف هم در سجاده معمول میباشد.

روزگار طلایی بافت سجاده اوایل سدهٔ هفدهم م. ( یازدهم ه. ق.) بوده میباشد.

شیعه ها در بالای محراب، یا این که در کناره سجاده کتیبه‌هایی به اسم معصومین - و اشعاری در مدح وی- و کلماتی زیرا "یاهو" یا این که حروف ابجد مانند ۱۲۱ (یا این که علی)، ۱۱ (هو) نقش می‌کرده اند.

در حالی که سجاده‌های اهل ایران با گل و بوته و نقش جانوران زیاد چشم گردیده، سجاده‌های بخشها دیگر - مانند آسیای صغیر- هیچوقت با صورت حیوان‌ها چشم نمی شود.

سجاده‌های بافت بلوچ، افغان و ترکمن رنگ متن قرمز رنگ سیر، ارغوانی تیره یا این که مشکی دارا‌هستند.

بازدید : 28
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 9:23


اما مولف حافظه گردیده این حیث را نسبت به آیین اسلام بعداز ذکر مذهبها بودا و مسیحیت و یهود ذکر می‏دارااست که در آن مذهبها، مسأله‏ای به اسم سیاست مطرح نبوده میباشد. گرچه حیث وی به «تز» فعلی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد این مذهبها می‏باشد، لیکن می بایست از نگرش فلسفه فقهی، کلیه ادیان الهی را که به عنوان «نظام» بر آدم نازل گشته میباشد، سیاسی شمرد و هرگونه انحراف از این مسیر، عقب افتاده جسمی موقعیت اتفاق افتاده میباشد که از ماهیت شرایع آسمانی بدور می‏باشد.
جامعه مدنی به معنی دیرینه خویش
جامعه مدنی از دو واژه و کلمه «جامعه» و «مدنی» ادغام یافته میباشد. جامعه، معنای: گردآمدن و پیرامون هم معاش کردن را می‏دهد. و مَدَنی از ریشه «مدینه» به معنای «شهر» گرفته شد‌ه‌است. لذا «جامعه مَدَنی» معاش گروهی و شهر نشینی را تداعی می‏نماید. در مقابل، کلمه و واژه «بَدَاو» زندگانی ابتدایی آدم را خاطر آور می‏گردد که منزل به دوش بوده، همواره در وضعیت نقل و جابجایی، و تعیین جاهای عالی به رمز می‏بردند، و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد هنوز به شهر نشینی و منزل و کاشانه آماده ساختن خو نگرفته بودند، و تا به امروز نیز بر معاش قبایلی که منزل به دوش میباشند هم اطلاق می‏خواهد شد.
واژه و کلمه «تمدّن» نیز از همین ریشه (مدینه) میباشد، که معنای میل به شهرنشینی را اعمال می‏نماید. اما این گردهم داخل شدن و شهرنشینی، فرایندهایی دارااست که شاخصه‏های «تمدّن» به شمار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‏فرآیند، و همواره در درحال حاضر بسط و توسعه می‏باشند، و معاش را از موقعیت ویّلیه که بی آلایش زیستی میباشد، به شرایط غامض درآورده، وبر حسب مرور مجال، غامض‏خیس نیز می‏سازند.
در فرهنگ وتمدن لغت عرب، به مکان واژه و کلمه «تمدّن» واژه «حضارت» در مقابل واژه «بداوت» به فعالیت می‏رود. حضارت از ریشه «حضر» به معنای حضور در شهر و بداوت از «بدو» به معنای معاش ابتدایی میباشد.
اما «تمدّن» یا این که «حضارت» نیازمند آداب و رسومی میباشد که باید شهروندان رعایت نمایند، و هر چه بیشتر و عالی پایبند ضوابط و قوانین گزینه توافق باشند ارتقای سطح تمدّن نیز به ترازو این وابستگیها و پایبند بودن‏ها بستگی داراست. بشر ذاتا در باطن خویش این حس را دارااست که می بایست گردهم آیند، و برای مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفع نیازهای خود از محصول‏های یکدیگر فایده‏مند شوند، اما بهای آن را نیز که به عبارتی منفعت‏مند ساختن بقیه افراد میباشد بپردازند. از این‏رو، گفته‏اند: «الإنسان مَدَنی بالطبع»؛ آدم ذاتا به گردهم وارد شدن و ساکن شدن در یک جا، میل دارااست.
آدم، بایستگی تشکیل معاش مشترک را بر پایه ی تعاون عمومی دریافته، و دانسته میباشد که نمی‏تواند بتنهایی نیازهای خویش را برآورد؛ از این رو، کوشیده میباشد خویش را از معاش ابتدایی (بدوی) رهانیده، به معاش اجتماعی «مدنی» روی آورد.
به‌این سان معاش «امروزی» (متمدّن یا این که متحضّر) به معنای حیات اجتماعی سازمان یافته میباشد، در مقابل معاش فاقد سازماندهی امروزی، و اطلاق «جامعه مدنی» بر این‏سیرتکامل معاش در مقابل «جامعه بدوی» میباشد که اینگونه سازماندهی پرورش یافته را ندارد، خیر در مقابل «توحّش» که فاقد هر سیرتکامل مدنیّت میباشد ؛ چون جامعه بدوی نیز دارنده ضوابط و ضوابطی میباشد، که گاه بشدّت رعایت می‏شود و لذا نمی‏قدرت بر آن اسم توحّش بنیان، بلکه بعضی آداب و رسومی بر جامعه ها بدوی قاضی میباشد که شهرنشینان از آنان محرومند.
فعلا به تفاسیری گشوده می‏گردیم که برای «جامعه مدنی» مطرح گردیده است، تا ببینیم کدام یک سوابق بیشتری داشته، و کدامین تعبیروتفسیر جنبه نوظهوری دارااست و تا کجا با مبانی اسلامی سازگار میباشد.
«جامعه مدنی» کلاً، از چهار نگرش آیتم تعریف‌و‌تمجید قرار گرفته میباشد:
1 ـ جامعه مدنی از بینش جامعه شناختی عام: بر این محور، جامعه مدنی، معاش اجتماعی و منتسب به «مدینه» (به معنای شهر) می‏باشد. و به عبارتی معنای شهر نشینی و گردهم وارد شدن را می‏رساند، که بشر با حس بایستگی آن، معاش مشترک و تعاونی خویش را شروع نمود،4 و پیوسته در سعی میباشد تا بالاترین فایده را با کمترین سرمایه به دست آورد، و همواره در خوب ساختن وسائل رفاه معیشت خویش می‏کوشد.
اما اینگونه جلسه و تشکیل معاش مشترک، در شرایطی‌که روشن بختی آدم را تأمین می‏نماید و به تندرست به شیوه خویش ادامه می‏دهد، که سازماندهی بی نقص داده گردیده باشد و مبتنی بر محبّت و مهر متقابل و اصول حکمت شالوده‏ریزی گردیده، قوانین مستحکم بر آن حکم کننده باشد. این مقررات با مقررات قاضی بر جامعه ها بدوی فرق اصلی داراست؛ به عنوان مثال آن که در اجرای ضابطه نسبت به متخلّفان در دولت ها بدوی، دست مدیریت بستگان گشوده میباشد، البته در جامعه مدنی امروزی، صرفا مقررات حکم کننده میباشد خیر رابطه ها.
2 ـ جامعه مدنی از نگرش فلسفه، که بـر تعقّل و انـدیشه و حـکمت پایدار میباشد.
تشکیل دهندگان اینگونه جامعه‏ای، می‏دانند چرا و بر کدام مبنا اینگونه جامعه‏ای را سامان می‏دهند، و در اصلً روح تفاهم و تسالم و همیاری بر آن جامعه حکم کننده میباشد. مراد از مدینه فاضله که افلاطون و ارسطو و فارابی از آن حرف گفته‏اند، اینگونه جامعه‏ای میباشد که بر پایه ی حکمت و دوراندیشی و کوچک اندیشی محور‏گذاری شد‌ه‌است. بشر دوستی، همدردی، روح تسامح و تساهل، احترام به دستمزد یکدیگر، سپری شد و احیانا ایثار، از ویژگیهای این جامعه به شمار می‏فرایند و در فلسفه در نصیب «حکمت عملی»، از آن گفت و گو می‏خواهد شد. درین جامعه، مقصود، پرورش و تکامل نوع انسانی میباشد، تا اشخاص هر چه خوب معاش نمایند، به نحو اَحسن به حقوق و دستمزد حقّه و طبیعی خویش دست یابند، و از مواهب طبیعت که معبود در مشت آدم گذاشته، به سیرتکامل سزاوار و بایسته سود‏مند گردند؛ برای مثال: از استعدادهای مختلف که در بنیان اشخاص به امانت گذارده گردیده، همه به سیرتکامل مساوی و عادلانه سود ببرند. لذا در اینگونه جامعه‏ای می بایست بخل و حسد و دَغَل و ظلم و تجاوز و چپاول، که مایه حرمان نصیب عظیمی از پیکر جامعه می‏خواهد شد، ریشه‏کن گردد، و مکان خویش را به محبّت و سپری شد و ایثار و فداکاری و نوعدوستی بدهد.
در اینگونه جامعه‏ای، آدم به جهت بشر بودن گزینه احترام قرار می‏گیرد، و هیچ گاه دست اندرکاران محیطی و موقعیت زیستی، که موجب تفاوتهای صورت و اندام و رنگ و غیره می‏باشد، یا این که گرایشهای خاصّ که سبب ساز نظریه‏ها و باورهای مختلف می‏شود، یا این که نسب یا این که حسب، باعث تبعیض از برخورداری از دستمزد انسانی و منفعت مندی از مواهب طبیعی و الهی، و نیز به کارگیری از فراورده‏های پندار‏های بشری میباشد، نمی‏شود. تمامی انسانها در یک صف قرار دارندو همگی اخوی و برابرند ؛ هر تعدادی صورت و رفتار و حالت محیطی آن‌ها گوناگون باشد .
قرآن کریم ومهربان به همین واقعیت اشاره داراست آن جا که گوید:
«یا این که أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ».5
درین آیه، «النّاس» (همگی عموم) آیتم خطاب قرار گرفته‏اند. هر انسانی از استارت آفرینش تا نقطه نهایی عالم، و در پهنای گیتی، استفاده کننده به‌این خطاب می‏باشد.
کلیه انسانها ـ فارغ از استثناـ از یک والدین آفریده گردیده‏اند؛ پس تمامی اخوی و برابرند، و هیچ کس و هیچ گروهی، از هر نژاد و قومیّت، بر دیگری برتری ندارد.
امّا این که به طور گروهها و با استعدادهای متفاوت صورت گرفته‏اند، می بایست موجب نزدیکتر شدن به یکدیگر گردد، تا از مواهب و فراورده‏های فکری و تجربه علمی یکدیگر سود‏مند گردند. و این اعطا کرد و ستدها بیشتر مایه شناخت و آشنایی همدیگر خواهد شد. پس انسانها بایستی با هم دوست باشند؛ گرچه در ملیّتها و حالت متفاوت صورت گرفته‏اند. و همین دوستیها و آشناییها منجر کبیر شدن دامنه علم ها و معارف بشری و گسترش آن می‏خواهد شد.
به‌این سان هر انسانی می بایست این تعهّد را در خویش شم نماید که در مقابل فایده‏مند شدن از مواهب و دستاوردهای بقیه افراد خویش نیز منفعت بدهد، و گرنه «کَلِّ » برجامعه و وجودی تحمیلی خواهد بود، خیر یک عضو فعّال .
لذا در نقطه نهایی آیه گوشزد می‏سازد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ»؛ گرامیترین اشخاص نزد پروردگار اشخاصی‏اند که حس تعهّد در آن‌ها عمیقتر باشد، چون «تقوی» از ریشه «وقایه» به معنای «تحفّظ» و «تعهّد» میباشد.
اصولا از نگرش قرآن کریم و مهربان، آدم آفریده گردیده‌است تا آباد کننده زمین باشد:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها». (هود /61)
شمارا از زمین آفرید، و به آباد ساختن آن گماشت.
این آباد ساختن زمین، سوای روح همزیستی و مسالمت‏آمیز، و نوعدوستی و ایثار و فداکاری و عملکرد وکوشش و همیاری، میسّر وجود ندارد .
و همین میباشد معنای «خلافت» در زمین6 و مسخَّر بودن کائنات برای انسان7 و پذیرا شدن ودیعت وودایع الهی8 تا شامل «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»شود.9 سپس خدا در آفرینش وی، به خویش شادباش گوید.10
3 ـ سومی تعریف‌و‌تمجید جامعه مدنی، در ارتباط با معنا حقوقی آن میباشد. از مهم‌ترین شاخصه‏های جامعه مدنی، نهادینه شدن ضابطه در جامعه میباشد، به‌این معنا که ضابطه بر رابطه ها شخصی و اجتماعی حکم دهنده باشد. نهادینه شدن ضابطه در جامعه، یک فرمان ضروری به شمار می‏رود، و اساساً جامعه سوای حکومت ضابطه، موجب درهم ریختگی اوضاع و احوال و داد و فریاد در جامعه میباشد. جامعه بر شالوده‏های ضابطه پایدار میباشد، و با متزلزل شدن محور‏ها، جامعه از هم فرو می‏ریزد. حتی جامعه بدوی، سوای ضابطهِ منحصربه‌فرد خویش، نمی‏تواند پایدار بماند و از هم می‏پاشد.
آنچه جامعه مدنی را از جامعه بدوی، درین ارتباط جداگانه می‏سازد، جنبه شمولی حکومت ضابطه میباشد. در جامعه مدنی تمامی اشخاص در قبال ضابطه یکسانند، البته در دولت ها بدوی یا این که جامعه ها تکامل نیافته کم و زیاد، تبعیض در حکومت ضابطه مشاهده می‏خواهد شد. لذا شاخصه جامعه مدنی تکامل یافته، به عبارتی تساوی در قبال ضابطه، و اجرای عدل و داد اجتماعی در همه سطح ها میباشد. اسلام نیز از روز ابتدا، بر تساوی در اجرای ضابطه، تاکید داشته میباشد.

بازدید : 63
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 10:01


در بالا گفتنی میباشد سازه بر شواهد تاریخی حتمی كه به‌دنبال مطالب شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد به آن اشاره می‌شود، دست بسته نماز تلاوت براساس سنت نبی(صلی الله علیه وآله) نبوده و از فرصت خلیفه دوم آغاز گردیده‌است. و البته درباره شیوه عبادت، می بایست دانست شخصیتی مانند رسول(ص) عالی از سایرافراد می دانسته كه چه روشی مطلوب خیس میباشد. ضمن اینكه درین سیرتکامل مفاد اصلی حتی خویش رسول(ص) به یاددادن الهی و از مسجد النبی کوهسنگی مشهد روش جبرئیل امین نحوه وضو و نماز را فرا می گرفته میباشد و در واقعیت برای عبادت حقیقی و واقعی بایستی از جهت شكل و محتوا تابع وی بود.

در متن‌ها اهل سنت آمده میباشد: «ابو حمید ساعدی صحابی گران قدر برای گروهی از صحابه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد كه فی مابین آن ها ابو هریره و صحابه دیگر نیز حضور داشتند، كیفیت جاری ساختن نماز را از نبی معبود (ص) حكایت كرد و نیز از مستحبات ریز و درشت آن اسم موفقیت، البته از اینگونه عملی یعنی دست روی دست نهادن در نماز حرف به فی مابین نیاورده». (1)
چنانچه طرز فرستاده اكرم (ص) اینگونه بود، وی یادآور میشد و یا این که حاضران تذكر می مسجد النبی کوهسنگی مشهد دادند. شبیه حدیث ابوحمید ساعدی از گویش امام راستگو (ع) بوسیله حماد بن عیسی نیز در كتاب های شیعه نقل گردیده‌است. (2)
بیهقی از محدثان پررنگ اهل سنت در سنن خویش می‌گوید: از حدیث سهل وآسان بن سعد استعمال می‌گردد كه دست بسته نماز قرائت پس از نبی به وجود آمده میباشد... .(3)
در فقه امامیه (مذهب جعفری) نمازگزاردن به طور دست بسته بدعت و حرام میباشد. (4)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید:
«لایجمع المسلم یدیه فی الصلاة و هو قائم میان یدی الله یشبه باهل الكفر اینجانب المجوس; نمازگزار دست های خودرا در حالی كه در قبال معبود ایستاده میباشد روی هم قرار ندهد كه با این کار طریق مجوسیان كافر را حكایت می كند». (5)
از امام درستگو (علیه السلام) نیز اورده شده كه آن حضرت فرمود: در نماز دست ها را روی ران ها بگذارید و آنها‌را رها كنید و انگشتان دست را به هم بچسبانید. (6)

گفتنی میباشد كه تمامی فرقه های اهل سنت دست بسته نماز نمی خوانند; همچون مالكی ها ... . به طبع پیامبر خداوند(ص) و امیرالمومنین با دست گشوده نماز می خواندند و بایستی دقت داشت آنهایی هم كه با دست بسته نماز میخوانند آن را مستحب می‌دانند. (7)
فرستاده اسلام دست بسته نماز نمی خواند و در صورتیکه دست بسته نماز می‌خواند و سنت مستمر رسول آن سیرتکامل بود, دراین‌صورت تمامی مسلمانها همان گونه می خواندند و كسی در آن اختلاف نمی كرد. از مختصات شیعه پای بندی به سنت رسول میباشد.
در صورتیکه رسول اسلام دست بسته می خواندند:
اولا, شیعه ها به طبع دست بسته می خواندند. در حالی كه هیچ كدام از امامان معصوم شیعه نگفته اند كه نبی دست بسته نماز می خوانده میباشد. (8)
ثانیا, در صورتی‌که کار نبی می بود, اهل سنت نیز دست بسته قرائت را واجب می دانستند، در حالی كه هیچ كدام از چهار فرقه دینی اهل سنت این شغل را واجب نمی دانند، حتی مالكی ها آن را مستحب هم نمی دانند. (9)
مالكى میگوید بستن دست اشكالى ندارد، ولكن آزاد گذاشتن دست‏ها استحباب دارااست. (10)

آن‌ها كه نخسین بار دست بسته نماز تلاوت را ترسیم كردند اینگونه فكر كردند كه اینگونه حالتی به خویش تصاحب کردن, یك نوع احترام و تواضع در قبال خدا میباشد و برای همین, امر دادند كه از آن به آنگاه در نمازها دست بسته باشند. دست روی دست گذاشتن و هر دو دست را روی شكم گذاشتن, در اصطلاح شرعی «تكتّف» نامیده میشود. در‌این كه از چه هنگامی دست بسته نماز تلاوت سنت شد اختلاف حیث می باشد. برخی معتقد می‌باشند كه در طی ابوبكر اینگونه قانونی ترویج یافت و برخی ها معتقدند كه در حین خلیفه دوم عمربن خطاب, این سنت اشاعه یافت.
براین اساس, اهل سنت نیز این شغل را فعالیت رسول نمی دانند, بلكه کار صحابه نبی بعداز رحلت فرستاده اكرم (ص) میدانند و روایت آن را اینگونه آورده اند كه هنگامی كه اسیران اهل ایران را نزد قدمت بن خطاب آوردند, قدمت بن خطاب آنان‌را دست بسته رویت کرد و پرسید: چرا اینگونه كرده اید؟ گفتند: ترسیم ما ایرانیان این میباشد كه در قبال پادشاهانمان اینگونه می ایستیم. قدمت بن خطاب از این موقعیت خوشش آمد و امر کرد از این پس در نماز اینگونه بایستند و عموم هم بر طبق فرمان فعالیت كردند و بنابراین, تكتف سنت شد. (11)

خلاصه دست بستن در كتب هیچ یك از سنى‏ ها حكم به وجوب آن داده نشده میباشد گرچه در طول حاضر در بین آن‌ها موقعیت وجوب پیدا كرده میباشد و نشان آشنایی سنى از غیر سنى شد‌ه‌است.
در نقطه پايان به‌این نكته اعتنا كنیم كه ما شیعه ها اسلام خویش را از روش علی علیه السلام، فاطمه زهرا، امام حسن، امام حسین و امامان معصوم دیگر درود الله علیم به دست میاوریم. آن اسلامی كه از روش ابوهریره و امثال وی به دست ما رسد، آن را اسلام حقیقی نمی دانیم. بر این مبنا، درین نوع مسائل اختلافی، بایستی به ریشه این مساله دقت كنیم و دعوا در‌این اختلافات راه حل ساز مشكلات وجود ندارد. مساله اساسی این میباشد كه آیا بعداز نبی، آئین خویش را به چه كسی بسپاریم؟ و بعد از آن حضرت، چه كسی جانشین وی در ارتباط آیین اسلام میباشد.

بازدید : 21
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 10:00


آیا می‌دانید لقب «شیخ الانبیاء» (پیرترین پیامبران)مربوط به کیست؟
نوح (ع)، سابق‌سال‌ترین پیامبر خداست که برخی، عمر او را تا 2500 سال شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نیز گفته اند. او پس از ادریس نبی، به‌این جایگاه رسید و وظیفه‌ی هدایت خویشان خود ر برای 950 سال بر عهده داشت. با این‌حالا،حاصل تمام این کارایی‌ها تنها گرویدن 80 نفر از قوم و قبیله او به آیین معبود بود. او از رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد هیچ مشقت و رنج در رویه خدا خوف نداشت و حتی با این که بارها مورد آزار خویشان خود قرار گرفت، از تبلیغ خود دست برنداشت و هم چنان مردم را به سوی پروردگار می‌خواند .
او حتی‌د‌ر خانه‌ی خویش آسایش نداشت؛ چون همسرش که زنی بدسرشت و بی ایمان بود، همیشه به آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کارهای آن حضرت خلل می‌گرفت و او را آزار می‌بخشید.مثلا، هنگامی حضرت نوح برای مردم حرف می کرد، زنش به مردم می گفت:همسر من روانی می‌باشد؛ به سخنان او گوش نکنید! همین اخلاق و رفتار او باعث شده بود که یکی‌از فرزندان نوح نیز به پروردگار ایمان نیاورد و کافر شود.
بعداز این دوران طولانی (950 سال)، روزی حضرت نوح‌(ع) به درگاه خداوند نالید و از بستگان خود به خداوند شکایت کرد. در این هنگام، فرشته وحی نازل شد و به نوح خبر داد که دیگر هیچ کس به تو نخواهد پیوست مسجد النبی کوهسنگی مشهد و پروردگار اراده کرده است تا کل کافران را نابود سازد. به همین برهان، تو باید کشتی بزرگی بسازی تا هنگامی که ما باران و سیل را جاری ساختیم، تو مؤمنان و یک جفت از هر حیوان را در آن سوار کنی و نجات دهی. هر کس که سوار کشتی تو خواهد شد، نجات می یابد و آن کس که سوار نشود، هلاک می‌گردد. نوح عرض کرد: پروردگارا ! من چگونه کشتی بسازم در حالی که آن را از کسی نیاموخته ام؟ خطاب رسید: ما به تو فراگیری می دهیم.
این گونه بود که نوح به یاری دیگر مؤمنان و پند فرشته‌ی وحی، کشتی بزرگی ساخت. برخی گفته اند که ایجاد کرد این کشتی هشتاد سال زمان برد و برخی دیگر صد سال را برای آن بیان کرده اند.به هر صورت، با مهیا شدن کشتی و به فرمان خداوند، یک جفت از هر نوع حیوان به سوی کشتی حضرت نوح تکان کرد. آن حضرت، همه آنها‌را سوار کشتی کرد و هریک را در جایی مشخص قرار داد. هنگامی کلیه سوار شدند و آذوقه به قدر کافی درکشتی جاسازی شد، نوح پیامبر برای آخرین بار مردم را پند کرد و آنان‌را از عذاب زودرس آفریدگار بیم داد، البته کسی به او ایمان نیاورد.
لحظه‌ی موعود فرا می رسید و مؤمنان در حالی که تمامی درهای ورودی کشتی را بسته بودند، درانتظار نزول بلا شدند. ناگهان از درون تنوری که هر روز زن نوح در آن نان می پخت، آب به‌شدت بیرون زد. باران نیز در آغاز، قطره قطره و پس از چندی، به تندی باریدن گرفت. کافران به خوشحالی و پای‌کوبی پرداختند و گفتند با نزول چنین بارانی دیگر خشکسالی از دربین می رود. اما آنان نمی‌اندیشیدند که این باران همان عذاب معبود می باشد وتنها زمانی آن را شعور کردند که سیلابی تعالی، تمامی خانه ها و باغ‌ها و زندگی‌شان را نابود کرد و کلیه را در خود فرو توفیق. در این میان، زن نوح و پسر نافرمانش، کنعان نیز نابود شدند. زمانی که دیگر هیچ کافری باقی نماند، باران سد آمد و آب‌ها به درون زمین فرو رفت. براین اساس، کشتی حضرت نوح به سلامت برکوه جودی فرود آمد و همگی مؤمنان به بی آبی گام نهادند تا تمدنی جدید را مطابق ایمان به خداوند و تبعیت از آموزه‌های او محور‌ ریزی کنند.

بازدید : 20
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 11:11


دو نحوه پسندیده از دید قرآن: خدا در قرآن دو پیمان صدقه دادن را مطرح کرده و هر دو را ستوده میباشد:
صدقه مخفی: آدم را از دورویی بدور می ‌سازد و آبروی حاجتمند محفوظ شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌ ماند و حاجتمند حس ذلت و خفت نمی ‌نماید. از آن جا که بنای آیین بر اخلاص میباشد، هر آنچه کار خالص ‌خیس باشد، فضیلت بیشتری داراست و به همین جهت خدای سبحان صدقه نهفته را بر صدقه علنی ترجیح داده و می‌ فرماید: (در‌صورتی‌که مخفیانه صدقه دهید برایتان عالی میباشد.)
صدقه آشکار: که تشویق و دعوت عملی عموم به شغل نیک و مایه دلگرمی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد فقرا و مساکین میباشد؛ به این دلیل‌که می ‌بینند در جامعه اشخاصی میباشند که به حالا آن ها ترحم می‌نمایند؛ همینطور این شغل سبب می ‌گردد روحیه یاس و نا امیدی از فقرا برود.
مصادیق صدقه
صدقه کادو ‌ای میباشد که از طرف اشخاص حقیقی وواقعی یا این که حقوقی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد به مراد خیریه و سود‌ مند شدن اشخاص دیگر، داده می ‌گردد.صدقه ممکن میباشد به طور‌ های پایین باشد:

وجه انتقاد
سرویس ها
وسایل مصرف شده یا این که به کارگیری نشده‌ ای مانند پوشاک، اثاثیه‌بازی
یاری‌ های ضروری برای مثال امداد ‌های آدم‌ از صمیم قلب
یاری به پیشرفت و نیاز های ضروری تن آدم مانند خون و لینک اندام
و…
نبی پروردگار (ص) فرمود: هر معروفی صدقه به شمار می ‌آ‌ید و هر مسجد النبی کوهسنگی مشهد آنچه را که مؤمن برای خویش و خانواده و همسرش هزینه نماید و نیز هر آنچه با آن آبروی خویش را نگهداری نماید برایش صدقه نوشته میگردد.

در زمینه ی این که از چه چیز هایی بایستی صدقه اعطا کرد، در آیه ها قرآن و احادیث آمده میباشد: از طیبات صدقه بدهید؛ یعنی اموال تمیز و حلالی که فرد از شیوه حلال آنان‌را به دست می‌ آورد، به علاوه کارایی خواهد شد از اموال پست و ناقابل در صدقه به کار گیری نشود؛ چون صدقه دادن برای فراهم نمودن رضایت خداوند اجرا می ‌گیرد که یک طرف آن بینوایان و فقیران، و طرف دیگرش پروردگار میباشد و درصورتی که مؤمنان این مسائل را رعایت ننمایند، هم توهین به آفریدگار میباشد و هم تحقیری نسبت به نیازمندان و بینوایان‌.

صدقهمقدار صدقه
در صدقه دادن فرد می بایست میانه‌روی را رعایت نماید؛ یعنی خیر به سیرتکامل ‌ای باشد که در صدقه دادن حسود باشد و خیر آن سیرتکامل صدقه دهد که برای خویش ایراد ساخت و ساز نماید. مقدار دستکم صدقه به اقتدار فرد بستگی داراست، حتی‌در بعضا احادیث یک جرعه آب هم تحت عنوان صدقه نقل شده میباشد.

صدقه
اثر ها و برکات صدقه دادن
احادیث بخش اعظمی درباره فضیلت و برکات صدقه نقل و فواید و اثر ها متعددی برای آن اورده شده میباشد. در تحت به بعضا از آن‌ها اشاره شد‌ه‌است:

هجران از بلا و مرگ بد: رفع بلا، هجران از مرگ سوء و… از اثرها انفاق میباشد. امام باقر (ع) می ‌فرماید: (صدقه هفتاد بلا را از آدم بدور می ‌نماید و نیز مرگ سوء را از بشر به دور می‌ کند؛ به دلیل آن که صاحب و مالک صدقه هیچ گاه با مرگ سوء از عالم نمی‌رود.)
همینطور در مکان دیگر میفرمایند: (عمل نه و صدقه، فقر را می برد، بر قدمت می افزاید و هفتاد مرگ بد را از صاحب و مالک خویش به دور می‌نماید.)

ارتفاع قدمت: نبی اکرم (ص) می‌ فرماید: (صدقه و صله رحم شهر ها را آباد می ‌نماید و بر قدمت ها می ‌افزاید.)
شفای بیمار: از سایر اثرها اصلی صدقه و انفاق، شفای بیمار میباشد. در حدیثی از معصومان (ع) آمده میباشد: (بیمارانِ خویش را توسط صدقه معالجه فرمائید.) و در حدیث دیگری می ‌خوانیم که مستحب میباشد بیمار با دست خویش صدقه بدهد.
به دور کننده فقر: از امام باقر (ع) نقل گردیده‌است که می ‌فرماید: (خیر و صدقه فقر را بدور می ‌نماید.)
اثر ها معنوی صدقه: از لحاظ قرآن مهربان صدقه در روش معبود، تجارتی مالامال بهره و معامله‌ ای با ارزش میباشد که موجب جلب جایزه‌ های بزرگ و وصال به پردیس الهی گردیده، آدم را از هول و خوف قیامت ایمن نموده و موجب نجات از عذاب دردناک الهی می‌ خواهد شد.
دفع نحوست: نبی (ص) می ‌فرماید: هرگاه شب را به صبح آوردی، صدقه‌ ای بده تا نحسی آن روز را از تو به دور نماید و هرگاه روز را به شب آوردی، صدقه ‌ای بده تا نحسی آن شب را از تو به دور نماید.
ادله عبور از صراط: امام راست گو (ع) می‌ فرماید: در طلب گذر از صراط بودم پس آن را در صدقه دادن یافتم.
مایه تضمین فردوس: امیرالمؤمنین (ع) می‌ فرماید: برای شش تیم فردوس را تضمین می‌ کنم. یکی‌از مردی که صدقه‌ ای را کنار بگذارد که بدهد، البته بمیرد؛ پس وی اهل پردیس میباشد. پنج تیم دیگر اینان ‌اند: عیادت ‌کننده از مریض، جهادگر، حج‌ گزار، راهی نماز آدینه و راهی مراسم‌تدفین که بیمرند و به منزل گشوده نگردند.

بازدید : 73
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 12:00


و عامل این که جناب انسان(علیه السلام) دو توشه به اعتراف کردن به لغزش خود موظّف شد آن میباشد که‌این کار سنّت در فرزندان آن حضرت باشد، براین اساس کسى که عرفات را ادراک نکند و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد به وقوف ]اختیارى[ در آن نرسد(1) و صرفا وادى عده (مشعر) را شعور نماید به حجّش وفا کرده و مناسکش درست میباشد. به هر شکل، جناب بشر(علیه السلام) از وادى توده به طرف مِنا بیرون شد و چاشتگاه به آن جا رسید. آن‌گاه به امر جبرئیل دو رکعت نماز در مسجد منا به جا آورد. آن‌گاه، جبرئیل امر بخشید که آن حضرت قربانى نماید تا تقرّب به رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد حق تعالى پیدا کرده و قربانى وى قبول خواهد شد.
و بداند که توبه اش پذیرفته شد‌ه‌است.
و این فعالیت (قربانى) در میان فرزندانش سنّت شود.
بارى جناب انسان(علیه السلام) به دستور جبرئیل قربانى نمود، پس حضرت حق ـ عزّ وجلّ ـ قربانى آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد را از وی به عهده گرفت و آتشى از افق ارسال کرد و قربانى بشر را گرفت. جبرئیل اعلام‌کرد: معبود والا و تعالى به تو احسان نمود; چون مناسکى را که به واسطه آنان توبه ات مورد قبول شوید، به تو یادگرفت و قربانى تورا نیز به عهده گرفت. پس در عوض آن، تواضع نما و رمز خویش را بتراش.
پس بشر(علیه السلام) به خواسته تواضع و فروتنى، در مقابل حقّ والا و تعالى سرش را تراشید. مسجد النبی کوهسنگی مشهد سپس جبرئیل دست انسان را گرفت و اورا به طرف بیت پیروزی. فی مابین منش، کنار جمره عقبه به ابلیس واکنش کردند. ابلیس بیان کرد: اى انسان کجا مى خواهى بروى؟
جبرئیل بیان کرد: اى انسان، اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو. بشر آنچه را جبرئیل فرمان کرده بود، ایفا بخشید و براین اساس ابلیس از آنها بدور شد. آن گاه جبرئیل در روز دوّم دست بشر را گرفت و به طرف جمره اولیه موفقیت، گشوده بین روش به ابلیس عکس العمل کردند. جبرئیل(علیه السلام) خاطرنشان کرد: او‌را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو.
بشر اینگونه کرد و ابلیس از آن‌ها بدور شوید و گشوده مجاورت جمره دوّم به ابلیس برخوردند و ابلیس اذعان کرد: اى بشر، کجا مى روى؟
جبرئیل بیان کرد: او‌را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یک تکبیر بگو.
انسان اینگونه کرد و ابلیس را از خویش به دور نمود. بعد از آن مجاورت جمره سوّم، خویش را به وی
1 . ولی ادراک وقوف، حد اقل اضطرارى عرفه، براى صحّت حج موردنیاز میباشد.آرم بخشید و اظهار کرد: اى بشر، کجا مى خواهى بروى؟
جبرئیل خاطرنشان کرد: اى بشر، اورا با هفت ریگ بزن و با هر ریگى یک تکبیر بگو.
انسان اینگونه نمود و ابلیس را از خویش به دور کرد و بعد در روز سوّم و چهارم نیز انسان به زدن ابلیس اقدام کرد و وى را از خویش به دور نمود.
جبرئیل خطاب به بشر اظهار‌کرد: دیگر هیچوقت او‌را نخواهى رویت کرد. بعد از آن بشر را به بیت پیروزی و فرمان نمود که هفت توشه منزل آفریدگار را طواف نماید و انسان اینگونه کرد.
پس جبرئیل خاطرنشان کرد: خدا متعال تورا آفرید و توبه ات را به عهده گرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت.
2 . یحیى بن أبى العلاى رازى نقل کرده: مردى بر حضرت امام راستگو(علیه السلام) وارد شد و پهنا کرد: فدایت نحس خبر دهید من را از معناى فرموده حق تعالى: } ن ، وَالْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ{ .(1)
و نیز از فرموده اش به ابلیس: } قَالَ فَإِنَّکَ مِنْ الْمُنْظَرِینَ * إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ{ و همچنین از این خانه (کعبه) که چگونه بر مردمان واجب شد به زیارتش بیایند؟
راوى گوید: امام(علیه السلام) به او توجّه کرده، فرمود:
پیش از تو کسى از آنچه تو پرسیدى از من سؤال نکرده است. بدان حق ـ عزّ وجلّ ـ وقتى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود خلیفه اى قرار دادم. تمام آن ها از این کلام به ضجّه و فریاد آمده و گفتند: پروردگارا! اگر مى خواهى براى خود خلیفه اى در زمین قرار دهى، او را از ما انتخاب کن که طاعت و فرمانت را مى بریم.
خداوندِ دانا در جوابشان فرمود: من مى دانم آنچه را که شما نمى دانید.
فرشتگان پنداشتند این کلام بارى تعالى ناشى از خشم او بر ایشان است، پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند، حق ـ جلّت عظمته ـ به ایشان امر کرد خانه اى را که از مرمر و سقفش از یاقوت سرخ و ستون هایش از زبرجد بنا شده بود، طواف کنند; خانه اى که هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى شدند و بعد از آن تا وقت معلوم دیگر به آن وارد نگشتند.
سپس امام فرمود: و } ...یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ{ روزى میباشد که در صور یک توشه دمیده گردد و دربین دمیدن ویّل و دوّم، ابلیس هلاک مى خواهد شد.
و امّا «نون»، عبارت میباشد از نهرى در فردوس که آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین خیس
1 . خودکار : 1
---------------------------------------------------
میباشد. حق تعالى بدین آب مى فرماید: مرکّب شو، پس بلا مسافت مرکّب مى شود. بعد از آن درختى را با دستش مى کارد (امام(علیه السلام)براى رفع شبهه اى که براى مجموعه مشبّهه(1) اتفاق افتاده بلا مسافت فرمودند: غرض از «ید» قوّه و اقتدار میباشد خیر آن معنایى که در توهّم دسته مشبّهه مى باشد). بعداز آن، به درخت مى فرماید: مداد شو و درپی آن، به مداد دستور مى نماید: بنویس.
درختى که خودکار گردیده پهنا مى نماید: چه بنویسم؟
حق ـ جلّت عظمته ـ مى فرماید: آنچه را که تا روز قیامت واقع شود، بنویس.
پس مداد به دستور معبود آحاد اتفاق ها را مى نگارد و آن را به نفخ صور و نابودی ابلیس ختم مى نماید و آن‌گاه خدا متعال به آن مى فرماید: تا وقت مشخص، البّته کلام مگو و تکلّم نکن.
3 . ابن ابى عمیر، از اصحاب و یاران ما از امام باقر یا این که امام درستگو(علیهما السلام) نقل کرده اند که: از آن جناب در خصوص ابتداى طواف پرسیدند؟
حضرت فرمودند: پروردگار ـ گران قدر و تعالى ـ وقتى خواست انسان(علیه السلام) را بیافریند، به ملائکه فرمود: در زمین براى خویش خلیفه و جانشینى قرار خواهم بخشید.
دو فرشته از ملائکه پهنا کردند: آیا کسى را خلیفه خویش قرار مى دهى که در زمین خرابی کرده و خون ها مى ریزد؟
پس در میان آن دو فرشته و حق ـ عزّ وجلّ ـ عفاف و حجاب ها زده شد، در حالى که فروغ حق ـ جلّت عظمته ـ براى ملائکه ظواهر و پر‌نور بود. پس از واقع شدن عفاف و حجاب، آن دو فرشته دانستند آفریدگار از کلامشان به خشم و غضب آمده، لذا به دیگر ملائکه گفتند: راه حل ما چیست و چه طور توبه کنیم؟
ملائکه گفتند: ما توبه اى براى شما نمى شناسیم مگر
1 . مشبّهه کسانى می باشند که صفات مخلوقات را با به عبارتی معناى محسوس و مادى بر معبود حمل مى نمایند و مى گویند : معبود مانند ما دیده و دست دارااست و وی از بالاى عرش عالم به زیر مى آید . مشبّهه یک‌سری فرقه گشته اند ، نکـ : معجم الفرق الاسلامیه ، ص225
---------------------------------------------------
این که به اسمان تامین ببرید.
امام(علیه السلام) فرمودند: پس آن دو فرشته، به آسمان تامین بردند تا این که حق تعالى توبه آنان را عهده دار شد و عفاف ها را از در بین برداشت و زیرا دوست دارااست که با اینگونه عبادتى، عبادت خواهد شد; از این رو، بیت را در زمین آفرید و طواف در حوالی آن را بر بندگان واجب کرد و بیت المعمور را در عرش آفرید و هر روز هفتاد هزار فرشته داخلش گردیده و تا روز قیامت از آن خارج نمى آیند.
4 . ادب بن یونس قصه نموده است که: ابن ابى العوجاء، از شاگردان حسن بصرى بود. وی از مسیر توحید گمراه شد. به وى گفتند: از مذهب مولایت جداگانه شدى و درون در چیزى شدى که خیر اصلى داراست و خیر حقیقتى؟!
اعلام‌کرد: مولاى اینجانب مِخلَط میباشد; یعنى گاهى قائل به قضا و قدر میباشد و گاهى به جبر. نمى دانم پایبند مذهبى است یا این که خیر!
راوى مى گوید: ابن ابى العوجاء در به عبارتی موقعیت تردّد و انکار کسى که بر وی حجت کند درون مکه شد، ولی علما از مجالست و گفتگو با وی کراهت داشتند، به خیال و خاطر بدزبانى و خرابی ضمیرش.
روزى سرویس امام درستگو(علیه السلام) آمد و در مجلس آن حضرت، که جماعت از نظر ها آن امام به کار گیری مى کردند، گردهمایی و اظهار‌کرد: اى ابو عبدالله، مجالس سپرده می باشند و به مجبور بایستی کسانى که اهل کلام اعلام کردن و سؤال میباشند، مقاله خویش را مطرح نمایند، آیا به اینجانب اجازه در حرف بیان کردن مى دهید؟
امام(علیه السلام) فرمود: هر چه مى خواهى بگو.
پرسید: تا کى این خرمن را با پاها مى کوبید و بدین سنگ نگهبانی مى آورید و این منزل افراشته از خشت و کلوخ را مى پرستید و همانند شتران فرارى، به دور این منزل «هروله» مى نمائید؟ هرکس دراین مورد بیندیشد، مى داند که‌این عمل را کسى غیر فرزانه و بى فکر نهاد گذارده میباشد. پس بگو، که تو رییس این دین و قلّه آنى و پدرت مبنا و نظام آن میباشد.

بازدید : 16
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 15:14


اول قدم مهم در تعبیروتفسیر متن قرآن، شعور معنای واژگان آن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد که به غرض آشنایی معنی و منظور حقیقی وواقعی بینجامد و همت تفسیری برای دست‌یابی به‌این غرض، مستلزم یک سلسله اصول اصلی میباشد که به‌رغم وجود تنوع معانی بعضی واژگان و آراء متفاوت تفسیری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میان فرق مختلف اسلامی، میتواند نقطه لینک کلیه آن ها بوده و براساس آن جریان تعبیر و تفسیر پایدار گردد و دست‌یابی به مفاهیم و معانی درست واژگان میسر شود و جریان تعبیر در مسیر درست پیش رود و از جراحت‌های بخش اعظمی مصون بماند. این اصول مهم، بر طبق دلایل عقلی، عقلایی یا این که نقلی قطعی میباشد. به این‌جهت در طی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد تاریخ تعبیروتفسیر کلمه ها قرآن، به‌رغم بحران‌های فکری متفاوت همانند، تایید معانی نوین لفظ ها که در پرتو علم‌ها و تئوری‌های مجال‌های متأخر به وجود آمده و یا این که توکل بر معنای ارتکازی واژگان که در طول‌های پس از بعدازظهر نزول قرآن پدیدار گردیده و ظهور درنگ ظاهرگرایی که در شعور معانی حقیقی و واقعی و مجازی لفظ ها مؤثر بوده، مسجد النبی کوهسنگی مشهد این اصول همواره مقام خویش را بین عالمان استواراندیش مسلمان نگهداری نموده است. لذا کارایی مفسر تیزبین آن میباشد که از همگی منابع ادراک اعم از قواعد لهجه‌شناختی، دلالت گفتگو عقلاء، قرائن تناظری داخل‌متنی، سنت شارح و تبیینی، قرائن فرامتنی (موضوع متن)، تدبر و عقل (ابزاری و منبعی) به طریق روشمند علمی و در فرایندی مطلوب جهت دست‌یابی به معانی درست واژگان فایده گیرد و این نوشتار کوشش نموده، مطابق منطق قرآن معنا خلیفه را بازشناسی کند.

طرح مسأله

معنای دگرگونی‌یافته و ارتکازی که امروزه از معنا خلیفة الله به ذهن متبادر میشود و برگرفته از آیه 30 سوره بقره میباشد، با مجال بعدازظهر نزول قرآن مختلف میباشد. در تعبیروتفسیر المیزان و بعضا از منابع معاصر، «خلیفة الله» یعنی جانشینی خدا متعال و این پاراگراف که «آدم جانشین آفریدگار در روی زمین میباشد» به‌شکل یک معرفت مسلّم اسلامی انگاشته گردیده به‌حدی که برخی از محققان قرآنی داعیه می‌نمایند «بشر همواره در وجود خویش این واقعیت را شم می‌نماید که جانشین و خلیفه خداوند در زمین میباشد» (رضایی‌ اصفهانی، 1387: 219) و برای معنا خلیفة‌اللهی ادله فطری و وجدانی قائل میباشند و گمان بر این میباشد که اعتقادوباور و فکر‌ای مورد قبول از منظر قرآن و عترت میباشد البته با نظارت در بافت کلامی آیه‌ها و استناد به عامل عقلی، روایات قطعی‌الدلاله و مروری زود گذر بر تاریخ صدر اسلام، درمی‌یابیم که‌این پاراگراف از درستی و اتقان بهره مند نبوده و مخدوش میباشد. لذا نگارنده بر آن گردیده تا بعدها معنی کلمه و واژه خلیفه و خلیفة‌الله را تحقیق و زوایای گوناگون آن را با قراین داخل‌متنی و برون‌متنی، آشکار کند و علاوه بر نظارت طریقه مفسران و علامه طباطبایی زیر آیه 30 سوره بقره به تبیین مورد دست یابد.

الف. معنا‌شناسی واژه و کلمه خلیفه

1. مضمون‌ خلیفه در تمدن لغت

هر کلمه و واژه‌ای به‌شکل منفرد از سایر واژگان، معنای اصلی دارااست که سوا بافت و متد قرآنی، آن معنی را برای خویش نگهداری نموده است و واژه و کلمه خلیفـه و ادغام خلیفة الله از کلمه‌های مألوف میباشد که در منابع دارای اعتبار در معنای جانشین و نایب و قاضی به فعالیت برده گردیده‌است. مصطفوی درباره کاربردهای این کلمه در قرآن مهربان می‌نویسد: معنا لغوی خلیفه از ماده [خلف] میباشد، اصل واحد درین ماده، مقابل «قدّام» [جلو] میباشد و به معنای چیزی میباشد که بعد از چیز دیگر می آید (مصطفوی،1360: 3/29). در حالتی‌که در قرآن در معنای جانشینی شب و روز به فعالیت رفته میباشد:

﴿وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ خِلفَةً لِمَن أَرادَ أَن یَذَّکَّرَ أَو أَرادَ شُکُورا﴾[1] (فرقان/62)

براساس این آیه، شب و روز به عزم خدا متعال به‌مکان یکدیگر آمده جانشین هم می گردند.

و به معنی لغوی و اصلی در معنای جانشینی فرشتگان نیز آمده میباشد:

﴿وَ لَو نَشاءُ لَجَعَلنا مِنکُم مَلائِکَةً فِی الأَرضِ یَخلُفُون﴾[2] (زخرف/60)

و از سوی دیگر در راستای معنا مهم، اعتنا به دلالت‌های التزامی واژگان ما‌را در فهم و شعور و تعبیر و تفسیر آیه ها قرآن امداد می دهد و مرز و محدوده هر کلمه مشخص میشود تا از آمیختن معنای واژگان به یکدیگر خودداری گردد؛ در فیض سوء‌ ادراک و عدم تفاهم را برطرف کرده و از به‌کاربردن لفظ ها نامفهوم گشوده میدارد. برداشت‌های مختلف از دلالت‌های التزامی مضمون‌ خلیفه، موجب بروز فرضیات تفسیری متفاوت گردیده که بایستی حیث شوند:

الف) به جانشین، نائب و قائم‌رده کسی، خلیفه، مستخلَف یا این که خالف گویند.

ب) به هر کس خلیفه را گزینش و نصب می‌نماید و منزلت خلافت را اعطا می‌کند، مستخلِف، جاعل خلیفه، معطِی خلیفه یا این که خلیفه‌گذار اطلاق میشود.

ج) شخص یا این که عده ای که خلیفه، قائم‌منزلت و نایب آن‌ها می گردد مستخلَف عنه میباشد.

د) مستخلَفٌ علیه یا این که مستخلَفٌ فیه یعنی اشخاص یا این که اموری که خلیفه به‌خیال آن‌ها گمارده گردیده‌است؛ در‌حالتی که راغب با اعتنا به معانی التزامی خلیفه ذکر می دارد: «خلافت نیابت از غیر میباشد در تاثیر غایب بودن منوبٌ عنه؛ یا این که به خیال و خاطر مرگش و یا این که برای عاجز بودنش و یا این که به‌خیال شرافتی که نائب (مستخلَف) دارااست و از این قبیل میباشد که خدا اولیاء خود را در زمین خلیفه نموده است» (راغب‌اصفهانی، 1412: 1/294). در کتاب العین (فراهیدی، 1409: 4/267) و لسان العرب (ابن‌مراد، 1414: 9/83)، خلال معنای جانشینی، خلافت در معنای حکومت و خلیفه در معنای پادشاه و حکم دهنده هم آمده میباشد.

2. مفهوم خلیفه و مشتقات آن در قرآن

مضمون‌ خلیفه را در قرآن، می‌بایست در مضمون‌ نسبی آن جست که در فیض پیدا شدن حال و روز خاصی برای آن کلمه و واژه، در مورد خاص در معنای مهم، پیوسته و افزوده می شود و در کانال معنایی قرآن نسبت به کلمه ها دیگر و رابطه ها متعدد دیگر، مفهوم نسبی و یا این که همان معنا سیاقی پیدا می‌نماید. بر این مبنا برای تعبیر مفاهیم قرآن و کشف هدف آنان و وصال به معنای آخری، نمی‌اقتدار فقط به شعور لغوی واژه و کلمه‌ها و فهم و شعور دستوری جمله ها اکتفا نمود. بلکه می بایست نگاه مجموعی، پیوسته و سیستمی به مجموع قرآن داشت و معنای آن معنا را در علاوه بر مجموع متن قرآن کاوش کرد. قرآن کریم و مهربان یک متن دارای انسجام میباشد که همگی اجزای آن نسبت به یکدیگر هم‌گرایی و لینک و پیوند معنایی دارا هستند از این رو مفاهیم قرآن در پرتو نگاه ساختاری شناخته می‌گردد. در صورتیکه علامه می فرماید: «شیوه تشخیص مصادیق عبارات در صحبت معبود متعال، بازگشت به قرائن کلامی در خویش قرآن میباشد خیر رجوع و برگشت به عرف و آنچه در حیث عرف مصادیق لفظ ها به شمار می رود» (طباطبایی، 1417: 12/207)؛ براین اساس با تجمیع آیاتی که معنا خلافت را در بردارد و پژوهش اسلوب آن ها پر‌نور میگردد که خلیفه و مشتقات آن در قرآن مهربان به معنای عام و خاص به عمل رفته میباشد:

تعداد صفحات : 51

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 516
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه