loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 12
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:12


ابوبکر محمد بن قدمت بن محمد تمیمی (۲۸۴- ۳۵۵ق)، مشهور به اِبْن جِعابی، محدث و رجالی امامی بود. او در کتاب ها رجالی شیعه آیتم مدح قرار گرفته میباشد، [۱] و در برخی نسخه ها الفهرست روضه خوان طوسی توثیق مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.

معاش
ابن‌ندیم[۲] اسم او را عمرو بن محمد و روضه خوان طوسی[۳] قدمت بن محمد تصویب نموده است. بنابر برخی نسخه ها الفهرست طوسی[۴] ابن‌عبدون نیز مرتکب همین غلط گردیده‌است. ابن‌جعابی احتمالاً در بغداد زاده شد.[۵] و در همین شهر از عالم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفت.[۶]

وی در دهه پایان قرن سوم هجری قمری در بغداد سرگرم علم آموزی بوده و این مقاله از حضور او نزد مشایخی زیرا حاکم ابومحمد یوسف بن یعقوب (درگذشت۲۹۷ق) و بعضی دیگر پر‌نور رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشود.

از معاش او در مسافت ۳۰۰-۳۳۰ق /۹۱۲-۹۴۲م استحضار چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه او برای استماع از عبدالله بن محمد دینوری به دینور سفری داشته میباشد.[۷] بسیار محتمل میباشد که مهاجرت وی به موصل و تصدی منصب قضا در آنجا[۸] مرتبط با همین عصر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.

ابن‌جعابی در زمانه حکومت اِخشید (۳۲۴-۳۳۴ق) سفری به مصر کرد و با وی دیدار کرد.[۹] او مدتی را نیز نزد سیف الدوله، حکم کننده شیعی حلب (۳۳۳-۳۵۶ق) سپری کرد.[۱۰] ابن‌جعابی بجز حلب به دیگر نقاط شام به عنوان مثال دمشق و ناحیه ساحلی مدیترانه نیز هجرت کرد.[۱۱]

گر چه احادیث راجع به ترتیب این سفرها مقداری با هم اختلاف دارا‌هستند، البته شاید بتوان کلیه سفرهای نام برده به مصر و شام را متصل به یکدیگر و پاره ای گذشته یا این که بعداز ۳۳۳ق /۹۴۵م دانست. به هر درحال حاضر او به بغداد برگشت.[۱۲] حکم کننده نیشابوری میان سالهای ۳۴۱-۳۴۳ق[۱۳] و ابن‌عیاش[۱۴] بعداز ۳۴۰ق از شاگردان وی درین عصر بوده‌اند.

ابن‌جعابی در ۳۴۸ق در ارجان نزد ابن‌عمید، وزیر دارای اسم و رسم آل بویه بوده[۱۵] و ظاهراً کمتر از یک‌سال بعد از آن هم پا وی به بغداد برگشت، [۱۶] البته در آنجا تفکر نکرد و در ۳۴۹ق روانه اصفهان شد.[۱۷] داده ها درباره ابن‌جعابی درباره‌ی سالهای ۳۴۹-۳۵۳ق اندک میباشد، البته دانسته گردیده که او در ۳۵۳ و ۳۵۴ق در بغداد بوده و روحانی موثر[۱۸] و ابن‌بابویه[۱۹] در آنجا از وی استماع کرده‌اند. ابن‌جعابی در حین حیات خویش دستکم یک توشه به کوفه[۲۰] و دو توشه به رقه[۲۱] مهاجرت نموده است که از تاریخ آن ها خبری در دسترس وجود ندارد.

مختصات
ابن‌جعابی در نگهداری و ضبط متن ها و ورقه ها روایات توانمند بود و ضمن نقل، به انتقاد حدیث نیز می‌پرداخت.[۲۲] ابن‌جعابی در وضع و انساب رجال داده ها وسیعی داشت، از گرانقدر‌ترین مشایخ بعدازظهر خویش در عراق، شام و مصر حدیث شنید، و اسانید اهل خراسان را نیز در مشت داشت.[۲۳]

مشایخ و شاگردان
برای مثال مشایخ او می‌قدرت ابوبکر محمد بن یحیی مروزی، ابوعمر محمد بن جعفر قتات، محمد بن حسن بن سماعه حضرمی، ابوبکر جعفر بن محمد فریابی، ابوبکر محمد بن محمد بن سلیمان باغندی، احمد بن محمد بن عقده همدانی، و ابومحمد هیثم بن خلف هجران را اسم پیروزی.[۲۴]


از شاگردان و راویان او نیز می‌اقتدار از ابوالحسن علی بن قدمت دارقطنی، ابوحفص قدمت بن احمد شاهین، هارون بن موسی بن احمد تلعکبری، ابو عبدالله حسین بن عبیدالله غضائری، ابوالفتح هلال بن محمد حفار، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن عبدون، بزاز، ابوطاهر عبدالله بن احمد خازن و ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی اسم پیروزی.[۲۵]

مذهب
اینکه مذهب ابن‌جعابی امامی بوده، بارها به وسیله رجال نویسان آیتم تأیید قرار گرفته میباشد، [۲۶] ولی درباره ی وثوق او اقوال اهل سنت گوناگون میباشد.

از بینش علمای رجال
دارقطنی در روایتی بر ودیعت وی در قصه تأکید کرده، لیکن برخی از معاصران او او‌را آیتم طعن قرار داده‌اند.[۲۷]
برخی رجال نویسان متأخر با توکل بر این اتهامات ابن‌جعابی را در آیین سست دانسته و گناهکار شمرده‌اند، [۲۸] از عامل ها تضعیف وی بوسیله اشخاص حافظه گردیده، تشیع ابن‌جعابی[۲۹] و مشایعت وی با متکلمان[۳۰] لازم به ذکر میباشد.
البته در کتاب ها رجالی شیعه او آیتم مدح قرار گرفته میباشد، [۳۱] حتی‌در برخی نسخه ها الفهرست روضه خوان طوسی[۳۲] او توثیق گردیده‌است.[۳۳]
اثرها
به گفته خطیب بغدادی، [۳۴] ابن‌جعابی اثرها متعددی در حدیث، تاریخ و دانش رجال تألیف نموده است. بعضا گفته‌اند که وی به هنگام احتضار فرمان داده تا کتاب‌هایش را بسوزانند، و در ادامه آن تلی از کتاب به حریق کشیده شد، [۳۵] قبل از آن نیز بخشی از کتاب‌هایش در رقه از فی مابین رفته بود، [۳۶] با این تمامی قسمتی از اثر ها او تا مدتی بعد از مرگش باقی بوده میباشد. بعضا از این اثرها که اینک اثری از آن‌ها در اختیار وجود ندارد عبارتند از:

تسمیة اینجانب روی الحدیث و غیره اینجانب العلوم و اینجانب کانت له صناعة و مذهب و نحلة.[۳۷]
الشیعة اینجانب اصحاب الحدیث و طبقاتهم، که بر پایه ی گزارش نجاشی[۳۸] این کتاب دستکم تا یک قرن بعد از ابن‌جعابی باقی بوده میباشد.
اینجانب حدث هو و ولده (ابوه) عن النبی(ص)، ابن‌حجر[۳۹] آن را به او نسبت داده و از آن نقل نموده است.
اینجانب روی حدیث غدیرخم.[۴۰] ابن‌شهر آشوب احتمالاً این کتاب را چشم بوده میباشد. او متذکر گردیده که ابن‌جعابی حدیث غدیر را از ۱۲۵ طرز گرد آورده میباشد.[۴۱] هفت شیوه از راه‌های سابق الذکر را ابن‌بابویه در معانی الاخبار[۴۲] نقل نموده است.

بازدید : 25
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:20


تزویج پیش از احرام
درباره مجال وصلت رسول(ص) با میمونه اختلاف حیث وجود دارااست، برخی این وصلت را در هنگامی دانسته‌اند که فرستاده برای عمرة القضا احرام بسته بود؛ ولی گزارش‌های بخش اعظمی نیز می‌باشد که مبتنی بر آن، پیامبر خداوند(ص) میمونه را در ماه شوال سال عمره قضاء قبل از آنکه برای عمره احرام ببندد برای خویش عقد کرد و در ناحیه سرف با وی عروسی مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد

.[۱۹] براین اساس تزویج او و حتی عروسی، پیش از احرام بستن در عمره القضاء بوده میباشد. از صفیه دختر شیبه پرسیدند آیا فرستاده خداوند(ص) در حالی که برای عمره احرام بسته و محرم بود میمونه را عقد کرد؟ اعلام کرد: خیر، به معبود قسم و سوگند نبی پروردگار او‌را در حالی عقد کرد که هیچ‌کدام محرم نبودند.[۲۰] این زمینه تا بدان‌جا محل گفت و گو بوده که قدمت بن عبدالعزیز به یکی‌از صحابه طومار می‌نویسد و دراین مورد از او پرسش می‌نماید. وی در جواب میگوید: فرستاده(ص) در حالی که محرم عدم وجود از وی خواستگاری نمود و در حالی که محرم خلا با وی زفاف آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۲۱]


ساختمان به دور قبر میمونه در منطقه نواریه، مکه
پشتیبانی از امام علی(ع)
از احوالات وی بعداز وفات فرستاده(ص) استحضار چندانی در چنگ وجود ندارد؛ البته بعضا از کم روایاتی که از او بیان شده، حکایت از ارادت خاص به امام علی(ع) داراست. از یزید بن اصم اورده شده که «شقیر(سفیر) بن شجره عامری از کوفه به مدینه آمد و از خاله‌ام میمونه اذن ورود خواست. بعد از ورود، میمونه از انگیزه وارد شدن وی پرسید. آن مرد اعلام‌کرد: زیرا میان عموم اختلاف افتاده، ترسیدم که فتنه، من را در برگیرد از این‌رو از کوفه بیرون شدم. میمونه بیان کرد: آیا تو با علی(ع) بیعت کرده بودی؟ مرد بیان کرد: آری. اعلام کرد: پس برگرد و از صف وی مستقل نشو، به آفریدگار عهد و پیمان وی خیر گم راه میباشد و خیر گم راه می‌نماید. مرد ذکر کرد:‌ ای مامان، آیا حدیثی از نبی معبود(ص) درباره علی(ع) داستان می کنی؟ میمونه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خاطرنشان کرد:

فرستاده خداوند(ص) فرمود: علی علامت حق و درفش هدایت میباشد. علی خنجر خداست که بر کافران و منافقان آخته میباشد. هرکه او‌را دوست بدارد، به دوستی اینجانب او را دوست داشته و هرکه با او دشمنی نماید به دشمنی اینجانب با او معاند گردیده و هرکه اینجانب یا این که علی را معاند دارااست، در حالی خداوند را ملاقات می‌نماید شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد که اورا حجتی نباشد.[۲۲]

حرم میمونه در بین سال‌های ۱۲۶۴ و ۱۲۶۸ق.[۲۳]
شخصیت روایی
میمونه احادیثی از رسول(ص) داستان نموده است. راوی اساسی ماجرا‌های وی خواهرزاده‌اش یزید بن أصمّ میباشد.[۲۴] افزون بر وی، ابن عباس،[۲۵] و بقیه افراد نیز از وی روایاتی نقل کرده‌اند. در کتاب‌های درست مسلم و بخاری از وی حدیث نقل گردیده است.[مستلزم منبع]

درگذشت
در سال وفات میمونه اختلاف میباشد. سازه بر نقل طبری و ابن‌ سعد وی در سال ۶۱ هجری قمری در سن ۸۰ یا این که ۸۱ سالگی از عالم رفت و بر این شالوده، واپسین همسر فرستاده بود که رحلت کرد.[۲۶] اما بنابر قولی دیگر، میمونه در سال ۵۱ هجری قمری بعداز برگشت از هجرت حج، در ناحیه سرف از جهان رفت.[۲۷] ابن عباس بر پیکر او نماز خواند[۲۸] و او‌را طبق وصیتش به عبارتی‌جا (که محل وصلت وی با فرستاده معبود(ص) بود)، به خاک سپردند.[۲۹]

پانویس
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۴۴۴.
ابن حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۴۸
طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۶۲۳.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۹۹۲م، ج۴، ص۱۹۰۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۴۲۹.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۰۰.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۹۹۲م، ج۴، ص۱۹۰۹.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۸، ص۱۰۴.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۲۵.
عایشه بنت الشاطی، نساء النبی، ۱۹۸۵م، ص۲۳۱–۲۳۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۴۴۶.
ابن هشام، السیرة النبویه، دارالفکر، ج۲، ص۶۴۶.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۸، ص۱۰۴
صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۶۴۶.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۶۱۱.

بازدید : 30
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:25


مُعَلّیٰ بن خُنَیس کوفی (درگذشته ۱۳۱ق) از راویان و وکیلان مالی امام درستگو(ع) بود. روضه خوان طوسی، احمد بن محمد برقی و علامه حلی، از فقیهان و رجالیان شیعه، اورا ثقه دانسته‌اند؛ ولی ابن غضائری و نجاشی، روایات او را تضعیف کرده‌اند. به گفته آیت الله خویی، مُعَلّیٰ، ۸۰ قصه نقل نموده است. بیشتر احادیث وی بی‌واسطه از امام درستگو نقل گردیده‌است و راویانی زیرا ابن مسکان از اصحاب اجماع از وی ماجرا کرده‌اند. وی راوی احادیثی درباره عید باستانی میباشد. او در سال ۱۳۲ق به امر عباسیان در مدینه مسجد النبی کوهسنگی مشهد کشته شد.

معرفی
ابوعبدالله مُعَلّیٰ بن خُنَیس بَزّاز کوفی، از راویان و اصحاب امام درست گو(ع) بوده میباشد.[۱] او همینطور غلام[۲] و نماینده قانونی مالی امام ششم(ع) معرفی گردیده‌است.[۳] تاریخ تولد معلی بن خنیس در منابع بیان نشده میباشد؛[۴] ولی عمل او پارچه‌فروشی بوده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۵]

معلی در سال ۱۳۲ق، به فرمان داود بن علی، از فرماندهان حکومت عباسی کشته شد و پیرو آن بخشی از اموال امام درستگو(ع) مصادره شد.[۶] امام راست گو(ع) درپی قتل معلی، به داود بن علی اعتراض کرد و داود بن علی، قتل کننده معلی را که از زیردستانش بود، قصاص کرد.[۷] برخی گزارش‌ها نشانه بر آن میباشد که داود بن علی،‌ اسامی شیعه‌ها را از معلی بن خنیس مطالبه نموده است و پیرو عدم همیاری معلی، او را به قتل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسانده .[۸]

تحقیق وثاقت راوی
روضه خوان طوسی (۳۸۵-۴۶۰ق)، از مشهورترین محدثان و فقیهان شیعه، معلی بن خنیس را از اصحاب گزینه متکی بودن امام راستگو(ع) و کارگزاران او دانسته میباشد.[۹] احمد بن محمد برقی، محدث و رجالی شیعه در قرن سوم قمری هم در کتاب رجال خویش، معلی بن خنیس را از اصحاب امام درست گو معرفی نموده است.[۱۰] همینطور مبتنی بر روایتی از امام ششم(ع)، معلی، کارگزار و نماینده قانونی مالی امام ششم بوده میباشد.[۱۱] علامه حلی، با استناد به لحاظ روحانی طوسی، او‌را راوی‌ عادل معرفی نموده است.[۱۲] بااین‌همگی نجاشی و ابن‌غضائری، از علمای رجال شیعه، او‌را در نقل حدیث، ضعیف و غیرقابل پشت گرمی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دانسته‌اند.[۱۳]

معلی بن خنیس را از حامیان اول مُغَیرة بن سعید، از دعوت‌کنندگان به امامت محمد بن عبدالله (نفس زکیه) شمرده و میل به مغیریه را سبب ساز قتل او دانسته‌اند.[۱۴] همینطور گفته‌اند: احادیث او مورداستناد غلات بوده میباشد.[۱۵]

سید ابوالقاسم خویی (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش)، فقید و رجال‌شناس معاصر، با رسیدگی احادیث مدح و ذم درباره معلی بن خنیس، احادیث مدح را دارنده هماهنگی دانسته و در سود، اورا مردی صادق و گزینه اعتنا امام راست گو(ع) و همینطور از اهل فردوس معرفی نموده است.[۱۶] خویی، همینطور غالی‌فهمیدن معلی را از بهتان‎‌های اهل سنت به او دانسته میباشد که برای خدشه‌کردن در وثاقت راویان شیعه به آن متوسل می‌گردیده‌اند.[۱۷] حسین ساعدی، در کتابی به لهجه عربی با تیتر «المعلی بن خنیس: شهادته و وثاقته و مسنده» که به وسیله مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث چاپ گردیده، شخصیت و ثقهبودن او را تحقیق نموده است.

احادیث
از مُعلی بن خنیس، احادیثی در منابع روایی شیعه مثلا کتاب ها اربعه نقل گردیده است.[۱۸] آیت الله خوئی تعداد احادیث او‌را ۸۰ حدیث دانسته میباشد.[۱۹] بیشتر روایات وی بی‌واسطه از امام درستگو قصه گردیده‌است.[۲۰] راویانی زیرا ابن مسکان از اصحاب اجماع،[۲۱] حریز بن عبدالله سجستانی،[۲۲] و معلی بن عثمان [۲۳] از او داستان نقل کرده‌اند. روایات منقول از او در موضوع‌هایی زیرا فقه،[۲۴] اعتقادات،[۲۵] آداب اسلامی[۲۶] و تعبیر و تفسیر قرآن[۲۷] میباشد. او همینطور راوی روایاتی درباره عید نوروز میباشد.[۲۸]

بازدید : 12
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:09


مُثنا بن ابی‌عُمَیْر زیاد بن عیسی اَزْدی (درگذشته ۲۱۷ق‌)، دارای شهرت به ابن ابی‌عمیر محدث امامیه و از اصحاب اجماع در قرن سوم قمری میباشد که محضر سه بدن از امامان شیعه(ع) را شعور نموده است. بیشتر رجالیان احادیث مرسل او‌را همچون احادیث مسندش مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌پذیرند.

شعور محضر سه امام
ابن ابی‌عمیر در بغداد اقامت داشت و از امام کاظم(ع) حدیث شنید.[۱] در برخی از این روایات‌، امام اورا با لقب ابواحمد خطاب نموده است[۲] روضه خوان موثر[۳] و روضه خوان طوسی[۴] گفته‌اند که ابن ابی‌عمیر، محضر امام کاظم(ع) را فهم و شعور کرد؛ ولی از آن حضرت ماجرا نکرده میباشد. این مقاله با گفتار نجاشی و احادیث بی‌واسطه ابن ابی‌عُمیر از امام کاظم(ع) در توحید،[۵] کمال‌الدین و آحاد النعمه[۶] و بدون نقص الزیارات[۷] سازگار وجود ندارد. مگر آنکه غرض، یه خرده احادیث او از امام کاظم(ع‌) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.[۸]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام راست گو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
ابن ابی‌عُمیر محضر امام رضا(ع) و امام جواد(ع) را نیز شعور و از امام هشتم(ع) مستقیماً ماجرا نموده است.[۹]

نقل قصه از امام راستگو(ع)
ابن ابی عمیر از اصحاب امام راست گو(ع) نبوده میباشد؛ بیشتر روایاتش را با یک یا این که دو واسطه از امام درست گو(ع) نقل می‌نماید. ولی برخی او‌را از اصحاب امام درست گو(ع) نیز دانسته‌اند. این نادرست از آنجا ناشی گردیده که ابن ابی‌عمیر، هم‌اسم یکی‌از راویانی میباشد که در حین امام کاظم(ع) در پیشین میباشد‌.[۱۰] برخی از رجال‌شناسان قصه‌های این دو را خلط کرده و بعضی روایات گفته شده از امام درستگو(ع) را به او نسبت داده‌اند و آن ها را مُرْسَل‌ (= حدیثی که از سلسله روات آن یک یا این که دو بدن حذف گردیده باشند) دانسته‌اند،[۱۱] برخی این ماجرا‌ها را از ابن ابی‌عمیر غیر پر اسم و رسم و مُسْنَد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دانسته‌اند.[۱۲]

او در نزد خاصه‌ و عامه‌ منزلت مهمی داشت. بنابر گفته روحانی اثرگذار[۱۳] معتمدترین و زاهدترین عموم دوران خویش بود. جاحظ، ادیب و فقیه معتزلی، ابن ابی‌عُمیر را از تندروترین مشایخ شیعه می‌شمارد.[۱۴]

شکنجه و زندان
ابن ابی‌عُمیر روزگاری دراز در زندان هارون‌الرشید به رمز پیروزی. زمان حبس او را از ۴ سال[۱۵] تا ۱۷ سال[۱۶] نوشته‌اند و منجر آن را به طور‌های متعدد ذکر کرده‌اند. سازه بر قولی‌، انگیزه آن امتناع از پذیرفتن منصب قضا بود که ابعاد به بدون چاره آن را به عهده گرفت‌. به گفته دیگر، بدان سبب ساز اورا به زندان انداختند که می‌خواستند از مخفیگاه‌های شیعه‌ها و اصحاب امام کاظم(ع) با خبر گردند.[۱۷]

روضه خوان طوسی گفته میباشد که معارضان ابن ابی‌عمیر نزد هارون‌ سعایت کردند که او اسامی تک تک شیعه‌ها عراق را می داند. هارون اورا احضار کرد و از او خواست تا آنها‌را اسم پیروزی، او امتناع کرد. پس هارون امر کرد تا اورا لخت کردند و در بین دو نخل آویختند و ۱۰۰ تازیانه زدند.[۱۸]

پس از هارون در حین خلافت مأمون تا‌وقتی‌که امام رضا(ع‌) حضور داشت‌، وی و دیگر شیعه ها در حمایت بودند، ولی بعداز شهید شدن وی‌، او بازداشت و زندانی شد و سختی بسیار موفقیت و هر آنچه داشت به حراج رفت‌.[مستلزم منبع] براساس گزارش نجاشی در کتاب رجالش درمدت چهار سالی که در زندان بود خواهرش کتاب‌هایش را که ۹۴ عدد بود [۱۹] در ذیل خاک مخفی کرد که به سبب ساز باران یا این که انگیزه دیگری کلیه از فی مابین رفتند.[۲۰]

ابن ابی‌عمیر در سال ۲۱۷ هجری قمری درگذشت.[۲۱]

منزلت علمی
از اسم تألیفات ابن ابی‌عمیر اینگونه برمی‌آید که وی در دانش فقه‌، دانش حدیث، دانش صحبت‌ و مغازی تبحر داشته میباشد‌. طوسی‌[۲۲] از علی بن حسین فضّال‌ نقل می‌نماید که ابن ابی‌عمیر از یونس بن عبدالرحمن افقه‌، اصلح و افضل بود، ولی خویش طوسی در آنجا که اسامی طبقه سوم از اصحاب اجماع را بیان می‌نماید[۲۳] یونس بن عبدالرحمان و صفوان بن یحیی را دانا‌ترین آن ها می‌شمارد. سید بن طاووس[۲۴] به استناد روایتی از کتاب اینجانب لا یحضره الفقیه ابن ابی‌عمیر را منجم دانسته[۲۵] بعضا این قصه را از جهت گواهی و متن‌ مخدوش دانسته‌اند.[۲۶]

مشایخ
ابن ابی‌عمیر با آنکه در کلام مشایخ اهل سنت به راز برده و از آن‌ها روایات شنیده، البته تنها از راه‌های راویان امامی‌ نقل حدیث می کرد.[۲۷] اسم وی در بیشتراز ۶۴۵ ورقه ها روایی‌ آمده میباشد‌.[۲۸] بعضی از مشایخ‌ او عبارتند از:

ابو ایوب خزّاز
ابوبصیر
ابن اُذَینه‌
ابن سَنان‌
اَبان بن تَغلِب‌
ابان بن عثمان‌
اسحاق بن عَمّار
بُکیر بن اَعْین‌
جمیل بن دَرّاج‌
حَمّاد بن عیسی‌
حَمَّاد بن عُثمان‌
حَنَان بن سَدِیر
رفاعَه‌
عبدالله بن بُکیر
عبدالله المغیره
کردَویه‌
مُرمزِم بن حکیم‌
معاویه بن عمار
معاویه بن وهب‌
وهب بن عبدربّه‌
و اکثری دیگر.
ماجرا‌کنندکان از ابن ابی‌عمیر
از ابن ابی‌عمیر خلال راویان امامیه، راویان غیر امامیه مثل فطحیه و واقفیه نقل ماجرا کرده‌اند. برخی از راویان حدیث او عبارتند از:[۲۹]

احمد بن محمد بن خالد برقی
ابو عبدالله برقی‌
احمد بن محمد بن عیسی اشعری
احمد بن هلال‌
حسن بن محمد بن سَماعه‌
حسین بن سعید
عبدالله بن عامرعلی بن سندی
علی بن مهزیار
فضل و ادب بن شاذان
محمد بن خالد برقی‌
معاویه بن حکیم‌
یعقوب بن یزید
و دیگرافراد‌.
ولی راویان غیر امامی، از محمد بن ابی عمیر با تیتر محمد بن زیاد تعبیر و تفسیر می‌نمایند. انگیزه خاصی برای این قضیه بیان نشده ولی بعضی احتمال داده‌اند که شاید علّت آن باشد که نمی‌خواستند از یک راوی امامی با تیتر مشهور و دارای اسم و رسم وی که محمد بن ابی‌عمیر میباشد حافظه نمایند.[۳۰]

بازدید : 14
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:51


حوزه علمیه خراسان یا این که حوزه علمیه مشهد، مجموعۀ دست‌اندرکاران، مدرسه ها شرعی و مراجع مذهبی در خراسان جمهوری اسلامی ایران که فراگیری، تربیت و رشد طلاب علم ها شرعی شیعه و بعضا وظایف مذهبی دیگر را بر ذمه دارا مسجد النبی کوهسنگی مشهد هستند.

تاریخچه
براساس برخی منابع، عمل‌های علمی در بقاع امام رضا(ع) در قرن‌های قبل از عصر صفویه نیز ترویج داشته میباشد و برخی عالمان گرانقدر مثل ابن بابویه، روضه خوان طوسی، ابوعلی ادب بن حسن طَبْرِسی، ابوالبرکات محمدبن اسماعیل مشهدی، ابن ابی جمهور و خواجه نصیرالدین طوسی در‌این شهر سکونت داشته و محافل علمی تشکیل داده بودند. در زمانه صفویه سفر علمایی از جبل برهان به خراسان و شهر مشهد مثل؛ حسین بن عبدالصمد حارثی، بابا روضه خوان بهائی، روضه خوان حر عاملی و روحانی لطف الله میسی و دقت دولت صفوی به مورد یاددادن، تعلم و تبلیغات فقهی و ایجاد کرد مدرسه های فقهی در خراسان سبب ساز توسعه و گسترش و تقویت محافل علمی شد و حوزه علمیه مشهد به حوزه علمی پرمایه و نیرومندی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد تبدیل شد.

در زمان قاجار نیز به توسعه و گسترش و تقویت حوزه علمیه مشهد پژوهش میشد. حوزه علمیه مشهد بعداز انقلاب مشروطه که اتفاق گوهرشاد فیس اعطا کرد، و خاصه بعداز هجرت دو شیخ دانشمند به مشهد، آقازاده خراسانی، فرزند آخوند خراسانی، و حاج آقا حسین قمی (متوفی ۱۳۲۶ش) که هر دو درس خوانده نجف بودند، و نیز روحانی مرتضی آشتیانی، به ویژه از نگاه دروس بیرون فقه و اصول بیشتراز رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد پیش رونق گرفت.

مرکزیت منطقههای علمیه
 حوزه علمیه   عصرٔ مرجعیت
حوزه علمیه قم قرن سوم و چهارم
حوزه علمیه بغداد قرن چهارم و پنجم
حوزه علمیه نجف قرن پنجم و ششم
حوزه علمیه حله قرن هفتم تا نهم
حوزه علمیه نجف قرن دهم
حوزه علمیه اصفهان قرن یازدهم و دوازدهم
حوزه علمیه نجف سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم
حوزه علمیه قم چهاردهم و پانزدهم
حیطههای علمیه کشور ایران • حیطههای علمیه عراق • ناحیههای علمیه لبنان
این حوزه ذیل زعامت علمای بزرگی زیرا حاج آقا حسین قمی و آقازاده خراسانی در عصر پهلوی نخستین در مورد ها گوناگون به علمکردهای مختلف سیاسی و اجتماعی حکومت که با شئونات فقاهتی جامعه منافات داشت عکس العمل آرم اعطا کرد. احیای مجدد حوزه علمیه مشهد بعداز سقوط رضاشاه به صورت خاص مدیون عملکرد‌های سه شخصیت علمی پر رنگ یعنی میرزا احمد کفایی، روضه خوان مرتضی آشتیانی و میرزا مهدی اصفهانی بود. مسافرت آیت الله میلانی دگرگونی و جهش علمی و فقاهتی این حوزه را بیشتراز پیش پایدار و افزایش داد، او در جهت ساماندهی حوزه شغل های مهمی اجرا بخشید. حوزه علمیه مشهد در تکان‌های اجتماعی مثل؛ ملی کردن صنعت نفت، قیام۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲، مخالفت با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و اصلاحات ارضی، اعتراض به تبعید امام خمینی و موفقیت انقلاب اسلامی نقش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشت.

قبل از صفویه
در قرن چهارم
براساس برخی منابع، شغل‌های علمی از قبیل نقل حدیث و درس دادن بعضا کتاب‌ها و مباحث علمی در‌این حوزه‌، خاصه در مقبره امام رضا علیه‌السلام در قرن‌های قبل از زمان صفویه نیز اشاعه داشته میباشد و حتی برخی عالمان گران قدر در‌این شهر بومی بوده‌اند. به عنوان مثال گزارش گردیده که پنج مجلس از کل مجالس املای حدیث ابن بابویه (متوفی ۳۸۱ق)، دانا و محدّث مشهور امامی قرن چهارم، آنچنان که در کتاب امالی او،[۱] منعکس شدن یافته در مشهد و در مقبره حضرت امام رضا(ع) برگزار شد‌ه‌است.[یادداشت ۱]

بازدید : 29
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:48


عامِر بنِ فُهَیرَه صحابی نبی خداوند(ص) و از سابقین در اسلام میباشد. او که به دست رسول اسلام(ص) یا این که ابوبکر از بردگی طفیل بن عبدالله و شکنجه مشرکان آزاد گشت، همسفر نبی معبود در مسافرت به مدینه بود و به آن حضرت و همپا او سرویس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکرد.
عامر در غزوات بدر و احد حاضر بود و درباره کیفیت و فرصت شهید شدن او اختلاف گردیده‌است. شماری شهیدشدن اورا در سریه بئر معونه دانسته‌اند، اما گردآوری‌ای با دقت به حضور او در جیش العسره این گفته را درست آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندانسته‌اند.

معاش‌طومار
ابو عمرو عامر بن فهیره ازدی حدود بیست سال پیش از بعثت فرستاده اسلام(ص)، در قوم ازد متولد شد.[۱] وی در سنین کودکی به بردگی طفیل بن عبدالله، اخوی مادری عایشه و عبدالرحمن فرزندان ابوبکر، درآمد.[۲]
عامر را از سابقین در اسلام دانسته‌اند. او پیش از اینکه نبی(ص) وارد منزل ابن ابی‌ارقم گردد و دعوت خویش را علنی نماید، در حالی که هنوز برده بود به اسلام گروید.[۳] بعداز ایمان آوردن به نبی(ص)، عامر بسیار شکنجه شد تا از آئین اسلام بازگردد اما استقامت کرد تا ابوبکر او‌را خرید[۴] و از بردگی آزاد نمود. عامر بعداز آزادی چوبانی گوسفندان ابوبکر را تا مجال مهاجرت برعهده گرفت.[۵] بعضی معتقدند نبی(ص) خویش عامر را خریداری و آزاد نموده است.[۶] سید جعفر مرتضی عاملی ایمان آوردن ابوبکر را در سال پنجم بعثت میداند و این نظر را دارد با اعتنا به اینکه عامر بن فهیره پیش از سال سوم بعثت ایمان آورد، نبی خداوند(ص) اورا از ابوبکر خریداری و آزاد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۷]

ملازمت و همراهی با نبی(ص) در مسافرت به مدینه
به هنگام مهاجرت فرستاده اسلام(ص) به مدینه، عامر بن فهیره یاروهمدم با ابوبکر همسفر پیامبر پروردگار بود و به آن ها سرویس می کرد.[۸] در گزارشات تاریخی آمده میباشد پس از خروج نبی(ص) از مکه و رفتن وی به غار ثور ابوبکر از عامر خواست تا گوسفندان ابوبکر را به سمت غار جنبش دهد. عامر هنگام شب گوسفندان را به سمت غار تکان بخشید و روز بعد از آن که عبدالله فرزند ابوبکر از ملاقات با فرستاده(ص) و پدرش رجوع با یار و همدم کردن گوسفندان مکان پای اورا محو کرد تا مشرکان مکه مسیر آنها‌را پیدا شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نکنند.[۹]

حضور در مدینه
وقتی که عامر همدم رسول(ص) به مدینه رسید در منزل سعد بن خثیمه سکنی گزید. در ماجرای عقد اخوت که حضرت محمد(ص) بین انصار و مهاجرین برقرار کرد، این عقد فی مابین عامر بن فهیره و حارث بن اوس بن معاذ بسته شد و در نبرد‌های بدر و احد حاضر بود.[۱۰]

شهیدشدن
اکثری از منابع تاریخی، شهید شدن عامر بن فهیره را یار و همدم با تعدادی نفر از صحابی در سریه بئر معونه دانسته‌اند. این سریه در سال چهارم مهاجرت اتفاق افتاد و طی آن یک‌سری بدن از صحابه رسول اسلام(ص) به فرماندهی منذر بن عمرو که برای تبلیغ آیین اسلام همپا ابو براء عامر بن صاحب به ناحیه نجد نزد قبائل بنی‌سلیم رفته بودند، به دست عامر بن طفیل و جمع‌ای از اشخاص خویشان بنی‌سلیم به شهید شدن رسیدند.[۱۱] در مقابل بعضا به جهت وجود استناداتی از حضور عامر در جیش العسره در غزوه تبوک، شهیدشدن اورا در سریه بئر معونه درست نمی‌دانند.[۱۲]
در شماری از منابع تاریخی درباره روش شهیدشدن عامر آمده میباشد که بعداز ضربت تناول کردن به دست عامر بن طفیل در سریه بئر معونه به افق رفت و ملائکه او‌را دفن کردند.[۱۳] سید جعفر مرتضی عاملی با دقت به وجود بعضا استنادات درباره حضور عامر در نزاع تبوک، این فضیلت‌سازی برای عامر را در جهت مقصود دیگری که ابراز ارادت به خلیفه اولیه میباشد، چک نموده است.[۱۴]

بازدید : 22
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:48


عباس بن محمدرضا قُمی (۱۲۹۴ق-۱۳۵۹ق) دارای شهرت به روضه خوان عباس قمی و محدّث قمی فقید شیعه در |قرن چهارده هجری قمری میباشد. وی محدث، مورخ و خطیب بود و تحصیلات و شغل های علمی خود را در سه حوزه قم، مشهد و نجف سپری کرد و کتاب‌های پرشماری نگاشت. مفاتیح الجنان، سفینة البحار، نفس المهموم و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات روضه خوان عباس قمی به‌شمار می‌رود. محدث قمی در سال ۱۳۱۹ش در نجف درگذشت و در مقبره علی بن ابیطالب(ع) مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شد.

معاش‌طومار
روضه خوان عباس در سال ۱۲۹۴ق در قم متولد شد.[۱] پدرش محمدرضا قمی شخصی متدین و مرجع عموم برای دوراندیشی از وظایف فقهی بود[۲] و مادرش، بانو زینت از زنان متدین و صالح بود.[۳] روحانی عباس قمی درباره مامان خود اینچنین ذکر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدارد که:

«اینجانب هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم میباشد؛ چون وی همت داشت مدام من‌را با عصمت و طهارت بدون نقص شیر دهد».[۴] وضه خوان عباس در رجوع از نجف به قم، تزویج کرد. او دختر سید زکریا قزوینی از علمای قم را به همسری برگزید؛ ولی این تزویج بعداز چندی به طلاق انجامید.[۵] محدث قمی زمانی که در مشهد اقامت داشت، با دختر سید احمد طباطبایی (۱۲۷۰-۱۳۳۴ق) تزویج کرد.[۶] فرزندان او به اسم میرزا علی، میرزا محسن، فاطمه و نجمه از این بانو رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد متولد شدند.[۷]

محدث قمی در شب ۲۲ ذی‌الحجه سال ۱۳۵۹ق موازی با ۱ بهمن ۱۳۱۹ش[۸] در ۶۵ سالگی در نجف درگذشت. سید ابوالحسن اصفهانی در مقبره امام علی(ع) بر وی نماز خواند و پیکرش در کنار استادش میرزا حسین نوری در مقبره دفن شوید. بنابر نقل سید محسن امین سه مجلس بزرگداشت برای او در نجف، کربلا و کاظمین برگزار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۹]

منزلت و مداقه
سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه، او را تحت عنوان دانا، فاضل، محدث، واعظ، عبادت کننده و خداترس حافظه نموده است.[۱۰] علامه امینی در کتاب الغدیر به مناسبت بیان کتاب سود القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر او را از نوابغ و از بزرگان دانش حدیث معرفی می‌نماید.[۱۱] شعرانی در کتاب دمع السجوم او را ادیبی بارع، محدثی خبیر و باخبر و در ضبط مطالب ظریف و پیشوای دهر معرفی می‌کند[۱۲] امام خمینی در تفصیل چهل حدیث او‌را این سیرتکامل تعریف نموده است:«الشّيخ العالم الجليل المُتَعَبِّد الثّقة الثَّبت» روضه خوان دانشمند پای‌سد به آیین و اهل تعبد و قابل اتکا ودارای خطای معدود و پاک از لاف. [۱۳] کنگره بزرگداشت روضه خوان عباس قمی، پنجشنبه ۱۱ آذر سال ۱۳۸۹ش در راس فقاهتی ائمه اطهار(ع) در قم برگزار شد.[۱۴]

تحصیلات و سرویس ها علمی

تمبر یادبود محدث قمی به مناسبت هفتادمین سالگرد
محدث قمی برای کامل شدن علم ها و معارف سفرهایی را به بلاد اسلامی داشته و به همین انگیزه در سه حوزه علمیه قم، نجف و مشهد اساتیدی داشته میباشد. روحانی عباس تحصیلات زمانه کودکی و نوجوانی را در قم طی کرد. برخی اساتید او درین شهر عبارتند از:

محمد ارباب قمی[۱۵]
روحانی ابوالقاسم قمی[۱۶]
سید احمد طباطبایی قمی (درگذشت:۱۳۳۴ق)پدرخانم محدث قمی
روضه خوان محمد حسین قمی مدرس خط نستعلیق.[۱۷]
مسافرت به نجف
روضه خوان عباس قمی در سال ۱۳۱۶ق و ۲۲ سالگی وارد نجف شد. برخی از اساتید وی درین شهر عبارتند از:

سید محمد کاظم طباطبائی یزدی صاحب و مالک العروة الوثقی
میرزا حسین نوری مالک کتاب المستدرک
محمدتقی شیرازی دارای اسم و رسم به میرزای دوم
سید حسن صدر کاظمی
سید ابوالحسن نقوی لکنهوئی.[۱۸]
رجوع به کشور ایران
محدث قمی بعداز درگذشت میرزا حسین نوری در سال ۱۳۲۲ق نجف را سوراخ کرد و به کشور ایران رجوع. او در بازه زمانی اقامت در جمهوری اسلامی ایران، چند بار به زیارت عتبات عالیات رفت و مجددا به حج مشرف شد.[۱۹]
روحانی عباس قمی آدینه ۱ ربیع‌الثانی ۱۳۳۲ق به قصد اقامت وارد مشهد شد. انگیزه اقامت او در مشهد به تقاضای آقا حسین قمی بود و تا سال ۱۳۵۴ق در آنجا سکونت داشت.[۲۰] او در پیشگفتار کتاب الفوائد الرضویة می‌نویسد: به دلیل شدت ابتلا و دغدغه و کثرت هموم و غموم که بر این داعی رویداد و تفصیل آن زمانبر میباشد به خاطرم رسید که امان برم به امام اتقیا و امان غربا حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع).[۲۱]

بعضی اساتید او در مشهد عبارتند از:

آقا بلندمرتبه حکیم شهیدی(درگذشت:۱۳۱۵ش)
میرزا محمد خراسانی فرزند آخوند خراسانی
روضه خوان مرتضی آشتیانی(درگذشت:۱۳۲۵ش)
آقا حسین قمی
عبدالجواد ادیب نیشابوری.
او در برهه زمانی اقامت ۲۲ ساله خویش در مشهد، به تألیفات مختلف سرگرم شوید و مجالس وعظ و خطابه فراوانی داشت که زبانزد عام و خاص شوید.[۲۲] او همینطور در‌این منابر به افشاگری علیه آمریکایی‌ها و روشنگری عموم می‌پرداخت که از سوی کمیته مجازات حزب دموکرات مشهد ارعاب به مرگ شد.[۲۳]

رجوع و برگشت به نجف

محل دفن روضه خوان عباس قمی درکنار استادش میرزا حسین نوری در بقعه امیرالمومنین
روضه خوان عباس قمی بعداز حادثه مسجد گوهرشاد و قتل عام عموم و تبعید آقا حسین قمی در سال ۱۳۵۴ق به نجف برگشت و تا نقطه نهایی قدمت در آن عقب ماند.[۲۴]

شاگردان و راویان
بعضی از شاگردان محدث قمی عبارتند از:

آقا والا طهرانی
سید احمد موسوی مستنبط
سید احمد معروف به سید آقا تستری جزائری
روحانی حسین مقدس مشهدی
حیدرقلی سردار کابلی
سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی
عبدالحسین فقیهی رشتی
ملا علی واعظ خیابانی تبریزی
سید علی‌امان قائنی خراسانی
سید علی‌نقی نتیجه‌الاسلام
روحانی محمدتقی مقدس طهرانی
روحانی محمدصادق صدر الشریعة تنکابنی
روحانی محمدعلی اردوبادی
روضه خوان محمدمهدی شرف الدین واعظی تستری
سید محمدهادی میلانی
سید مصطفی صفایی خوانساری
سید میرزا مهدی شیرازی
روضه خوان یوسف بیارجمندی حائری
روضه خوان یوسف بن عبدعلی رجایی مغزی.[۲۵] [۲۶]

بازدید : 22
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:21


عبدالله بن مُسکان (درگذشته پیش از ۱۸۳ق)، مشهور به ابن مسکان راوی از امام کاظم(ع) بوده میباشد. او در کوفه می‌زیست و از موالی فامیل عنزه و به نقلی خاندان عجل بوده میباشد. اساتید روایی وی اشخاص مشهوری زیرا ابوبصیر لیث مرادی، زرارة بن اعین، جابر بن یزید جعفی و برید بن معاویه عجلی بودند. صفوان بن یحیی، یونس بن عبدالرحمان، جمیل بن دراج، حسن بن دوست داستنی و ابن ابی عمیر از وی ماجرا کرده‌اند. «کتاب فی الامامة» و «کتاب فی الحلال و الحرام» منسوب به مسجد النبی کوهسنگی مشهد اوست.

صحابی امام کاظم(ع)
درباره معاش وی، داده ها بسیار اندک میباشد. فقط فرمان پر‌نور درباره وی آن میباشد که از اصحاب امام کاظم (ع) بوده میباشد. به گفته نجاشی، ابن مسکان در زمان امامت امام کاظم(ع) درگذشته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱]

جمع‌ای او‌را در شمار اصحاب امام درستگو (ع) نیز دانسته‌اند؛ البته این قضیه محل اختلاف میباشد. چون از یک سو، ابن فضال،[۲] برقی[۳] و طوسی[۴] او‌را در شمار اصحاب امام درست گو(ع) آورده‌اند و در منابع حدیثی امامیه احادیث ابن مسکان از آن امام، فراوان چشم می شود و در برخی به بدون واسطه بودن داستان تصریح شد‌ه‌است.[۵] البته از سوی دیگر، نجاشی[۶] داستان‌کردن او از امام درست گو(ع) را محرز ندانسته و او را صرفا از راویان امام کاظم(ع) شمرده میباشد و عیاشی نیز از یونس بن عبدالرحمان (از اصحاب امام کاظم(ع)) نقل می‌نماید با اینکه ابن مُسکان ناقل اکثری از سخنان امام درستگو(ع) بوده، صرفا یک حدیث از وی استماع رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده است.[۷][یادداشت ۱]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَتمایل بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو


منزلت حدیثی و اثر ها
آنچه درباره ابن مُسکان مسلّم میباشد، توثیق او از جانب رجال‌شناسان امامی و برشمردن وی در بین اصحاب اجماع میباشد.[۹]

نجاشی، عبدالله را ثقه و عین معرفی نموده است.[۱۰] علامه حلّی نیز او‌را با همین لفظ ها تعریف نموده است.[۱۱]

روضه خوان موثر در «رساله عددیه»، او را از فقهای اصحاب راستگوَیْن(ع)(امام باقر و امام درست گو) و رؤسای شیعه که مالک فتوا در احکام الهی می‌باشند، معرفی کرده و افزوده که موردی برای ظن و ذمّ وی نیست.[۱۲]

محدّث قمی درباره عبدالله می‌نویسد: از اصحاب جلیل القدر حضرت امام راستگو(ع) به شمار میرفت. او یکی آن افرادی به حساب می‌آید که مجموعه شیعه بر تصحیح آنچه که از وی داستان گردیده باشد، اجماع و رخداد دارا هستند.[۱۳]

اثرها
نجاشی، «کتاب فی الامامة» و «کتاب فی الحلال و الحرام» را از اثر ها وی برشمرده و تصریح کرده که بیشتر مطالب تاثیر اخیر برگرفته از احادیث استادش محمد بن علی حلبی بوده میباشد.[۱۴]

مشایخ
اسم ابن مسکان در مدرک ۱۲۵۲ قصه واقع گردیده‌است؛[۱۵]وی از محدثین اکثری به نقل داستان پرداخته؛ به عنوان مثال:

ابوبصیر لیث مرادی
زرارة بن اعین
جابر بن یزید جعفی
برید بن معاویه عجلی
هشام بن تندرست جوالیقی
ابان ابن تغلب
محمد بن مسلم
ابن ابی یعفور
و محمد بن علی حلبی.[۱۶]
راویان
در شمار راویان از او نیز می‌اقتدار به‌این اشخاص اشاره نمود:

صفوان بن یحیی
یونس بن عبدالرحمان
محمد بن سنان
حماد بن عیسی
حماد بن عثمان
ایوب بن نوح
جمیل بن دراج
حسن بن علی بن فضال
حسن بن دوست داستنی
ابن ابی عمیر.[۱۷]
پانویس

بازدید : 25
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:52


توکل میرزاخان یا این که توکل حضرت ابوالفضل یا این که توکل همگانی، توکل‌ای در هرات افغانستان که از نصفه دوم قرن ۱۳ شمسی (۱۲۵۰ش) محل برگزاری برخی از مراسم‌های شیعه‌ها میباشد. افراشتن عَلَم نمادین امام علی(ع) در اولی روز سال هجری شمسی، مراسم شب قدر، نصفه شعبان و سوگواری ماه محرم از آن پاراگراف میباشد. در‌این توکل، تنی چند از روحانیان شیعه مانند محمدطاهر قندهاری، غلام‌حسین طالب و سید اسماعیل بلخی و نیز بعضا از فعالان سیاسی و مسئولان دولتی سخنرانی مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.

شرایط و تأسیس
توکل میرزاخان در کوچه زال‌خان، محله خواجه عبدالله مصری و در قسمت سابق (کهنه) هرات جای‌دارد.[۱]. این جای به توکل حضرت ابوالفضل و توکل همگانی هرات نیز دارای شهرت میباشد.[۲] گاهی تحت عنوان حسینیه از این جای ذکر شده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می شود.[۳]


شبستان توکل
فرصت ظریف احداث توکل میرزاخان مشخص و معلوم وجود ندارد. محمدیوسف هروی، نگارنده کتاب عین الوقایع، می‌نویسد در سال ۱۳۰۳ق (۱۲۵۶ش) ده‌ها توکل در هرات مراسم محرم را برگزار می‌کردند و توکل میرزاخان را از آن پاراگراف شمرده میباشد.[۴] سیدمهدی، دارای شهرت به سلطان‌آغا از مؤسسان این توکل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۵]

برگزاری مراسم‌های مذهبی

اجتماع ما‌درها و خردسالان شیرخوار در توکل میرزاخان هرات (محرم)
در توکل میرزاخان اکثری از مراسم شرعی برگزار می شود. اولِ هر سال شمسی (عید باستانی)، در هرات مانند کابل و مزار شریف در امام‌زاده‌ها و توکل‌ها مانند توکل میرزاخان، عَلَم نمادین حضرت علی(ع) برافراشته میشود.[۶] در بعدازظهر عاشورا در توکل میرزاخان از سوی شورای علمای شیعه هرات مراسم سوگواری امام حسین برگزار می گردد. علمای اهل‌سنت و مقامات دولتی و والی هرات نیز درین توکل حاضر میگردند.[۷] همینطور در محرم، تجمع ما‌درها و خردسال ها شیرخوار درین توکل برگزار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میگردد.[۸]

مراسم شب‌های قدر و جشن و پایکوبی تولد امام مجال(عج) نیز درین توکل برگزار می شود.[۹]

مکانی برای سخنرانی‌های مذهبی و سیاسی
توکل میرزاخان، محل اقامت و سخنرانی تنی چند از علماء و روحانیون شیعه مانند روضه خوان حسن وثیقی، روحانی محمدامین خطیب، روحانی محمدطاهر قندهاری، روحانی غلام‌حسین طالب و سید اسماعیل بلخی بوده میباشد.[۱۰] بلخی در پیشگفتار کتاب «فلسفة الاحکام» آورده، که تایپ کردن این کتاب را در توکل میرزاخان به تاریخ ۵ آذر ۱۲۸۵ش آغاز کرده است.[۱۱]

بعضا فعالان سیاسی و جهادی افغانستان و کشورهای دیگر در آن شغل و سخنرانی داشته‌اند. محمدتقی بهلول و سید اسماعیل بلخی یکسری روز بعد از حضور در قیام گوهرشاد مشهد (تیر ۱۳۱۴ش) و وارد شدن به هرات، در اجتماع عموم در توکل میرزاخان، علیه رضاخان و سیاست‌های مخالف اسلام او صحبت گفتند.[۱۲] بلخی دراین جا، گروهی را به اسم مجتمع اسلامی ایجاد کرد که پیشگفتار احداث حزب اتحاد (پند) شد.[۱۳]

تنی چند از مسئولان دولتی و شهری، ادیبان و هنرمندان هرات در مراسم‌های هر ساله توکل میرزاخان کمپانی و سخنرانی کرده‌اند.[۱۴] خوش‌نویسانی مانند محمدعلی عطار، امین‌الله پیرزاد، غلام‌رضا مایل، و نویسندگان یا این که شاعرانی مانند علی‌اصغر بشیر، عبدالحسین موفقیت و برات‌علی جان نثار را می‌اقتدار از این مثال بر شمرد.[۱۵]

پانویس

بازدید : 22
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 11:33

دارای شهرت به ابوعیسی وَرّاق (درگذشت ۲۴۷ یا این که ۲۴۸ق) متکلم در قرن سوم قمری. بنابر گزارش منابع، رشته وی در بغداد نویسندگی و کتابفروشی بوده میباشد. وراق از معتزلیانی بوده که بعد ها شیعه شد، اما درباره اعتقادات و مذهب وی اختلاف میباشد. روحانی موءثر و سید مرتضی، اورا شیعه دانسته و از وی و اثراتی مانند کتاب الامامه و کتاب السقیفه که درباره اعتقادات شیعه نوشته، مدد کرده‌اند. البته در منابع اهل سنت وی معتقد به عقاید خداناباوری معرفی مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.

اثرها و نگرش‌های علمی وراق آیتم دقت بوده و او‌را جزو منتقدان دورازشوخی باورهای معتزلی نیز دانسته‌اند. از شاگردان وراق، ابن راوندی بوده که ابعاد وی نیز با معلم خویش مخالفت کرد و او‌را زندیق خواند. نجاشی، برای ابوعیسی کتاب‌های زیادی را مذکور که به عنوان مثال آن‌ها المقالات درباره ملل و نحل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

معاش‌طومار، محمد بن هارون بغدادی دارای اسم و رسم به ابوعیسی وراق از متکلمان نصفه نخستین سده سوم هجری میباشد. وی اهل ایران و در بغداد مستقر بوده و در سال ۲۴۷ق و یا این که ۲۴۸ق از جهان رفته میباشد.[۱]مهم ترین خصوصیت علمی وراق، رویا رویی او با فکر‌های معتزلی میباشد. وی منتقد بنیاد معرفتی معتزله، یعنی درنگ‌های توحیدی آنها بود. بعضا گفته‌اند به همین عامل، معتزله نیز او‌را همفکر مشرکان دانستند.[۲] رویکردها و نگرش‌های کلامی وی در عصر خویش، گزینه دقت علما و بزرگان عصرش بوده میباشد.[۳] ابن‌ندیم او‌را مثلا متکلمان مالک‌لحاظ شمرده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴]

وی و عده ای که معتزله را رها کرده‌اند، به «مُخلِط» دارای اسم و رسم میباشند یعنی اشخاصی که اولیه معتزله بوده‌اند، بر تاثیر اظهار عقاید نو از اعتزال خالص خارج آمده و به اصول مدرسه و دسته اعتقادی خویش دارای تعهد نمانده و هرمورد راهی غیروابسته در پیش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفته‌اند.[۵]

عقاید
مذهب اعتقادی ابوعیسی از مباحث مناقشه برانگیز بوده میباشد. بر محور گزارش‌های معتزلیان، او ابتدا معتزلی بود و آن‌گاه از معتزلیان غیر وابسته شد.[۶] بعضی میگویند به همین استدلال، اظهار نظرهای تند معتزلیان درباره وی وجود داشته میباشد.[۷] توده‌ای از معتزله، رغبت وی به شیعه را حقیقی وواقعی ندانستند؛ ولی در عین‌هم اکنون تصریح می‌نمایند وراق در‌این مسیر خدماتی را به مذهب جدیدش نموده‌میباشد.[۸]

خویی می‌نویسد، ابوعیسی برای جانبداری از خویش، درباره ثنویت کتابی نوشت. اما ظاهراً این کتاب اثرگذار عدم وجود و حتی شاگردش ابن راوندی به وی نسبت بی‌شرعی داده میباشد. [۹] روحانی موءثر و سید مرتضی، او‌را به دلیل نوشتن کتاب‌هایی درباره امامت و نگهبانی از مذهب شیعه، از خویش دانسته‌ و از او پناه کرده‌اند.[۱۰]

به جهت خلا هیچ‌یک از اثر ها وراق، اظهارنظر قطعی درباره عقاید، آراء و مذهب کلامی حقیقی وی، مشقت بار میباشد.[۱۱] ابن ندیم،‌ او‌را از افرادی که در ظواهر اسلام آورده بودند؛ اما در داخل اعتقادی به اسلام نداشتند دانسته‌ میباشد.[۱۲]

اثر ها
نجاشی، وراق را متکلمی پندار‌نگار و مشهورترین اثرش را مقاله ها می داند.[۱۳] وی ضمن این کتاب که در آن به آراء و بینش‌های دسته‌های متعدد شیعی اشاره کرده، در اثر ها آجل نیز این درنگ رفلکس داده شد‌ه‌است. برای مثال آن اثرها، کتابی میباشد با اسم اختلاف شیعه که در آن به درنگ‌های کلامی شیعه پرداخته میباشد.[۱۴] در منابع رجالی و غیره، کتاب‌های دیگری نیز برای وی خاطر کرده‌اند از جملة المجالس و بعضا کتاب‌های دیگر مانند کتاب الامامة الکبیر و کتاب الامامة الصغیر، نقض العثمانیه، اقتصاص مذهبها اصحاب الاثنین و الرد علیهم.[۱۵] کتاب السقیفه،[۱۶]

زریاب خویی اشاره می‌نماید که از کتاب‌ها و مقاله‌ها زیادی که به وی نسبت می دهند. چیزی برجای نمانده و تنها منقولاتی در اثر ها دیگر افراد مخصوصا معارضان وی ما‌نده میباشد.[۱۷] زریاب خویی نقل می‌نماید، در کتاب مروج الذهب که حدودا یک سده بعد از وراق درج شده، کتاب‌های ابوعیسی را زیاد و عالی وصف کرده و از کتاب‌های مقاله ها و المجالس او ذکر شده میباشد ؛البته در‌این کتاب‌ها سخنی از اطمینان‌های وراق نزده میباشد.[۱۸]

کتاب الدیانات، الحدث و یک‌سری تاثیر در رد مسیحیت و یهود نیز مثلا اثرها او به شمار آمده میباشد.[۱۹]

اولی اثر ها درباره امامت
بعضی از اهل سنت و معتزله داعیه کرده‌اند، شیعه پیش از ابو عیسی وراق، ابن راوندی و هشام بن حکم درباره امامت حضرت علی، نص صریحی نداشته میباشد و این سه نفر، او‌لین اشخاصی میباشند که مشاجره را مطرح کرده‌اند. البته متکلمان امامیه، این حیث را رد کرده و می گویند، که عهد و پیمان به نص مصرح از سابق‌ترین عقاید شیعه بوده و در اثرها آنان برای نخسین بار به طور کامل گفت و گو شد‌ه‌است.[۲۰]

جستارهای متعلق
علی بن اسماعیل میثمی
مؤمن الطاق
پانویس
حسینی علوی، ذکر الأدیان، ۱۳۷۶ش، ص۹۹.
میرزایی، «ابوعیسی وراق؛ از اعتزال تا میل به مکتب کوفه»، ص۱۱۴.
میرزایی، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا رغبت به مکتب کوفه»، ص۱۱۳.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف گران قدر اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
خیاط، الانتصار، تکثیر نیبرج، ص۲۱۹ و ۲۲۴.
میرزایی، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا تمایل به مکتب کوفه»، ص۱۱۱.
اشعری، مقاله‌ها الاسلامیین، ۱۴۰۰ق، ص۶۴.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف بلندمرتبه اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، «ابو عیسی وراق»، ج۶، ص۸۲.
ابن ندیم، فهرست، درالمعرفه، ص۴۷۳.
نجاشی، رجال، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۷.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف بلندمرتبه اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۷.
نجاشی، رجال، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
زریاب خویی، ابوعیسی وراق، در دائٰرة المعارف بلندمرتبه اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۶، ص۸۲.
میرزایی، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا میل به مکتب کوفه»، ص۱۱۳.
خاتمی، تاریخ دانش حرف، ۱۳۷۶ش، ص۵۸.
منابع
ابن‌ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست لإبن الندیم، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
اشعری، ابوالحسن، مقاله‌ها الاسلامیین، استیناف هلموت ریتر، بیروت، دار النشر، چاپ سوم، ۱۴۰۰ق.
حسینی علوی، ابو المعالی محمد، ذکر الأدیان در تفصیل ادیان و مذهب ها جاهلی و اسلامی، تصحیح عباس اقبال و محمدتقی علم‌پژوه، طهران، انتشارات دریچه، چاپ نخستین، ۱۳۷۶ش.
حلبی، علی اصغر، تاریخ دانش حرف در کشور‌ایران و دنیا، طهران، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش.
خیاط، عبدالرحیم بن محمد، الانتصار، چاپ نیبرج، بیروت، بی‌تا.
زریاب خویی، عباس، «ابوعیسی وراق»، در دائرة المعارف والا اسلامی، طهران، راءس دائرة المعارف تعالی اسلامی،‌ چاپ اولیه، ۱۳۷۳ش.
میرزایی، عباس، «ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا رغبت به مکتب کوفه»، در روزنامه عیب گیری و حیث، شماره ۱، فصل بهار ۱۳۹۱ش.
نجاشی، احمد بن علی، الرجال نجاشی، پژوهش: موسی شبیری زنجانی، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.

تعداد صفحات : 51

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 516
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه