به اقتدار وصال خدابنده
اختلاف بر راز جانشینی
با درگذشت پادشاه طهماسب نخستین در ۹۸۴ق، اختلاف امیران قزلباش برای گزینش جانشین شدیدشد و به تضاربهای خونینی انجامید. آخر و عاقبت، حامیان اسماعیل میرزا اورا به اسم پاد شاه اسماعیل دوم در قزوین بر تخت سلطنت نشاندند. وی که به منجر حبس وقت گیر در قلعه، بیرحمخیس و سرکشخیس گردیده بود، بعداز جلوس دست به کشتار بزرگ شاهزادگان مسجد النبی کوهسنگی مشهد صفوی زد.
فرمان کشتن خدابنده و فرزندانش نیز صادر گردیده بود، البته قبل از عملی شدن آن، خویش اسماعیل با دسیسه خواهرش، پری خان خانم، به قتل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسید.[۷]
تعیین خدابنده
بعداز این اتفاق افتاد، امیران قزلباش با صلاحدید پری خان خانم، خدابنده را جانشین فرمان روا طهماسب اعلام کردند و اورا به قزوین فراخواندند. شاید منجر این تعیین ناتوانی خدابنده راجعبه حکومت و نابینایی وی بود تا توان در چنگ پری خان خانم باقی بماند. تا وارد شدن خدابنده به قزوین، پری خان خانم به ملازمت و همراهی خالواش، شمخال پادشاه، گرداننده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کارها بود.
خدابنده هنوز از شیراز جنبش نکرده بود که میرزاسلمان جابری اصفهانی (وزیر سلطان اسماعیل)، که برای دوراندیشی از اوضاع و احوال قزوین به آنجا رفته بود، او را از اقتدار پری خان خانم مطّلع کرد. با این تمامی، خدابنده در۹۸۵ قمری از شیراز به اصفهان رفت و حکومت آنجا را به پسرش حمزه میرزا و میرحسین خان مازندرانی سپرد و بعد از دیدار مادرش در کاشان، راهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد قزوین شد.
دور و بری ها پری خان خانم که از بیتوجهی خدابنده و مهدعلیا به خودشان با خبر گردیده بودند، خواستند به امداد شمخال فرمان روا آنها را از دربین ببرند، ولی توفیقی نیافتند و امیران خدابنده با ترفندی شمخال فرمانروا را از قزوین بدور کردند.[۸]
نفوذ و توان مهدعلیا و وزیر
خدابنده در ۹۸۶ در قزوین بومی شد و در منابع از این تاریخ به آن گاه اورا نواب سکندرشأن نامیدهاند. بعد از بازه کوتاهی پری خان خانم و شمخال شاه، ظاهراً با مکر مهدعلیا کشته شدند و بعد از آن، خدابنده که عزمای از خویش نداشت، شغل های حکومتی را عملا در مشت مهدعلیا و میرزاسلمانِ وزیر قرار بخشید [۹] خدابنده برای جلب پشتیبانی امیران کار کشته قزلباش، خزاین فرمان روا طهماسب را به آنها اعطا کرد.[۱۰]
حمله عثمانی به کشور ایران
حمله به کمددیواری
در سال ۹۸۷ق، یعنی سال سوم حکومت خدابنده، عثمانی ها با دور اندیشی از نابسامانی وضع کشورایران، به فرمان پاد شاه خواسته سوم به کمد دیواری حمله کردند و با دادن تلفات بسیار بر قلعه تفلیس دست یافتند.[۱۱]
حمله به آذربایجان
در سال ۹۹۲، زمانی که نیروهای عثمانی به آذربایجان حمله کردند، خدابنده یاور حمزه میرزا به آنجا شتافت، ولی با کشته شدن امیرخان ترکمان، والی آذربایجان (که با حیله طوایف شاملو و استاجلو و به امر خدابنده شکل گرفت)، نیروهای عثمانی، با وجود رشادتهای حمزه میرزا، بر تبریز دست یافتند. [۱۲]
کشته شدن مهد علیا
در سال ۹۹۲ق، امیران قزلباش که از دخالتهای مهدعلیا در کارها حکومتی ناخرسند بودند، اورا در حضور خدابنده به قتل رساندند. فرمانروا صفوی از بیم قزلباشان و از شدت ناتوانی، این رخداد را از تقدیرات آسمانی شمرد و حتی عاملان این واقعه را تنبیه نکرد.[۱۳]
خدابنده ناتوانخیس از گذشته
از این فرصت به آن گاه، وضع نابسامانخیس شد. حمزه میرزا، با وجود سن نادر، تلاش کرد به پدرش یاری دهد، البته امیران حاذق قزلباش بازدارنده عمل وی شدند. حتی مرشدقلی، خان استاجلو و علی قلی، خان شاملو، عباس میرزا را در خراسان فرمانروا اعلام کردند، [۱۴]اما این رخداد با دور اندیشی میرزاسلمان، که بعداز مهدعلیا کارها را به دست گرفته بود، حل شد. با کشته شدن میرزاسلمان که با خیانت امیران قزلباش پیاده سازی گردیده بود، خدابنده که خویش از این داستان خبر داشت، ناتوانخیس از پیش بر مسند حکومت باقی ماند. [۱۵]
تعیین جانشین
در سال ۹۹۴هجری، پیرو قتل حمزه میرزا که با دسیسه امیران قزلباش، به خصوص شاملوها و استاجلوها اعمال گرفت، خدابنده بیشتراز پیش ناتوان و درمانده شد. وی از بیم قزلباشان و برای دوری از تشدید اختلافات داخلی از گزینش جانشین پرهیز کرد، به دلیل آن که درین فرصت، ترکمانان و تکلوها از شاهزاده طهماسب میرزا، و امیران خراسان و به خصوص شاملوها از عباس میرزا دفاع میکردند و علیقلی خان فتح اوغلی اُستاجْلو و اسماعیل قلی خان که در قتل حمزه میرزا دست داشتند، خواستار جانشینی شاهزاده ابوطالب میرزا بودند.[۱۶]
عاقبت، خدابنده در قبال اصرار هواداران ابوطالب میرزا تسلیم شد و اورا به جانشینی خویش گزینش کرد.