ابوبکر محمد بن قدمت بن محمد تمیمی (۲۸۴- ۳۵۵ق)، مشهور به اِبْن جِعابی، محدث و رجالی امامی بود. او در کتاب ها رجالی شیعه آیتم مدح قرار گرفته میباشد، [۱] و در برخی نسخه ها الفهرست روضه خوان طوسی توثیق مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.
معاش
ابنندیم[۲] اسم او را عمرو بن محمد و روضه خوان طوسی[۳] قدمت بن محمد تصویب نموده است. بنابر برخی نسخه ها الفهرست طوسی[۴] ابنعبدون نیز مرتکب همین غلط گردیدهاست. ابنجعابی احتمالاً در بغداد زاده شد.[۵] و در همین شهر از عالم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفت.[۶]
وی در دهه پایان قرن سوم هجری قمری در بغداد سرگرم علم آموزی بوده و این مقاله از حضور او نزد مشایخی زیرا حاکم ابومحمد یوسف بن یعقوب (درگذشت۲۹۷ق) و بعضی دیگر پرنور رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشود.
از معاش او در مسافت ۳۰۰-۳۳۰ق /۹۱۲-۹۴۲م استحضار چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه او برای استماع از عبدالله بن محمد دینوری به دینور سفری داشته میباشد.[۷] بسیار محتمل میباشد که مهاجرت وی به موصل و تصدی منصب قضا در آنجا[۸] مرتبط با همین عصر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.
ابنجعابی در زمانه حکومت اِخشید (۳۲۴-۳۳۴ق) سفری به مصر کرد و با وی دیدار کرد.[۹] او مدتی را نیز نزد سیف الدوله، حکم کننده شیعی حلب (۳۳۳-۳۵۶ق) سپری کرد.[۱۰] ابنجعابی بجز حلب به دیگر نقاط شام به عنوان مثال دمشق و ناحیه ساحلی مدیترانه نیز هجرت کرد.[۱۱]
گر چه احادیث راجع به ترتیب این سفرها مقداری با هم اختلاف داراهستند، البته شاید بتوان کلیه سفرهای نام برده به مصر و شام را متصل به یکدیگر و پاره ای گذشته یا این که بعداز ۳۳۳ق /۹۴۵م دانست. به هر درحال حاضر او به بغداد برگشت.[۱۲] حکم کننده نیشابوری میان سالهای ۳۴۱-۳۴۳ق[۱۳] و ابنعیاش[۱۴] بعداز ۳۴۰ق از شاگردان وی درین عصر بودهاند.
ابنجعابی در ۳۴۸ق در ارجان نزد ابنعمید، وزیر دارای اسم و رسم آل بویه بوده[۱۵] و ظاهراً کمتر از یکسال بعد از آن هم پا وی به بغداد برگشت، [۱۶] البته در آنجا تفکر نکرد و در ۳۴۹ق روانه اصفهان شد.[۱۷] داده ها درباره ابنجعابی دربارهی سالهای ۳۴۹-۳۵۳ق اندک میباشد، البته دانسته گردیده که او در ۳۵۳ و ۳۵۴ق در بغداد بوده و روحانی موثر[۱۸] و ابنبابویه[۱۹] در آنجا از وی استماع کردهاند. ابنجعابی در حین حیات خویش دستکم یک توشه به کوفه[۲۰] و دو توشه به رقه[۲۱] مهاجرت نموده است که از تاریخ آن ها خبری در دسترس وجود ندارد.
مختصات
ابنجعابی در نگهداری و ضبط متن ها و ورقه ها روایات توانمند بود و ضمن نقل، به انتقاد حدیث نیز میپرداخت.[۲۲] ابنجعابی در وضع و انساب رجال داده ها وسیعی داشت، از گرانقدرترین مشایخ بعدازظهر خویش در عراق، شام و مصر حدیث شنید، و اسانید اهل خراسان را نیز در مشت داشت.[۲۳]
مشایخ و شاگردان
برای مثال مشایخ او میقدرت ابوبکر محمد بن یحیی مروزی، ابوعمر محمد بن جعفر قتات، محمد بن حسن بن سماعه حضرمی، ابوبکر جعفر بن محمد فریابی، ابوبکر محمد بن محمد بن سلیمان باغندی، احمد بن محمد بن عقده همدانی، و ابومحمد هیثم بن خلف هجران را اسم پیروزی.[۲۴]
از شاگردان و راویان او نیز میاقتدار از ابوالحسن علی بن قدمت دارقطنی، ابوحفص قدمت بن احمد شاهین، هارون بن موسی بن احمد تلعکبری، ابو عبدالله حسین بن عبیدالله غضائری، ابوالفتح هلال بن محمد حفار، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن عبدون، بزاز، ابوطاهر عبدالله بن احمد خازن و ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی اسم پیروزی.[۲۵]
مذهب
اینکه مذهب ابنجعابی امامی بوده، بارها به وسیله رجال نویسان آیتم تأیید قرار گرفته میباشد، [۲۶] ولی درباره ی وثوق او اقوال اهل سنت گوناگون میباشد.
از بینش علمای رجال
دارقطنی در روایتی بر ودیعت وی در قصه تأکید کرده، لیکن برخی از معاصران او اورا آیتم طعن قرار دادهاند.[۲۷]
برخی رجال نویسان متأخر با توکل بر این اتهامات ابنجعابی را در آیین سست دانسته و گناهکار شمردهاند، [۲۸] از عامل ها تضعیف وی بوسیله اشخاص حافظه گردیده، تشیع ابنجعابی[۲۹] و مشایعت وی با متکلمان[۳۰] لازم به ذکر میباشد.
البته در کتاب ها رجالی شیعه او آیتم مدح قرار گرفته میباشد، [۳۱] حتیدر برخی نسخه ها الفهرست روضه خوان طوسی[۳۲] او توثیق گردیدهاست.[۳۳]
اثرها
به گفته خطیب بغدادی، [۳۴] ابنجعابی اثرها متعددی در حدیث، تاریخ و دانش رجال تألیف نموده است. بعضا گفتهاند که وی به هنگام احتضار فرمان داده تا کتابهایش را بسوزانند، و در ادامه آن تلی از کتاب به حریق کشیده شد، [۳۵] قبل از آن نیز بخشی از کتابهایش در رقه از فی مابین رفته بود، [۳۶] با این تمامی قسمتی از اثر ها او تا مدتی بعد از مرگش باقی بوده میباشد. بعضا از این اثرها که اینک اثری از آنها در اختیار وجود ندارد عبارتند از:
تسمیة اینجانب روی الحدیث و غیره اینجانب العلوم و اینجانب کانت له صناعة و مذهب و نحلة.[۳۷]
الشیعة اینجانب اصحاب الحدیث و طبقاتهم، که بر پایه ی گزارش نجاشی[۳۸] این کتاب دستکم تا یک قرن بعد از ابنجعابی باقی بوده میباشد.
اینجانب حدث هو و ولده (ابوه) عن النبی(ص)، ابنحجر[۳۹] آن را به او نسبت داده و از آن نقل نموده است.
اینجانب روی حدیث غدیرخم.[۴۰] ابنشهر آشوب احتمالاً این کتاب را چشم بوده میباشد. او متذکر گردیده که ابنجعابی حدیث غدیر را از ۱۲۵ طرز گرد آورده میباشد.[۴۱] هفت شیوه از راههای سابق الذکر را ابنبابویه در معانی الاخبار[۴۲] نقل نموده است.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد چه امکاناتی دارد؟